ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

کولبران یخ زده کردستان…

متاسفانه در پرداختن به مسائل اجتماعی کشور هم درگیر تفکرات “مرکز-حاشیه” هستیم! انگار فقط مسائل “مرکز” مهم تلقی می شوند. مرکزی که شاید یک شهر مثل تهران باشد یا یک قوم خاص باشد. لذا پرداختن به مسائل اجتماعی، اقتصادی مناطق “حاشیه” مشکل تر می باشد زیرا ما هنوز طبق تعصبات و پیشداوری های ذهنی و خیالی با واقعیت ها برخورد می کنیم. اهل قلم و اندیشه بودن، “حاشیه، مرکز” نمی شناسد و طبق این جغرافیای سیاسی و نژادی، نمی نویسد.

 

 

سیروان محمودی/پژوهشگر اجتماعی

متاسفانه در پرداختن به مسائل اجتماعی کشور هم درگیر تفکرات “مرکز-حاشیه” هستیم! انگار فقط مسائل “مرکز” مهم تلقی می شوند. مرکزی که شاید یک شهر مثل تهران باشد یا یک قوم خاص باشد. لذا پرداختن به مسائل اجتماعی، اقتصادی مناطق “حاشیه” مشکل تر می باشد زیرا ما هنوز طبق تعصبات و پیشداوری های ذهنی و خیالی با واقعیت ها برخورد می کنیم. اهل قلم و اندیشه بودن، “حاشیه، مرکز” نمی شناسد و طبق این جغرافیای سیاسی و نژادی، نمی نویسد.
وظیفه مهم روشنفکر یا فعال اجتماعی یا هر منتقد و نویسنده ای این است که در درجه اول ، بنا بر مبانی “انسانیت” و “آزادی انسان ها” قلم در دست بگیرد و مسوولیت روشنفکری را در هر جغرافیا و هر زمانی بجا بیاورد. هر روز و هر هفته در این کشور شاهد یک فاجعه هستیم. در همین مدت کوتاه گذشته شاهد برخورد دو قطار در سمنان، سوختن دو کودک کار در انبار ضایعات، حادثه پلاسکو، سیل در سیستان و بلوچستان، طوفان گردوخاک در اهواز و الان هم جان باختن ۴ کولبر زیر بهمن در سردشت! کولبرانی که جدا از کوله بارشان، صدها برچسب و انگ هم باید تحمل کنند. قرار نیست حتما بعد از رخ دادن حادثه دست به قلم یشویم، بلکه بارها در مورد کولبران و آثار آن و رواج این پدیده مطالعه شده و متن ها چاپ شده و مستندها گرفته شده.. اما کو گوش شنوا؟ حتما باید یک حادثه یا فاجعه رخ بدهد تا چند روزی در شوک آن بمانیم و شاید تلنگری به ما بخورد اما آن هم به خاطره تبدیل می شود…
وجود پدیده کولبری در شهرهای کردنشین دال بر وضعیت اسفناک اقتصادی آن مناطق می باشد. چرا در یک شهر مرزی مثل سردشت، تا این اندازه کولبری رواج دارد؟! چرا از پتانسیل درگاه های مرزی استفاده نمی شود؟ چرا شهرک صنعتی آن گرد وخاک می خورد؟ چرا با وجود طبیعت زیبا و بکر آن، گردشگری آن را تقویت نمی کنند؟ و ده ها سوال دیگر…
کولبران جوان ۱۸ و ۲۱ ساله، هیچ امیدی جز کولبری نداشتند؟ جوان ۱۸ ساله باید زیر بهمن یخ بزند و جنازه منجمدش را برای خانواده اش بفرستند؟
نتیجه توسعه نامتوازن و تبعیض آمیز چیزی جز این نمی شود. تا وقتی که گرفتار تفکرات “مرکز-حاشیه” باشیم، و سیاست های اقتصادی و اجتماعی ما منطقه ای باشند باید شاهد این فجایع باشیم. همچنین تا وقتی که نگاه ها به سمت سردشت و کردستان “امنیتی” باشد، اوضاع بهتر از این نخواهد بود. اینجا امنیتی نیست. اینجا شهر است با شهروندانش…

کولبرانی که سینه شان با گلوله شکافته می شود یا زیر بهمن منجمد می شوند، نه انسان نماها و نه طبیعت با آنها همدم و همیار نیستند، نمی خواهم به دنبال قهرمان ساختن و تحلیل های آبکی از این فاجعه باشم، فاجعه خیلی وقت ها پیش صورت گرفته است از همان موقعی که جوانان این شهر را بیکار کردند و به سمت لابراتورهای شیسه کشاندند یا به سمت عضویت در سازمان های خاصی درآوردند…
کولبر، قاچاقچی نیست، ضد اقتصاد و تولید داخلی نیست. حتی طبق قوانین هم شهروندان مرزنشین می توانند برای تامین مایحتاج خود کالاها را از مرز وارد یا خارج کنند. انگ چسباندن به کولبران جهت توجیه سیاست های غلط اقتصادی و اجتماعی، اصلا کار شایسته ای نیست.

بجای اینکه از پتانسیل های بالقوه و بالفعل سردشت و اکثر شهرهای کردستان استفاده کنیم، بیشتر باعث افزایش بیکاری و رواج مهاجرت های اجباری به شهرهای دیگر و افزایش لابراتورهای شیشه در آنجا و کنترل نکردن عامدانه آنها… شده ایم. سردشت یک بار قربانی شده و صدها تن شهید و مصدوم شیمایی داشته است، اولین شهر غیرنظامی شیمیایی شده می باشد. حق و لیاقت آن این نیست که مردمانش زیر برف منجمد شوند….

 

 

نظرات

تیتردو

در حوزه دشتي و تنگستان
سرویس خبر جامعه آنلاین: عصر امروز محمدحسین بکمی در گفتگو با جامعه آنلاین خبر اعلام نامزدی اش برای انتخابات مجلس را تایید کرد. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
آرشیو