ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
نقد به اصلاح طلبان مهم تر از نقد به روحانی است

حمید موذنی: مهم تر از نقد به کابینه ی روحانی نقد من به اصلاح طلبان بدون برنامه و استراتژی برای عمق بخشیدن به اصلاحات است. متاسفانه اصلاح طلبان بابت عملکرد شان موجب تفاوت معنا دار میان اصلاحات و اصلاح طلبان شده اند و این بیشتر لطمه زدن به اصلاحات است. 

 

 

سرویس سیاسی جامعه: از زمان معرفی کابینه دوازدهم توسط حسن روحانی، بخش های متعددی از اصلاح طلبان به رویکرد روحانی و انتخاب وزرای کابینه نقدهای مختلفی داشته اند، بعضی گفته اند که روحانی بعد از انتخابات از شعارها و وعده های خود عدول کرده و برخی از رویکرد وی دفاع کرده اند. در این خصوص با حمید موذنی گفت و گویی کرده ایم که از نظر می گذرد؟

 

 

*نظر شما در خصوص لیست کابینه ی معرفی شده حسن روحانی و انتقادات به آن چیست؟

به نظرم ما باید کماکان به روحانی اعتماد کنیم. مهم ترین بخش این اعتماد بابت منافع بیشتری است که نصیب خودمان یعنی جامعه و اصلاح طلبان می شود و منافع مشترکی است که نصیب روحانی می شود. مدت هاست که جامعه ایرانی از “درک واقعیت مشترک” ( اصطلاحی از لیندسی استونبریج )رهانیده شده است . در نبود” درک واقعیت مشترک” بر جامعه انزوا و از هم گسیختگی حاکم می شود.

انزوای اجتماعی ، کارکرد بسیار منفی و نا مناسبی برای هر اجتماعی دارد و جامعه را آماده ی پذیرش توتالیتاریسم( تمامیت خواهی) می کند؛ انزوا گزیدن و “درک مشترک واقعیت” گریزی در یک جامعه، سبب می شود پیوندهای انسانی و روابط خلاق و سالم از هم گسلانیده شود. در چنین شرایطی؛ نوستالژی، تاریخی گرایی، خودی و غیر خودی، نژادپرستی، قومیت گرایی و خشونت طلبی، هژمونی پیدا می کند و منتج از آن، فردیت از بین رفته و روابط اتمیستی شکل می گیرد. چنین جوامع و اجتماعاتی در این شرایط آماده ی پذیرش توتالیتاریسم می شوند و این بسی خطرناک است.

اعتماد به روحانی در زمان انتخابات مردم ایران را از انزوا جدا کرد و متاثر از آن درک واقعیت مشترک شکل گرفت. این خیلی مهم و حائز اهمیت بسیار است. اما متاسفانه اصلاح طلبان همیشه کارکرد سیاسی شان فصلی و انتخاباتی است و تلاشی برای حفظ این “درک واقعیت مشترک” ندارند . متاسفانه بر خلاف اعتماد اجتماعی شکل گرفته در روزهای انتخابات، اصلاح طلبان  در زمان پسا انتخابات، تاک تیکی ، پیشه می سازند که به این وضعیت مثبت لطمه می زند. آنها به نوعی دچار خودشیفتگی حاد شده اند. خودشان را برتر از روحانی می پندارند و روحانی را وصله ای به اصلاحات معرفی می کنند که بر اساس شرایط اضطرار به پذیرش آن مجبور شده اند. اما واقعیت چیز دیگری است. روحانی بخشی از اصلاحات است و اعتدال روشی برای قوام سازی و استمرار اصلاحات است. تخطئه ی روحانی در واقع ضربه به اصلاحات و تضعیف درک واقعیت مشترک است.

اصلاح طلبان اما تقیه می کنند و بر خلاف اعلام نظر عدم سهم خواهی خود، در عمل تمام هم و غم شان کسب قدرت بدون عمق بخشیدن به مناسبات اجتماعی ای است که به پیروزی کاندید آنها یا کاندید مورد حمایت آنها انجامیده است. واقعیت این است که شانس اصلاح طلبان در تمام انتخابات گذشته، رقیب آنها یعنی اصول گرایان بوده و هستند . اصول گرایان همیشه خود را منفی و دیو نشان می دهند و به همین دلیل در یک جامعه ی ثنویت گرا( دوگانه انگار) رای مردم سلبی شده و متاثر از آرا سلبی، شاهین پیروزی انتخابات مدام بر شانه ی اصلاح طلبان در کسوت دلبر و فرشته می نشیند. به نظرمن بیش از اینکه بایست از روحانی، گله و شکایت داشت باید از اصلاح طلبان شاکی بود که اصلاح طلبی را تنها به انتخابات گره زده اند و بعد از انتخابات جامعه را به حال خود رها می کنند.

*با این اوصاف شما نقدی بر حسن روحانی وارد نمی بینید؟

بدون شک به روحانی نقد وجود دارد و من هم بابت رایم و بابت علاقه و اعتمادم به روحانی به او نقد دارم. نقد من اما از سر دوست داشتن گفتمان اصلاحات است که روحانی ذیل استمرار آن قرار می گیرد. یعنی برای تحکیم اعتماد و کمک به دولت منتخب مردم و مورد حمایت اصلاح طلبان به روحانی نقد دارم و نقد می کنم. اما مهم تر از نقد به کابینه ی روحانی نقد من به اصلاح طلبان بدون برنامه و استراتژی برای عمق بخشیدن به اصلاحات است. متاسفانه اصلاح طلبان بابت عملکرد شان موجب تفاوت معنا دار میان اصلاحات و اصلاح طلبان شده اند و این بیشتر لطمه زدن به اصلاحات است.
من فکر می کنم تلاش اصلاح طلبان بایست کمک بیشتر به عمق یافتن اصلاحات، “تحکیم درک واقعیت مشترک” و برنامه های دقیق پسا انتخابات باشد و در واقع این حلقه ی مفقود اصلاحات است.
*یکی از مطالبات جدی زنان از روحانی، وزارت زنان بود، اما علارغم حمایت قاطعانه جامعه زنان از روحانی در عمل این مطالبه محقق نشد. آیا این عدم توجه باعث ناامیدی جامعه زنان از دولت دوازدهم نمی شود؟

فکر می کنم پاسخ را در همان مطالب قبل عنوان کردم. به نظر من پیروزی حسن روحانی یعنی پیروزی مدافعان حقوق زنان. مشکل اما در کیفیت دستاوردهای پسا پیروزی روحانی است که اکثر فعالان سیاسی و اجتماعی به صورت حداکثری و حتا حداقلی برایشان رضایت بخش نبوده است. فکر می کنم باید روحانی را درک کنیم و اولویت مان ، همان هم افزایی اجتماعی و درک واقعیت مشترک باشد. مسئله ی حقوق زنان درایران از اصلاحات هم بیشتر مورد حساسیت قرار دارد و فعالین این حوزه بایست به تقویت جامعه مدنی در این راستا اقدام کنند و الگو سازی هم برایشان با اهمیت باشد. الگو سازی وجه مهم تر ترویجی در این زمینه را داراست و شاید هم کارکرد مهم تری را دارا باشد. اما به نظرم انتقادات در این زمینه بر دولت بایست جاری باشد ولی با حفظ اهمیت درک مشترک واقعیت.
*در بوشهر وضعیت اصلاح طلبان را چگونه می بینید؟

در بوشهر و در پیرامون  به صورت مشابه اصلاحات و اصلاح طلبان وضعیتی بسیار نحیف تر و ضعیف تر از پایتخت دارند. وقتی نگاه پیرامون ، تمامن به مرکز است و روابط با مرکز یعنی قدرت بیشتر در پیرامون؛ در نتیجه می توان تشخیص داد پیرامون وضعیتش بسیار بغرنج تر است. این بر می گردد به شرایط تاریخی تمرکز گرایی در ایران که همه چیز و همه امکانات و موارد سخت افزاری و نرم افزاری در مرکز است و در نتیجه شهروندان مرکز و نحوه عمل و دایره تاثیرات آن هم بیشتر و افزون تر است.

اگر وضعیت اصلاحات در بوشهر را دقیق تر و مصداقی توضیح دهید بهتر نیست؟

واقعیت این است که در بوشهر سیاست به صورت کلی و اصلاح طلبی به صورت جزیی در حضیض است. نیروهای سیاسی به ویژه اصلاح طلبان بیشتر درگیرودار اختلافات درون تشکیلاتی هستند تا برنامه ریزی و سیاست ورزی برای اعتماد سازی اجتماعی و توسعه استان. افق دید نیروهای استان و سطح بازی انها هم محلی است و هیچ افق و نگاه ملی ندارند. از سوی دیگر با حضور نماینده ارشد دولت در استان آسیب های این اختلاف دامنه ی بیشتر و صف بندی جدیدتری را رقم زده است. اصلاح طلبان بوشهر در دوران دولت روحانی به حامیان و مخالفان استاندار تبدیل شده اند و این نشانه ی ضعف اصلاح طلبان، عدم درک واقعیت گفتمان اصلاحات، غیر حرفه ای گری و علاقه به قدرت بیش از توجه به اصلاحات است.

*شما استاندار را در این اختلاف مقصر می دانید یا اصلاح طلبان؟

به دنبال مقصر گشتن جزیی مهم از منش ایرانیان است که بجای مسئولیت پذیری به دنبال مقصری می گردند که توپ را به زمین آن اندازند و بعد از آن بگویند “کی بود کی بود من نبودم” و خلاص. به نظرم در این اختلاف همه سهم دارند و “شرکت سهامی اختلاف “از همه ی افراد این دو طرف تشکیل شده است. اما در این “شرکت سهامی اختلاف” ، سهم سالاری کمتر از سایر سهامدارن و به نظرم سهم اصلاح طلبان بیشتر است و این هم به دلیل ضعف کنش سیاسی اصلاح طلبان بوشهر است. اصلاح طلبان بوشهر از سال ٧۶ تا کنون یک عده معدود هستند که همیشه کت و شلوار مدیریت به تن دارند و در وضعیت آماده باش پسا انتخابات هستند.

این آماده باش بودن آنها منجر به اختلافات دائمی و استمراری شده و از سوی دیگر انها از کادر سازی، توجه واقعی به جوانان و گردش آزاد نخبه گان جلوگیری کرده اند. این اصلاح طلبان کت و شلوار پوش در وضعیت آماده باش به جز نگاه کرونولوژیک به خود و تعریف مدام از خاطرات خود در ستاد های سال ٧۶ و پس از آن، چیز دیگری ندارند و همین حضور تاریخی خود با هر کیفیتی را دلیل محق بودن و حقانیت خود و جمع دوستانه ی خود می دانند. این خاطرات سیاسی نقطه اختلاف واقعی دو طیف اصلاح طلب بوشهر است ولی به لحاظ گفتمان سازی و یا عملکرد تاثیر گزار در واقع چیزی برای عرضه ندارند.

شبکه های اجتماعی برای این دو دسته ، حواریون جدیدی شکل داده و به توهم اصلاح طلبی انها بیش از پیش دامن زده است. نگاه آنان به جوانان نیز دراین دو دهه بیشتر سیاهی لشکری بوده است و اجرایی در انتخابات. به همین دلیل هم در وضعیت فعلی درگیری و چالش نسلی هم شکل گرفته و جوانان اقتدار سنتی پیش کسوتان را مدام با چالش روبرو می سازند. اوج چالش و جدال اختلاف نسلی را می توان به وضوح در شبکه های اجتماعی مشاهده کرد .این قضیه به دلیل گفت و گو گریزی منش ایرانی است که در بوشهر غلظت بیشتری دارد و ازسوی دیگر به دلیل عدم حضورجامعه مدنی واقعی است.

در بوشهر ما با نظارت واقعی و نقد واقعی هم روبرو نیستیم. رسانه های ما هم کیچ ( ارایه جنس بنجل و تقلبی بجای اصلی) هستند و ما روزنامه و رسانه مستقل و ازاد نداریم. در نتیجه بابت این نبودها و این کمبودها جامعه ی ما همیشه درگیر خود رقابتی و خود زنی است. البته یک موردی که در دولت جدید در بوشهر رقم خورده و بیش از اختلاف با اصلاح طلبان، نگران کننده است دامن زدن به قومیت گرایی و منطقه گرایی است.
*چرا وضعیت قوم گرایی و قبیله گرایی فکر می کنید افزایش یافته و نگران کننده است ؟

اختلافات قومی و قبیله ای و منطقه ای از دیر باز در ایران وجود داشته است. با اینکه رقابت های ورزشی و به ویژه فوتبال این منطقه گرایی و قوم گرایی را به رقابت ورزشی تصعید و والایش داده اما هنوز این خصیصه در درون افراد و مناطق وجود دارد. “یرواند ابراهامیان” در کتاب “ایران بین دو انقلاب” و همچنین” حمید احمدی” در کتاب ” قومیت و قوم گرایی در ایران” به صورتی تامل برانگیز این موارد را توضیح داده اند که برای مطالعه مرجع مناسبی هستند. در بوشهر از قدیم تا حالا میان برخی شهرستان ها با یکدیگر به ویژه شهرستان های همجوار و یا کلیه شهرستان ها با مرکز استان به دلیل تمرکز گرایی اختلاف و چالش وجود داشته است. برای مثال دو شهرستان بوشهر و دشتستان از دیر باز تا کنون با یکدیگر چالش برتری طلبی داشته اند.

در این مورد حتا در قدیم تابلوهای بین جاده ای شیراز – بوشهر در نزدیکی های شهرستان دشتستان که مقدار مسافت تا بوشهر را نشان می داد توسط برخی از اهالی دشتستان با رنگ پاک شده و مسافت تا برازجان به جای آن نوشته می شد. نگاه مردمان این دو شهرستان به برتری خود علیه دیگری در تحقیر یکدیگر بر شماره پلاک های ۴٨ و ۵٨ اتومبیل ها هم نمود داشته است. در مواردی هم در رسانه ها این موضوع در مقالاتی بروز پیدا می کرد. تا اینجای کار مشکلی نبود و به دلیل تمرکز گرایی تا حدودی هم عادی جلوه می کرد اما این موضوع در این سال ها اوج پیدا کرده و به رقابت بر سر کسب پست های مدیریتی و معاونتی ادارات و سازمان ها رسیده این رقابت به نوعی منطقه گرایی و قبیله گرایی را از نو احیا و زنده ساخته است. به همین دلیل این وضعیت خطرناک و دلیل آن هم سست شدن و از بین رفتن درک واقعیت مشترک است. این آسیب اجتماعی خطرناک است زیرا گفتمان های زنگار زده ی پیشا مدرن و رفتارهای سنتی اختلاف برانگیز تا حدودی فراموش شده را زنده و تقویت می سازد. در واقع این وضعیت موجب ضربه به “درک واقعیت مشترک ” و موجب اضمحلال امید اجتماعی می شود.

 

*برای برون رفت از اختلافات قومی و قبیله ای و دور شدن از رفتارهای سنتی اختلاف برانگیز چه راهکاری پیشنهاد می دهید؟

ما نیاز به تغییر داریم. تغییر “ما” باید از “من “باشد. هر کس از خودش. قومی گرایی و قبیله گرایی در این وضعیت به نوعی؛ شورش حاشیه علیه متن، شورش پیرامون علیه مرکز و در هم شکستن اقتدارهای کلاسیک و زدوده شدن “درک واقعیت مشترک “است. ما نیاز داریم مایمان ملی شود و در ادامه جهانی. چالش های محلی مان را در رقابت های ورزشی بروز دهیم و ائتلافمان بر اهداف مشترک توسعه استان و منافع ملی باشد. در همین راستا، ذهن و زبان ما نیاز به پالایش دارد. بعد از آن بایست عملکردمان و رفتارمان را هم با ذهن و زبان خود هماهنگ کنیم تا جامعه ابتدا به وضعیت نرمالیزاسیون و سپس بلوغ و توسعه حرکت نماید.

 

نظرات
بوشهر زی

خیلی میل دارم بدانم متضاد اصطلاح “کرونولوژیک” چیست؟دیگر این که:اگر ما می توانستیم ک”کردار” (عمل کرد) و”رفتار”مان را با ذهن وزبان خود یگانه کنیم؛چه غم داشتیم؟پی آمد:اگر جامعه در وضعیت” به هنجار”(نرمال) قرار گیرد ؛ همه ی کارها به سامان خواهد بود!به عبارت دیگر،”به هنجاری”شرط لازم وکافی است!

تیتردو

در حوزه دشتي و تنگستان
سرویس خبر جامعه آنلاین: عصر امروز محمدحسین بکمی در گفتگو با جامعه آنلاین خبر اعلام نامزدی اش برای انتخابات مجلس را تایید کرد. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
آرشیو