ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

یلدا؛ فرصتی برای مصرف گرایی بیشتر

 

سرویس اجتماعی جامعه، ایرن واعظ زاده؛ یلدا از تولد می آید . در فرهنگ ما معنی باززایی می دهد . یلدا اصولا لفظی عربی است و ریشه ی آرامی دارد؛ یعنی باززایی آفتاب. برای ایرانیان، شب یلدا شب اول دی است که ایرانیان از دیرباز باززایی خورشید را جشن می گیرند و با خوردن میوه های سرخ رنگ مانند هندوانه و انار، دور همدیگر جمع می شوند.


شب یلدا مناسبتی است کهن و شادی آفرین که افراد خانواده های دور و نزدیک گرد هم می آیند و به دور از دغدغه های زندگی روزمره، سعی می کنند اوقات شان را به خوشی و شادکامی سپری نمایند.

شب یلدا فرصت خوبی است برای تجدید دیدار و زنده نمودن خاطرات؛ شبی سرشار از نشاط و سرخ رنگی؛ شبی که از دیرباز، هر ساله اول زمستان ایرانیان را به خود فرا می خواند و آن ها را به تناول میوه های قرمز دعوت می نماید اما متاسفانه یلدا امروزه با تمام شادی ها و زیبایی های معنوی اش، در مادی گرایی و تجمل خواهی انسان امروزی پنهان شده و دیگر آن صمیمیت و دور هم نشینی گذشته ی افراد را نمی توان در آن یافت.

آیین شب یلدا که جزئی از هویت جمعی ما ایرانیان به شمار می رود، شوق مصرف گرایی را جایگزین بهانه ی زیبای با هم بودن ساخته و فرصتی شده است برای چشم و هم چشمی بیشتر همراه با احساس محرومیت و ناخوشایندی که برای اقشار فرودست و گاهی متوسط جامعه به دنبال دارد.

در شهرهای مختلف ایران، ار شمال تا جنوب، شرق تا غرب، هر یک به نوعی دارای آیینی خاص می باشند و این مراسم را به صورتی مخصوص و منحصر به فرد برگزار می نمایند؛ اما وجه اشتراکی و رسمی که در بین بیشتر اقوام ملل رایج شده، افزایش کمیت کالاهای مصرفی این شب است.

ماهان ۳۰ ساله می گوید: ” آیین هایی مثل شب یلدا، عید نوروز، چهارشنبه سوری و سایر مراسمات ایرانی برای من و خانواده ام اهمیت بسیار زیادی دارند ما همواره سعی داریم این سنت ها را تا حد امکان ارج نهاده و این مناسبات خاص را با افراد خانواده و خویشاوندان مان بگذرانیم. در این راستا البته گاهی تجملات هم نقش داشته اند که متاسفانه این شکل نادرستی از تمایلات عصر امروز می باشد که در قالب یک نیاز بروز کرده و در بین انسان ها شیوع یافته است. من به شخصه مخارجی که صرف برگزاری این گونه آیین ها می شود را به هزینه های بسیار هنگفت تر مراسمات مذهبی مانند رمضان یا محرم ترجیح می دهم. ”

محمد ۲۷ ساله می گوید: ” برای من یک دیوان حافظ و بودن در کنار اعضای درجه یک خانواده در این شب کفایت می کند و بریز و بپاش های بی دلیل برایم اهمیتی ندارد؛ یلدا با در کنار هم بودن و به یاد هم بودن است که یلدا می شود نه با کیلو کیلو آجیل و میوه …  ”

رویا ۳۶ ساله می گوید: ” ما هر سال این شب را خانه ی بزرگ تر فامیل جمع می شویم، فال حافظ می گیریم و هر خانواده مسوول آوردن چیزی مخصوص می شود تا فشارها به یک نفر تحمیل نشود.  ”

سعید ۵۰ ساله می گوید: ” شب های یلدا را خانه ی یکی از دوستان دعوت می شویم و تمام مخارج و تدارکات این میهمانی نیز بر عهده ی میزبان است. میزبان هر سال، میهمانی مفصلی ترتیب داده و از شام تا میوه و شیرینی و … را تدارک می بیند و تمام اقوام نزدیک را نیز فرا می خواند. تا وقتی که پدر و مادرم زنده بودند ما هر سال نزد آن ها می رفتیم؛ من چون مجرد هستم و با پسرم زندگی می کنم همیشه از مدعوین به شمار رفته و تا به حال نقش میزبان را بازی نکرده ام. ”

سارا ۲۴ ساله می گوید: ” طبق رسم هر ساله به منزل عموی مادرم رفته و به شب نشینی و گفت و شنودهای خانوادگی می پردازیم. شب های یلدا برای من مانند میهمانی های دیگر است و تفاوت چندانی در آن نمی بینم و آن بعد آیینی و رسومات دیرینه باستانی را در آن درنمیابم. این شب با یک دورهم نشینی مثل سایر شب نشینی ها می گذرد که از فال حافظ و گاه میوه های مخصوص آن هم خبری نیست و تنها به بهانه ی یلدا ایجاد می گردد. از دیدگاه من با اینکه همه ی خویشان منزل یک نفر دعوت می باشند و هزینه ها بر دوش یک خانواده است و بیشتر جنبه ی مصرفی آن مطرح می باشد تا آیینی، باز هم آن مصرف گرایی بی رویه و بی مورد در خانواده ی ما دیده نمی شود و امیدوارم این دست میهمانی ها همواره تداوم داشته باشند. ”

مریم ۲۷ ساله می گوید: ” اینکه این شب با ازدیاد مصرف کالا و خوراکی های گوناگون همراه باشد یا بدون تشریفات به نحوی ساده و مختصر برگزار شود اهمیت چندانی ندارد؛ به عقیده ی من آنچه مهم است، حفظ سنت های ایرانی و صله ی ارحام می باشد که هرگز نباید از یاد برده شود. ”

سجاد ۳۲ ساله می گوید: ” نه شب یلدا و نه هیچ شب دیگری برای من فرقی ندارد و همه ی روزها مثل هم هستند. هیچ رغبتی به شرکت در این قبیل مراسمات ندارم و تا به حال چیزی جز اتلاف زمان و خرج و مخارج های زیاد عایدم نشده است. ترجیح می دهم به جای وقت گذراندن های بی حاصل و شنیدن حرف های خاله زنکی در خانه ام تنها بنشینم و مطالعه کنم ! ”

ندا ۳۰ ساله می گوید: ” هر سال شب یلدا به خانه ی یکی از خواهرها یا برادرها می رویم و تا آن جا که بتوانیم بهترین غذاها و تنقلات را تهیه می کنیم تا این شب را در کنار هم به خوبی و شادی سپری کرده باشیم و حسابی خوش بگذرانیم. کمیت و کیفیت خوراکی های این شب اهمیت زیادی دارد چون در سال بیش از یک بار اتفاق نمی افتد و در همین یک شب نباید چیزی کم و کسر باشد. ”

سرطان مصرف در شب یلدا نوعی بیماری اجتماعی می باشد که گریبان گیر بسیاری از خانواده های ایرانی شده است. نه تنها در شب یلدا بلکه در مراسمات و آیین های دیگری همچون عروسی ها، مراسمات مذهبی و … تمایل به مصرف و خرید بیشتر در بین مردم تبدیل به یکی از اصلی ترین اشتغالات ذهنی ایرانیان شده و کمتر کسی دیگر در این هیاهو که هر کس سعی در ربودن گوی سبقت از دیگری را دارد، به انسان هایی می اندیشد که به سختی نان شب خود را فراهم می کنند. کودکانی که شاید ماهی یک مرتبه قادر به تجربه ی طعم مطبوع و رایحه ی دلپذیر اغذیه و میوه های گوناگون باشند آن هم نه آن چنان مفصل که در رویاهای شان می پنداشتند؛ بلکه بسیار حقیر تر و اندک تر از آن….

حال وقتی تلویزیون را روشن می کنند تا نظاره گر برنامه های اختصاصی شب یلدا باشند، پرده ای از خوراکی های خوشمزه و رنگارنگ جلوی چشمان شان به ردیف صف می کشد؛ گویی صدا و سیما هم اشراف گری و تجمل گرایی اش را به رخ آنان می کشد.

متاسفانه رویه ها و فرهنگ های غلطی در جامعه نهادینه شده است؛ در همین بوشهر خودمان کم نیستند افرادی که گمان می کنند اگر ساعت ها در فروشگاه ها وقت صرف نکنند تا خرج های هنگفت خود را به چشم اقوام و دوستان برسانند، شب شان یلدا نمی شود.

مگر نه این است که شب یلدا آیینی است که برای برکت ایرانیان به وجود آمده است؟ پس چرا به جای آنکه برکتی برای یکدیگر باشیم خاری می شویم در چشم هم نوع؟

لازم به ذکر است هدف از نگارش این مطلب انتقاد از جشن های باستانی و ناپسند شمردن آن ها نیست بلکه بیانگر این نکته می باشد که بایستی به اصالت جشن اصلی بازگردیم و یلدا را در مصارف زیاد و چشم و هم چشمی های متداول خانوادگی خلاصه ننماییم.

چه خوب است اگر در این شب یادی هم از کودکان و خانواده های محروم نماییم. یاد این کودکان یلدای ما را هزار درجه خوش رنگ تر و زنده تر خواهد ساخت.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو