ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

راضیه اشعثی
سقف های محیط زیست یک به یک فرو می ریزد


شکل گیرى حیات در ایران بیش از هر چیز به میزان دسترسى به آب بستگى داشته است در طول قرن ها ،کانون های جمعیتی شکل استقرار خود را از مسیر آب ها کسب کرده اند.
چرا که آب همواره در گذر پر فراز و نشیب حیات گرانیگاه و نقطه ثقل زندگی بوده است . متاسفانه در چند دهه اخیر نادیده انگاری شرایط محیطی و عدم درک موقعیت عرضی ما را به ناکجا آباد آب رسانیده است . دیگراین مثال هرجا آب هست آبادی هم هست ، در سرزمین و جغرافیای کشور ما مفهوم خود را از دست داده است . . بنا به یک اصل اقلیمی گفته می شد ، گفته می شود وقتی به سمت کوهپایه ها حرکت می کنیم دما کاهش و بارش افزایش می یابد .چندی است توازن بهم خورده و تعادلی در این عبارت اقلیمی دیده نمی شود . وقتی دامنه های کوهستان یک سرزمین عریان می شوند و زمین از جنگل ها پاک می شود. جایی برای تحقق اثر بخشی کوهستان بر پهنه سرزمینی نیست . با حذف پوشش زمین ، اعتدال بارشی از دست می رود یا سیل به را می افتد و بارش ها هرزآبی می شوند ویا یک چرخه بی بارشی طولانی رخ می دهد و توزیع فصلی از همان حد اقل بارش نخواهیم داشت. چرا که درختان سکان حیات و پدران ومادران باران هستند. حدف بلوط بر دامنه های زاگرس نمونه بزرگ این رویداد است.

کنون منابع آب از نامدیریتی رنج می برد.سوء مدیریت براین منبع ارزشمند سایه افکنده است . بحران در مدیریت آب جدی است . بحران در مدیریت توزیع و مصرف است نه تولید. میزان متوسط ۲۵۰ میلی متر بارش کافی است . تغییری در الگوی مصرف بخش های سه گانه دیده نمی شود. آثاربرنامه انتقال آب به دل کویربرای صنایع آب بر به بی آبی مناطق پر آب انجامیده است . غبار بی مدیریتی بر توزیع آب دربخش کشاورزی بیش از بیش بوده است
بدین سبب تغییر کاربری اراضی و تصاحب اراضی ملی به حذف جنگل ها و فرسایش خاک منجر شده وبا حداقل بارش ، جریانی از خاک های سست دامنه ها به راه افتاده و از عمر مفید سدها کاسته می شود. در نتیجه آبگیری کم و کم تر خواهد شد وکمبود آب در دوره های خشکسالی اثر خود را براکوسیستم پشت سدها وکاهش وسعت تالاب ها نمایان می کند. تالاب ها با حفظ رطوبت خاک و تعدیل شرایط طبیعی محیط و… سرچشمه زندگی برای مناطق مجاور خود هستند . خشکیدگی تالاب ها زنجیره ای از مشکلات را برای انسان و طبیعت به همراه می آورد . چنانکه تصمیمات نابجا بر تالاب هورالعظیم را شاهد هستید و چگونه دیدیم که خشک بومی اندک اندک زاده شد وفشار و فشار فزونی گرفت. تا نتیجه این شد که بی آبی بر خوزستان به عنوان بخش بزرگی از بین النهرین حاکم گردید.
بهره برداری از منابع آب های سطحی با تعدد سد های مخزنی ما را به بیراهگی از منابع موجود آب سوق داد. لذا بهره برداری منابع آب زیرزمینی هرروز بیشتر شد وبا بی تدبیری برای جبران کمبود ها ، سراغ آب های ممنوعه رفتیم . ورشکستگی آبی با کف شکنی آغاز شد . اکنون این روندها همچنان ادامه دارد . به طور مداوم از زیر شهرها و زمین های مزروعی آب و هیدروکربن ها استخراج می شود و در نتیجه این کف روبی ها فرونشست های پی در پی اتفاق می افتد. تنها اقتصاد قابل بازگوی ما کشاورزی است و بس. برای کسب درآمد در این فضای ناکارآمدی ، مردم و اشتغال به سمت و سوی کشاورزی رفتند . فارغ ازدغدغه مدیرانی که نیم نگاهی به اقلیم خشک حاکم را بر این فضا داشته باشند . کشت های سنتی آب بر در مناطق کم آب و… رایج شد . با فشار یک سویه جهت افزایش تولید کشاورزی و کشت های بی رویه سنتی به سادگی خشکیدگی و خشک بومی سرزمین اجدادی ما اتفاق افتاد. اینجا است که این دعای تاریخی در تاریخ سرزمین ما باقی می ماند تا نسلی به نسل دیگرمیراث دار آن باشیم « خدایا سرزمین ما را از دروغ و خشکسالی و… محافظت فرما.» درک تنوع اقلیم ایران یک آورده اساطیری بوده است . همیشه با ما بوده است و با تاریخ ما پیوند دارد. ساخت سد و بندهای انحرافی ،ساخت آب انبارها ، کشت درختان مقاوم به خشکی و … موید این مطلب است.
حالا با فروریزش سقف های محیط زیستی و در نوردیدن مرزهای زمینی آن ،چالش ها هر روز به بحران تبدیل می شوند و انبوه بحران ها عرصه را برای همزیستی همه زیستمندان این مرز وبوم تنگ تر می نمایند ،اثرات زیست محیطی محلی و منطقه ای غیر قابل بازگشت می شوند. وسعت تغییر و تحول فراوان شده و دامن همه بسترهای زیستی را فرا می گیرد. دست اندازی های بی محابا در محیط زیست عواقب مستقیم و غیر مستقیم بر نشو و نمای نباتی و حیوانی در سیستان و بلوچستان گذارده است واز حد آستانه فرا تر رفته است تحولات متزاید محلی به تدریج روی هم انباشته شده ومنجر به عوارض ثانوی محیط در اصفهان گردیده است که اثار سوء آن به همه گیری محیطی انجامیده است .آستانه های محلی و منطقه ای نظیر بهره مندی از آب شیرین وتولید غذا برای عموم ، رسیدن به شرایط پایدار را با سیاست های غلط آبی ناممکن نموده است .

بحران آب و فرسایش خاک نماد های تغییر و تحول محیط زیست سرزمین ما هستند که با یکدیگر پیوند دارند. کمبود منابع آب ، خشکسالی ، خشک بومی ، تداوم آبیاری غرقابی، خشکیدن تالاب ها ، جانمایی نامناسب صنایع آب بر ، تخلیه آبخوان ها و… امروزه به عنوان معضلات ملی هستند ایجاد تنش در چرخه طبیعی بستر، تنش در چرخه اجتماعی را فراهم آورده است . با طرح انتقال اب از سرشاخه های رودهای پر آب به یزد و کرمان فشار و تاب آوری محیط غیر قابل کنترل شده است ، در نتیجه با مرگ بنیان های زیستی زمینه کوچ اجباری جانوری و انسانی اتفاق می افتد. پیچیدگی ، اندازه و بسامد تاثیرگذاری انسان بر محیط زیست سرزمین ما بر همگان روشن شده است.

مسیر یک سویه توسعه سبب شده تا با مشکلات متعدد محیط زیستی و چالش های اساسی سرزمینی روبرو شویم . به طوری که چالش های محیط زیستی در اکثر مناطق ایران در حوزه های مختلف کاملا مشهود است در این چند دهه طرح های توسعه منطبق با توان های منطقه ای و الزامات محیط زیستی نبوده است . اجرای طرح های توسعه لزوما باید، توزیع مکانی مناسبی در سطوح مختلف سرزمینی داشته باشد و بر اساس قابلیت ها وتنگناهای محیطی مکانیابی و جانمایی شوند.
تعدد معضلات انسان ساخت نظیر تغییر کاربری اراضی ، توسعه شهرها ، بهره برداری بی رویه از منابع آبی ،بهره برداری از منابع معدنی ،فرسایش خاک ، کشت غیر اصولی، زدودن جنگل ها ، خشک شدن تالاب ها ، رها ساری زباله ها وفاضلاب ها حاصل بر خورد ناآگاهانه انسان و عدم درک توان محیط وموقعیت مکانی یک فضای جغرافیایی است تنها نگاه سیستمی و کل گرایانه می تواند راهی برای خروج از بحران های زیستی باشد ، مشکلات و مسائل محیط زیستی پیش از این منحصر به محل های خاصی بود امروزه به عنوان معضلات ملی مطرح هستندبر جغرافیای ما قد علم کرده اند.
اولین ضرورت ریشه کن کردن محرومیت زندگی است .این امر می تواند با بهره گیری مناسب از منابع موجود انجام شود. سیاست های خوب می تواند هم فقر را ریشه کن کند و هم محیط زیست پایدار را به وجود آورد.
یک جامعه پایدار واقعی جامعه ای است که در آن نیازها و رفاه اجتماعی و فرصت های اقتصادی بدست می آیند و محدودیت های زیستی در اکوسیستم های مختلف در نظر گرفته می شوند . فرو افتادن از آستانه های امن بنیان های اجتماعی ، سیستم های طبیعی را به آستانه یا شیب افزایشی مانند کمبود منابع ، تغییر اقلیم ، از دست دادن تنوع زیستی ، مهاجرت و خالی شدن روستا ها از سکنه و… سوق می دهد که نتیجه آن کاهش فضای امن و عادلانه برای شهروندان و محیط است .برای حفظ مرزهای زیستی مسئولین باید در سطح محلی ، ملی حتی جهانی مشارکت ومسئولیت پذیرباشند.
لذا پیش از هر اقدامی با هدف تغییر وضعیت فعلی باید شناختی از شرایط اقتصادی ، امکانات فن آورانه و سیستم سیاسی حاکم بر جوامع در گیر با مسایل محیط زیستی داشته باشیم. راه برون رفت از بحران های محیط زیستی شکل گیری یک ساختار حکمروایی از مردم ، مسئولین و سازمان های مردم نهاد است که با ارائه دغدغه های مشترک به عنوان ابزار اجرایی و استانه تحمل و تصمیم گیری در یک شبکه ، تصمیم گیری عمیق و عکس العمل سریع داشته باشند و همه گروه های مردمی را در بین خود قرار دهند و تبدیل به یک شبکه نظارتی شده وبا این قابلیت دولت را تحت تاثیر قرار دهند تا یک نوع حکمروایی مشارکتی برای حفاظت ایجاد شود.
راضیه اشعثی
دوازدهم مردادماه ۱۴۰۰

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
سایه دوم تو
نادر هوشمند
اصلان آفریقایی و واپسین صورتک او
نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
آرشیو