ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

کودکان کار؛ قربانیان عصر مدرنیته

سرویس اجتماعی جامعه،ایرن واعظ زاده: پدیده ی شوم اشتغال زودهنگام کودکان زیر سن قانونی، امروزه به طور گسترده ‌ای در جهان و به ویژه در جوامع در حال توسعه به وفور دیده می شود؛ پدیده ای بسیار تلخ که محصول صنعتی‌ شدن و شهرنشینی است که اصلی ترین علل آن را باید در مواردی از قبیل شرایط اقتصادی دشوار تحمیل شده از سوی سیستم‌ های سیاسی سرمایه‌ داری، ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰی های ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺳﻮﺀ ﻣﺪﻳﺮیت ها، ﻧﺎﻫﻤﺎهنگی ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی، اجتماعی، ﻓﺮﻫﻨﮕی، جمعیتی ﻭ …  جست و جو کرد.

کودکان امروز آینده سازان فردا هستند؛ آینده سازانی که فقر بذر نفرت و حسرت را در ذره ذره ی وجودشان پراکنده ساخته و به جای لذت بازی با همسالان و چشیدن طعم خوش دوران کودکی، حسرت و اندوه در وجودشان انباشته شده؛ شهروندانی که از ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهای یک انسان محروم بوده اند، روزهایی تاریک و غریب را از پی هم گذرانیده و رفته رفته به بزرگسالان داغ دیده و محنت کشیده ای مبدل خواهند گردید که برای کودکی از دست رفته خود به سوگ می نشینند؛ و ما…. مایی که به عنوان شهروند حس نوع دوستی و وفاق را در درون مان به انهدام کشانیده ایم و با بی تفاوتی و بی مهری تمام کودک درمانده ای که اندک شادمانی خود را در پذیرش و بخشش از جانب ما می جوید، از خود می رانیم…. با این حجم عظیم بی تفاوتی و گاه پرخاشجویانه چطور می توانیم انتظاری جز به مخاطره افتادن سلامت بخش وسیعی از جامعه داشته باشیم؟ چگونه از انسان هایی که نتوانسته اند زندگی طبیعی و عادی را از همان سنین کودکی تجربه کنند و ناچار تن به کارهای طاقت فرسا داده اند و هر بار تلخی وقایع زندگی، مرگ رویاها و آرزوهای شیرین شان را باعث شده، می توان شهروندانی خوب و شایسته را در آینده متصور شد؟ ولیکن مسکنت و بدبختی آنان به همین نقطه ختم نمی گردد و این تنها گوشه ای از سرنوشت تاریک این بیوه گان کودکی است.

حضور کودکان در محیط های خشن و ناسالمی که اغلب افراد بزرگسال و نامتناسب با سن و سال کودک در آن جا فعالیت دارند تاثیرات ناگواری بر وی خواهد داشت. بدیهی است که این عدم توازن و تناسب در بر عهده گرفتن مشاغل و جا به جایی نقش ها و همچنین عدم پرورش صحیح نسل آینده سبب آشفتگی روحی و جسمی نسل جوان جامعه در آینده خواهد شد و بازخورد این امر به صورت پیامدهای منفی و خطیری سلامت اجتماعی و روانی جامعه را تهدید خواهد نمود.

در آینده ای نه چندان دور، اینان والدینی با انواع بیماری های روحی و روانی هستند که فاقد از هرگونه مهارت های تربیتی، فرزندانی به مراتب آسیب پذیرتر از خود را پرورش خواهند داد.

قلب متشنج و آکنده از ایده آل های کودکانه آنان  مشقتی بیش از توانایی خود را بر دوش می کشد و سرکوبی استعدادها و سرخوردگی و حقارتی که این نسل در کودکی تجربه می کنند فرصت گذراندن مراحل رشد طبیعی دوران کودکی را از آنان سلب کرده و سبب مرگ تدریجی هویت شان می گردد.

مریم تمیمی؛ کارشناس ارشد روان شناسی در رابطه با کودکان کار می گوید: « با توجه به فقدان بهداشت، سوء تغذیه و قرارگیری این کودکان در کنار بزهکاران انواع آسیب ها و صدمات را برای آن ها به بار می آورد، از سوی دیگر عدم برخورداری از آموزش و تحصیل و کسب مهارت های زندگی، نداشتن احساس رقابت با همسالان و … سبب می شود تا این کودکان از آسیب پذیرترین اقشار جامعه به شمار روند؛ آنان علاوه بر آسیب پذیر بودن آسیب زا نیز هستند و از آسیبی به آسیب دیگر سوق داده می شوند؛ محرومیت ها و محدودیت های کودکان کار که منتج به عوامل مخرب و آسیب سازی مثل آسیب های ذهنی و جسمی، عقده های روانی و معضلات اجتماعی می گردد، در آینده گریبان جامعه را خواهد گرفت. آسیب های ذهنی و جسمی که ذهن از تربیت رفتاری و تحصیلی لازم و مناسب و جسم از زندگی انسانی امن برخوردار نمی شود بسی جای بحث و ریشه یابی و تامل دارد. وظیفه ی تک تک افراد جامعه است که با نگاه انتقادی و چاره جویانه ی  امروزشان، جامعه ی فردا را بسازند. ما همیشه تنها مشکلات و آسیب ها را بیان می کنیم و این کافی نیست. مشکلات این کودکان با ترحم و خرید چند عدد آدامس و فال رفع نمی شود بلکه نیازمند تحلیل ها و راه کارهای علمی می باشد. باید علاوه بر ایجاد حس مسوولیت پذیری در افراد، دولت و انجمن های مردم نهاد نیز برنامه ها و طرح هایی برای کاهش و جلوگیری از بروز این آسیب ها و مشکلات تدوین نمایند. »

تمیمی می افزاید: « کودکان کار هم مانند سایر کودکان حق برخورداری از یک زندگی سالم و با امکانات اولیه ( آموزش، بهداشت، تغذیه ی سالم و …) را دارند. با ارزشمند شمردن این قشر و تلاش برای سامان دهی آنان، علاوه بر پیشرفت و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی شان آنانرا ار آسیب به نجات پیوند می زنیم و به علاوه، خود نیز به آرامش درونی مطلوبی دست خواهیم یافت. »

از دیگر مشکلات جدی این کودکان نداشتن اوقات فراغت، ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ، ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺳﻼﻣﺖ ﺭﻭﺍﻧﯽ، سوءتغذیه، اعتیاد، آزار جنسی، ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺗﺤﻮﻻﺗﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ است که عدم اقدامات لازم و اساسی و رواج آن منجر به ظهور جامعه ای ناامن و تهی از پیشرفت و آرامش خواهد شد.

در حوزه ی فردی و اجتماعی مهم ترین آسیب هایی که به کودک کار وارد می آید از بین رفتن دوران کودکی، اختلال در نظم اجتماعی و برهم خوردن مفهوم نظام خانواده است.

کودکان کار نمایانگر فاصله ی طبقاتی‌، فقر فرهنگی و اقتصادی گسترده و ناکارآمدی سیستم ‌های دولتی در کاهش این معضل می باشند که گسترش روزافزون آن علاوه بر موارد فوق باعث کراهت چهره ی جامعه، بروز آسیب‌ های اجتماعی، ضعف در جامعه پذیری و افزایش جرم و بزهکاری می شود.

معضلات و آسیب‌ های اجتماعی به یکدیگر وابسته و تفکیک ناپذیر هستند و باید به شکل همه ‌جانبه ای به آن ها پرداخته شود.

اسماعیل حسام مقدم؛ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی درباره ی رابطه ی ازدیاد کودکان کار با فقر و شکاف طبقاتی در جامعه می گوید: « رابطه ای مستقیم بین این دو واقعیت اجتماعی هست و هر کدام سیر صعودی داشته باشد، دیگری نیز با نرخ بالاتری افزایش می یابد. هرچند که مساله فقر و شکاف طبقاتی مساله ای عام هست و معضل کودکان کار مساله ای خاص، اما این دو در افزودن یکدیگر دستی دارند. متاسفانه گسترش فساد اجتماعی و از بین رفتن سرمایه و انسجام اجتماعی در دولت پیشین و بالا رفتن حس تبعیض اجتماعی بین شهروندان، فضایی اجتماعی را شکل بخشیده که در آن نخستین نهادی که آسیب دید؛ خانواده بود. خانواده ها دیگر آن چتر حمایتی و حفاظتی خود برای کودکان را از دست دادند و اینگونه شد که فقر و تبعیض تبدیل به مساله ای اجتماعی شد. »

وی در خصوص خلاء های موجود در برخورد با آسیب های اجتماعی می افزاید: « آسیب های اجتماعی را در نگاه اول باید متوجه بود که خاستگاه های متعدد اجتماعی دارند که باعث برساخته شدن شان می شود؛ مانند تبعیض و البته طرد اجتماعی. خلایی که همواره در تحلیل آسیب های اجتماعی بود نگرشی بود که همواره به تبعیض و فقر می شد و مساله طرد اجتماعی به فراموشی سپرده می شد. اگر که فقر و تبعیض اقتصادی می توانست در دوره ای تنها راه تحلیل آسیب های اجتماعی باشد درحال حاضر تحلیل مبتنی بر طرد اجتماعی یک گروه خاص اجتماعی هم می تواند خاستگاه آسیب یا مساله اجتماعی قلمداد شود و با این تغییر در ریشه های تحلیل آسیب ها و مسائل، بی شک پیشنهادات و راه حل ها نیز اندکی متفاوت می شود؛ در این زمینه باید علاوه بر راه حل همیشگی عدالت اجتماعی برای حل آسیب ها و مسائل، به فکر مشارکت اجتماعی نیز بود. به خصوص خلاء همیشگی بی توجهی به مشارکت اجتماعی جوامع محلی برای حل آسیب ها و مسائل اجتماعی در این زمینه خودنمایی می کند که در دولت جدید به نظر می رسد که در این زمینه برنامه های مدون و جامعی درحال ارائه و اجرا می باشد. »

وقتی منابع انسانی لازم برای توسعه اقتصادی و فرهنگی با درگیری در کار کودکان کاهش یابد و چرخه ی فقر و فاصله ی طبقاتی بین این کودکان و آیندگان بازتولید شود، آن جا است که می توان ادعا نمود جامعه حالت کارکردی خود را از دست داده است.

برای ریشه‌ ای حل کردن پدیده ی کار کودکان، ابتدا بایستی دولت‌ ها تامین اجتماعی و بهره‌ بردن از حداقل ‌های رفاه اجتماعی را در سطح لایه‌ های فقیر جامعه گسترش داده و سپس سازمان ها و نهادهایی همچون وزارت رفاه، شهرداری و بهزیستی با اقداماتی مانند انتصاب مدیران شایسته در حوزه‌ های مربوط به آسیب‌ های کودکان، بهره ‌گیری از تجارب موفق سازمان ‌های غیردولتی یا کشورهایی که در ساماندهی این پدیده موفق بوده اند، اختصاص تنها نیم درصد از بودجه های میلیاردی که صرف طرح های غیرضروری دولت به ایجاد و ساخت اماکن امن و حمایتی و همینطور جهت آموزش و توانمندسازی این کودکان و خانواده ‌های آنان، حمایت ‌های حقوقی، برقراری عدالت اجتماعی، راه‌ کارهایی برای اشتغال ‌زایی، نبود تبعیض طبقاتی، حمایت های اجتماعی هدفمند و کودک محور در رفع این معضل بزرگ از هیچ تلاشی دریغ ننمایند.

بنا ساختن انسانیت و اهتمام برای پایداری و بقای آن تنها آبرو و موجودیت بشری است که اکنون با عدم حساسیت به مسایل پیرامونی و بی تفاوتی فزاینده ای رو به سستی می رود. این بازمانده ی حیثیت بشری را ویران نکنیم…..

 

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو