ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

علی اسماعیل
روزنامه نگار با سابقه دشتی

روزنامه نگار با سابقه دشتی
علی اسماعیل پور از خبرنگاران برجسته شهرستان دشتی است و اولین خبرنگار بین المللی استان بوشهر است که در سال ۲۰۰۷ کارت عضویت در فدراسیون بین المللی روزنامه نگارن را دریافت کرد.

کارت خبرنگاری بین ‌المللی فدراسیون بین ‌المللی روزنامه ‌نگاری یک شناسه حرفه ‌ای بین ‌المللی شناخته شده برای روزنامه ‌نگاران است که در بیش از ۱۳۰ کشور دنیا به عنوان کارت معتبر روزنامه ‌نگاران معرفی و شناخته شده است.

این کارت قدیمی ترین و معتبر ترین شناسایی جهان برای روزنامه نگاران شاغل در سراسر جهان است.

اسماعیل پور افتخارات متعددی نیز به ویژه در دهه هشتاد در عرصه روزنامه نگاری کسب کرد. اگر چه چند سالی است که وی فعالیت چندانی در این حوزه ندارد اما از ماندگاران تاریخ روزنامه نگاری دشتی است.

با اسماعیل پور پیش از این محمد شاکری مطلق در پایگاه خبری مند گفت و گویی انجام داده بود که با اضافه شدن یک سوال باز نشر داده می شود.

لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار اطلاع رسانی را از چه زمانی و از کجا شروع کردید؟

علی اسماعیل پور متولد ۱۳۶۰ و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل می باشم.

من در سال ۷۸ با نوشتن یک یادداشت سیاسی در هفته نامه نسیم جنوب وارد عرصه خطیر روزنامه نگاری شدم. در آن سال ها موجی از مطبوعات با باز شدن فضای سیاسی کشور، وارد فضای رسانه ای شده بودند. نشریات منتقد به شایستگی با استقبال افکار عمومی مواجه شدند. در این فضا و در حالی که ۱۸ ساله بودم علاقه مند شدم و به یکباره تصمیم گرفتم دست به قلم شوم و برای نشریات محلی استان، مقاله بنویسم. این علاقه که با شور، شعور، احساس و عقلانیت همراه بود برای من همیشگی شد. به عبارتی می توانم ادعا کنم دوم خرداد ۷۶ مرا روزنامه نگار و عاشق کار مطبوعاتی کرد.

در زمان فعالیت با چه رسانه هایی همکاری داشتید؟

فعالیت رسانه ای را با هفته نامه نسیم جنوب شروع کردم. نسیم را از آن رو برای آغاز فعالیت خبرنگاری انتخاب کردم که در آن مقطع در قامت یک نشریه محلی قوی ظاهر می شد و انتظارات مخاطبانش را برآورده می کرد. علاوه بر نسیم جنوب، در مقطع کوتاهی در اواخر سال ۸۰ و اوایل سال ۸۱ چند گزارش و خبر را برای روزنامه سراسری ایران فرستادم که به چاپ رسید. در همان سال ها همزمان که با نسیم جنوب فعالیت می کردم؛ چند گزارش خبری را برای خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز بوشهر نیز فرستادم که با استقبال مواجه شد. من در مجموع در سایر نشریات محلی و پایگاه های خبری استان مانند خلیج فارس، پیغام، نصیر بوشهر، سلام جنوب، آوای بهارستان، ب خبر و مند نیوز فعالیت داشتم و مقالاتی به قلم اینجانب چاپ شد.

وضعیت دشتی به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر شهرستان های استان چگونه است؟

ما در دشتی از نظر نیروی انسانی قوی و کارآمد که می توانند در واقع برای رسانه، خوراک تهیه کنند و رسانه را تغذیه کنند در حوزه های مختلف کم نداریم. اما متاسفانه این یکپارچگی و انسجام اکنون وجود ندارد که بتوان از ظرفیت آن ها در جهت توسعه رسانه بهره برد. در این زمینه دو دلیل وجود دارد؛ یا این که کارشناسان، پایگاه های خبری موجود را جهت فعالیت مطلوب نمی دانند یا آن ها علاقه مند به ارائه نظریات خود در پایگاه های خبری شهرستان هستند ولی رسانه قادر به جذب آنان به علت فقدان یکپارچگی و انسجامی که عرض کردم نیست. از این رو می بایست ابتدا نیروی انسانی را فارغ از هر گرایش سیاسی که دارند در قالب هارمونی منظم جمع کرد و سپس آن ها را قانع کرد که شهرستان به این ظرفیت کارشناسی در حوزه رسانه نیاز دارد. در صورت تحقق این پیش شرط ها، می توان امیدوار بود که صاحبان تفکر و اندیشه در دشتی بتوانند موتور محرکه رونق رسانه باشند. ضمن این که صاحب نظران و اهالی اندیشه در دشتی نیز به مثابه کل کشور دچار یاس و سرخوردگی شده اند. به هر حال من معتقدم شهرستان ما در حال حاضر در استان جایگاه مناسبی در این زمینه ندارد که بتوان مقایسه ای تحلیلی کرد.

فکر می کنید ماهیت حرفه خبرنگاری، ویژگی ها و اهمیت آن برای مردم و مسئولان دشتی چقدر شناخته شده است؟

با توجه به این که مدت ها از فضای خبرنگاری و رسانه ای فاصله دارم نمی توانم در این زمینه نظر قاطعی بیان کنم اما آن چه مشخص است این که رسانه ای می تواند بر مدیران و مسئولان دولتی و مردم تاثیرگذار باشد که اولا استمرار و دوام داشته باشد. ثانیا مطالب آن قدر باید کشش و تاثیر داشته باشد که اگر مسئولی هم خواست به رسانه بی اهمیتی کند مطالبات افکار عمومی و وزین بودن نشریه، به او اجازه چنین کاری ندهد. به عبارت دیگر نشریاتی که در جهت آگاهی بخشی افکار عمومی و با استفاده از دو عنصر نقد عالمانه و دلسوزانه حرکت می کنند می توانند خود را بر مسئولان تحمیل می کنند حتی اگر از سوی آنان با بی مهری مواجه شوند. از سویی دیگر انعکاس حرفه ای یک خبر یا گزارش در فضای پرسرعت امروزی، می تواند بازتابی گسترده در بین مقامات کشوری هم داشته باشد چه رسد به مسئولان محلی.

چشم اندازتان از نقش رسانه ها در توسعه دشتی چگونه است؟

اگر رسالت رسانه را اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و تنویر افکار عمومی بدانیم آنگاه به این نتیجه خواهیم رسید که رسانه ای در فضای امروزی می تواند تاثیرگذار باشد که تولید محتوا کند. اگر به سوال شما برگردیم که به مرحله ای برسیم که رسانه در روند توسعه موثر باشد چاره ای نداریم جز این که از نیروی انسانی شایسته و کارآمد و حرفه ای استفاده کنیم. به علاوه اینکه از نظر مادی نیز نشریه مورد حمایت قرار گیرد.

با این اوصاف چه پایگاه خبر ی در دشتی در برهه فعلی می تواند ادعا کند که تولید محتوا می کند و مخاطبان خاص خود را هم دارد؟

ما هنوز در مرحله مقدماتی و اولیه هستیم. بنابراین باید ابتدا الزامات کار فراهم شود تا بتوان در این مسیر گام نهاد. به هر حال آقای زارعی مدیر مسئول پایگاه خبری مند با قلم فاخر و قدرت تجزیه و تحلیل فوق العاده ای که دارند یک تنه دارند در این راستا تلاش می کنند و من امیدوارم این نهال ببالد و به بار بنشیند و سایه گستر شود. هر چند این وظیفه از دیگران ساقط نمی شود. چرا که انسان تنها در قبال گفته هایش مسئول نیست بلکه در برابر سکوت هایش هم مسئول است. با این حال اگر می خواهیم در توسعه موثر باشیم باید تمرین کار جمعی کنیم و رسانه این ظرفیت را دارد. معتقدم نویسندگان و تحلیل گران برجسته ای در دشتی داریم که می توانند باعث تقویت و رونق رسانه شوند.

در حوزه رسانه های خبری به کدامیک از قالب ها ( گزارش تصویری، گزارش نوشتاری، تحلیل، خبر و …) بیشتر علاقه مند بوده و دنبال می کنید .

قالب مورد علاقه من در طی حدود ۱۰ سال کار مطبوعاتی، گزارش نویسی بود. به هیچ وجه من در این سال ها در عرصه خبر، خبرنگار موفقی نبودم چون یکی از ویژگی های خبر، انعکاس سریع آن است که با توجه به وسواسی که بر روی کلمات و جملات داشتم نمی توانستم خبری را سریع انعکاس دهم. البته این به معنای این نیست که هیچ خبری را در طی مدت کار رسانه ای انعکاس ندادم ولی در نهایت منظورم این است که ژانر مورد پسندم گزارش نویسی خبری و گزارش تحقیقی یا اجتماعی بود که بسیار هم وقت گیر و نیازمند حضور میدانی خبرنگار است.

خبر نقل رویداد است اما گزارش، تجزیه و تحلیل رویداد و بررسی ارتباط آن با حوادث دیگر است. معمولا گزارش نویسی دشوارترین بخش در عرصه مطبوعات است و کارشناسان این حوزه معتقدند کار گزارش نویسی متعلق به خبرنگاران با توانایی و صلاحیت بالاست و این عمل از عهده کسانی بر می آید که طی سال ها پتانسیل و ویژگی های خاص خود را در عرصه مطبوعاتی نشان داده باشند. به عقیده دکتر محمدمهدی فرقانی استاد برجسته علوم ارتباطات، گزارش نویسی مرحله والای روزنامه نگاری است و کسی می تواند این مسئولیت را به عهده بگیرد که از سد تهیه خبر، مصاحبه و مقاله نویسی گذشته باشد و به تعبیر زیبای ایشان گزارش نویسی چشم عقاب روزنامه نگاری است و در این مرحله است که ما می توانیم شخصی را که کار مطبوعاتی می کند به معنای واقعی کلمه روزنامه نگار بدانیم. برای مثال دو نمونه از تیترهایی را که در گزارش نویسی هایم استفاده کردم برای خوانندگان بیان می کنم:

۱- شماره ۳۱۴ هفته نامه نسیم جنوب ـ تاریخ ۲۶ تیرماه ۸۳ ـ عنوان تیتر گزارش: میلیارد تومان سرمایه سرگردان در برهوت بی توجهی

۲- شماره ۳۵۴ هفته نامه نسیم جنوب ـ تاریخ ۱۹ تیرماه ۸۴ ـ عنوان تیتر گزارش: لکه سفید میگو، بخت سیاه میگوکاران

تلخ ترین و شیرین ترین خبر یا گزارش انعکاسی تان؟

معمولا تلخ ترین اخبار و گزارش های خبری مربوط به قتل ها، خودکشی، آتش سوزی، جنایت و ناآرامی ها می باشد. من زیاد به انعکاس این اخبار علاقه مند نبودم اما رسالت خبرنگار و وظیفه اجتماعی در قبال جامعه و مخاطبان گاهی اوقات ایجاب می کرد به خبرهای حوادث نیز بپردازد. این سبک خبر گر چه مخاطبان خاص خود را دارد و گاها از بخش های مهم یک نشریه محسوب می شود اما می بایست با حساسیت و بدون تعصب و جانبداری منعکس شوند. خبرنگار اخلاق مدار در این زمینه ها گمانه زنی نمی کند و با حدس و گمان پیش نمی رود چرا که ممکن است احساسات و عواطف خوانندگان را جریحه دار کند. من از این جهت زیاد به نوشتن اخبار این چنینی علاقه مند نبودم که از یک طرف می بایست افکار عمومی از عمق ماجرا مطلع می شدند و از طرفی دیگر نیز می بایست مردم از انعکاس این اخبار و رویدادهای حادثه ای، دچار تشویش و نگرانی نمی شدند و برقراری این توازن بسیار کار سختی بود. به دو تجربه در زمینه انعکاس اخبار حوادث که در کارنامه مطبوعاتی ام وجود دارد اشاره می کنم: یکی مربوط به ماجرای یک قتل بود در سال ۸۱ که با تیتر کشف راز قتل متصدی بنگاه معاملاتی خورموج در هفته نامه نسیم جنوب چاپ شد و دیگری در سال ۸۴ بود که به انعکاس مرگ سعید نیرو در ستاد انتخاباتی دکتر معین می پرداخت با تیتر به کدامین گناه کشته شد در هفته نامه نسیم جنوب. اگر شما این شماره های هفته نامه نسیم جنوب را مرور کنید متوجه خواهید شد این حوادث بر روی خود خبرنگار نیز اثر گذاشته و این را می شود در جملات و سیاق عبارات به عینه مشاهده کرد.

اما در بیان شیرین ترین گزارش هایم نیز می توانم به این گزارش ها اشاره کنم که بسیار بازتاب داشت و تا مدت ها در محافل خبری پیرامون آن بحث می شد.

هفته نامه نسیم جنوب شماره ۳۱۱ در ۲۹ شهریور ماه سال ۸۳ با تیتر ـ بیمار در حال احتضار ـ که گزارش تفصیلی در مورد وضعیت بهداشت و درمان شهرستان دشتی بود.

هفته نامه نسیم جنوب شماره ۳۴۵ در ۱۸ اردیبهشت ماه سال ۸۴ با تیتر ـ حکایت نواختن موسیقی محلی در روز معلم در دشتی

روزنامه سراسری ایران ـ ۷ بهمن ماه سال ۱۳۸۰ گزارش خبری با تیتر ـ آقای رئیس جمهور نگین جنوب دانشگاه می خواهد

هفته نامه نسیم جنوب شماره ۲۶۵-۴ آبان ماه سال ۸۲ ـ با تیتر ـ تاسیس بازداشتگاه به جای دانشگاه در خورموج

پایگاه خبری خلیج فارس سال ۱۳۹۳ ـ با تیتر ـ از رنجی که می بریم

پایگاه خبری خلیج فارس ـ سال ۱۳۹۵ ـ با تیتر ـ خودزنی رئیس هیات فوتبال استان بوشهر ( در خصوص دعوت بازیکن خورموجی به اردوی تیم ملی نونهالان )

کدام یک از گزارش ها یا خبرهایتان را بیشتر از همه دوست دارید؟

گزارشی که در شماره ۳۷۶ هفته نامه نسیم جنوب در ۲۷ شهریور سال ۸۴ با تیتر ـ قلعه میراث در خطر چاپ شد. با وجود آن که هنوز فضای مجازی به شکل امروزی گسترش نیافته بود بسیار بازتاب داشت و حتی از خبرگزاری میراث خبر در تهران تماس گرفتند و بعدها مطلع شدم که آن ها هم این گزارش را کار کردند و این نشان دهنده بهره گیری از عنصر سوژه یابی و تیتر مناسب بوده است.

راههای موفقیت در امر اطلاع رسانی از نظرگاه شما کدامند؟

در سال هایی که ما کار خبرنگاری می کردیم شرایط با فضای امروز بسیار متفاوت بود بنابراین شاخص ها و معیارها هم قابل مقایسه با امروز نیست. در آن سال ها نشریات کاغذی مورد توجه افکار عمومی قرار داشتند؛ اما اینک فضای مجازی که سرعت انتقال اخبار و اطلاعات آن بسیار گسترده است به عنوان یک رسانه غالب مطرح است. بالاخره تغییر و تحولات در بستر فعالیت های اینترنتی و وجود ابزارهای نوین ارتباطی عرصه را بر نشریات کاغذی تنگ نموده و در این شرایط یک رسانه کاغذی یا سایت خبری می بایست خیلی آنلاین، قوی و کارآمد در زمینه تولید محتوا و گزارش باشد که بتواند در میان فضای مجازی که سرعت تبادل اطلاعات در آن فوق العاده است در میان افکار عمومی و مخاطبین با اقبال مواجه شود. در واقع سایتی که کپی پیست می کند نمی تواند نقش رسانه کارآمد را ایفا نماید و نمی تواند تاثیرگذار باشد. هم بسیار دشوار است در این شرایط مخاطب را جذب کرد و هم در صورت پرداختن به سوژه های ناب و متفاوت و ابتکاری، که کمتر به ذهن کسی خطور می کند می توان اخبار را در گستره جهانی انعکاس داد مانند کاری که آقای شعرانی در قضیه روستای کالو با عنوان کوچکترین مدرسه دنیا انجام دادند. پس در این فضا هم می توان تاثیرگذار بود به شرطی که به سوژه یابی که موضوع بسیار مهمی در رسانه است توجه شود و بعد از آن نیز پرداخت سریع و به موقع به سوژه نیز در عصر تعدد رسانه اهمیت به سزایی دارد. سوژه یابی باعث می شود ما رسانه مرجع باشیم نه دنباله رو. فکر می کنم زیاد از بحث فاصله گرفتم می خواستم با این مقدمه به این جا برسم که رسانه ها با طرح موضوع ها و جلب توجه عامه مردم و برجسته سازی برخی مسائل، در مردم آگاهی ایجاد می کنند. خودم در زمانی که گزارش نویسی می کردم گرچه تحصیلات آکادمیک در رشته روزنامه نگاری نداشتم اما با مطالعه آثار مرتبط در این زمینه، با روش های علمی و اصول گزارش نویسی آشنا شدم و در گزارش هایم آن ها را رعایت می کردم. نکته دیگر این که شور و احساس جوانی را داشتم و دنبال دلم می رفتم ولی عقلم را هم با خودم می بردم. این گونه نبود که عقلانیت را تعطیل کنم چرا که نوشتن بدون عقلانیت فاجعه است.

ساده نویسی و دوری از تکلف یکی دیگر از راه های موفقیت در عرصه مطبوعات است. مخاطبین می دانند و تشخیص می دهند که نویسنده یا گزارشگر، یک موضوعی را آرایش و بزک می کند و تحویل آن ها می دهد یا آن را برای تنویر و روشنگری افکار عمومی و با ساده ترین زبان به نگارش درآورده است.

مورد دیگر این که ما در زمان خبرنگاری موفق شدیم جریانی را در دشتی ایجاد کنیم که به افکار عمومی جهت می داد. جهت دهی و تحریک شاخک های بدنه اجتماعی از ویژگی بارز یک خبرنگار است که یکی از الزاماتش شناخت افکار عمومی است. بنابراین طبیعی است که در این شرایط گزارش های خبری و اجتماعی پرمخاطب و تاثیرگذار می شود.

از سویی دیگر احساس می کردم با ورود به این عرصه رسالتی بزرگ بر دوش دارم بنابراین هیچ گاه دچار خود سانسوری نشدم و استقلال خبری ام را تا آخرین لحظه های کار رسانه ای حفظ کردم هرچند در این دوران جفاها کشیدم اما قلم به مزد نشدم.

همیشه بر این اعتقاد بودم که در گزارش می بایست از یک سو از آمار، ارقام و نظریات کارشناسی افراد صاحب نظر بهره جست و از سویی دیگر به شکیل ترین نوع ممکن از نظر روزنامه نگاری آن را آراست و به مخاطب عرضه کرد.

برای تعیین یک تیتر برای گزارش هایم ساعت ها با دوست ادیب و نازنینم جناب آقای دکتر قربانی مقدم که ویرایش اغلب مطالبم را مدیون ایشان هستم بحث می کردیم. وقتی خدمت آقای قربانی می رسیدم می گفت حتما می خواهی شورای تیتر تشکیل دهیم. اعتقاد داشتم که تیتر حکم ویترین است و می دانستم یک تیتر گیرا و رسا چقدر در مخاطب انگیزه ایجاد می کند تا گزارش را تا آخر مطالعه و دنبال کند. به اندازه یک نشریه حرفه ای از ویراستار استفاده می کردم و در این زمینه بسیار مقید بودم. همه این ها می تواند عامل موفقیت یک خبرنگار باشد. بعد از موفقیت در شهرستان دشتی، آقای قیصی زاده مدیر مسئول هفته نامه نسیم جنوب که بسیار در ایجاد انگیزه در من طی این سال ها تلاش کرد و در این زمینه وامدار ایشان هستم مرا جهت تهیه گزارشاتی در سطح استان ترغیب کرد و گزارش های تاثیرگذاری هم در سطح استان در این مقطع منتشر شد. به هر حال ضامن موفقیت های من بعد از لطف خداوند، صداقت در نوشتار، امانتداری، رعایت ضوابط کار روزنامه نگاری، پرهیز از تملق و چاپلوسی، استقلال، جسارت و رعایت اخلاق حرفه ای مطبوعاتی بود.

خواندن چه نشریاتی را توصیه می کنید؟

در بین روزنامه های سراسری، اعتماد، دنیای اقتصاد و شرق را پیشنهاد می کنم و در بین پایگاه های خبری استان، پایگاه خبری خلیج فارس و مند را توصیه می کنم.

کتابی که درباره فقیه حسنان در دست تالیف دارید در چه مرحله ای است؟

از حدود سال ۱۳۹۰ با آقای قربانی شروع به جمع آوری اطلاعات راجع به تاریخچه ی سواد آموزی و بنیان گذاری مدرسه در روستای فقیه حسنان کردیم و مجموعه ی این اطلاعات، در کتابی به نام « الفبای مهر » تدوین شده که به زودی به چاپ خواهد رسید. دبستان احمدی فقیه حسنان سومین مدرسه در منطقه ی دشتی است که در اواخر سال ۱۳۲۷ آغاز به کار نموده و یکی از مدارس باسابقه ی استان بوشهر و منطقه پهناور دشتی قدیم است. در این مدرسه تا کنون بیش از چهار هزار دانش آموز تحصیل کرده اند و این افتخارات بسیار حائز اهمیت و توجه است. در این کتاب به پیشینه سواد آموزی، مکتب خانه ها، مشاهیر علمی و فقهی، کوشش ‌های مردم روستا برای راه اندازی دبستان، خاطرات و شرح حال معلمان و مدیران مدرسه از آغاز تا امروز، دانش آموزان برجسته و دانش آموزان شهید دبستان، به همراه نکات و مطالب آماری پرداخته شده است.

چرا علی رغم موفقیت و تاثیرگذاری، امر اطلاع رسانی را به طور جدی دنبال نکردید و آیا ممکن است دوباره شاهد بازگشت شما به حوزه روزنامه نگاری در استان باشیم؟

جمله ای را از قول مارکز خدمت شما عرض می کنم. مارکز می گوید هیچ چیز را با روزنامه نگاری عوض نمی کنم برای این که روزنامه نگار حق دارد مستقیم بنویسد اما من در تئاتر و قصه باید حرفم را در لفافه بپیچانم یا شعر بگویم. من هنوز هم اشتیاق زایدالوصفی برای نوشتن دارم. هنوز هم مثل روزهای آغازین کار مطبوعاتی، اگر نوشتاری از من در رسانه ها چاپ شود خوشحال می شوم. نکته دیگر این که به خاطر ضعف در سیستم توزیع در سال های گذشته که فکر می کنم این نقیصه هنوز هم پابرجاست من خودم نه تنها نویسنده بودم بلکه نشریه را هم در بین مخاطبان و مشترکین توزیع می کردم و تا این حد علاقه مند به این حوزه بودم. نمی دانم چه اتفاقی می افتد که یک انسان علاقه ‌مند به یکباره دلسرد می شود و هرچه زمان می گذرد دیگر نمی توان به فضاهای گذشته برگشت.

وقتی سرخوردگی جایگزین شور و نشاط می شود و بی تفاوتی فراگیری در لایه های جامعه رخ می دهد؛ این مسائل و مناسبات جدید حاکم بر زندگی، قلم نویسنده را هم کند می کند. بعضی وقت ها نمی توان نوشت حتی یک سطر. البته من هر روز می خوانم و می نویسم اما برای خودم. نوشته هایم هیچ مخاطبی ندارد و فقط آرشیو می شوند. من که خودم همیشه از دوستان گلایه داشتم که چرا نسبت به محیط پیرامونی و فضای اجتماعی و سیاسی بی تفاوت هستند، امروز خودم در این فضای دلسردی و بلاتکلیفی قرار دارم که این موضوع فراگیر شده است. برای نویسنده این فضا مرگ زودرس است. از سال ۷۶ تا کنون هر روز نسخه کاغذی روزنامه می خوانم و هر روز حسرت می خورم که چرا فقط می خوانم، اما خواندن هم خوب است کاش این را دیگر از دست ندهم.

امکان حضور مجددم در این عرصه خیلی کم است شاید فعالیت دوباره به فضایی مانند جنبش دوم خرداد نیاز دارد. بدون تردید ما محصول دوم خرداد بودیم./

منبع : dashti.farhang

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو