ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

مدیریت بحران در بافت تاریخی وجود ندارد

امین نعمتی :برای مدیریت بحران در بافت می‌توان از طرح های موضوعی و موضعی استفاده کرد. به زبانی ساده تر اگر بخواهیم توضیح دهیم به این صورت که می توان قسمت‌هایی از بافت را به صورت پایلوت و پیش فرض به عنوان نقاط عطف و مدیریتی به حساب آورد.

سرویس اجتماعی جامعه: هشت روز از فاجعه پلاسکو گذشت. حادثه ای که تحلیل های بسیاری را به همراه داشت و جان شهروندان بسیاری را گرفت. بحرانی که از مدتها پیش بیم آن می رفت و با توجه به تذکرهای بسیار توسط مدیران و مسوولان شهری نادیده گرفته شد و در روز حادثه نه تنها بر سر خیابان جمهوری و تهران ، که بر سر تمام ملت ایران نیز آوار شد. ترسی عمیق در جان مردم ایران ریشه دواند که آیا به وقت بروز حادثه مدیران ما می توانند مدیریت بحران کنند؟ آیا تجهیزات ما آن اندازه است که بتواند از پس بحران بر آِید؟ تا کی جان عزیز آتش نشانان ما بعلت نبود امکانات کافی همچنان گرفته شود ؟ و….

حادثه پلاسکو این سوالها و پرسش های بی شمار دیگری را به ذهن می آورد. از بُعد اجتماعی نیز، واقعه پلاسکو را می توان مورد بررسی قرار داد. رفتارها و کنش شهروندان به وقت حادثه. از سلفی گرفتن ها تا کمک رسانی و همت همگانی در راستای کمک به کارگران و صاحبان تولیدی هایی که هم اکنون بی کار شده اند. سایت جامعه در جهت بررسی این واقعه و همچنین طرح این پرسش که که اگر حادثه ای مشابه در نقاط مختلف استان بوشهر رخ دهد، تجهیزات و نیروهای امدادی ما توان کافی در مدیریت بحران خواهند داشت؟

نظر شما در خصوص فاجعه ساختمان پلاسکوى تهران چیست؟

مانند هر فاجعه ی انسانی دیگر بسیار تأثر برانگیز است. از دید من به عنوان یک متخصص مرمت بنا، از بین رفتن یک بنای خاطره انگیز است که‌ تعداد زیادی از ایرانی هایی که‌ در ۵۰ سال اخیر از تهران دیدن کرده اند خاطره از این بنا داشته اند. پس در کنار فاجعه انسانی از حیث فضایی نظیر دارای اهمیت است.

شهروندان در چنین شرایطی چگونه می توانند مثمر ثمر عمل نمایند؟

در صورتی که‌ افراد جامعه آموزش دیده باشند و اسامی آنها در بانک اطلاعاتی گردآوری شود، می توان در مواقع بحران در سطوح مختلف از کمک مردم استفاده کرد. نه اینکه هر کس کپسول آتشنشانی به دست بگیرد و بدود به سمت آتش، ولی مثلا برای کنترل مردم، آرام کردن افرادی که‌ حادثه دیده اند، محدود کردن منطقه خطر و …. مردم اگر نظر کارشناسان در مورد ایمنی را جدی تر بگیرند، به صورت قابل توجهی آمار بحران ها و فجایع ما کاهش می یابد. هر کس باید از خودش شروع کند.

مقصر و پاسخگوی اصلی این فاجعه چه نهادی است؟

این پرسش را باید از حقوقدانان پرسید. ولی می توان طیفی را مقصر دانست البته با سطوح متفاوت. شهرداری اگر تشخیص داده که مشکلاتی بنا دارد که‌ می تواند حتی جان یک نفر را تهدید کند، باید چون دارای قوه قهریه است، اقدام لازم را انجام می داد، ولی متاسفانه بیشتر شاهد برخورد شهرداری ها با افراد بی بضاعت و دستفروش ها هستیم تا صاحبان قدرت و ثروت. بنیاد مستضعفان مقصر است چرا که‌ بنا به اظهارات شهرداری وقعی به اخطارها نداده است و تاکنون من چیزی در خصوص اینکه بنیاد مستضعفان، مستاجران را در جریان مشکلات ساختمان گذاشته باشد ندیده ام. البته بنا به دلایل دانسته شده و دانسته نشده ما در مورد ساز و کار این نهاد اطلاعات درستی نداریم. کسبه مقصرند، چرا که‌ بارها دیده شده کارشناسان به عنوان ناظر به ذی نفعان پروژه ای موارد لازم در مورد ایمنی را اخطار داده اند، ولی متاسفانه افراد از پذیرش آن سرباز می زنند. صدا و سیما هم مقصر است، چرا که‌ نه در بخش اطلاع رسانی به موقع فعال است و نه مورد اعتماد بخش قابل توجهی از جامعه است. البته در بحث آموزش هم این نهاد آن گونه مهارت شایسته است اقدامی انجام نداده است. همچنین در ادامه، نهاد هایی مانند آموزش و پرورش مقصرند، چرا که‌ جای چنین مطالبی در آموزش ما همیشه خالی است. افراد جامعه ما همیشه در آب گرفتگی ها گرفتار می شوند، همیشه برف های نه چندان سنگین برای ما مشکل ساز است و … در دورانی که من دانش آموز بودم یادم نمی آید هیچگاه در مورد چگونگی مواجهه با بحران، زندگی جمعی، آپارتمان نشینی، احترام به انسان ها به دور از رنگ و نژاد و مذهبشان در ساعت درس پرورشی به ما گفته باشند، معمولا یا بازی بود یا نقاشی!

در مورد اقدام آتش نشانی چون تخصص لازم را ندارم، دقیقا نمی دونم آیا آنان هم در این اتفاق دخیل باشند یا خیر! ولی فکر می کنم، ریختن مایعات خنک برای خاموش کردن آتش با استفاده از بالابر روی بدنه فلزی و احتمالا ستونها کار صحیح نبود و در کنار آن ازدیاد وزن ناشی از این مایعات. که البته اگر متخصصین عمران در این مورد نظر دهند درست تر باشد.

نقدهایی در خصوص فاجعه از سوی افراد مختلفی نسبت به حضور انبوه مردم در محل حادثه صورت گرفته است. به نظر شما این اسیب اجتماعی چه راه حلی دارد؟

این رفتار باید از دیدگاه های مردم شناختی و جامعه شناسانه مورد بررسی و تحلیل قرار بگیره. بعضی ها اقدام مردم و گرفتن فیلم ها و عکس را به شدت نکوهش کردن و برخی به آنها بالیده اند. از نظر من مهم این است که‌ اگر این پدیده را یک آسیب بدانیم حتما ناشی از یک نارسایی و مشکلی در قسمت‌های دیگر است. دوست دارم دوباره به جایگاه رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون بپردازیم. در دیگر کشورها در موارد مثل پلاسکو مردم چکار می کنند؟ مردم به جای اینکه خود را بازیگر این جریان بدانند، از طریق رسانه ها پی گیر مسأله می شوند. چرا؟ اینجاست که‌ بحث اعتماد به رسانه خود را نشان می دهد. افراد جامعه اگر به رسانه‌ها اعتماد داشته باشند، نیازی نمی بینند که ازدحام کنند و این ازدحام باعث شود که جان ده ها نفر و چه بسا خودشان تهدید شود.

در ادامه مسایل دیگری هم هستند. ما به بهانه های مختلف افراد را صدا می زنیم که‌ تشریف بیارید در میدان اصلی شهر یا فلان ورزشگاه نظاره گر اعدام باشید! نظاره گر جان دادن یک انسان باشید. یا در ایام مختلف آدمک ها و نمادهای مختلف را به آتش می کشیم و مردم را به عنوان آحاد امت اسلامی دعوت می کنیم. بالاخره این نظاره گر بودن تبعاتی دارد. یادم می آید چند سال گذشته فیلمی دست به دست می گشت با این مضمون که شخصی دیگری را با چاقو زخمی کرده بود و مردم هم لبخند زنان فیلم می گرفتند. وقتی از کنار همه چیز سرسری عبور کنیم نتیجه همین می شود که‌ هست.

برای پیش گیری از وقوع چنین حوادث تلخی در بوشهر پیشنهاد شما چیست؟

آموزش افراد جامعه به روشهای گوناگون. تجهیز تکنولوژیکی آتش نشانی بوشهر آنگونه که‌ در شأن بندر باشد. ما در کنار مجتمع های زیستی و تجاری در بوشهر با مسأله وسایل و تجهیزات دریایی و بندی نیز در کمین خطر هستم و متاسفانه هر ساله شاهد اتفاقات ناگواری برای لنج ها هستیم. نیروگاه اتمی بوشهر فعال است ولی خدای ناکرده از مشکلی برایش پیش بیاید، چند درصد مردم می دانند که باید چه اقداماتی را انجام دهند یا ندهند؟ پس نقش آموزش همیشگی و نه یک بار برای همیشه در کنار تجهیز ابراز به روز می تواند راهگشا باشد.

به نظر شما آتش نشانى بوشهر به لحاظ امکانات و تجهیزات و آمادگى نیروها در صورت وقوع از استانداردهاى لازم برخوردار است؟

در مورد بحران هایی که‌ تاکنون تجربه کرده ایم، فکر نمی کنم که‌ موفق باشیم. شما کنار خود ارگان مدیریت بحران در یک بارون نون تر کن! تشریف ببرید، شاید بتوانید قایق سواری کنید. یا در مورد پدیده ی گرد و خاک که به نظرم در بوشهر بخش زیادی از آنها منشأ بومی دارند چندان موفق نبوده ایم. البته نگاه ما به بحران معمولا با هم متفاوت است. شاید بنده مسأله ای را که‌ اکنون در حال اتفاق افتاد است را از دید تخصصی بحران بدانم ولی شما چنین نظری نداشته باشید، هر چند ممکن است چند صباحی بعد بحران بشارت داده شده توسط بنده به وقوع بپیوندد. در این راستا به نظر من ما داریم با خشک کردن و پیشروی به حریم دریا، در نزدیکی اتوبان امام علی، بحرانی برای آینده می سازیم ولی متاسفانه دیده نمی شود. اگر لازم بود در جایی به صورت ویژه در این مورد می توانیم صحبت کنیم.

برای مدیریت بحران در بافت تاریخی بوشهر درصورت وقوع چنین حوادثی آیا چنین پیشبینی هایی صورت گرفته و توان رفع بحران وجود دارد؟آیا در این زمینه تاکنون مانوری برای آشنایی مردم با این نوع سوانح صورت گرفته است ؟

یادم می آید با یکی از دوستان که مسولیتی در آتش نشانی بوشهر داشتند، صحبتی در این زمینه داشتم، ایشان می گفتند که‌ اقدام مهمی صورت نگرفته ولی در مورد مواد و مصالح ساختمانی و خطرات احتمالی در آتش سوزی مورد بررسی قرار گرفته است.

برای مدیریت بحران در بافت می‌توان از طرح های موضوعی و موضعی استفاده کرد. به زبانی ساده تر اگر بخواهیم توضیح دهیم به این صورت که می توان قسمت‌هایی از بافت را به صورت پایلوت و پیش فرض به عنوان نقاط عطف و مدیریتی به حساب آورد، این قسمتها می توانند بناهای عمومی، میدانها و حتی خانه ها و عمارت ها باشند، در کنار این اتفاق، در کوچه ها و میدانها از سطلهای شن آماده بهره برد. تجهیز خانه ها و پلاک ها از حیث نرم افزاری و سخت افزاری نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد. همان گونه که قبلا هم گفتیم آموزش مستمر همواره باید در دستور کار قرار گیرد.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو