ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
تاریخ تحقیر ؛ زنان مجرد


گفت و گو‌با حمید موذنی
گفت و گو از غزال ساکی

در روزگار زنان مجرد چه می گذرد
سال ۲۰۰۶ «باربارا پین» بنیان‌گذار شبکه غیرانتفاعی زنان مجرد شاغل، چهارم آگوست (۱۳ مرداد) را روز «زنان مجرد شاغل» نام‌گذاری کرد. هدف از این نام‌گذاری در واقع تشویق زنان شاغل تنها برای قدردانی از توانایی‌های خود و نقشی که در عرصه های اقتصادی (با تمام تبعیض هایی که در زمینه حقوق ،دستمزد و ساعت کاری علیه آنان در جوامع وجود دارد) در جامعه دارند، بود. این در حالی است که در جوامع سنتی و جنسیت زده استقلال مالی فردی و اجتماعی زنان نه تنها یک ارزش تلقی نمی‌شود ، بلکه از سوی جامعه مورد نکوهش قرار می گیرد.در چنین جوامعی به دلیل نگاه مردسالارانه به نقش زن در جامعه ، چرخه زندگی زنان تابع ارزش‌ها و قوانینی است که سنت ها و فرهنگ های مختلف برای آنان تعیین می کنند. به طور مثال: زنان باید از زمانی که به بلوغ می رسند خود را برای ازدواج آماده کنند که خود طیف نسبتا وسیعی از زنان را در بر می‌گیرد. زنان در ایران از سن ۱۵ سالگی شاید هم کمتر از سوی اغلب خانواده‌ها تا بیست و اندی سالگی برای ازدواج آماده می شوند . اما از یک سنی به بعد مثلاً در اوایل سی سالگی اگر دختران به هر دلیلی قصد ازدواج نداشته باشند از سوی خانواده و جامعه مورد سوال قرار می‌گیرند، که چرا ازدواج نمی کنند؟ اما تنها به همین سوال اکتفا نمی شود. فشار های روانی که به زنان مجرد در خانواده و جامعه برای تشکیل خانواده وارد می شود تا جایی است که اغلب این زنان به دلایلی همچون میل به اجتماعی بودن، انتخاب سبک زندگی متفاوت، ساعات رفت و آمد ، معاشرت با دوستان استقلال مالی و اجتماعی، تضاد های مرسوم میان خانواده و فرزندان و یکی دیگر از دلایل مهم در این زمینه که باعث می شود زنان مجرد دیگر مثل سابق به ازدواج تن ندهند، شرایط زندگی زنان پس از ازدواج باشد .اغلب زنانی که تصمیم به ازدواج می‌گیرند _زنان متاهل _به دلایل مختلفی همچون ؛ همسر بودن یا مادر بودن دیگر خود را مجبور به کار کردن در هر محیطی نمی‌کنند. گاهی هم از سوی همسر و خانواده همسر تحت فشار قرار می‌گیرند که در خانه بمانند .اما یکی از مهم ترین دلایل همین نگاه تبعیض آمیز به زنان است که معتقد است هیچ شغلی بالاتر از مادر بودن برای زنان نیست. گاهی همین نگاه نابرابر به نقش زنان در جامعه باعث می شود که زنان برای زندگی مطلوب خود تصمیم به مهاجرت به شهرهای بزرگتر بگیرند یا زندگی به تنهایی و جدا از خانواده را انتخاب کنند. طبق آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران ،۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال ، به تنهایی زندگی می کنند که این رقم مربوط به زنان شاغلی است که دوست دارند استقلال مالی پیدا کنند یا به خاطر مهاجرت تجرد را انتخاب کرده اند. یکی دیگر از معضلات زنان مجرد در ایران معضل ادبیات جنسیت زده است. این زنان در جامعه با واژگانی همچون (ترشیده ،مطلقه ، بیوه و غیره) مواجه هستند .این ادبیات که در رده ی آزارهای کلامی قرار می گیرد، به مرور زمان آثار بسیار مخربی بر اعتماد به نفس زنان گذاشته و گاهی برای فرار از این فشارهای روانی و اجتماعی تن به ازدواج های نامناسب می دهند.
تجرد زنان در گفتمان سنت و مدرنیته. در همین زمینه با حمید موذنی؛ نویسنده و پژوهشگراجتماعی به گفت و گو نشسته ایم:

در جوامع مدرن چه نگاهی به زنان مجرد می شود؟چه امکاناتی در اختیارشان می کذارند؟
نگاه جوامع سنتی به زنان مجرد چگونه است؟ چه مصایب و معضلاتی در این نوع جوامع دارند؟

تجرد در جهان مدرن انتخاب یک سبک زندگی است. در جهان مدرن، تقدس از خانواده گرفته شده و در نتیجه ، خانواده به یک تصمیم فردی و انتخاب شخصی بدل شده است. یکی از مهم ترین کارکردهای جهان مدرن، افسون زدایی از سنت بود.
بد نیست در ابتدا به تاریخ سنت سر بزنیم و این روند را به صورت خلاصه مروری کنیم و در انتها این تغییرات گفتمانی را به جهان مدرن مفصل بندی کنیم.
در جهان سنت، همه پدیده ها و روابطی که برای انسان تعریف شده بود، ذیل یک تقدس جا گرفته بود. این تقدس هم در زبان ، جایگاهی والا داشت و هم آیینی برای آن، طراحی شده بود تا موضوع از یک امر خصوصی به یک امر عمومی تبدیل شود. تولد، ازدواج، مرگ سه مرحله ی مهم زندگی در جهان سنت بود و ازدواج نیز در فاصله ی میان تولد و مرگ ، اهمیتی به سان آنها داشت. به هر اجتماع باستانی و هر جامعه ی سنتی در طول هزاران سال نگاه بیفکنیم متوجه می شویم که انسان سنتی با افسون سازی و تقدس مآبی تلاش کرده که برای موضوعات دو وجه ارزشی و غیر ارزشی بدهد. در واقع همینطور که انسان از نیاکان حیوانی خود فاصله گرفته، برای تصمیمات جمعی خود تلاشی مضاعف داشته تا انتخاب طبیعی را آیینی سازد تا هم اجتماع ذیل این آیین به همبستگی برسد و به تولید مثل بپردازند و هم اینکه ترس هاشان را معنا سازی کرده و برای گریز از ترس ها، آنها را به نیروهای ماورالطبیعه، ارتباط دهند. اهمیت تولید مثل برای افزایش افراد اجتماع در این میان اهمیت خاصی پیدا کرده است. در این جهان نظم مبتنی بر طبیعت بود و در نتیجه روابط عمودی ، پدر سالار و همگی ذیل پدر سوژه ، زندگی می گذراندند. در این وضعیت زنان ابژه بودند و فرزندان پسر و دختر نیز ابژه بودند. بر این اساس پدران در جهان سنت کامروای تولید مثل بودند و همین موضوع به قیام پسران علیه پدر انجامید. با مرگ پدر، کامروایی مردانه بر کامروایی پدرانه غالب شد. توتم و تابو شکل گرفت. زنان کماکان ابژه باقی ماندند. تنها تغییر در وضعیت در نهایت تبدیل پدر سالاری به مردسالاری شد. با ظهور ادیان نیز زبان و آیین قدسی بیش از پیش ، موضوع ازدواج را افسون زده کرد و همچنین نظام های سیاسی برای مهار اجتماع به انقیاد بدن رعایا نیاز داشتند که مهم ترین مهار و ابزار تسلط بر تن و مهمیز زدن همانا توصیه و سفارش و تاکید بر ازدواج بود. نتیجه ی این همبستگی نظام سیاسی با آموزه های دینی ؛ به سنتی تبدیل شد که در آن ازدواج به یک امر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی مثبت و دارای ارج بسیار تبدیل شد که شخص در آن کمترین دخالت را داشت.
این گفتمان ساری و جاری در زبان و آیین ها از گذشته ها به امروز رسید و ازدواج هم ضمن حفظ پایگاه خود در واقع به نوعی سنگر مدافع سنت نیز بود که. مردان در کنار نظام و سیاسی و دینی ، پشت خاکریز آن به جنگ علیه مدرنیته می پردازند.

در واقع خاکریز ازدواج مهم ترین سنگر تداقعی سنت در برابر تغییر و تحولات مدرن بود و آیین کماکان اقتصاد و قدرت را مرد تفویض می کند و زن را به حوزه خصوصی راهنمایی می کند.
جوامع سنتی و آنها که کماکان تن به مدرنیته نمی دهند کماکان از آبشخور مردسالاری تغذیه می کنند.
با ظهور مدرنیته هر چه که سفت و سخت بود ، دود شد و به هوا رفت. فردیت جای اجماع را گرفت. از سفتی و سختی آیین ها گرفته شد و انسان ها دارای اراده شدند. روابط عمودی به روابط برابر و افقی تبدیل شد. قانون بیش جایگزین عرف و سنت شد و جوامع بسته به جوامع باز تبدیل شدند. این تحولات مدرن گرچه از غرب آغاز شد اما رهایش مدرن به یک ارزش جهانی تبدیل شد و کم کم مردمان همه جوامع به این سمت گرایش یافتند. اما کماکان جوامع و نظام های سیاسی ای بودند که در برابر این تغییرات دست به مقاومت زدند و این جدال کماکان نیز ادامه دارد.

خب همان طور که در توضیحات بالا گفتم ازدواج امری آیینی شده و مربوط به سنت و ارزش گذاری شده توسط مذهب است. در نتیجه ازدواج ، امری قدسی است. آن که به آن عمل کند انسانی فاخر برشمرده می شود و آن که از این امر سنتی حذر نماید. انگشت اشاره ها به سمت اوست. ارج و قرب نمی یابد و از ورود به مراتب بالاتراو خوداری می شود. اگر زن باشد که فشار اجتماعی بر او چندین برابر است تا آنجا که تاب آوری بسیار سخت و جانکاه می شود.
حتا در کشورهای سنت گرای امروز نیز برای استخدام، ارتقا به مناصب سیاسی و اجتماعی یکی از پیش شرطها برای کسب قدرت ، متاهل بودن است. تاهل درهای پیشرفت را باز می کند و تجرد با درهای بسته روبرو است. در نتیجه انسان ها ناخواسته نیز برای کسب قدرت و منزلت به ازدواج گرایش پیدا می کنند.
در جهان مدرن اما تجرد هم یک سبک زندگی است. اقتصاد در جهان مدرن تنها از آن مردان نیست و زنان نیز به راحتی می توانند برای خود تصمیم بگیرند. طلاق در جوامع مدرن با سد سنت روبرو نمی شود و زنان تنها بابت اقتصاد مردسالار تن به ازدواج یا ادامه ی ازدواج نمی نهند. شاید باور نکردنی باشد اما مهم ترین بخش مخالفت کشورهای مدرنیته ستیز یا غرب ستیز سر همین قضیه زنان است. آنها از افزار و‌ابزار مدرنیته استفاده می کنند. پارلمان و انتخابات برگزار می کنند. دیوان سالاری را کپی بر داری می کنند اما سر قضیه ی زنان شدیدن گارد دارند و این موضوع جدال اصلی آنان و نوک تیز حمله ی آنان به مدرنیته و غرب است.

 

چرا زنان امروز ایران ، تجرد را به تاهل ترجیح می دهند؟چه مسائلی باعث می شود زنان از ازدواج گریزان شوند؟
زنان مجرد در ایران به چه مشاغلی اغلب روی می آورند؟ سهم این زنان در اشتغال و آموزش عالی چقدر است؟

در ایران، تجرد به وضعیت جدیدی از واقعیت اجتماع و روند تحولات تاریخی تبدیل شده است. بخشی از این تحول، بابت شرایط اقتصادی است. اقتصاد ضعیف ، فقر و بیکاری شاید اولین دلیلی باشد که در موضوع تجرد زنان و مردان به ذهن خطور یابد. اما این تنها دلیل نیست و در واقع این موضوع وجوهی غیر اقتصادی هم دارد. افزایش سطح دانش و تحصیلات به ویژه در میان زنان، از اعتبار افتادن گفتمان مردسالاری و سست شدن پایه های این تفکر، جهانی شدن و رهایش افراد و اجتماع از انقیادهای سنتی. مقاومت زندگی روزمره در برابر گفتمان رسمی و تغییر و تحولات زبانی از این جمله اند

آمارهای دهه های اخیر درایران حکایت از روی آوری بیشتر دختران و زنان به آموزش عالی دارد. پیش از این تحولات تاریخی ایران معاصر به افزایش سطح تحصیلات که بیشتر معطوف به مردان بود بررسی و مورد تامل قرار می کرفت. اما در سال های اخیر آنچه بیش از همه مورد تامل است افرایش حضور اجتماعی زنان است. زنان با فتح دانشکاهها در حال تحولات سبک زندگی در ایران هستند. زنان بیش از مردان زیر انقیاد هستند اما تلاش آنها نشان می دهد که خیزش آنها برای کرامت انسانی و عزت نفس بیشتر از مردان به منصه ظهور رسیده است. با افزایش تحصیلات زنان آنها پاشنه ی آشیل مردسالاری یعنی اقتصاد خانواده را هدف قرار داده اند در نتیجه زنان ذیگر ابژه ی خانواده نیستند و قدرتی هم اندازه را کسب کرده اند. از این رو در این سالها در اقتصاد، ورزش، سیاست، جامعه حضور زنان چشم گیر و تاثیر گزار بوده است. با این رویکرد زنان به تحصیل تابوی تجرد آنها شکسته شده و آنها توان روی پای خود ایسنادن را پیدا کرده اند.


چرا زنان ترجیح می دهند به تنهایی و جدا از خانواده زندگی کنند؟چقدر این بستر برای آن ها فراهم است؟

بستر که فراهم نیست. اما زنان در وضعیت تاریخی کنونی در حال یک مبارزه تاریخی هستند. آنها با چنگ و دندان در حال جدال برای احقاق خود هستند. مصیبت ها ، سختی هاو آلام این مسیر را به تن و روح خود میخرند اما دست از این آرمان عزت نفس محور بر نمی دارند.
بدون شک بستر این کار اصلن برای آنها مهیا نیست. این ترجیح آنان نیست. این آرمان آنهاست.


سن ازدواج زنان چه ارتباطی با فرهنگ یک خانواده دارد؟

دو دلیل برای سن ازدواج بالا در اکثر جوامع دلایل مهم تر هستند. یکی از دلایل فقر و اقتصاد پایین است و دیگری مبارزه ی زنان برای انتخاب سبک زندگی خود. دلیل اول در پیش از جهان سنت بیشتر به خودکشی، خودسوزی و گسیل زنان فقیر به سمت فاحشه خانه ها بود. اما در جهان مدرن فقر اقتصادی به گرایش آنها به سمت مبارزه برای رفع نابرابری نیز می انجامد.
سن ازدواج در جهان سنت عنصری مهم برای نمایش نجابت و پاک دامنی بود. اجتماع و خانواده به این موضوع بسیار دامن می زدند و فرزندان در وضعیت تجربه ی نوجوانی یک مرتبه به زندگی تاهل و بزرگسالی پرتاب می شدند. اما در جهان مدرن از این فشار عرف و خانواده ندرتا کاسته شده و سن ازدواج به یک اراده و انتخاب تبدیل شده است. تا قبل از این ازدواج انتخاب نبود. سرنوشت بود و شانس در ان دخیل بود. خانواده سهم بیشتری در کزینش همسز داشت تا فرد. اما اکنون عشق، شناخت ودرک مقابل اهمیت بیشتری نسبت به عرف پیدا کرده و در نهایت همین موضوع به افزایش و طول سن ازدواج انجامیده است. البته اقتصاد کماکان در این وضعیت ها هم تاثیر خود را دارد و عنصری بسیار حائز اهمیت است.

چرا اغلب زنان که در شهرهای دیگر ایران زندگی می کنند برای زندگی به تنهایی به تهران مهاجرت می کنند؟

مهاجرت هم از پیامدهای جدال سنت و مدرنیته است. البته بدون شک تمرکز گرایی نظام سیاسی در همه مهاجرتها به سمت مرکز گرایش دارد. در مرکز؛ مواهب، فرصت ها، امتیازات بسیار بیشتر از پیرامون است. در نتیجه شهروندان پیرامون برای تغییر وضعیت زندگی خود و سرانجام بخشی به ارزوهای خود به مرکز مهاجرت می کنند. فضای باز بیشتر مرکز نسبت به پیرامون هم در این موضوع دخیل است. زنان هم ذیل همین کفتمان به مرکز مهاجرت می کنند


چه ارتباطی میان فقر و انتخاب تجرد در میان زنان ایران وجود دارد؟

فقر همیشه مانع است. فقر سطح انتخاب فرد را پایین می اورد. فقر عزت نفس انسان را کاهش می دهد. از این رو ست که کارفرماها، سیاسیون و سواستفاده گران اکثرن برای جذب نیرو به سمت مناطق فقیر می روند.

 

منبع :مجله آتیه نو

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
سایه دوم تو
نادر هوشمند
اصلان آفریقایی و واپسین صورتک او
نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
آرشیو