ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

خیام خوانی شبیه قلیه ماهی است



به مناسبت تولد خیام نیشابوری
گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی
گفت و گو از الهام بهروزی

۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری می‌کنند؟

۱.پیش از این، مبتنی بر برخی آرا و نظریات جامعه شناسان، جغرافیا بر خصایص و ویژگی‌های رفتاری و فرهنگی جوامع، تاثیرگذار بوده است. گرچه این نوع نظریات بعدها، مورد تردید قرار گرفت و از منظر برخی جامعه‌شناسان، حتا مردود شمرده شد؛ اما به نظر می‌رسد هنوز می‌توان از با تاسی از این نظرات ، تا حدودی به تاویل برخی مناسبات و رفتارهای اجتماعی، پرداخت. از جمله کسانی که به تاثیر اقلیم و جغرافیا بر منش و رفتارهای جوامع، باور داشته، می‌توان به «ابن خلدون» و «مونتسکیو» اشاره کرد. از این روی، به نظرم شاید بتوان با میانجی گری نظرات«ابن خلدون» و «مونتسکیو» به گرایش مردم بوشهر به «خیام خوانی» و ایجاد سبک موسیقیایی «خیامی» در این بندر نظر افکند. از این منظر، به نظر می‌رسد که لذت جویی مردمان آب و هوای گرم به همراه سختی زندگی و مشقت کار در این جغرافیا – که منجر به تنبلی و کاهلی فردی و جمعی شده – در گرایش به شعر خیام‌، دخیل بوده است. در واقع، تنبلی و شادزیستی، بخشی از ویژگی مردمان ساکن در مناطق آب و هوای گرم است. “ابن خلدون” پدر جامعه شناسی در کتاب “الِعبَر” هم بیان کرده :”در میان مردمان مناطق با آب و هوای گرم، عاطفه نقش مهم و بسزایی دارد و مردمان این مناطق از نظر موسیقیایی نیازمند ریتم‌های تندتری هستند. «نعمت اله فاضلی»، جامعه شناس ایرانی نیز در مقدمه‌ی کتاب «نقش عواطف بر جوامع انسانی »متاثر از آرای ابن خلدون می گوید موسیقی مشهور بندری در نواحی جنوبی متاثر از شرایط آب و هوایی و جغرافیای این مناطق است. بارون دو مونتسکیو ، فیلسوف مطرح فرانسوی هم در کتاب روح القوانین به این موضوع پرداخته و نوشته است: “در کشورهای معتدل احساس خوشحالی مردم بیشتر از کشورهای سردسیر است و در کشورهای گرمسیر این حس خیلی شدید است . او به نکته‌ای اشاره می کند که امروزه خیلی‌ها تمایل به تایید آن دارند: “من به تماشای اپرای مشابهی در انگلستان و ایتالیا رفتم که حتا بازیگران آن هم یکسان بودند و دیدم موسیقی مشابه، تاثیر متفاوتی بر دو ملت داشت. یکی واکنش سرد و بلغمی و دیگری به وجد می آید و هیجانی می شود، چیزی که تصور آن دشوار است. جفری ساکس هم در همین زمینه پژوهش‌هایی برای موضوع تاثیر آب و هوا داشته که در واقع مدرن کردن نظرات مونتسکیو است: به عقیده ی ساکس: ” آب و هوای گرم جنوب نه تنها با تنبل کردن مردم و لذت جو کردن آنها که با کاستن از توان بدنی‌شان در اثر بروز بیماری ها و به دنبال آن کاهش توان شان برای کارکردن و بروز استعدادها مستقیما بر عملکرد اقتصادی تاثیر می گذارد”. این یکی از دلایل است که می توان با تاسی از آن جغرافیا و اقلیم را در گرایش به خیامی مورد تامل قرار داد.

۲. در خیام‌خوانی اندیشه، هنر (موسبقی) و ادبیات به طرز شگفت‌آوری با هم عجین شده‌اند؛ نظر شما در این باره چیست؟

۲. به‌نظرم سبک موسیقی خیامی خیلی ساده و در عین حال گیراست. در واقع خیامی به واسطه فرم ساده و فلسفه‌ای که در اشعار خیام بوده به تلفیق متوازنی رسیده است و توان عهده‌داری بخشی از گفتمان اجتماعی و نوع زیست مردم شهر بوشهر را دارا شده است. خیامی چند ویژگی داشته که توانسته در شهر بوشهر به یک سبک موسیقی خاص این اقلیم در آید: ۱. مردم بوشهر اکثرا فقیر و قشر کم درآمدی بوده‌اند. شهر فاقد حوزه عمومی برای تفریح بوده و گرما و شرجی هوا مزید بر علت بوده تا مردم به خانه و حوزه خصوصی پناه ببرند. آلات موسیقی هم در قدیم در خانه‌ها فراگیر نبوده و مردم هم به موسیقی آن‌چنان فاخر نگاه نمی کرده‌اند. خیامی در واقع با یک نی جفتی و یا فلوت که یک ساز ساده بوده و کف‌زدن دست‌های افراد حاضر شکل می‌گرفته و نیاز به خرج و مخارج زیادی نداشته است. تازه بدون ساز هم این موسیقی اجرا می شده است. از این ویژگی می توان نتیجه گرفت که خیامی در عمارات تجار ،شکل نگرفته، بلکه در خانه‌های محقر مردم معمولی نضج و رشد پیدا کرده است. از سوی دیگر، رباعیات خیام کوتاه بوده و برای حفظ کردن آن نیاز به حافظه‌ی قوی نبوده است. کوتاهی رباعیات خیام بیشتر با ذهن و روحیه‌ی بوشهری‌ها، جور بوده تا شاهنامه خوانی که هم حافظه ی قوی می‌خواسته و هم بحث و گفت‌وگو و شرح درباره‌ی آن. به همین دلیل خیام خوانی خیلی سریع در اکثر خانه‌های بوشهری‌ها جا گرفت. شما برای مثال در عروسی‌ها، کنسرت‌ها ،آلبوم‌های منتشر شده و چه در کافه ها ،گروه‌های متعددی از خیام‌خوان‌ها را می‌بینید. اما نکته‌ی جالب این است که از قدیم تا حالا فقط تعداد انگشت شماری از رباعیات خوانده و همین طور تکرار شده و تا به امروز رسیده است. به ندرت کسی یا گروهی را می بینید که رباعیاتی غیر از این کلاسیک‌های تکراری را بخواند. در واقع خیامی بخاطر همین سادگی در اجرا و حفظ راحت بوده که اینقدر فراگیر شده است. شاید از یک تمثیل بد نباشد استفاده کنم. خیامی از منظر کم هزینه‌بودن ولی کیف دادن و لذت بخشیدن، شبیه غذای «قلیه ماهی» بوشهری هااست. مهم‌ترین وجه قلیه ماهی ، تندی آن است و کیفیت بهتر آن در نشستن عرق ناشی از تندی بر صورت کسی است که قلیه را می‌خورد. به همین خاطر در خانه‌ی تاجر و فقیر هردو قلیه ماهی را با لذت می‌خورند و در باب آن طعم تند آن صحبت می‌کنند. تفاوت اما در نوع ماهی استفاده شده در قلیه است که در آشپزخانه‌ی تاجر ، ماهی حلوا سفید، طبخ می‌شود و در خانه‌ی مردم عادی، حلوا سیاه بکار برده می شود. مزه‌ی تند مشترک اما لذت ماهی حلوا سیاه( ارزان قیمت) را همچون ماهی حلوا سفید (گران قیمت ) می سازد تا آنچه مهم در نظر گرفته شود لذت و سرخوشی ناشی از طعم تند باشد و قشر فرودست به جبران روانی ناداری خود بپردازد. تندی و فلفل زیاد، طعم فقر است. هندی ها هم بابت تعداد جمعیت زیاد و فقر مردم. غذاهایشان اکثرن تند است تا تندی و تیزی طعم غذا کمک کند به کالری فکر نکنند بلکه شکم‌شان سیر شود و زندگی‌شان در عین فقر، طعم داشته باشد. قلیه ماهی و خیامی از این رو شبیه هم هستند، با اینکه زندگی سخت است و معاش صعب، اما این دو زندگیِ سخت را لذت‌بخش کرده و کمک می‌کند با همه‌ی سختی‌ها، حس سرخوشی جریان داشته باشد.

۳. آیا این اندیشه و فلسفه اشعار خیامی است که مردم بوشهر را به خود جذب کرده یا نه ساختار و فرم روایی آن؟

۳. به نظرم هر دو. ببینید هم فلسفه و اندیشه‌ی خیام دخیل بوده و هم فرمِ رباعی که برای به‌خاطر سپردن ساده بوده است. خیامی یا خیام‌خوانی به نظرم در بوشهر بابت یک انتخاب از سر اندیشه نبوده، در واقع این رخداد به صورت ناخودآگاه و متاثر از روحیه‌ی هلنیستی و یا اپیکوری و معطوف به شاد زیستی مردم این منطقه ، شکل گرفته و رواج پیدا کرده است. با توجه به‌ این‌ که من خودم بوشهری‌ام و تجربه‌ی زیسته‌ام در این اقلیم بوده به نظرم همان ایده‌های اِبن خلدون و مونتسکیو پر بیراه نیست. یعنی اقلیم و جغرافیا و کاراکتر روحی مردمان منطقه در رویکرد به خیام تاثیر داشته است. از سوی دیگر تمرکزگرایی و نظام طبقاتی نیز در این وضعیت دخیل بوده. مردم پیرامون به ویژه در مناطق آب و هوای گرم، تناقض آرزوهای زندگی بهتر در مرکز و برخورد با مسافران خارجی که به این بندر سفر می کرده‌اند با زندگی سخت خود مقایسه می کرده اند و این تناقض را با این نوع بازخوردهای آیینی و موسیقیایی، جبران می‌کرده‌اند. در واقع، بوشهری‌ها در این وضعیت با اقبال به خیام، ناکامی‌های خود را به این صورت جبران می‌کرده‌اند. فلسفه‌ی این جهانی و سکولار خیام که در بوشهر ذیل خوش‌بودن در این دمِ کوتاهِ زندگی معنا‌پذیر شده است؛ در واقع مکانیسمی برای تحمل زندگی سخت در این آب و هوا و شرایط سخت معیشتی بوده است. نوعی بهشت سازیِ ذهنیِ این‌جهانی برای گریز از شرجیِ عرق ریزِ واقعیتِ زندگی. نگاه کنید؛ بر اساس نظر اپیکور ما زمانی خوشبخت هستیم که احساسات خوشایند ما را فراگیرد و از احساسات ناخوشایند بری هستیم. جرمی بنتام نیز معتقد بود دو ارباب بر انسان حکومت می کنند؛ ارباب شادی و ارباب رنج . جان استوارت میل هم گفته بود که خوشبختی چیزی نیست به جز شادی و رهایی از رنج . بوشهری ها هم متاثر از تجربه ی زیسته خود همین فلسفه ها را نخواندت، زندگی کرده اند. برای مثال، از آن‌جا که سبک موسیقی شَروه، کارکرد غم‌اَفزایی و ترکاندن بغض را داشته و بخشی از عواطف مردم بوشهر را نمایندگی می‌کرده تا غم این زندگی را گوشزد کند و اشک تلخی برای این نوع زیستن را جاری سازد؛ خیامی نیز برساختِ دیگر مردم بوشهر برای رقم زدن خوشی و لذت از زندگی، نماینده‌ی بخش دیگر عواطف این مردم بوده است. در واقع، رجوع به خیام و آیین دورهمی آن کمک می‌کرده که مردم غم را لحظاتی کنار بگذارند و کمی با سرخوشی و باده و رقص به این زندگی بخندند.

۴. در خصوص فلسفه خیام‌خوانی در بوشهر بگوید و اشتراکات اندیشه خیام و مردم بوشهر!

۴. فکر کنم در پاسخ‌های قبلی به این پرسش پاسخ دادم. اما لازم می دانم به چند نکته ی دیگر هم اشاره کنم.
خیامی برای بوشهری‌ها، مقاومت در برابر سوپراِگوی مذهبی و اصلاح آن به سبک خودشان است. در واقع اگوی بوشهری، نوعی منشِ لیبرالِ مسلمان را داراست. بوشهری‌ها هم تاسوعا و عاشورا را به خوبی و خاص خود تنظیم کرده‌اند و هم این‌که در کنار ادای فریضه‌های دینی به خوش باشی و سری به خمر شراب‌زدن و باده‌نوشی و رقص و خنده و اِرنَک بازی هم دل‌مشغول بوده‌اند. هم این اند و هم آن. و نه این اند و نه آن. یک وضعیت میانه را دارند. نه تایید می کنند و نه نفی ولی در هر دو ، ضمن همراهی نسبی، تردید می کنند. خیامی برای بوشهری ها، بابت فلسفه ی اندیشه ورز، این جهانی ، سکولار و شک برانگیز خیام در واقع هر شهروند بوشهری را به یک «دکارت» تبدیل می سازد. بر همین اساس، از آن‌جا که اهابی این بندر مدارا ، روحیه‌ی پذیرایی دارند در برخورد با سنت آن را به سبک خودشان تغییر می‌دهند و کاری را که دوست دارند انجام می‌دهند. اگر اجداد آن‌ها در قدیم برای یورش مسلمانان دست به مقاومت و نبرد زدند، پس از مسلمان‌شدن هم به طریق مدرن ، خود دیگرشان را بروز می‌دهند. از این روی خیام برای بوشهری‌ها بیش از فردوسی و حافظ و سعدی گیرایی داشته است. فلسفه و اندیشه خیام با سبک زندگی یا لایف استایل آن‌ها نزدیک‌تر بوده است.

۵. چطور شد که اشعار خیامی از نیشابور به بوشهر سفر کرد بعد زمانی را پشت سر گذاشت تا در جایی غیر از خاستگاه خودش در جان موسیقی آرام بگیرد و دمساز مردمانی شود که در حال زندگی می‌کنند و با وجود همه رنج‌ها، شادی را گم نمی‌کنند؟

۵. پذیرا بودن ، رواداری، زندگی را ساده گرفتن، شک و تردید به پدیده ها، تنبلی، شادزیستی، گرما و شرجی، دریا و علاقه مند بودن به فرهنگ و هنر ، مردم بوشهر را به رباعیات خیام ، علاقه مند کرده است. این علاقه، چنان بوده که به صورت انتزاعی مردم بوشهر از خیام دعوت کرده اند که از نیشابور به بوشهر آمده و ساکن انتزاعی این بندر شود. از این روی خیام، اولین شهروند افتخاری فرهنگ بوشهر شده است.

۶. معروف‌ترین خیام‌خوان‌های بوشهر کدامند؟

۶. من همه را نمی شناسم اما تا آن‌جا که حافظه‌ام یاری می‌کند و شنیده ام این افراد بوده اند: رسول شوشتری، حسین موجی، باقر آرامی،خدر عزیز زاده( عامو خدر) ، خلیل موذنی، جهانبخش کردی زاده، سعید شنبه زاده، غلامرضا وزان، آکا صفوی، باقر آرامی، احمد قربانی ، باران مظفری،محمد لاریان ، عبدالله مقاتلی، امین فیروز پور، عیسی سلیمیان، امیر میرشکاری،نوذر سعادت پور و محسن حیدریه . حتمن کسانی دیگری نیز هستند که یا من نشنیده ام و یا اکنون در خاطرم، حضور ندارند.

۷. بداهه‌خوانی‌ها در خیام‌خوانی چقدر به لطف آن می‌افزاید؟

۷. بداهه‌خوانی در خیامی جزیی از این سبک موسیقی است که به صورت مستقیم دیگران را با خواننده و نوازنده‌ها همراه می‌سازد. یک ویژگی مهم خیامی این است که در جمع خیامی، خواننده بیش از یک نفر است و مانند بازی فوتبال می‌شود توپِ خوانندگی را به نفر دیگری پاس داد. بنابراین هر کس که مایل است می‌تواند در لحظه‌ای که موسیقی این اجازه را می‌دهد شروع به خواندن کند. اگر کسی هم در خوانندگی مشارکت ندارد در کنار کسانی که با ریتمِ خاص کف می‌زنند، می‌تواند همراه شود. در واقع خیامی یک سبکِ موسیقیِ پذیراست. شما را تنها تماشاگر نمی‌خواهد، بلکه شما را به بزم و موسیقی دعوت می‌کند و از شما حضوری فعال برای ساختن آن جمع طلب می‌کند. این وضعیت خیامی شبیه روحیه مداراگر و روادار بوشهری هاست که پذیرای دیگری هستند، نه انسان‌هایی اخمو و سخت گیر که کاری با دیگری ندارند.

۸. ثبت ملی خیام‌خوانی از دید شما چه پیامدهای مثبتی داشته و چقدر این آیین در رونق گردشگری فرهنگی این منطقه موثر ظاهر شده است؟

۸. ثبت ملی خیام‌خوانی کاری خوب و ارزشمند است، اما درباره گردشگری، صادقانه اگر بگویم در ایرانِ امروز، صنعت گردشگری جایگاهی ندارد. این فقدان تا حد زیادی با سد و مانع از سوی گفتمان رسمی مواجه است. در واقع گرایش بیشتر مردم به خیام‌خوانی و موسیقی و شادی نوعی مقاومت در زندگی روزمره و تلاش برای حفظ حوزه عمومی در تقابل با گفتمان رسمی است.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
آرشیو