ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

کولبر قاچاقچی نیست. ابزار قاچاق است

ابراهیم حیدری: کولبر برای قاچاقچی یک ابزار است اما برای جامعه یک شهروند برخوردار از توانایی انجام کار مفید به شکل انسانی و دارای حق حیات شرافتمندانه. مرگ اینان پیامد اقتصاد بیمار ماست، اقتصادی که بر پایه فروش ثروت ملی و توزیع درآمد حاصل از آن ارتزاق می‌کند .
ساعت ۲۰:۴۰ دقیقه شامگاه شنبه بود که خبر گرفتار و مدفون شدن ۱۶ نفر کولبر ایرانی که به مرگ چهار نفر آنان در زیر آوار بهمن انجامید در رسانه ها منعکس شد.محل حادثه ریزش بهمن در حوالی روستای «بیوران علیا» (سرچشمه قره‌دان)، در ۱۰ کیلومتری شهر سردشت (استان آذربایجان غربی) ـ بود. با انعکاس آن موجی از اندوه جامعه را فرا گرفت و در شبکه های اجتماعی نیز بازتاب زیادی داشت. کولبران در گفتمان رسمی قاچاقچی محسوب میشوند و در مواردی با آنان برخورد سخت شده که بعضی از آنان جان خود را از دست داده اند از سوی دیگر برخی تحلیل گران آنان را افراد فقیر و مستمندی میپندارند که برای امرار معاش مجبوراند به همچین کار سخت ، جان فرسا و خطرناکی دست یازند. در این خصوص با برخی از صاحب نظران و بعضی فعالان اجتماعی ۳پرسش را طرح نموده ایم

 

به نظر شما کولبران ایرانی قاچاقچی هستند و برخورد با انها قانونی؟ اخلاقی و انسانی است؟
واقعیت قاچاق کالا را نباید در حد پدیده کولبری تخفیف داد. قاچاق را باید از نگاه یک اقتصاد با گردش مالی ۱۵ میلیارد دلاری تحلیل نمود. اجازه دهید به پدیده کولبری از دو زاویه اقتصاد کلان و اقتصادخانوار نگاه کنیم. از منظر اقتصاد کلان، کولبری تنها نشانه‌ای بسیار جزیی از گستره‌ی پیامدهای ریز و درشت اقتصاد زیرزمینی ( قاچاق) است و خود قاچاق نیز معلول یک اقتصاد غیررقابتی، رانتی، منزوی و بیمار می‌باشد. از زاویه اقتصاد خانوار کولبری نشانده‌ی انتخابی ناگزیر ، پرخطر و نامطمئن ناشی از اجبار تأمین حداقل معیشت برای زنده ماندن است. برخورد انتظامی با قاچاقچی هرچند ضروری اماراه حلی مطمئن برای از بین بردن قاچاق نیست، برخورد با قاچاقچی باعث توزیع مجدد فرصت‌های سوداگری میان اشکال مختلف قاچاق و قاچاقچیان می‌شود. به فرض محال ، حتا اگرچنانچه تشکیلات گمرک و انتظامی را در سراسر خطوط مرزی کشور به شکلی پیوسته مستقر نماییم، باز هم قضیه قاچاق بطور جامع حل نمی‌شود. قاچاق کالا در صورتی برچیده می‌شود که دلیل وجودی آن یعنی محدودیت‌های تجاری و گمرکی از میان برداشته شود، به عبارتی دیگر بگونه‌ای نامشروط به باشگاه کشورهای دارای تجارت کاملاٌ آزاد (سازمان تجارت جهانی) بپیوندیم. کولبر قاچاقچی نیست، متأسفانه ابزار قاچاق است، ابزاری که در بیرحمانه‌ترین و غیرانسانی‌ترین شکل ممکن مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرد.


 کدام قانون اجازه می دهد شما با ابزار برخورد کنید؟ شما یک خودرو حامل قاچاق را کشف می کنید، آیا باید خودرو را آتش زد؟

خیر. کولبر برای تأمین معاش زنده ماندن انتخابی غیر از این ندارد که تن و جانش را ابزار یک عمل غیرقانونی قرار دهد. کولبر مجبور است برای رهایی از شرمساری در برابر همسر و فرزند جسم و جانش را تسلیم محموله‌ای سنگین و بی‌جان در مسیری جانکاه بنماید. کولبر محکوم شرایطی است که هیچ فرصتی برای کسب نان در مسیر هموار طبیعت برایش فراهم ننموده است. حال خود قضاوت کنید با کدام استدلال باید به عنوان یک قاچاقچی با کولبر برخورد کرد؟ بهترین برخورد با کولبر نجات او زیر بار سنگین قاچاق است که جانش را هدف قرار داده است.
وجود قاچاق دلیل کولبری نیست، دلیل اصلی کولبری گرسنگی و نیاز به لقمه نانی برای زنده ماندن است. برای روشن شدن موضوع فرض کنید حاکمیت تصمیم دارد با ابزارها و ساز و کارهای قانونی و با سیاستگذاری مناسب قاچاق را از سرچشمه، منبع و مقصد بلاموضوع کند و در این امر هم موفق می‌شود، برای مثال همین امروز اعلام شود که ایران به سازمان تجارت جهانی پیوست، نتیجه چه می‌شود؟ مطمئناً در مدت زمانی کوتاهی بخش عمده قاچاق متوقف می‌شود و در اینصورت کولبری هم بلاموضوع می‌گردد. حال باید پرسید کولبران چه می‌شوند؟ آیا آزاد می‌شوند؟ مشکل آنها حل می‌شود؟ آیا دغدغه‌های آنها هم بلاموضوع می‌گردد؟ خیر، کولبر می‌ماند با نیازها و دغدغه هایش اما اینبارسرگردان‌تر از قبل برای تهیه لقمه نانی. بدینترتیب توقف قاچاق او را بیچاره تر می‌کند. بنابراین پدیده کولبری معلول قاچاق نیست بلکه زاده‌ی شرایطی است که فرصت مناسبی برای انتخاب شغل وجود ندارد . کوتاه سخن اینکه حل معضل کولبران را باید در خلق فرصت‌های کسب و کار عمومی جستجو نمود، باضافه در کنار آن برقراری یک نظام تأمین اجتماعی فراگیر مبتنی بر اقتصاد تولید.

با تراژدی مرگ انها مسیولیت شهروندان ایرانی و فعالان جامعه مدنی در خصوص این زحمت کشان چیست؟

انتظار می‌رود نهادها و فعالان جامعه مدنی در برابر مرگ این شهروندان بنا به رسالت انسانی و اجتماعی خود به شکلی جامع موضوع را در معرض گفتگو ، کنکاش و مطالبه گری قرار دهند و بدینطریق درجه حساسیت مقامات و تصمیم‌گیران رسمی را در برخورد مسوولانه با موضوع بالا ببرند. امید می‌رود نتیجه این تلاش‌ها بتواند به وضع تدابیر مناسب برای نجات این شهروندان در کوتاه مدت و بلندمدت بیانجامد.

چه فرد و نهادی مسیول این وضعیت است و بایست پاسخگوی این تراژدی باشد؟
کولبر برای قاچاقچی یک ابزار است اما برای جامعه یک شهروند برخوردار از توانایی انجام کار مفید به شکل انسانی و دارای حق حیات شرافتمندانه. مرگ اینان پیامد اقتصاد بیمار ماست، اقتصادی که بر پایه فروش ثروت ملی و توزیع درآمد حاصل از آن ارتزاق می‌کند . ثروت ملی باید سرمایه گذاری شود برای ایجاد فرصت‌های کسب و کار و تقویت چرخه تولید- درآمد، تا معضلاتی چون کولبری و بردگی اقتصادی گریبانگیر جامعه نشود. آنچه اقتصاد ما بدان مبتلاست خرج ثروت برای مصرف است نه برای تقویت تولید. از اینروست که در زمینه‌ی تولید محصولات مزیت دار و از محل منابع داخلی خودمان نیز دچار مشکل اساسی هستیم و دائم باید از طریق محدودیت‌های تجاری برای آنها حاشیه امن بسازیم و از محل جیب مردم از آنها حمایت کنیم. پدیده‌ی قاچاق کالا و بهره‌کشی غیرانسانی از شهروندان فقیر هر دو برآیند اقتصاد رانتی ، غیرمولد و درون‌گرای بیمار ماست. این تراژدی و هزارانی دیگر ریشه در اقتصاد رانتی ذوب‌شده در قدرت سیاسی دارند. مسوول اصلی این وضعیت نیز، وجدان و روح نهادهای عمومی و رسمی جامعه‌ای است که قانونمندی‌ها و ملزومات یک اقتصاد سالم و مولد را برنمی‌تابند. حال در این فضا نهادهای مسوول را با ذکر نام شمارش کنید.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
آرشیو