ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

هیچ گاه قالیباف را نخواهم بخشید…

از آنجایی که چند ماه بیشتر تا پایان کار این دوره از شورای شهر باقی نمانده بازار نقد و بررسی عملکرد اعضای این نهاد در دستور کار اغلب رسانه ها و بسیاری از مرتبطین با موضوع مدیریت شهری قرار گرفته ، پویش نیز که از سال ها پیش همواره پیگیر عملکرد اعضای شورای شهر و مسئولان شهرداری بود در نظر دارد فصل جدیدی از نقدها و تحلیل ها و پرسش ها را درباره این موضوع مهم شروع کند . به همین منظور سراغ یکی از جوانان اصلاح طلب رفتیم، امیر احمد منظمی که از اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در سال ۹۲ به شمار میرفت پاسخگوی پرسش های ما در این باره خواهد بود .

به عنوان اولین سوال می‌خواهم بدانم با توجه به تجربه تلخ الهه راستگو، آیا باز هم حاضرید برای رای‎‌آوری لیست شورای شهر اصلاحات فعالیت کنید؟

بنده در آن سال عضو کمیته استان های ستاد ملی جوانان اصلاح طلب بودم و تمرکز اصلی‌مان بر روی انتخابات ریاست جمهوری بود. در عین حال به عنوان نائب رئیس سازمان دانشجویی که فعال‌ترین تشکل قانونی جوان اصلاح‌طلب در چند سال قبل از ۹۲ بود، علاوه بر انتخابات مهم ریاست جمهوری تلاش های زیادی هم برای پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات شوراها داشتیم، چه بصورت اقدامات مجازی و چه ستادی و عملیاتی. البته به صورت فردی هم اختصاصا به ستاد چند تن از اعضای لیست تهران برای شورای شهر کمک بیشتری کردم. ماجرای خانم راستگو یک اتفاق پیش‌بینی نشده و ناگهانی نبود کمااینکه بنده و چند تن از دوستانم همان موقع در چند مقطع مخالفتمان را مشخصا با ورود این افراد به لیست اعلام کردیم. این مسائل تا حد زیادی از قبل مشخص است و این بار امیدواریم که روابط بر ضوابط ترجیح داده نشود. طبیعتا هر چه لیست آینده اصلاح‌طلبان برای شورای شهر با دقت و سلامت بیشتری بسته شود، میل و رغبت من و دیگر جوان‌هایی که به اصلاحات واقعی و سالم اعتقاد دارند هم برای فعالیت بیشتر خواهد شد.

در چند جمله صریح و شفاف اگر بخواهید عملکرد اعضای چهارمین دوره شورای شهر تهران را بررسی کنید چه خواهید گفت؟

بررسی عملکرد چند ساله یک نهاد مهم در چند جمله بسیار سخت است اما مختصرا می توان اینطور گفت که انتظارات برآورده نشده است. یعنی انتظاراتی که مردم و حامیان لیست اصلاحات داشتند برآورده نشده است. بدون تعارف باید بگوییم که تحول خاصی در در مدیریت شهری تهران رخ نداده است و حتی در برخی ابعاد ضعف بیشتری را هم شاهد بودیم. در مواردی هم تلاش های مفیدی صورت گرفته است. این ارزیابی را نباید پیچیده کنیم. از نگاه عموم مردم به قضیه بنگریم. آیا مردم شاهد یک بهبود چشمگیر در مدیریت شهری خود بوده اند؟ من بعید می دانم. بسیاری از مشکلات پابرجاست و افکار عمومی هنوز هم جواب قانع کننده ای در مورد عملکرد شهردار تهران و برخی حرف و حدیث ها و پرونده های خاص مانند املاک نجومی که اخیرا قوه قضاییه نیز بخشی از آن را تایید کرده است دریافت نکرده است. این در حالیست که افکار عمومی به ابعاد فنی و مدیریتی شهرداری ورود خاصی نداشته است و هنوز مسائلی مانند بدهی های سنگین شهرداری به مردم و بخش خصوصی برای جامعه بازگو نشده است.

شاید به خاطر این است که اصلاح طلبان اکثریت قاطع شورا را نداشتند. اگر اکثریت در دست این جریان بود، وضعیت بهتری را شاهد نبودیم؟

بعد از انتخابات فرض ما و خود اصلاح طلبان هم بر این بود که این جریان به اکثریت کرسی ها دست پیدا کرده است. اینکه چطور شد که لیست اکثریت یعنی اصلاحات بعد از شروع به کار شورا تبدیل به اقلیت شده و نمی تواند شهردار مدنظرش را منصوب کند جای بحث دارد. هنوز سران اصلاحات و افرادی که چنین لیستی را بستند و پشتوانه مردمی اصلاحات را صرف این لیست کردند پاسخ درستی به حامیان این جریان ندادند و نگفتند چطور کار به جایی رسید که اکثریت بعد از انتخابات در همان جلسه اول چند رای ریزش کند و منتخبانش بدون فشار خاصی به اردوگاه رقیب بپیوندند؛ نه عذرخواهی در این رابطه صورت گرفت و نه توضیح و جواب واضحی داده شد.

به هر دلیلی هم اگر در اقلیت قرار گرفتیم، به هر حال اقلیت ناچیزی نبودیم که دست و پایمان بسته باشد. اما متاسفانه خیلی از منتخبان لیست اصلاحات در داخل شورای شهر، به جای آنکه پیگیر مطالبات مردم باشند و نظارت جدی بر عملکرد شهرداری و سازمان های تابع آن داشته باشند، به امور غیر مفید دیگری مثل رفتن به سفر خارجی با شهردار، تهران گردی، گرفتن پروژه های مختلف، منصوب کردن اقوام خود در جایگاه های مدیریتی شهرداری و انواع زدوبندهایی که رویمان نمی شود در یک رسانه عمومی مطرح کنیم مشغول شدند؛ به نحوی که بعضی از اعضای سالم و اصلاح‌طلب شورای شهر هم اشاراتی به این مسائل داشتند و خواستار دقت بیشتر در بسته شدن لیست اصلاحات در دوره بعدی شدند. خیلی از مسائل را خود مردم هم به چشم دیده‌اند اما انسان شرمش می‌آید که در رسانه مطرح کند.

با این تفاسیر پیش‌بینی شما از دور بعدی انتخابات شورای شهر چیست؟ اصلاح‌طلبان چه باید بکنند که نتیجه بهتری بگیرند؟

کارهای زیادی باید انجام شود. اولین و مهمترینش درس گرفتن از گذشته و مبارزه با هرگونه غرور کاذب است. اگر بگوییم همه چیز خوب بود و عالی، کاری درست نمی‌شود. باید آسیب ‌شناسی درونی صورت گیرد و اشتباهات و نواقص رفع شوند. مثلا اگر قرار است لیستی بسته شود صرفا به نام احزاب و سهم‌خواهی‌های خاص توجه نشود، بلکه به عملکرد، توانمندی و خروجی بالقوه کاندیداها برای حضور در حوزه مدیریت شهری و انتقال مطالبات مردم توجه شود. به نظرم باید سهمیه محدودی برای اشخاص و سیاسیون نام‌آشنا در نظر گرفته شود. اینطور که واضح است تعداد زیادی از سیاسیون شناخته شده این جریان در حال آماده شدن برای ورود به انتخابات شورای شهر هستند و همین هم می‌تواند زمینه ساز مشکلاتی شود. نیاز شهر تهران یک تحول مدیریتی، همت جمعی و رویکردهای علمی و تخصصی درباره مشکلات فراوان کلان شهری مثل تهران است. اگر چنین نگاهی روال مدیریت شود و خروجی شورا هم مثبت باشد پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات هم تقویت خواهد شد و همان چهره‌های شناخته شده هم وضعیت بهتری در جایگاه‌های دیگر پیدا خواهند کرد.

ماهیت هر انتخاباتی در هر کشوری سیاسی است. انتخابات زمین بازی سیاستمداران و گروه‌ها و احزاب سیاسی است. چطور انتظار دارید که در این میدان شاهد سهم‌خواهی سیاسی نباشیم؟ مگر چنین چیزی امکان پذیر است؟ آیا اینکه در مذمت سهم‌خواهی سیاسی برای لیست شورای شهر صحبت می‌کنید، کمی شعاری نیست؟

من از جهتی موافق این صحبت هستم. واقعا انتخابات یک صحنه سیاسی است. اما من ایده‌آل خودم را مطرح می‌کنم و آنچیزی را تصویر می‌کنم که بهتر است به آن برسیم. درست است که احزاب باید سهم‌خواهی کنند و من هم نمی‌گویم که به کل نکنند. اما می‌گویم سهم‌خواهی اینچنین که بوده دیگر نباشد و در معرفی افراد به معیارهای مرتبط‌ تری توجه کنند. مثلا برای حضور در شوای شهر باید افرادی معرفی شوند که بتوانند با مردم ارتباط مناسب بگیرند، توان تجزیه و تحلیل مسائل داشته باشند، تجربه کار گروهی موثر و توان رایزنی قوی در حوزه مدیریت شهری داشته باشند وگرنه سیاسیونی که تا حالا در مناصب مختلف بوده و هر سال این پست به آن پست رفته‌اند حالا هم بیایند وارد شورای شهر شوند، چه تحولی می‌خواهند ایجاد کنند؟ من می‌گویم معرفی افراد بر اساس صرفا ارتباطات و یا ثروتمند بودن یا همشهری بودن با دبیران کل احزاب صورت نگیرد. اگر چنین باشد باز هم شاهد پدیده‌هایی مثل راستگو و دنیامالی خواهیم بود. اما اگر در معرفی افراد بر اساس شایستگی و ضوابط عمل شود نتیجه بهتری خواهیم گرفت.

چند سالیست که در محافل و رسانه‌های مختلف از لزوم تخصیص سهمیه به جوانان و زنان در لیست های انتخاباتی صحبت می‌شود. محمدرضا عارف هم به دفعات در لزوم این مساله موضع‌گیری کرده است. به نظر شما آیا باید برای جوانان و زنان سهمیه‌های ۳۰ یا ۵۰ درصدی در نظر گرفت؟

اینکه زنان، جوانان و چهره‌های شاخص و توانمند، همه در کنار هم در لیست حضور داشته باشند خوب است. اما نباید شایستگی‌های مهمی مثل توان، انگیزه، تجربه، تخصص و… را فدای سن،جنسیت یا نسبت فامیلی بکنیم. اتفاقی که در دور قبلی شورا افتاد و به صورت دستوری با سفارش آقای خاتمی سه سهمیه برای جوانان در لیست شورای شهر در نظر گرفته شد، مشابهش را هم در انتخابات مجلس اخیر شاهد بودیم. این بار در مورد زنان اتفاق افتاد و تاکید شد که تعداد مشخصی از لیست به صورت دستوری و ظاهری به زنان اختصاص داده شود. دیدیم که نتیجه هم چندان مثبت نبود. در انتخابات شورای شهر قبلی جوان‌ها رای نیاوردند و در این انتخابات مجلس هم حضور برخی از زنان نتیجه مشهود خاصی در پی نداشت. اما نقطه مقابل این مساله هم ناخوشایند است. اینکه کسی به خاطر جوان یا زن بودن از لیست کنار گذاشته شود هم ناپسند است. اگر فردی دارای شایستگی باشد، آنگاه جوان یا زن بودن نباید مانع حضورش در صحنه شود. به طور کلی اینکه باید فرصت برابر به همه داده شود و بر اساس توان اثرگذاری مثبت، افراد برای لیست اصلاحات انتخاب شوند.

سوال آخر اینکه فارغ از عملکرد اصلاح‌طلبان در شورای شهر، نظرتان درمورد کیفیت عملکرد قالیباف به عنوان شهردار تهران چیست؟

بعد از ماجرای املاک نجومی و اتفاقی که برای سایت‌هایی از جمله پویش یا افرادی مثل یاشار سلطانی افتاد، یک مقدار نظر دادن در مورد آقای قالیباف دشوار شده و همه را به احتیاط وا می دارد. اما به صورت کلی باید به عنوان یک شهروند و یک جوان بگویم که هیچ گاه قالیباف را به خاطر عملکرد ۱۲ ساله اش در شهرداری تهران نخواهم بخشید. همانطور که احمدی‌نژاد آن بلاها را بر سر کشور آورد و امروز دولت روحانی دچار چالش‌های مختلف است، شهردار بعد از قالیباف هم قطعا با مشکلات زیادی مواجه خواهد بود.


پویش

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
آرشیو