ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

مارادونا تنها فوتبالیستی که پرستیده می شد

شاهین نجفی

۱. دیگه مارادونا چه جایگاهی در تاریخ فوتبال جهان دارد؟
۲. مهم ترین تاثیر مارادونا بر فوتبال جهان چه بود؟
۳. خبر درگذشت مارادونا چه تاثیری بر شما گذاشت؟
۴. نگاه شما به زندگی شخصی و رویکردهای سیاسی مارداونا چیست؟
۵. ایا جایگزینی برای مارادونا در فوتبال پیدا شده یا می شود؟

دیگو مارادونا تنها فوتبالیستی در تاریخ است که به معنای واقعی کلمه، پرستیده می شود چون تو شوک بزرگی فرو رفتم و اون حس و عشق به شیرهای آرژانتتینی باعث شده بغض و غم نزاره فکرم متمرکز بشه و بابت اینکه حس ضد امپریالیستی قوی دارم و این اشتراک حس با آمریکای لاتین و فقر و انقلاب و و چگوارا و فیدل و هکتور خارا و آلنده و خیلی چیزای دیگه که خودش یک کتاب میطلبه ، حرف زیادی ندارم بگم ولی خب میتونم اینو بیان کنم که با دیدن بازیاو کلیپاش توی تلویزیون اون حرکات استثنائیش توی زمین منی که خودم تو یه خانواده فوتبالی و شاهینی ! بزرگ شدم و در مقطعی هم فوتبال بازی میکردم و اولین جام جهانی که از تلویزیون سیاه و سفید هم دیدم و یادم مونده ۱۹۸۲ بود هرچند که بازیهای جام جهانی ۷۸ هم رو هم ۶ ساله بودم ؛ شیفته و دوست دار خودش کرد کرد نه تنها من خیلیا رو شیفته فوتبال کرد چه اونایی که هم دوره مارادونا بودن چه اونایی که بعد از پایان فوتبالش بازیاش رو دیده بودن دوست دارش بودن در کل کوچیک و بزرگ برای همه چه نسل من چه قبل و چه بعد ، اسطوره بود/ ۱.جنگندگی ۲.برای تیماهاش توی زمین از جون مایه میذاشت ۳. یک رهبر واقعه ای برای تیمش به حساب میومد که اینو در آرژانتین و ناپولی ثابت کرد ۴. تکنیک منحصر به فردش واقعاً قابل ستایش بود اینا مواردی هستن که فوتبال همیشه باید ممنونش باشه. تفاوت مارادونا با دیگر ستارگان هم دوره خود این بود که او هیچگاه وارد ساختار قدرت در فوتبال از جمله فیفا، فدراسیون جهانی فوتبال نشد و همواره پس از دوران بازیگری خود مهم‌ترین نهاد بین المللی فوتبال را «نماد فساد مالی و پولشویی سیاستمداران» خواند. سخنان او، پس از بازداشت روسای پیشین فیفا، سپ بلاتر و میشل پلاتینی، رنگ واقعی به خود گرفتند.

مارادونا در طول دوران بازیگری فوتبال و حتی پس از بازنشستگی، زندگی پر فراز و نشیبی را تجربه کرد. از اعتیاد به کوکایین تا نزدیکی‌اش به فیدل کاسترو و سخنانش علیه جورج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، همه و همه از او شخصیتی فراتر از توپ و مستطیل سبز ساخت و او را محبوب دل میلیون‌ها نفر ومنفور بسیاری دیگر کرد. او حتی محبوب دل‌هایی شد که اصلا دوران فوتبالش رو به یاد ندارند .
جواب دندان شکنش به روباه و استعمار پیر انگلستان در جواب اشغال و جنگ فالکلند با اون دست خدا و گلی دومش که بهترین گل قرن شد و نهایتا قهرمانی و اون خالکوبی چه روی دستش و بی توجهی به حضور بوش و دخترای بوش تو استادیوم که حتی نگاهشونم نکرد و مافیایی که براش تو آمریکا ویزا صادر نکرد و پاپیچش شدند و از صبحونه عادی به دوپینگ تبدیلش کردن که تو خاک آمریکا نتونه بازی کنه و اثر بزاره و جام بگیره و بعد مافیای سیسیل و اعتیادش و مشکلات روانیش و در آخر سرطانی که دوهفته پیش گفتند یه عمل ساده است اما هممون میدونیتیم که انگار دون دیگوی ما اینبار قصد دیگه ای داره…..
همیشه میگفتم زنده باد مارادونا اما اینبار میگم بدرود پا طلایی بی تکرار .بدرود و امیدوارم مسی در جام جهانی قطر جام را بگیرد و به تو تقدیم کند و جای خالیت را با عشق و اشک و جام پر کنیم . جامی که سالهاست در طلبش هستیم اما همه در ندادن آن به ما یکدست هستند از مافیای داوری در کوپا در آمریکای جنوبی تا فیفا تا همه جا…
پرچم آرژانتین متشکل از دو رنگ آبی آسمانی و سفید است که در مرکز قسمت سفید رنگ، یک خورشید با شمایل انسانی قرار دارد. نام این نشان، Sol De Mayo به معنای خورشید ماه می است که در پرچم دو کشور آرژانتین و اروگوئه دیده می شود. مورخان آمریکای جنوبی می گویند این خورشید، اینتی نام دارد؛ خورشیدی که نماد مقدس دین اینکاها، مردم بومی آمریکای جنوبی است. البته این خورشید در آرژانتین، معنای انقلابی دارد و به استقلال آرژانتین از اسپانیا مربوط است، در واقع خورشید از پشت آسمان ابری آبی و سفید در آمده و می تابد.

۲ آوریل ۱۹۸۲؛ جنگ فالکلند آغاز شد. آرژانتین و انگلستان همواره در طول تاریخ با یکدیگر بر سر جزایر مالویناس یا به قول انگلیسی ها فالکلند که در حدود ۵۰۰ کیلومتری جنوب آرژانتین است، اختلاف داشته اند و دوم آوریل، نیروهای انگلیسی به آرژانتینی هایی که این جزایر را اشغال کرده بودند، یورش بردند. با گذشت حدود ۷۵ روز، انگلستان در جنگی خونین توانست سلطه خود بر جزایر فالکلند را حفظ کند و آرژانتین با دادن ۶۴۹ کشته، در جنگ شکست خورد. طبیعتا شکست در هر جنگی، غرور ملی آن کشور را جریحه دار می کند اما هنوز داستان تمام نشده بود. ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶؛ چهار سال پس از جنگ، فرصت انتقام آرژانتین از انگلیس در زمین فوتبال فراهم شد. خورشید آرژانتین از پشت ابرهای سفید و آبی بیرون آمد. مردی ریز نقش اما مهارنشدنی آن جا تا غرور از دست رفته آرژانتینی ها را بازگرداند؛ دیگو آرماندو مارادونا برای شاد کردن مردم آرژانتین آمده بود. دست خدا، آرژانتینی ها را از انگلیس پیش انداخت. دیگو مارادونا توپ را با دست وارد دروازه پیتر شیلتون کرد اما خودش بعدها به گری لینه کر گفت:
نه، نه، اسم این تقلب نیست. اسم این زیرکی است و در آمریکای جنوبی این کارها امری رایج است. وقتی داور و کمک داور برخورد توپ به دستم را ندیدند، پس یعنی این دست خداست.
چهار دقیقه بعد، معجزه تکمیل شد: او توپ را برداشت و همه انگلیسی های پیش رویش را دریبل زد و دروازه پیتر شیلتون را گشود. مارادونا وقتی اراده می کرد، می توانست هر کاری انجام دهد. انگلیسی ها این را خوب می دانند؛ بازیکنان انگلیس اقرار کردند که می خواستیم او را بزنیم، اما نمی توانستیم. گری لینه کر در اواخر بازی یکی از گل ها را جبران کرد اما فایده ای نداشت چون آرژانتین ۲-۱ انگلیس را شکست داد. دیگو مارادونا در واقع ارتشی تک نفره بود بود که انگلیس را شکست داد و غرور از دست رفته آرژانتینی ها را بازگرداند. دیگر مهم نبود ادامه جام چه می شود. آرژانتین همین حالا هم انتقامش را گرفته بود و برای همیشه نام دیگو آرماندو مارادونا در تاریخ آرژانتین جاودانه شد اما این پایان کار نبود. آرژانتین تا آخر پیش رفت و همان طور که همه می دانیم، آرژانتین با پیروزی ۳-۲ مقابل آلمان غربی قهرمان جام جهانی ۱۹۸۶ شد.
مارادونا در فینال گلی نزد اما همان نمایش فوق العاده در یک چهارم نهایی مقابل انگلیس و بریس مقابل بلژیک در نیمه نهایی کافی بود او بهترین بازیکن جام جهانی شود. مسلم است که اگر مارادونا نبود، آرژانتین هم نمی توانست قهرمان شود. نمایش های دون دیگو در جام جهانی ۱۹۸۶ او را به قهرمان ابدی آرژانتین و شاید محبوب ترین فرد تاریخ آرژانتین تبدیل کرد. محبوبیتی که باعث شد مارادونا را به عنوان یک خدا، یک دین، یک آیین در آرژانتین بپرستند چرا که او فقط یک فوتبالیست ماهر نبود، شادی یک ملت بود. همان طور که گفتیم، مارادونا هر وقت اراده می کرد، می توانست هر کاری انجام دهد. اعتیاد به مواد مخدر و الکل، قهرمان آرژانتین را تا پای مرگ هم برد اما او هیولای لعنتی اعتیاد را هم شکست داد و البته این مسئله بازهم باعث نشد محبوبیت مارادونا در آرژانتین کم شود. اگر چه در سال ،۱۹۸۲ هنگامی که ارتش به جزیره «فالکلند» حمله کرد و وارد جنگ با استعمار و روباه پیر انگلستان شد، سربازی به نام
مارادونا وجود نداشت. در عوض او برای جام جهانی آماده می شد اما احساسات ملی گرایانه خود را ابراز داشت. ۴ سال بعد در جام جهانی ،۱۹۸۶ وقتی آرژانتین با انگلستان روبرو شد، مارادونا زهر خود را ریخت. او انگلستان را در هم کوبید، اولین گل به تعبیر مارادونا با «دست خدا» زده شد و دومین گل با پای چپ خدا! مارادونا در زندگینامه خود نوشت: این مانند این بود که ما یک کشور را در جنگ شکست داده ایم نه تنها یک تیم فوتبال را. اگر چه قبل از بازی ما عنوان کردیم که فوتبال و این مسابقه هیچ ربطی به جنگ «مالویناس» ندارد اما ما می دانستیم که آنها بسیاری از پسران آرژانتینی را مانند پرندگان کوچک کشته اند و این پیروزی یک انتقام بود. مارادونا حتی در نقش یک فوتبالیست هم یک سیاستمدار بود.
هر زمان که او توپ را لمس می کرد به نظر می آمد که پسر کوچک محله فقیرنشین با قدرتی بزرگ می جنگد. این تصویر وقتی به اوج رسید که او فیفا را به توطئه چینی علیه آرژانتین متهم کرد. تصویر خالکوبی شده «چه گوارا» بر روی بازوی مارادونا نشان دهنده شدت علاقه او به این مبارز است:«۲ آرژانتینی بزرگ در یک کالبد با هم یکی شدند.»
شاید فکر کنید گفتن این که مارادونا را در آرژانتین می پرستند، یک نوع اغراق باشد اما در واقع این گونه نیست. ایگلسیا مارادونیانا، یک فرقه مذهبی است که پیروان آن به معنای واقعی کلمه، دیگو آرماندو مارادونا را می پرستند! فرقه ایگلسیا، در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۸ و سی و هشتمین سالروز تولد دیگو مارادونا در شهر روزاریو، محل تولد او تاسیس شد. هکتور کامپومار، الخاندرو رون و هرنان آمس، سه هواداری بودند که مارادونا را به عنوان رهبر خود برگزیدند و در واقع یک مکتب تلفیق گرایانه را راه اندازی کردند. آن ها حتی یک کلیسای مخصوص را هم برای این کار راه اندازی کردند که هر کسی هم حق ورود به آن را نداشت. فرقه ایگلسیا، ده فرمان مشهور دارد:
توپ هرگز کثیف نمی شود
به فوتبال بیش از هر چیزی عشق بورزید
عشق بی قید و شرط خود به دیگو مارادونا و زیبایی فوتبال را ابراز کنید
از پیراهن آرژانتین دفاع کنید
اخبار اعجازهای مارادونا را در تمام کره زمین گسترش دهید
استادیوم ها و پیراهن هایی که مارادونا برای آن ها بازی کرده را گرامی بدارید
اصول کلیسای مارادونا را تبلیغ کنید
اسم دیگو را به عنوان نام میانی خودتان و نام کوچک پسرتان بگذارید
بی فایده نباشید و دور از واقعیت زندگی نکنید
در تمام آرژانتین، دیگو مارادونا را با شدتی کم تر از فرقه مارادونا پرستان دوست دارند. شاید بتوان گفت که او محبوب ترین فرد تاریخ آرژانتین است؛ نه فقط به خاطر فوتبال بلکه به خاطر چیزهایی که در زندگی به آن غلبه کرده و روزهای فوق العاده شادی را برای مردم کشورش رقم زده است. خورشید آرژانتین، حالا دیگر خاموش شده است؛ بدرود خدای فوتبال.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
آرشیو