ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

پدرام باقری
نولیبرالیسم از نظر تا تجربه در فضای شهری


۱.هفته اخیر، هنگامی که دانشجویان دانشگاه تهران در پلاکاردی اعتراضی سرنگونی نئولیبرالیسم را خواستار شدند، جنجال ها بر سر این پرسش دوباره آغاز شد. آیا اقتصاد ایران یک اقتصاد نولیبرالی است؟
عده ای که پاسخی منفی به این پرسش می دهند معتقدند برای اجرای سیاست های نولیبرالی نیاز به یک بازار آزاد با حضور سرمایه دارانی هستیم که بدون دخالت دولت به عرضه محصولات و قیمت گذاری آن بپردازند و نظام اقتصادی ایران اصلا چنین مولفه هایی ندارد. قیمت گذاری کالا ها در اختیار دولت است، هرماه یارانه نقدی به مردم پرداخت می شود و دولت مالک و تاثیر گذار ترین نیرو در بازار است.

هرچند در نگاه اول به نظر میرسد این سخنان بیراه نیست اما اگر دقیق تر به واکاوی مفهوم نولیبرالیسم بپردازیم و مصداق های آن ها در زیست روزمره مان پی بگیریم ، خواهیم دید که ما نیز تا اندازه ای در حال و هوای نولیبرالیسم نفش می کشیم.

۲.عموما نولیبرالیسم را با سر کار آمدن مارگارت تاچِر و رونالد ریگان می شناسیم. هنگامی که نظریات اقتصادی کِینز نتوانست کسری بودجه دولت های اروپایی را تاب بیاورد، مارگارت تاچر، فون هایک را که از نظریه پردازان اصلی نولیبرالیسم بود به عنوان مشاور خود انتخاب کرد و به جنگ با اتحادیه های کارگری رفت. نئولیبرالیسم به زبان ساده می گوید برای افزایش رونق تولید باید جلوی قوانین دست و پا گیر را گرفت. باید بازار را از کنترل دولت خارج کرد و آن را به سرمایه‌گذار ها تحویل داد. از آن جا که سرمایه گذار ها به دنبال سود شخصی خود هستند، در بازار تولید را رونق می دهند و اقتصاد را شکوفا می کنند. وقتی اقتصاد شکوفا شود کارمندان و کارگران نیز از مواهب آن برخوردار می شوند و سطح زندگی آن ها بهبود می یابد. به همین خاطر مارگارت تاچِر به نبرد با اتحادیه های کارگری رفت.
نولیبرالیسم از دهه هشتاد به این سو، سیطره خود را بر نظام اقتصاد جهانی گستراند و نمود آن را می توان در سیاست های بانک جهانی مشاهده کرد.
اما مرادم از این مقدمه کوتاه، تطبیق پذیری نئولیبرالیسم با دیگر نظام های سیاسی بود. برخلاف تصور رایج، نولیبرالیسم در تاریخ کوتاه برآمدن اش نشان داده است که با هر نوع نظام اقتصادی کنار می آید. از لیبرال دموکراسی در بریتانیا گرفته تا دیکتاتوری ژنرال پینوشه در شیلی، حتی چین کمونیست با بلوک سیاسی بسته. همه و همه توانسته اند سیاست های نئولیبرال را اجرا کنند. و متاسفانه برخلاف نظر طرفداران بازار آزاد، نولیبرالیسم نتوانست دموکراسی به ارمغان بیاورد. مثال بارز آن چین کمونیست است.

۳. در این دوران که جهانی شدن انکار ناپذیر است و ایده های مختلف، جهان را همچون اندام واره ای یکپارچه در می نوردند؛ سایه سیاست های اقتصادی نولیبرال بیش از هر زمان دیگر بر کشور ها سنگینی می کند. بانک جهانی با اتخاذ سیاست های نولیبرالی تمام کشور ها را درگیر کرده است.
دیوید هاروی در این باره می گوید: « امروزه تقریبا همه دولت ها گونه ای از نظریه نئولیبرالی را پذیرفتند و دستکم برخی از سیاست ها و روش های خود را طبق این نظریه تنظیم می کنند. جوامعی که به تعبیر بوردیو تحت یورش نولیبرالیسم قرار گرفته اند به یک حد و شیوه ان را تجربه نکرده اند. این واقعیت محققان را واداشته تا پویایی های نئولیبرال سازی را جدی بگیرند و به جای یک نظام یکدست، همگون و جهانشمول به نئولیبرالیسم های واقعا موجود در بسترهای محلی، ملی و منطقه ای توجه کنند»
به عنوان مثال امروز کارآفرینی در تمام جهان حضوری عینی دارد. در سانفرانسیسکو، اوبِر فعالیت می کند و در تهران، اسنپ. و هر دو با تاکسی های شهری و اتحادیه تاکسی رانی ضدیت می ورزند. همان طور که نولیبرالیسم با هر نهادی ضدیت می ورزد و جامعه را به صورت انفرادی می خواهد.

۴. هاروی ادعا می کند نولیبرالیسم به وجهی دینامیک خود را با مختصات جایی که اجرا می شود تطبیق می دهد. برای فهم مطلب لازم است به وجه دیگر نئولیبرالیسم توجه کنیم. فارغ از وجه اقتصاد سیاسی، نئولیبرالیسم دارای وجهی انسان شناختی است که نوع نگاه انسان نسبت به جهان را تغییر می دهد و هستی ان را ها دستخوش تغییر می کند.
نمود بارز این نوع نگاه را در شعار تاچِر می توانیم ببینیم. تاچر در دوران نخست وزیری خود می گفت: «جامعه وجود ندارد»
منظور تاچر این بود که ما برای رفاه اقتصادی نیاز به گروه های اجتماعی نداریم. ما فقط باید به تک تک افراد توجه کنیم. چیزی تحت عنوان جامعه نداریم، این افراد هستند که جامعه را می سازند و هدف رفاه اقتصادی همین افراد منفرد است. این نظر که حتی باعث جدایی لیبرال های میانه با نولیبرالیسم شده است هدف زندگی سوژه نئولیبرال را صرفا رفاه اقتصادی می داند. در وضعیت پست مدرن که هیچ کلان روایتی وجود ندارد و آرمان خواهی از میان رفته است، ایده نئولیبرالیسم زمینه مناسبی برای رشد پیدا کرده است. فارغ از بحث درباره اقتصاد ایران، این ویژگی را می توان در میان شهروندان ایران مشاهده کرد. آن جا که ما بیش از اندازه مادی گرا شده ایم و به غیر از کالا و پول، به چیز دیگری فکر نمی کنیم.
به بیان دیگر نولیبرالیسم پیش از آن که با ایده های اقتصادی اش ما را فتح کند، نوع نگاه مان به جهان را تغییر می دهد و هدف مان از زندگی را به مناسبات اقتصادی تقلیل می دهد.
میشل فوکو درباره نولیبرالیسم می گفت، این ایده گسترده کردن اقتصاد و معیشت به تمام حوزه های خصوصی زندگی آدمی است، حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و..
حتی هانا آرنت در کتاب وضع بشر، انسان ها را اسیر چنین مشکلی می بیند.

۵. اما اگر دوباره بخواهم گریزی به ایران بزنم، به گمانم بهترین جایی که می توانیم نفوذ نولیبرالیسم را ببینیم حوزه شهری است.

تا آن جا که من می فهمم، به گمانم ما در حال تجربه نئولیبرالیسم در زندگی شهری هستیم. نئولیبرالیسم از طریق تضعیف نهادهای مدنی راه را برای فعالیت خود باز می کند. گران شدن شهرها، افزایش حاشیه نشینی (بر اساس آمارها ۱۹میلیون در ۳۰۰۰نقطه حاشیه ای شهر ها، زندگی می کنند)، فقر فزاینده و تجمع ثروت در دست عده ای محدود و دسترسی سخت به مرکز شهر از جمله نشانه های وجود نولیبرالیسم در زندگی شهری ماست. حتی در همین شهر خودمان بوشهر، ما روز به روز از مرکز شهر پس زده می شویم و به محلات جنوبی، عالیشهر و… می رویم. نولیبرالیسم فضاهای شهری و عرصه های عمومی را در می نوردد و دشمن انجمن های شهری و هر قِسمی از دموکراسی است.

موضوع این نیست که سیاست گذاران شهری ما از نولیبرالیسم اطلاع دارند یا خیر؟ اگر این سوال را از من بپرسید با اطمینان می توانم بگویم اغلب مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر بوشهر حتی یک خط در تعریف نولیبرالیسم نمی دانند و حتی تا به امروز نام فردریک فون هایک، لودویگ فون میزِس و مِنگر را نشنیده اند. اما همین افراد در گذر زمان یاد گرفته اند که تغییر کاربری زمین و تجاری کردن آن می توانند به آسانی درآمدزایی کنند. یاد گرفته اند به جای توسعه حمل و نقل عمومی و افزایش خدمات اجتماعی شهری، در بودجه ها را برای توریسم و برج سازی سرمایه گذاری کنند.
در این میان آلترناتیو ما تاکید بر حق به شهر است. تاکید بر حق استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی با کیفیت، تاکید بر دوچرخه سواری رایگان، تاکید بر جلوگیری از تجاری سازی شهر، تاکید بر این نکته زمین های مسکونی به تجاری تغییر کاربری نشوند، چرا که این بدترین قدم برای شهروندان و بهترین حرکت برای سرمایه داران است.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی:
حمید موذنی، نویسنده، جامعه‌شناس و روزنامه‌نگار بوشهری می‌گوید: ضعف روزنامه‌نگاری ما به ضعف جامعه و نبود جامعه مدنی بر می‌گردد؛ تا زمانی که جامعه ضعیف باشد و لویاتان یا دولت، مقید به جامعه نشود، ما با ضعف مطبوعاتی روبه‌رو هستیم. الهام بهروزی، بوشهر: روز خبرنگار (۱۷ مردادماه) فرصت مغتنمی است برای دیدن و شنیدن افرادی […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو