ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید

محمد فاضلی: وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت امروز برای اولین بار سپری شدن آن ایام را به چشم دیده است. مردم دشتستان تجمع می‌کنند و مانع کلنگ‌زنی پتروشیمی این شهر می‌شوند. آقای وزیر هم توضیح می‌دهند که «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراض‌آمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است. … در جاهای دیگر که به قصد افتتاح یک پروژه این چنینی می‌رویم مردم، برایمان گوسفند قربانی می‌کردند.

 

 

بازتاب گزارش جامعه در تحلیل مشاور رییس جمهور

محمد فاضلی

بیست یا ده سال پیش اگر مسئولین دولتی می‌خواستند در جایی کلنگ ساخت مجتمع پتروشمی، پالایشگاه، سد، کارخانه فولاد، سیمان یا صنایعی از این دست را به زمین بزنند، مردم محلی تجمع می‌کردند و با قربانی گوسفند و پخش گل و شیرینی از آن‌ها استقبال می‌شد. مسئولان ارشد دولت و سایر قوا، نمایندگان مجلس و بوروکرات‌های دولتی از این دست خاطرات شیرین بسیار به یاد دارند.

 

آن خاطرات شیرین متعلق به زمانه‌ای است که کسی نمی‌پرسید پی‌آمد محیط‌زیستی آبگیری سد برای جنگل‌ها، حیات وحش، تنوع زیستی و زمین‌های کشاورزی چیست؛ آب لازم برای مجتمع پتروشیمی، فولاد، سیمان و سایر صنایع پرآب‌بر، سرمایه‌بر و کم‌اشتغال‌زا را چگونه تأمین و با پسابش چه می‌کنید؛ این وعده‌های اشتغال که می‌دهید و به ازای چه مقدار سرمایه‌گذاری ریالی و دلاری، و صدمه به منابع محیط‌زیستی حاصل می‌شود؛ و منافع و مضار حاصل از ایجاد صنایع آلوده‌کننده چگونه میان اجتماع محلی میزبان واحد صنعتی، سهامداران دولتی و خصوصی، و سایر نفع‌برندگان تقسیم می‌شود.

 

ایام خاطرات شیرین بوروکرات‌های دولتی و غیردولتی در حالی سپری شده که بسیاری وعده‌ها نیز محقق نشده‌اند، شغل‌های بسیار ایجا نشده، فقر اجتماعات محلی میزبان صنایع از میان نرفته، زنجیره ارزش صنایع بالادستی و پایین‌دستی تکمیل نشده، اما بر ثروت سهامداران دولتی و غیردولتی، ساکن تهران و شهرهای بزرگ، و البته خسارات محیط‌زیستی برای میزبانان واحدهای صنعتی افزوده شده است.

 

بوروکرات‌های دولتی ایجاد شود. خاطرات‌ کلنگ و روبان‌ها، قربانی‌ها، شیرینی‌ها را هنوز در ذهن دارند، اما جامعه تغییر کرده و ایشان گویی گذشت زمان را احساس نکرده‌اند. هنوز به یاد روزگاری هستند که طرح‌ها بدون مجوز محیط‌زیستی، بدون نقادی جدی در کمیته ماده ۲ برای صدور مجوز محیط‌زیست، بدون مقاومت طرفداران محیط‌زیست، و بدون اجبار به این‌که برای مردم تشریح کنند مابه‌ازای آن‌چه به دست می‌آورند چیست، «کلنگ، روبان، قیچی» بازی می‌کردند.
* وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت امروز برای اولین بار سپری شدن آن ایام را به چشم دیده است. مردم دشتستان تجمع می‌کنند و مانع کلنگ‌زنی پتروشیمی این شهر می‌شوند. آقای وزیر هم توضیح می‌دهند که «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراض‌آمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است. … در جاهای دیگر که به قصد افتتاح یک پروژه این چنینی می‌رویم مردم، برایمان گوسفند قربانی می‌کردند. این پروژه قرار است باعث آبادی و رونق منطقه شود.» اما گویا پاسخی که می‌شنود این است «ما مخالف توسعه نیستیم، اما آبادی این‌چنینی را که باعث از بین رفتن باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی و طبیعت ما شود، نمی‌خواهیم.»

 

وزیر صنعت، معدن و تجارت در مقابل اعتراضات گفته‌اند «تا هفته آینده امام جمعه و مسئولان ذی‌ربط در منطقه آب‌پخش دشتستان با نشست با مسوولان استان بوشهر نسبت به مکان ساخت این پروژه باهم به تفاهم برسند، وگرنه پروژه به نقطه دیگری منتقل می‌شود.»
*جمله‌ای که فرد معترض بیان کرده، نمادی از خیزش آگاهی محیط‌زیستی ناظر بر امکان‌پذیر دانستن توسعه و حفظ محیط‌ زیست، و گذر کردن از ایده توسعه بی‌توجه به محیط‌زیست است. جملاتی که آقای وزیر گفته‌اند شاخصی از سختی فراموش کردن دوران «کلنگ، روبان، قیچی» و دوباره وارد شدن به بازی «توسعه یا محیط‌زیست» است.

 

بهتر است بپذیریم محل واحدهای صنعتی را می‌توان جابه‌جا کرد، اما آگاهی محیط‌زیستی و هم‌زمان تخریب‌های محیط‌زیستی هم فراگیر شده‌اند و در هر نقطه‌ای سر بر می‌آورند. عصر «کلنگ، روبان، قیچی» و وعده اشتغال‌های فزاینده، پایان یافته است. ایده‌های نو به‌کار بگیرید، دست از برخورد نمایشی با محیط‌زیست بردارید، و خاطرات گوسفندان و شیرینی‌ها را مدتی بایگانی کنید.
اندیشه‌ها که نو شود، محیط‌زیست را که جدی بگیرید، اقتصاد سبز را که برای مردم عملی کنید، اشتغال‌ها که با صنایع کمتر سرمایه‌بر و بیشتر اشتغال‌زا ملموس شوند، و اجتماعات محلی که در منافع پروژه‌ها شریک شدند، و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها که در قبال مردم محقق شد؛ مردم دوباره برای شما گوسفند قربانی می‌کنند و با گل و شیرینی به استقبال‌تان می‌آیند. کسی با توسعه مخالف نیست، اما آن توسعه‌ای که برخی وعده دادند، عاقبتی جز کم‌آبی، خشکی تالاب‌ها، ریزگرد، بیماری جنگل‌ها و تخریب محیط‌زیست به بار نیاورده است. مردم حق دارند اعتماد نکنند.

 

مدتی کلنگ‌ها و قیچی‌ها را غلاف کنیم و بگذاریم اندیشه‌های محیط‌ زیستی و سازگار با توسعه، در آسمان تیره و تار محیط‌زیست این کشور و اقتصاد این کشور پرواز کنند. اعتماد مردم بازمی‌گردد.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی:
حمید موذنی، نویسنده، جامعه‌شناس و روزنامه‌نگار بوشهری می‌گوید: ضعف روزنامه‌نگاری ما به ضعف جامعه و نبود جامعه مدنی بر می‌گردد؛ تا زمانی که جامعه ضعیف باشد و لویاتان یا دولت، مقید به جامعه نشود، ما با ضعف مطبوعاتی روبه‌رو هستیم. الهام بهروزی، بوشهر: روز خبرنگار (۱۷ مردادماه) فرصت مغتنمی است برای دیدن و شنیدن افرادی […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو