ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

ما از یک کتابخانه همگانی استانداردمحرومیم

موحد: ما شوربختانه هنوز از داشتن یک کتابخانه ی  استاندارد،محرومیم و هیچ اراده ای نیز در دستگاه های مسئول، اداره ی ارشاد، شورای شهر و شهرداری و استانداری برای ساخت چنین فضایی وجود ندارد.

 

۱ – نظر شما راجع به انتخاب بوشهر به عنوان پایتخت کتاب چیست؟
پیش از پاسخ به این پرسش ، شاید گفتنی باشد که یونسکو در سال ۲۰۰۱ طرحی را در قلمرو جهان با عنوان پایتخت کتاب جهان به اجرا گذاشت. در ایران اما پیشینه ی انتخاب یک شهر به عنوان پایتخت کتاب ایران به سال ۹۳ بر می گردد. در این سال شهر اهواز و در سال ۹۴ شهر نیشابور توسط هیأت داوران وزارت ارشاد به عنوان پایتخت کتاب ایران معرفی شدند . این عنوان در سال جاری و در میان ۱۰۳ شهر که که کارنامه ی خود را ارایه داده بودند به بوشهر رسید. اما برسیم به پاسخ پرسش، به اجمال و در نگاهی شکلی می توان گفت که این انتخاب برای اهالی قلم و دوستداران کتاب امری مثبت به شمار می آید؛ اما داوری تفصیلی و محتوایی در باب این رخداد نیازمند به دانستن مقدمات دیگری است که از جمله باید به آگاهی به اسامی و عملکرد آن ۱۰۳ شهری که در این رقابت شرکت داشتند و نیز چند و چون معیارهای کمی و یا کیفی این گزینش اشاره کرد. برای مثال لازم است بدانیم آیا کلان شهرها و نیز دیگر شهرهای پرجمعیت کشور در این رقابت حضور داشته اند یا نه؟ در مورد ملاک های انتخاب پایتخت کتاب نیز ما فقط با یک کلی گویی مواجه هستیم که در آن گفته شده : « شهر بوشهر، به‌دلیل برنامه‌های نوآورانه، مشارکت‌جویانه و منسجم و استفاده از ظرفیت‌های صنعتی، فرهنگی و هنری در تدوین برنامه‌های ویژۀ پایتخت کتاب و حمایت از طرح‌های ترویج کتابخوانی، به‌عنوان پایتخت کتاب ایران معرفی شد.»
من اما به عنوان فردی که کم و بیش با کتاب سر و کار دارم از ریز این برنامه های« نوآورانه، مشارکت جویانه و ….» که از سوی اداره ی ارشاد بوشهر انجام شده بی اطلاعم و در نتیجه، داوری همه جانبه برای من دشوار می نماید. من به ویژه بسیار شایقم بدانم که شهرداری و شورای شهر بوشهر در این چهار سال برای کتاب چه کرده اند؟!
با وجود این، همان گونه که در فراز این پاسخگویی آمد، خبر انتخاب شهر تاریخی بوشهر به عنوان پایتخت کتاب، برای ارباب فرهنگ و قلم دیار ما خبر خوبی می باشد. گرچه گمان می رود کارکرد تبلیغاتی این رویداد فراتر از واقعیت عینی آن است.
۲- آیا عنوان پایتخت کتاب توان تأثیر گذاری بر شهروندان بوشهری برای توجه بیشتر به کتاب و مطالعه را داراست؟
چنین می نماید که فقط در بند نام و عنوان ماندن، استعداد این را ندارد که به افزایش معنادار نرخ کتاب خوانی و مطالعه منجر شود؛ گرچه بی تأثیر مطلق هم نیست. البته شاید راه انداختن کارزار تبلیغاتی گسترده و مایه دار بتواند در درون برخی افراد جنب و جوشی اندک و کوتاه مدت برای امر خواندن بیافریند. ولی زندانی شدن در صورت و ناپرداختن به معنا و خوابیدن در رخت این عنوان، رویکرد خجسته ای نیست. تو آن صورت خود چنان می پرستی / که تا زنده ای ره به معنی نداری
۳- در زمینه کتاب فکر می کنید، بوشهر دارای چه ویژگی هایی است؟
اگر بخواهیم با ادبیات دانش منطق سخن گفته و منظور از ویژگی ها را ، صفات و خصوصیاتی بدانیم که در باب کتاب فقط در بوشهر یافت شده و در هیچ جای جهان و ایران نباید سراغش را گرفت، گمان این است که چنین خاصه های وحود ندارد. زیرا حداقل در عموم مناطق شهری ایران و جهان هم کتاب نویس داریم و هم کتاب خوان. اما اگر از این سخت گیری عبور کنیم و به خصوص در دوره ی تاریخ معاصر ایران به جمعیت نویسندگان، مترجمان و روزنامه نگاران و خوانندگان آفریده های نوشتاری مانند کتاب و مطبوعات بنگریم، می توان بوشهر را در ردیف های بالای جدول قرار داد. البته من آمار دقیق مبتی بر پژوهش از خوانندگان کتاب ندارم ؛ گرچه حدس این است که مصرف کنندگان پدیدارهای مکتوب کاغذی، در بوشهر- مانند بسیاری از دیگر جاها- همواره در فراز و نشیب بوده است.
۴- مشکلات و کمبود بوشهر در زمینه ی کتاب و مسایل مربوط به آن چیست؟
ما در باب پدیده ی کتاب و کتاب خوانی با چاله چوله های انفسی(ذهنی) و آفاقی( عینی) فراوانی دست به گریبانیم که پرداخت به آن فراتر از این نوشتاراست. در این جا اما به یکی دو مورد آن اشاره می شود. یکی این که ما شوربختانه در بوشهر هنوز از داشتن یک کتابخانه ی همگانی استاندارد، با شوکت و پر پیمانه محرومیم و گویا هیچ اراده ای نیز در دستگاه های مسئول، اداره ی ارشاد، شورای شهر و شهرداری و استانداری برای ساخت این چنین فضای فرهنگی وجود ندارد. در حالی که در حال حاضر و در جغرافیای شهر بوشهر لااقل به یک کتابخانه از این دست احتیاج است. برخی کتابخانه های کوچک عمومی اما ارزشمند مانند کتابخانه ی بنیاد ایران شناسی شعبه ی بوشهر نیز به علت نداشتن سالن مطالعه، کارایی حداکثری ندارند. تصورم این است که بیش تر مدارس ما نیز کتابخانه ی درست و حسابی و در حد مدرسه نداشته باشند.
دیگر این که از سوی نهادهای یاد شده از همه ی مولدان بوشهری و استانی کتاب، حمایت مادی و معنوی درخور و کافی دیده نمی شود و یا دست کم من از همه ی کم و کیف این حمایت ها اطلاعی ندارم. در این میان اما حوزه ی هنری بوشهر که حامی نویسندگان و مترجمان « دانشنامه ی بوشهر» می باشد، جایگاهی با منزلت و متفاوت دارد. البته ایده آل این است که نویسندگان و ناشران غیردولتی حوزه ی کتاب از طریق تک فروشی به اهداف مادی و معنوی خود دست یابند و مجبور نباشند برای تداوم زیست فرهنگی خود، دست نیاز به سوی نهادهای رسمی دراز کنند. کنشی که بیم آن می رود که گاه به قیمت مخدوش شدن کلی و یا جزیی هویت فکری مستقل خالق اثر و تغییرات نامیمون در نگاه انتقادی او به قدرت بینجامد. اما در دوران مهجوری مطالعه ی آثار نوشتاری کاغذی و انزوای کتاب، یکی از راهکارها امدادخواهی از این نهادهاست. البته شایان یادآوری است که به هر حال این دستگاه ها که از بودجه های ناشی از درآمدهای نفتی و مالیات های مردم ارتزاق می کنند یا مانند وزارت ارشاد، فلسفه ی وجودی شان در حوزه ی فرهنگ تعریف شده و یا مانند شهرداری و شورای شهر، بخشی از وظایف شان به ساحت فعالیت های فرهنگی مربوط می شود، استانداری نیز در این مورد مسئولیت پشتیبانی دارد و باید بخشی از اعتبارات استانی را برای چاپ و یا خرید کتاب از نویسندگان هم استانی در اختیار اداره هایی مانند اداره ی ارشاد، بوشهر شناسی و حوزه ی هنری قرار دهد. البته اداره ی ارشاد با بودجه ی وزارتی، سالانه تعدادی کتاب از نویسندگان استان خریداری می کند.
۵- به نظر شما راهکارهای افزایش مطالعه در چیست؟
پاسخ به این پرسش، در گام نخست نیازمند کند و کاوی ژرف در چرایی نرخ پایین مطالعه ی آثار عمومی کاغذی و غیر درسی و غیر کمک آموزشی می باشد. و پس از علل یابی فلسفی و جامعه شناختی و دلیل یابی ذهنی و روان شناختی است که می توان دنبال راهکارهای مناسب و پیروز رفت. این البته بحثی بس گسترده و نیازمند نوشتاری جداگانه است. اما اگر بخواهیم فقط از منظری خیلی کلان به کاوش بپردازیم این گونه می توان گفت که هرگونه جست و خیز و حرکت در آدمی تابعی از متغیر انگیزه و نیاز درونی است. گرچه علل بیرونی نیز در فراز و فرود و فربهی و لاغری این درونیات نقش اساسی دارند. در اینجا همان بحث قدیمی حاجات اولیه و ثانویه خودنمایی می کند که هم در آثار پیشینیان مانند ارسطو(۶۸۴-۶۲۲ق.م.) حکیم یونانی و هم در آثار معاصرین مانند آبراهام مازلو(۱۹۰۸-۱۹۷۰م.) روانشناس امریکایی البته با تفاوت هایی بازتاب یافته است. اگر مردمانی در هشت و چهار رفع نیازهای نخستین خود مانند غذا، پوشاک، مسکن و امنیت درجا زده باشند و در پی نان دوان. دیگر مجالی چندان برای مطالعه ی جدی و مستمر که از نظر زمانی در رتبه ی پس از پاسخ به نیازهای نخستین قرار می گیرد ندارند. این داوری البته کلی نیست، اما صورت غالب همین است. جماعتی از مردم که تعدادشان نیز ناچیز نیست به هر دلیل یا علت برای مطالعه ی کتاب های فلسفی، تاریخی، جامعه شناسی و روان شناسی شوق و ذوقی نشان نمی دهند. از دگر سو بیش تر عوام نیز ترجیح می دهند نیازهای روانی خود را از کانال های غیر از کتاب خوانی برآورده سازند.
پس از این بررسی زیربنایی که کلیاتی به اختصار از آن گفته شد، خوانش کتاب های غیر درسی و غیر آموزشی، اما باید از خانه و مدارس و با تشویق پدر و مادرها و معلمان و دیگر دست اندر کاران خرد مدار تعلیم و تربیت آغاز شود تا دلبستگی به مطالعه ی روشمند، منطقی و خلاق در درون کودکان، نوجوانان و جوانان نهادینه شود. در این خصوص لازم است چگونگی و چرایی و دستاوردهای عملی اندیشیدن و کتاب خوانی در رده های سنی مزبور در کادر گفت و شنودی آفریننده با آن ها به بحث درآید.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو