ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

طنزهای جنسیتی؛ نمادی از خشونت های مدرن اجتماعی

مهتا بذرافکن(جامعه شناس) می گوید: « بسیاری از جوک هایی که در جامعه رواج داشته و اکنون به مدد فضای مجازی به آسانی به عنوان یک پادفرهنگ اشاعه می یابد، باز تولید آزار جنسیتی است که از دیرباز علیه زنان وجود داشته است و زنان نیز آن را آگاهانه و یا نا آگاهانه پذیرفته و حتا بازتولید کرده اند. بازتولید آگاهانه این گونه رفتارها که به زعم عده ای خنده دار، با مزه و حتا عادی انگاشته می شود، یکی از نقاط تاریک  زندگی زنان است…

 

طنزهای جنسیتی؛ نمادی از خشونت های مدرن اجتماعی

ایرن واعظ زاده

 

 

” این فقط یک طنز است و نباید جدی بگیری…. تازه جک های بدتر از این هست که من فقط یک نمونه ی ساده اش را برایت فرستادم … ”

” این جک ها برای شاد کردن آدمهاست…!! دیگه خندیدن رو هم باید تعطیل کنیم…. ؟! ”

” حق با توست عزیزم….(بدون اینکه حتا متوجه حرف مخاطب شده باشد) ”

” مصداق این مورد را خودم در جامعه دیده ام…! ”

” اصلن این فمینیست بازی ها بهت نمیاد…! ”

این ها نمونه هایی از پاسخ ها یا بهتر بگویم توجیه هایی است که در مقابل بازخوردها و واکنش های منفی در خصوص جک های جنسیتی و ضدزن به انتقاد کنندگان داده می شود.

بسیاری از ما روزانه در شبکه های مجازی با طنزهایی که ماهیت زن ستیز دارند و غالبن توهین آمیز نیز هستند، رو به رو می شویم. جک هایی که زن را صرفن نمادی از مصرف گرایی، تجملاتی بودن و فاقد درک و شعور اجتماعی و در نهایت، مستعد بهره برداری می نمایاند. دردناک تر از آن باز ارسال کنندگانی هستند که درصد زیادی از آن ها را زنان تشکیل می دهند؛ زنانی که خود بسط دهنده و گسترش دهنده ی این جریان و شکاف عمیق اجتماعی و فرهنگی می باشند. عده ای هم هستند که با نشر دادن و بی اهمیت جلوه دادن این گونه مطالب، می خواهند خود را از ترسی که ناشی از برچسب خوردن و افراط گری فمینیستی قلمداد شدن توسط دیگران است، برهانند. اما متاسفانه متوجه نیستند که آن چه به آن می خندند و بازنشر می دهند، با جنبه بودن نیست بلکه نوعی از خشونت روانی علیه زنان است که هر روز گسترده تر می گردد.

حقیقت این است که ما زنان با خندیدن و جدی نگرفتن این مسایل، بی رحمانه ترین آسیب ها را به خود و فرهنگ جامعه وارد ساخته و بدون آن که حتا متوجه ی تاثیرات ویران گر آن در زمان حال و آینده باشیم، می خندیم و می گذریم و به سادگی می پنداریم این ها تنها یک مشت جملات بی منظور و غرض است که برای تلطیف سازی روح افسرده ی جامعه بیان می شود!

سمیه صمیمی؛ دکترای مدیریت آموزشی و مدرس دانشگاه در این باره می گوید: « گر چه نگاه ضد زن در جامعه تقصیر اعضای فعلی جامعه نیست اما مسوولیت تقویت و تداوم حیات این موضوع، با آن ها است. اعضای جامعه در رفتارهای اجتماعی خود آگاهانه و یا ناآکاهانه نگاه زن ستیز را تقویت می کنند که یکی از این رفتارها تولید و پخش و حتا خندیدن به جوک های جنسیتی است. »

صمیمی ادامه می دهد: « تامل در ریشه یابی این موضوعات نشان می دهد که با سوژه ی خنده قرر دادن یک ویژگی نامطلوب و ربط دادن آن با یک نشان جنسیتی، مسائل ریشه ای مانند تبلیغات گسترده، محرومیت، تربیت جنسیتی، فقر و دیگر شرایط تبعیض آمیز که موجب بروز مشکلاتی می شود، نادیده گرفته می شوند. جوک های جنسیتی نه تنها به دلیل اهانت آمیز بودن شان؛ بلکه از آن جا که ایجاد تفکر قالبی کرده و گروهی از مردم را در یک دسته با ویژگی های ثابت قرار می دهند، مخرب هستند و تاثیر این گونه جک ها در زندگی افراد می تواند اثر غیرمستقیم و بلندمدت داشته باشد. برای مثال دختری که از کودکی تا بزرگ سالی از ترس مورد تمسخر واقع شدن از بعضی فعالیت ها اجتناب کرده است، شاید هیچ وقت متوجه دلیل سرکوب استعدادهایش نشود. »

وی می افزاید: « بی تردید شوخ طبعی و بذله گویی اگر به جا و مناسب باشد، خصوصیاتی مثبت هستند. جک می تواند فضای اجتماعی را صمیمی و گرم کرده و طنز سازنده به مشکلات اجتماعی و سیاسی را مطرح نماید و نیز موجب بالا رفتن آگاهی اجتماعی شود. اما جک هایی که گروهی از مردم را بر اساس قومیت و جنسیت شان در کلیشه قرار داده و به نقش خود در آسیب های اجتماعی بی اعتنا می باشند، راه خوبی برای رسیدن به اهداف نیستند. »

ادبیات سکسیستی عنصر زنانگی را با مفاهیم جنسیت زده و سخیف ترکیب ساخته و به تحقیر زنان در نظام نابرابر قدرت می پردازد و تبعیض و نابرابری را با استفاده از این گونه طنزها مشروعیت می بخشد. همچنین این پدیده که در قالب خشونت های کلامی و اجتماعی (این بار به شکلی مدرن) تولید، عرصه و پخش می گردد، تصاویر منفی و کلیشه ای از زنان را ترسیم نموده و به کل جامعه تعمیم می دهد که تکرار مداوم آن سبب ایجاد نوعی بی تفاوتی وعادت به شنیدن و ساده گرفتن این مساله شده است.

مهتا بذرافکن؛ جامعه شناس در خصوص چرایی رواج جک های جنسیتی بیان می کند: « جوک ها از منابع سرکوبند که هر روز به نحوی و با قرار دادن هویت های مختلف به عنوان سوژه بازتولید می شوند و ما به عنوان مخاطبان این جوک ها بی آن که به محتوای سرکوب گرانه ی آن توجهی کنیم، به آن ها می خندیم. اغلب ما آن قدر درگیر دلمشغولی های مان شده‌ ایم که از چگونگی تشکیل این حاشیه و آنچه فراتر از آن وجود دارد غافل مانده ایم. مشکل ما این است که به افسار فکری خود عادت کرده و رام شده‌ ایم و این رام ‌شدگی ما را به سمت نوع خوش‌ خیمی از جهالت سوق داده و از انواعی از مسئولیت‌ های اجتماعی معاف کرده است:  تبعیض قومی و جنسیتی مربوط به دیگران خواهد بود، جنایت، بیشتر از اینکه مشکلی ساختاری باشد مشکل پلیس خواهد بود، و حل مشکلات در قلمرو کارشناسان و دولت قرار می ‌گیرد و به افراد ربطی نخواهد داشت….! »

بذرافکن می گوید: « بسیاری از جوک هایی که در جامعه رواج داشته و اکنون به مدد فضای مجازی به آسانی به عنوان یک پادفرهنگ اشاعه می یابد، باز تولید آزار جنسیتی است که از دیرباز علیه زنان وجود داشته است و زنان نیز آن را آگاهانه و یا نا آگاهانه پذیرفته و حتا بازتولید کرده اند. بازتولید آگاهانه این گونه رفتارها که به زعم عده ای خنده دار، با مزه و حتا عادی انگاشته می شود، یکی از نقاط تاریک  زندگی زنان است که جز دسته منابع نمادینی است  که زندگی روزمرۀ را شکل می ‌دهند. نکته دردناک تر این روزمرگی این است که بسیاری از زنان به راحتی آن را پذیرا شده و بخشی از راه های گذران اوقات خود می دانند که در برابر گرفتاری های بزرگ تر روزمره قابل اعتنا نیست. اما همین زنان ممکن است با همجنسان شان تجربه ی مشترکی از آزردگی داشته باشند. سوژه ای که در وهله ی اول  یک مساله اجتماعی غیر شخصی است و شخص به طور غیر ارادی به آن سوژه پیوند خورده است اما به واسطه همین پیوند اماج آزار عاطفی قرار می گیرد؛ مثلن مساله ی ازدواج نکردن و بالا رفتن سن ازدواج برخی از دختران به دلیل مشکلات اجتماعی بزرگ تر مانند بیکاری می باشد که موجب ساختن جوک هایی شده که به نوعی آزار جنسیتی است. اما زنان آن را می خوانند، می خندند و نشر می دهند. آیا این زنان به نیمه ی تاریک و پنهان این جوک ها آگاهند؟ آیا به بعد سرکوب گرانه این جوک ها فکر می کنند؟ آیا به آرزوهای بر بادرفته ی دختران جوانی که خود به نوعی محکوم به سرنوشت شده اند فکر می اندیشند؟ آیا فشار عاطفی که خواننده گان این گونه جوک ها تحمل کرده و موجب دلشکستگی شان می شود را تحمل می کنند؟ و از همه مهم تر، آیا می دانند خود در فرایند باز تولید سرکوب جنسیتی نقش داشته و حلقه ای از این زنجیره شده اند؟ این سوالاتی است که باید از زنانی که در فضای مجازی به اشاعه مطالب آزاردهنده می پردازند پرسید. »

ایشان در پایان اذعان می دارد: « هر انقلاب فناورانه ای با تغییراتی در معنای انسان و زیست اجتماعی همراه می‌ شود، یعنی در انواع مرزهای روان ‌شناختی و جامعه شناختی ‌ای نیز تغییر رخ می نمایاند، آموزش و توانمند سازی می تواند این تغییرات را در جهت تقویت کنش های مثبت به سمت عدالت جنسیتی و احترام به حقوق انسان ها ورای جنسیت شان بیانجامد. »

بدون شک تحقیر نیمی از جمعیت یک جامعه را نمی توان بر کلیت شرایط آن بی تأثیر دانست و کتمان کرد. علاوه بر این، این گروه از زنان فرزندان و آیندگانی را می پرورانند که استمرار دهنده ی این خشونت های کلامی می شوند.

شایان ذکر است که یکی از اصلی ترین اهداف به وجود آورندگان شبکه های مجازی، پرکردن تبعیض و شکاف هایی بود که برای دسترسی به اطلاعات برای اقلیت ها و گروه های حاشیه ای وجود داشت. اما این آرزوی ایجاد برابری و کاهش فشارها برای برخی از این گروه ها (که زنان نیز در زمره ی آن ها قرار دارند) در فرهنگ ایرانی جایش را به ابزاری برای سرگرمی و رد و بدل ساختن طنزهای جنسیتی و قومیتی و یا به عبارت دیگر، به سخره گرفتن و بی ارزش و کوچک شمردن آن دیگری هم وطن داده است.

رسیدن به برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی، بدون اصلاح زبان از صفات جنسیت زده دشوار و شاید ناممکن باشد؛ لذا تلاش برای گسترش آگاهی جنسیتی و ضدتبعیض و همچنین افزایش انتقادها در فضایی دمکراتیک، می تواند راهکار موثری برای مبارزه با این کلیشه های جنسیتی باشد.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
آرشیو