ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

پدرام باقری
ما «چهره» نداریم


به اطراف تان نگاه کنید، احتمالا تلفن همراه، کوله پشتی یا چند دست لباس و ابژه هایی این چنین را در کنارتان می بینید. حال به انسان های اطراف تان نگاه کنید. احتمالا یکی از اعضای خانواده تان در اتاق مجاور شما مشغول انجام کار است.
تصور کنید در جهانی زندگی میکنید که انسانی جز خودتان در آن وجود ندارد. به گمانم موافق باشید که زیستن در چنین جهانی ناقص و گنگ است. ناقص از آن جهت که چیزی در آن لنگ می زند و گنگ از آن جهت که غیرقابل توضیح است.
اگر در این جهان تنها بودید احتمالا درک درستی نسبت به بسیاری از مسائل نداشتید، خاطره ای نداشتید و هم چنین روایتی برای تعریف کردن. زبان نداشتید و محتوایی برای انتقال وجود نداشت. احتمالا هستیِ شما – آن چیزی که هستید و از خود می شناسید – کاملا مغایر با آن چیزی بود که اکنون هستید.

امانوئل لویناس، فیلسوف معاصر فرانسوی بیش از هرکس دیگر به توضیح این مسئله اهمیت داد؛ مسئله‌ی «دیگری». این که انسان در مواجهه با دیگران چه نسبتی برقرار می‌کند. رابطه خود و دیگری چگونه تعریف می شود؟ «دیگری» چه تاثیری در شناخت «خود» از جهان اطرافش دارد و…
بر اساس اندیشه های لویناس ما موجوداتی هستیم که تحتِ رانشِ خواستِ دیگری قرار داریم. ولی این خواست را نباید با آن خواستی که برای نوشیدن چای داریم اشتباه بگیریم. خواستِ نوشیدن چای یافتن چیزی است که فرد کم دارد و به جست و جوی آن می رود تا خود را ارضا کند. اما در مواجهه با دیگری هرگز قرار نیست به چنین ارضایی نائل شویم. چرا که دیگری «چیزی» نیست بلکه «کسی» است و جدای از ما هستیِ مستقلی دارد.

از این رو خواستِ دیگری اساسا متافیزیکی است. من به دیگری که در جهانم زندگی می‌کند مربوط می شوم و از طرف دیگر هیچ کنترلی بر او ندارم. حتی اگر او را کاملا برده خود کنم یا به قتل برسانم بر وجود مستقل اش صِحه گذاشته ام. نمی توانم مانند چای آن را سر بکشم و در معده ام هضم کنم.

رابطه من با دیگری از هر نظر رابطه ای پیچیده است. نسبتی که میان من و دیگری وجود دارد از طریق زبان به عمل درمی اید. من با دیگری حرف می زنم و همین امر فاصله انکارناپذیر مرا از دیگری تصدیق می‌کند. از جهت دیگر، دیگری دنیای من را شکل می‌دهد. از طریق گفتگو(زبان) اندیشه را به وجود آورده و منتقل می‌کند و موجب تعالی من می شود اما همواره در فاصله ای نسبت به من قرار دارد. فاصله ای که به هیچ وجه جمع پذیر نیست. به بیان لویناس: « دیگری بی نهایت از واقعیت خودِ من فاصله دارد»

لویناس در توصیف مواجهه ما با دیگری می‌گفت دیگری صرفا از راهِ چهره (the face) مورد مواجهه قرار می گیرد. تصور چهره چشم اندازهای دیگر را بر ما می گشاید. چرا که با تشخیص دیگری امکان وجود نظرهای متفاوت – جز آن چشم اندازی که خودمان داریم – را مورد تایید قرار می‌دهیم.

در مواجهه با دیگری ما نمی توانیم دعوی قدرت داشته باشیم، نمی توانیم او را مملوک خودمان بسازیم بلکه صرفا می توانیم با او گفتگو کنیم و از این طریق جهان مان را به اشتراک بگذاریم. لویناس می‌گفت زبان ما را بر دیگری می گشاید. ما درون زبان در جهانی مشترک زندگی می کنیم. این جهان هیچگاه از طریق مالکیت فردی مان بر آن تعریف نمی شود بلکه تعریف ما از جهان از طریق به رسمیت شناختن دیگری و نسبت ما با آن تثبیت می‌شود.

لویناس با پای فشاری بر درک مسئله‌ی دیگری تلاش می کرد نسبتی اخلاقی بر مبنای هستی شناسی جدید بنیان گذارد. تلاش می کرد انسان ها را متوجه انسان های اطراف شان و هستیِ مستقل آن ها بکند تا شاید در آینده آشوویتس دیگری نبینیم.

دیروز که میان انبوه جمعیتِ خیابان انقلاب پیاده می‌رفتم به چهره انسان ها نگاه می کردم. اغلب افراد با نگاه های دوخته شده به پیاده رو مشغول شنیدن موسیقی یا چت کردن بودند. به ماشین هایی می ماندند که برای رسیدن به هدفی خاص برنامه ریزی شده اند. بیش تر شبیه اجزای یک ماشین بزرگ بودند تا وجودی مستقل. حتی مانند ماشین های اطراف شان از زیرگذر استفاده می کردند و چراغ راهنمای مخصوص داشتند. شاید در نظر شما این بخشی از قوانین مترقی شهرنشینی باشد اما در نگاه من شباهت این چنینی ماشین ها و آدم ها ترسناک است. در فضای عمومی «دیگری» برایشان چندان اهمیتی نداشت. آدم ها چهره نداشتند. حتی به هنگام نیاز به حداقلی ترین شکل ممکن مکالمه میکردند. مثلا وقتی از فروشنده مغازه ای دستمال کاغذی خواستم بدون جواب دادن به سلام ام، فقط دستمال کاغذی را به سمتم گرفت تا چند عدد از آن بردارم. آن مرد برای من «دیگری» نبود؛ بیش تر شبیه رباتی میماند که دکمه اش را فشار داده باشی تا دست آهنین اش دستمال را به سمتت بگیرد. آن گونه که لویناس می‌گفت چهره اش عریان نبود، بیش تر شبیه به همان چایی بود که آن را سر می کشیم.

مسئله فقط به تهران محدود نمی‌شود. در همین شهر کوچک خودمان هم اگر دقیق تر شویم نسبت به سال های گذشته ارتباط میان انسان ها کمتر شده است. تهران اما یک بازنمایی شدیدتر از واقعیت بود. واقعیتی که برای منِ شهرستانی – شهرستانی نه به آن معنای تحقیر آمیز بلکه به عنوان یک واقعیت اجتماعی – عجیب و ترسناک بود.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

در حوزه دشتي و تنگستان
سرویس خبر جامعه آنلاین: عصر امروز محمدحسین بکمی در گفتگو با جامعه آنلاین خبر اعلام نامزدی اش برای انتخابات مجلس را تایید کرد. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
آرشیو