ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

امور استان در جهت اصلاح پیش نمی رود

من به شاخص های معتبر در این زمینه دسترسی ندارم اما احساس نمی کنم که امور استان در جهت اصلاح پیش رود. فرهنگ عمومی جامعه در وضعیت نامناسبی است. اعتماد عمومی رو به کاهش است. دروغ و ریا و دزدی و … در بین شهروندان در حال افزایش است….نمی دانم از کدام جزء رو به اصلاح بگویم تا به استناد آن وضعیت اصلاحات را در استان مطلوب ارزیابی کنم…

دومین نگرخوای سیاسی جامعه(۱)

 

سرویس سیاسی جامعه: در ایامی بسر می بریم که جریان اصلاحات در بوشهر با چالش های فراوانی روبرو شده است و برای برون رفت از این وضعیت نیاز جدی به بازنگری و ترمیم آسیب های موجود می باشد. در این راستا سایت جامعه با نگرخواهی و پرسش از اصلاح طلبان استان سعی دارد تا این وضعیت را تبیین نماید و راهبرهایی نیز در جهت رفع معضلات ارایه دهد. در دومین نگرخواهی سایت جامعه؛ با کورش سلطانی دبیر حزب انجمن اصلاحات بوشهر پرسش ها را مطرح نمودیم.

 

 کوروش سلطانی(فعال مدنی و دبیر حزب انجمن اصلاحات شعبه بوشهر)

 

جامعه: وضعیت اصلاحات را در کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

سلطانی: برای پاسخ به این سوال اول باید بگوییم اصلاحات یعنی چه؟ اصلاحات به معنای دگرگونی در جهت تأمین برابری اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و گسترش دامنه اشتراک سیاسی در جامعه است. اصلاح‏طلبی هواداری از سیاست تغییر زندگی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی، با روش‏های ملایم و بدون شتاب است. بر این اساس، واژه اصلاحات در مقابل واژه انقلابRevolution  قرار دارد. این دو پدیده، از نظر شتاب و دامنه و جهت دگرگونی در نظام‏های سیاسی و اجتماعی، تفکیک پذیر است. انقلاب؛ یعنی، دگرگونی سریع و کامل و گاه خشونت‏آمیز، در ارزش‏ها و ساختار اجتماعی و نهادهای سیاسی، سیاست‏های حکومتی و رهبری سیاسی، اجتماعی. اصلاح‏طلبی از نظر کلی، در برابر ارتجاع و محافظه‏کاری از سویی و انقلاب خواهی از سوی دیگر، قرار می‏گیرد.

فارغ از تعاریف، اصلاحات در ایران مفهوم خاصی را به ذهن متبادر می سازد. جریانی که به طور عینی از دوم خرداد ۷۶ آغاز شد و تاهنوز ادامه دارد. اصلاحات یک رهبر کاریزماتیک و تئوریسین های خاصی دارد. دارای شناسنامه، سابقه فعالیت و حیات سیاسی می باشد.

به پرسش مطرح شده از دو منظر می توان پاسخ داد: ۱- اصلاحات به مفهوم کلمه و ۲- اصلاحات به مفهوم عرف سیاسی ( منتسب به اصلاح طلبان ایران). برای پاسخ دقیق به این سوال باید شاخص هایی تعریف شود و امکان سنجش و پایش آنها وجود داشته باشد. در این مقال مجال این میزان تدقیق نیست با اینحال حال بدون داشتن چنین داده هایی، احساس می شود جریان تحول خواهی مردم ایران با شتاب بیشتری درحال پیش روی ست.

شهروندان تحول خواه به تجربه دریافته اند که راه خود را مستقل از قبض و بسط فضای سیاسی به پیش برند. این البته امکان تحمل درد و رنج سعی و خطای روش ها را بر گرده شهروندان افزایش می دهد اما به نظر راهی نیست. این شاید نتیجه سرخوردگی از اثربخشی اصلاحات و قهر با حاکمیت تمامیت خواه باشد.

جایگاه و پایگاه اجتماعی اصلاحات چگونه است؟ اگر بخواهیم وضعیت اصلاح طلبان در شرایط فعلی را بر مبنای انتخابات اخیر مجلس مورد سنجش قرار دهیم، باید گفت از مقبولیت مناسبی در بدنه اجتماعی برخوردارند. این را می توان از اعتماد چشم بسته تهرانی ها به لیست امید و اعتماد بیش از حد انتظار شهرستانی ها به چهره های ناشناخته- به صرف قرار گیری در لیست، نتیجه گرفت.

اما جایگاه اصلاحات در ساختار قدرت چگونه است؟ در دولت؟ مجلس؟ مجمع تشخیص مصلحت؟ خبرگان؟ شوراهای شهر؟ و … حاکمیت با سخت گیری تمام در پی بستن راه های ورد اصلاحات به مراکز تصمیم گیری و مدیریت کشور است. کاملا طبیعی ست که نهادهای انتصابی از وجود اصلاح طلبان پاکسازی شود. نهادهای انتخابی اما کم و بیش رنگ حضور اصلاح طلبان و اصلاحات را به خود دارد. با اینحال اصلاحات به دلایل و بهانه های مختلف در تنگنا قرار دارد. شرایط بحران منطقه ای، تحریم های به یادگار مانده دولت پیشین، ورشکستگی اقتصادی، ویرانی زیرساختهای فرهنگی جامعه، عدم اعتماد متقابل حاکمیت و شهروندان، و بسیاری دلایل دیگر عرصه را از هر سور بر اندیشه و عمل اصلاح طلبی تنگ کرده است.

وضعیت اصلاحات در ساختار قدرت را با یک مثال بیان می کنم. آقای دانش آشتیانی بعنوان وزیر علوم دولت روحانی معرفی و توسط مجلس قبل رد شد. اخیرا در فرایند ترمیم کابینه بعنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی و از مجلس رأی اعتماد گرفت. دولت امید و مجلسی که قرار بود از تندروی پالوده شود. صدای اصلاحات شنیده می شود- اگر انتظارات را با شرایط تطبیق دهیم.

تاکتیک اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ عبور از الزامات حزبی و جناحی و چرخش به سوی اعتدال و میانه روی بود. متاثر از این تاکتیک، پروژه انتخاب روحانی که سابقه نزدیکی به اصلاح طلبان در مواضع و عملکرد وی بود، کلید خورد.این تاکتیک برای دستیابی به دو هدف اتخاذ گردید: ۱- بالابردن احتمال پیروزی کاندیدای مورد حمایت در انتخابات و ۲- یافتن روزنه ای برای تفس و عبور از بحران ویران کننده اقتصادی، تهدیدات خارجی، احتمال وقوع جنگ و از همه مهمتر فروپاشی بیش از پیش بنیان های فرهنگی و اجتماعی.

متأثر از این تاکتیک با تقلیل آرمان ها و انتظارات حداکثری و ایجابی از قله اصلاح طلبی به دامنه واقعیات و انتظارات حداقلی سلبی، بر مدار اعتدال گرد آمدند و با لحاظ جمیع شرایط روحانی را بر عارف ترجیح دادند. معنای روشن این تاکتیک- گرچه در ابتدا بنظر می رسید موقت باشد- فروکاستن اصلاح طلبی به اعتدال بود. دولت اعتدال به سرعت امید را دل ها زنده کرد. تهدید و تحریم خارجی را تعلیق کرد. شولای بدشگون جنگ را از آسمان کشور به کناری زد. ادبیات پوپولیستی از تریبون دولت حذف گردید. انتظار می رفت بحران اقتصادی، اختناق فضای عمومی، آزادی های اجتماعی و حتی مسائلی از قبیل حصر که در وعده های انتخاباتی عنوان می شد نیز پیگیری و مرتفع شود.

در انتخابات ۹۴ ردصلاحیت گسترده اصلاح طلبان و تنگ شدن بیش از حد تصور روزنه های غربال شورای نگهبان، اصلاح طلبان را برآن داشت تا با گزینش نامزدهای با مواضع دورتر از جناح تندرو و اقتدارگرا که زاویه کمتری با اندیشه های اصلاحی دارند، راهبرد جلوگیری از ورود عناصر پایداری و تندرو به مجلس و خبرگان،  و در عین حال پالودن مرکز تصمیم گیری جمهوری از تندروی و تقابل با دولت و مردم و در نهایت تشکیل یک مجلس ملایم و معتدل را در پیش گرفتند.

فارغ از چرخش های کم و نواختن ساز خارج از سمفونی، در قیاس با وضعیت پیشین، اصلاحات توانست خود را درشرایط نسبی بهتری قرار دهد. این درحالی بود که جریان اقتدارگرا در پی حذف قطعی اصلاحات بود و آماده برگزاری جشن پیش از موعد بودند.

جامعه: وضعیت اصلاحات در استان بوشهر را چگونه ارزیابی می کنید؟

کوروش سلطانی: استان بوشهر در انتخابات اخیر مجلس، ۳ نماینده از ۴ نماینده را از لیست امید و اعتدال برگزید. استاندار بومی، خود را نماینده واقعی دولت اعتدال می خواند. شوراهای شهر هم خالی از رنگ اصلاح طلبی نیست. با این اوصاف انتظار می رود که اصلاحات در مرزهای استان بوشهر به وضوح نمودار باشد.

من به شاخص های معتبر در این زمینه دسترسی ندارم اما احساس نمی کنم که امور استان در جهت اصلاح پیش رود. فرهنگ عمومی جامعه در وضعیت نامناسبی است. اعتماد عمومی رو به کاهش است. دروغ و ریا و دزدی و … در بین شهروندان در حال افزایش است. فرهنگ رانندگی فاجعه بار است. ورزش همگانی و قهرمانی استان در شرایط خوبی نیست.

شهرسازی ما فریاد مخالفت شهرسازان و معماران و مهندسین عمران و اساتید دانشگاه را نمی شنود. زیرساختهای توریستی و تفریحی فراهم نیست. میراث فرهنگی استان در ورطه نابودی ست. صنایع دستی استان درحال فراموشی کامل از صحنه ی روزگار است. محیط زیست استان به فاجعه نزدیک می شود. آلودگی هوای عسلویه و کنگان، نابودی تالاب های حله و …، برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی، توزیع نامناسب ذخایر آب استان، نابودی گونه های حیات وحش و طبیعی، آلودگی دریا ناشی از ورود پساب، و دهها مشکل زیست محیطی در استان هر روز به شرایط بحرانی نزدیکتر می شود. تجارت دریایی با قوانین عجیب و غریب دائما در حال تلاطم است. سهم گمرک بوشهر از تجارت دریائی ایران بسیار کم است.

توسعه بندر و وعده بندر آزاد تجاری در کما به سر می برد. توسعه روابط با همسایگان از جمله قطر به فراموشی سپرده شد. راه آهن بوشهر بیشتر به موضوعی برای شوخی در بین مردم و دستمایه ای برای جابجایی اعتبار در دولت تبدیل شده است. وضعیت حمل و نقل هوائی نامناسب بوده و با تاخیرهای عجیب بی پاسخ روبه روست. ظرفیت فرودگاهی بسیار پایین تر از نیاز می باشد. سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه عمرانی بسیار ناچیز است. وضعیت صنعت قابل بیان نیست. کشاورزی رو به اضمحلال است.

نمی دانم از کدام جزء رو به اصلاح بگویم تا به استناد آن وضعیت اصلاحات را در استان مطلوب ارزیابی کنم! اگر منظور نام کسانی ست که عنوان اصلاح طلبی را بر خود نهاده اند، شاید وضعیت چندان بد نباشد. تعدادی از اصلاح طلبان شناخته شده و گمنام در بدنه دولت و استانداری ها و فرمانداری ها و ادارات و مرکز دولتی و تصمیم گیری حضور دارند، اما خروجی به جانب اصلاحات قابل رویت نیست یا به سختی قابل رصد است.

جامعه: به نظر شما راهبرد اصلاح طلبان برای انتخابات پیش روی شورای شهر پنجم برچه مبنایی باید شکل بگیرد؟

سلطانی: وقتی صحبت از راهبرد می شود، مفاهیمی چون برنامه ریزی، هدف، استراتژی، تاکتیک و … به ذهن متبادر می شود. برای آن که سازمان بداند به کجا خواهد رفت، باید بداند اکنون کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می خواهد را به درستی تعریف کند. سپس راه های رسیدن به اهداف را مشخص کند. برنامه راهبردی، فرایندی ست که از چگونگی رسیدن به آن جایگاه صحبت می کند. برنامه ریزی (اندیشیدن) فرایندی برای حرکت از وضع موجود و رسیدن به اهداف است. معنای ساده استراتژی عبارت است از یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف. بعبارتی استراتژی، یک طرح درازمدت با اجزای مختلف برای نیل به یک هدف مشخص است. متفکران استراتژی می باید استراتژی های سازمان را بر اساس زنده ماندن در شرایط سخت طراحی کنند.

ذکر این نکته را ضروری می دانم که از نظر پوپر برنامه ریزی بلندمدت و تعیین اهداف قطعی از پیش، می تواند به توتالیتر، بستن فضا، حذف اندیشه های متفاوت و سانسور بیانجامد. پوپر می گوید اهداف بلندمدت می توانند در نقش تابو عمل کنند و فضا را بر  انتقاد و خلاقیت ببندند. ضمن اینکه احتمال دارد باتوجه به پیشرفت دانش و توانایی بشر، شرایط تغییر کند، ابزار و امکانات به مدد تکنولوژی توسعه یابد و متأثر از آن، اهداف و روش ها نیز تغییر کنند. در این صورت اگر اهداف صورت تقدس یافته باشند، می تواند به ابزاری در دست حاکمیت تمامیت خواه برای تهدید و سرکوب مخالفان و منتقدین تبدیل شوند.

گرچه راهبرد اصلاح طلبان در انتخابات اسفند ۹۴ با پیام رهبر اصلاحات، موفقیتی باورنکردنی حاصل نمود اما دارای وجوه منفی نیز بود- که البته سران اصلاحات پیشتر آن را پیش بینی می کردند و تبعات آن را به جان خریده بودند: ۱- عدم پایبندی برخی کاندیداها به آرمان ها و مشی اصلاح طلبی و چرخش مقطعی یا احیانا دائمی به سوی جریان رقیب و ۲- فروکاستن بیش از پیش انتظارات و مطالبات اصلاح طلبی از قدرت حاکم.

امروز پس از دو تجربه فوق اصلاح طلبان دو نتیجه در خورجین دارند:

۱-حذف جبهه پایداری و جریان اقتدارگرا و پوپلیست از ریاست جمهوری و مجلس

۲-یأس و سرخوردگی نسبی بخشی از بدنه اصلاح طلب جامعه بویژه دربین طبقه متوسط هوادار اصلاحات.

با این دو مائده چه باید کرد؟ چه رویکردی برای انتخابات آینده در پیش گرفت؟ بی تردید عقب نشینی های استراتژیک اصلاح طلبان به تهور و جسارت جریان مقابل و اندیشه های انحصارطلبی میدان بیشتری می دهد و با جولان بیش از پیش اقتدارگرایان، اصلاح طلبی و اندیشه های معطوف به آزاداندیشی و تحول خواهی بیشتر به حاشیه می رود.

از طرفی با ادامه حمایت از جریان اعتدال، احتمال از دست رفتن حمایت بدنه تحول خواه جامعه از اصلاح طلبان وجود دارد. با این اوصاف ۱- اگر خواسته ها و انتظارات را ارتقاء داد، احتمال حذف وجود دارد و احیاء اقتدارگرایان و بازگشت پایداری دور از ذهن نیست.۲- اگر با ادامه رویکرد سلبی و حداقل نمودن انتظارات به کارزار انتخابات وارد شویم، احتمال ریزش پایگاه اجتماعی و کاهش اعتبار وجود دارد. اصلاح طلبان در بزنگاهی به واقع دشوار قرار گرفته اند. من تصور می کنم باید سطح انتظارات را قدری ارتقاء داد. از لاک دفاعی به در آمد و آرمان های به حق را مطالبه کرد. از طرفی با توجه به ترشروئی جریان رقیب و پایین بودن آستانه حساسیت مرجع تایید صلاحیت ها، نمی توان انتظار حداکثری از انتخابات پیش رو داشت. به نظر می رسد باید تعادلی مابین این دو سوی میزان برقرار نمود.

هدف اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی شورای شهر بی گمان باید بر تصاحب حداکثر کرسی ها استوار گردد- البته با رویکرد تخصص محوری و شایسته سالاری و نه سهم خواهی صرف. بسیار ضروری ست که تصاحب کرسی ها و احراز اکثریت در شوراها به عنوان سهم اصلاح طلبان در موزائیک قدرت منظور شود. حال که اعتدال در مجلس نیز به پشتوانه حمایت اصلاح طلبان حائز کرسی های قابل توجه ای گردید، انتظار توافق درون جبهه ای اعتدال – اصلاحات، به منظور تجمیع نیروها در این راستا انتظاری دور از انصاف نیست.

در شرایط کنونی شهرداری ها دارای توان مالی بسیار خوبی هستند که به راحتی توان برابری با دولت در حوزه شهرها را دارا می باشند. پارلمان شهر مرجع برنامه ریزی و هدایت توسعه شهرها می باشند. در صورت هدایت توسعه و مدیریت شهر در راستای صحیح،می توان انتظار به بار نشستن میوه های شیرین جامعه مدنی، شهروندان مسؤلیت پذیر مشارکت جو آشنا به حقوق و تکالیف شهروندی داشت. گسست اجتماعی را ترمیم کرد. زیرساخت های کالبدی و فرهنگی توسعه را به وجو آورد. هنر را به عرصه عمومی عرضه کرد. شادی و نشاط را به کوچه و خیابن ها و عرصه های عمومی شهرها بازگرداند. شهرداری ها علاوه بر دارا بودن توان مالی قابل ملاحظه، از توان تشکیلاتی و ساختار اجرایی مناسب نیز برخوردار بوده بنحوی که امکان مدیریت بهینه شهر در گذار به توسعه پایدار را دارند- اگر درست راهبری، مدیریت و برنامه ریزی شوند.

با فرض توافق بر این هدف، تصور می کنم راهبرد اصلاح طلبان باید بر این استقرار گردد که تمام همت و مساعی خویش را به کار بندند تا افراد متخصص و کاردان با اندیشه اصلاحی به شورا بفرستند تا بتوان اساس توسعه پایدار را از سطوح پایین جامعه پی ریزی کرد. این به هیچ روی میسر نمی شود مگر با اتحاد کلیه نیروها برای توافق بر یک لیست متخصص کارآمد توانمند که احتمال رأی آوری بالا داشته باشد.

بسیار ضروری ست به هوش باشیم تا مبادا با گسیل سیاسیون نا آشنا به فن مدیریت شهری، شورا را به محل کشمکش های سیاسی صرف تقلیل دهیم. پیشنهاد مشخص من این است که شورای سیاستگذاری سریعا تشکیل شود. هدف مشخص شود. بر سر تخصص های لازم توافق شود . در ادامه و در فرصت مناسب، شخصیت های متخصص توانمند دارای پتانسیل رأی آوری همسو با اندیشه اصلاحی شناسائی و استخراج شوند و نهایتا لیست منتخب به طریق مقتضی مشخص گردد. بسیار لازم است که احزاب اصلاح طلب به طور جدی از تکروی خودداری کنند.

جامعه: به نظر شما لیست شورای شهر پنجم اصلاح طلبان بایست بر اساس چه شاخص هایی تنظیم گردد؟

سلطانی: مدیریت شهری مجموعه ای از تخصص ها می باشد. جغرافیای شهری، محیط زیست، جامعه شناسی شهری، اقتصاد شهری، برنامه ریزی شهری، شهرسازی، معماری و عمران شهری از جمله این تخصص ها محسوب می شود. سیاست را علم حکمرانی می دانند. و حکمرانی مطلوب از مولفه های توسعه پایدار است. لذا حضور سیاسیون در لیست کاندیداها نیز می تواند مطلوب باشد- اما در حد محدود و متعارف.

باتوجه به اینکه پیروزی در انتخابات شرط دستیابی به قدرت و اصلاح امور مطابق برنامه ها و روش ها می باشد، لذا امکان رأی آوری کاندیداها را نیز می توان از جمله شاخص ها محسوب کرد. عضویت رسمی در احزاب را بسیار لازم و ضروری می دانم تا امکان کنترل و هدایت حرکت عضو شورا در چارچوب اهداف و برنامه های موردنظر حزب و اصلاحات فراهم باشد.

جامعه: ائتلاف مجموع نیروهای اصلاح طلب در انتخابات پیش رو ریاست جمهوری و شوراهای شهر بایست بر اساس چه معیارهائی باشد؟

سلطانی: آرمان های اصلاح طلبی غالبا در مرامنامه احزاب انعکاس یافته است. اصلاح گام به گام و مداوم امور، ناگزیر است. این فصل مشترک تمام احزاب اصلاح طلب است. تشکیل شورای سیاستگذاری با ترکیب کلیه احزاب -و نه شخصیت ها- با حق رأی برابر را یک راهکار مناسب می دانم. اگر قرار است به جامعه باز و دموکراسی گذار کنیم، بی شک باید از مفاهیمی چون کاریزما، منافع شخصی، بزگتری-کوچکتری و مفاهیمی از این دست که نشان از توسعه نیافتگی دارد، عبور کنیم و به وادی مفاهیمی چون اعتماد به خرد جمعی، ارزش برابر تک تک شهروندان، احترام به نظر و سلیقه افراد و … وارد شویم.

جامعه: به نظر شما احزاب اصلاح طلب استان بوشهر بایست وارد یک راهبرد اتحاد دائم تشکیلاتی شوند یا اینکه در موسم انتخابات به تاکتیک ائتلاف و وحدت بر سر لیست واحد برسند؟ کدام منطقی تر است؟

سلطانی: اتحاد دائم و تشکیلاتی احزاب اصلاح طلب را نه ممکن می دانم و نه مطلوب. به هر حال اختلاف نظر در احزاب وجود دارد که البته کاملا طبیعی است. این می تواند نشانه تکثر و دربرگیرنده طیف وسیعی از سلایق شهروندان تحول خواه و اصلاح طلب باشد. ضمن اینکه در شرایط بحران و تنگناها، امکان مانور احزاب متکثر بیش از یک تشکل واحد میسر است که درصورت حذف تشکل، بیم آن می رود که چراغ کلیه احزاب اصلاح طلب یکجا به خاموشی گراید.

جامعه: باتوجه به اختلاف استانداری با اصلاح طلبان استان بوشهر به نظر شما باتوجه به نزدیکی انتخابات، اصلاح طلبان بایست چگونه برنامه ریزی نمایند تا این اختلاف در انتخابات خسران به بار نیاورد؟

سلطانی: آنچه در دولت تدبیر و امید در استان بوشهر به هیچ روی قابل درک نیست، شکاف درحال گسترش میان نماینده دولت و احزاب اصلاح طلب است. لازم است ابتدا یک تحلیل از جایگاه اصلاح طلبان و احزاب اصلاح طلب در ساختار قدرت و مدیریت و تصمیم گیری استان ارائه دهیم. اصلاح طلبان واحزاب در کدام نقطه از کاخ استانداری نشسته اند؟ در کدام کریدور رفت و آمد می کنند؟ احزاب اصلاح طلب در کدام فرمانداری و بخشداری و شهرداری حضور دارند؟ شخصیت های مرجع اصلاح طلب در کدام تریبون دیده می شوند؟ افراد مدیر و متخصص عضو احزاب کجا هستند؟ در انتخاب مدیران و مسولین و کارشناسان، نظر احزاب و شخصیت های مرجع اصلاح طلب به چه گرفته می شود؟

ممکن است گفته شود تعدادی از اصلاح طلبان شناخته شده و ناشناس در کاخ استانداری ساکن هستند. و تعدادی دیگر در فرمانداری ها و بخشداری ها در بدنه دولت هستند. خوب.

البته درست است. من می خواهم به این بزرگان که هیچ شکی در اصلاح طلبی ایشان ندارم، بگویم: اصلاحات دارد فرصت تاریخی خود را از دست می دهد و نماینده دولت هم نشان داده تعهدی به اصلاح طلبی ندارد. بر شماست که از این فرصت فراهم شده در ساختار قدرت ایران، گامی در راه پیشبرد اصلاحات در سطح استان بردارید. شما اعتبار خود را از اصلاحات و مردم گرفته اید.

لذا باید این کرسی و این تریبون را متعلق به مردم و اصلاحات بدانید. من از آقایان زرین فر، قیصی زاده و شجاعی سوال می کنم: چه می کنید؟ کجای این داستان ایستاده اید؟ لطفا موضع خود را مشخص کنید. من به شما بزرگواران می گویم: برای برخی مجامع، شخصیت ها و احزاب اصلاح طلب چنین ذهنیتی پیش آمده که شما مشاوره درستی در اختیار استاندار قرار نمی دهید. بسیار شنیده می شود که شما در تصمیمات و اتخاذ رویکرد احزاب گریزی استاندار، نقش دارید. من به برخی از اصلاح طلبان ساکن کاخ استانداری، علاقه وافر دارم و از نزدیک شاهد صداقت و شرافت ایشان بوده ام. به این دوستان عزیزم می گویم: فرصت دولت اعتدال را مغتنم شمرده و درپی اصلاح امور باشید و به هوش باشید در اتفاقات این روزها شریک هستید. این روزها در حافظه ی تاریخی اصلاح طلبان می ماند. موضع خود را مشخص کنید- گرچه تقریبا برای احزاب مشخص است.

اختلاف استاندار با احزاب اصلاح طلب بی شک به دلزدگی اصلاح طلبان از دولت اعتدال منجر خواهد شد. گرچه احزاب درپی حمایت بی چون و چرا از گزینه منتخب اصلاحات و اعتدال برای انتخابات ریاست جمهوری هستند. اما وضعیت شورای شهر دیگرگون است. اگر شهروندان بوشهری بگویند در این دولتی که به اصلاحات نزدیک است، نمودی از بهبود و اصلاح نمی بینیم یا شواهد ناچیزی از اصلاح امور مشهود است، پاسخ چیست؟ چگونه باید شهروندان را به لیست اصلاحات و اعتدال ترغیب کرد؟ مساله ملی با محلی متفاوت است.

من می گویم شهروندان بوشهری را نمی توان به استناد عملکرد دولت در استان، ترغیب کرد به لیست رأی دهند. دیگر آنقدر دیر شده که نتوان این مشکل را حل کرد. من امید چندانی به این آرزو ندارم. راهی نمی بینم جز طرح و پیگیری اندیشه های اصلاح طلبی و معرفی یک لیست تخصص محور کارآمد.

البته این مطلوب نیست، اما چه می توان کرد؟ اگر بتوان تفاهم معنادار مابین استانداری و احزاب اصلاح طلب به وجود آورد بسیار خوب خواهد بود. اما با چه ساز و کاری به این آرزو دل بندیم؟ به امید نرمش استاندار؟ به امید مشاوره معقول اصلاح طلبان درون استانداری؟ به امید تسلیم بی چون و چرای و عقب نشینی تا آخرین حد ممکن توسط احزاب اصلاح طلب؟

مطلوب: اتحاد تاکتیکی و تفاهم موقت احزاب اصلاح طلب و استانداری

جامعه: به نظر شما تشکل های سیاسی استان ( ائتلاف و شورای هماهنگی) بایست زیر یک تشکل جمع شوند یا کماکان به همین صورت ادامه دهند؟

سلطانی: این تفکیک را به هیچ روی مطلوب نمی دانم. معنای این تفکیک چیست؟ اتحاد دائم تحت یک نام را لازم می دانم.

جامعه: تشکل های سیاسی بایست از مجموع دبیران احزاب باشد یا اینکه نیروهای اصلاح طلب غیر حزبی و روزنامه نگاران اصلاح طلب نیز در این تشکل حضور داشته باشند؟

سلطانی: وجود احزاب مستقل را از ارکان دموکراسی می دانند. احزاب عضو شورای سیاستگذاری باید واقعی بوده و دارای ساختار تشکیلاتی و حداقل اعضاء مشخص باشند. احزاب باید از حالت صوری، تک نفره یا محفلی محدود به چند نفر و بسته، خارج شوند و موجودیت خود را با احراز حداقل ها نشان دهند. می توان این حداقل ها را استخراج کرد و به تأیید شورای سیاستگذاری و احزاب رساند.

هر حزب که حداقل شرایط را احراز کرد، عضو شورای سیاستگذاری باشد وگرنه شرط عقل و انصاف حکم می کند از شورا کنار گذاشته شوند.احزاب می خواهند در فضای سیاسی به صورت دراز مدت تداوم حیات داشته باشند و طبعا بر عملکرد افراد خود نظارت می کنند تا بتوانند پاسخگوی بدنه حزب و پایگاه اجتماعی خود باشند. افراد مستقل به چه کسی پاسخگو هستند؟ اگر رفتار پیش بینی نشده از خود بروز دادند، چه مرجعی می تواند آنها را به راه بازگرداند؟ بعنوان مثال: اصلاح طلب های ساکن استانداری و همراه دولت، اگر وابستگی حزبی مشخص داشتند وضعیت به کلی دگرگون بود. ایشان قادر نبودند اینگونه خود را بی نیاز از جامعه اصلاح طلب بدانند و پاسخگوی هیچ مرجعی نباشند.

پیشنهاد مشخص من: تشکل های سیاسی در استان و در ایران، باید صرفا متشکل از نمایندگان احزاب باشند- اگر باور داریم که احزاب از ارکان دموکراسی هستند.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
آرشیو