ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

شهردار بوشهر دیکتاتورمآبانه رفتار می کند

رحیمی: متاسفانه در بوشهر برنامه مدون و تعریف شده ای که با نظر کارشناسان خبره اعمال شود وجود ندارد امروز در شهر بوشهر شهردار دیکتاتور مآبانه عمل می کنددر خیلی از موارد شاهد بوده ام که کارشناسانی به نوع رفتار و عملکرد شهردار نقد داشته اند اما ایشان کار خودشان را انجام می دهند گویا آنجا جزیره ای منفرد از حاکمیت است…

 

سرویس اجتماعی جامعه: هشت روز از فاجعه پلاسکو گذشت. حادثه ای که تحلیل های بسیاری را به همراه داشت و جان شهروندان بسیاری را گرفت. بحرانی که از مدتها پیش بیم آن می رفت و با توجه به تذکرهای بسیار توسط مدیران و مسوولان شهری نادیده گرفته شد و در روز حادثه نه تنها  بر سر خیابان جمهوری و تهران ، که بر سر تمام ملت ایران نیز آوار شد. ترسی عمیق در جان مردم ایران ریشه دواند که آیا به وقت بروز حادثه مدیران ما می توانند مدیریت بحران کنند؟ آیا تجهیزات ما آن اندازه است که بتواند از پس بحران بر آِید؟ تا کی جان عزیز آتش نشانان ما بعلت نبود امکانات کافی همچنان گرفته شود ؟ و….

حادثه پلاسکو این سوالها و پرسش های بی شمار دیگری را به ذهن می آورد. از بُعد اجتماعی نیز، واقعه پلاسکو را می توان مورد بررسی قرار داد. رفتارها و کنش شهروندان به وقت حادثه. از سلفی گرفتن ها تا کمک رسانی و همت همگانی در راستای کمک به کارگران و صاحبان تولیدی هایی که هم اکنون بی کار شده اند. سایت جامعه در جهت بررسی این واقعه و همچنین طرح این پرسش که که اگر حادثه ای مشابه در نقاط مختلف استان بوشهر رخ دهد، تجهیزات و نیروهای امدادی ما توان کافی در مدیریت بحران خواهند داشت؟

سوالات خود را با افراد مختلف  مطرح نموده ایم.

۱٫ نظر شما در خصوص فاجعه ساختمان پلاسکوی تهران چیست؟

٢. شهروندان در چنین شرایطی چگونه می توانند مثمر ثمر عمل نمایند؟

٣. مقصر و پاسخگوی اصلی این فاجعه چه نهادی است؟

۴. نقدهایی در خصوص فاجعه از سوی افراد مختلفی نسبت به حضور انبوه مردم در محل حادثه صورت گرفته است. به نظر شما این آسیب اجتماعی چه راه حلی دارد؟

۵. برای پیش گیری از وقوع چنین حوادث تلخی پیشنهاد شما چیست؟

۶. به نظر شما آتش نشانی بوشهر به لحاظ امکانات و تجهیزات و آمادگی نیروها در صورت وقوع از استانداردهای لازم برخوردار است؟

 

قدرت رحیمی
١. حادثه تلخ ساختمان پلاسکو در وهله اول هشداری جدی به مسئولین است چرا که تهران روی گسل زلزله قرار دارد . اگر خدای ناخواسته اتفاقی با گستره بیشتری رخ دهد فاجعه ای عظیم رخ خواهد داد چرا که در مصاحبه ها ی مسئولین شنیدم که در آن صورت تنها می توانند ۲۰ درصد خدمات بدهند که این آمار هم واقعی نیست . دوم اینکه به جای کارهای چشم نواز تبلیغاتی باید به زیر ساخت های شهرها توجه کرد . معمولا در ایران وقتی اتفاقی افتاد به فکر چاره می افتند . در این حادثه علاوه بر خسارت جبران ناپذیر جانی خسارات قابل توجه مالی نیز به کاسبان وارد شد و درحقیقت منابع ملی از بین رفت و افراد زیادی با از دادن سرمایه بیکار شدند .

٢. این فاجعه ثابت کرد که ما نتوانسته ایم شهروندان آگاهی در وقوع حوادث داشته باشیم و نتنواسته ایم شهروندان جامعه پذیری و قانونمندی داشته باشیم و اشکال را من در نوع اموزش و پرورش شهروندان می دانم چرا که ما باید در مدارس توجه بیشتری به آموزش شهروندان داشته باشیم اینکه سالی یک بار نمادین دانش آموزان را به وقوع زلزله توجه دهیم کافی نیست . در این حادثه به جای اینکه مردم کمک رسان باشند خودشان بخشی از حادثه بودند . مهمتر اینکه به علت آزاد و واقعی نبودن اطلاع رسانی مردم با گرفتن فیلم و عکس به دنبال اطلاع رسانی بودند .

٣. من معتقدم مقصر کل حاکمیت است . چرا که اعمال قانون نمی شود امروز در مملکت ما در خیلی جاها سلیقه های شخصی ، باندی و گروهی جایگزین قانون شده است . عدم اجرای قانون و عدم نظارت صحیح این مملکت را دچار مشکل کرده است . اگر در تخلف ها مثل دنیا سیاه و سفید و خودی و غیر خودی نمی شد امروز ما شاهد ولنگاری در اجرای قانون نبودیم . یکی از مشکلات جدی دراین مملکت عدم آزادی در نقد مسئولین است . اگر احزاب و تشکل ها آزادانه خاطیان را نقد می کرند و به چالش می کشیدند و حاکمیت هم در براب نقدها خودش را مسئول می دانست امروز ماشاهد پاسخ های ضد و نقیض نبودیم

۴. اول نقد به کسانی وارد است که توپ را توی زمین مردم می اندازند ما تا چه حد توانسته ایم با آموزش های لازم مردم را جامعه پذیر کنیم و مهمتر اینکه مسئولین خودشان تا چه حد جامعه پذیرند . ما باید قبل از حوادث پیش بینی کارها را بکنیم برای مثال در همین بوشهر اگر اتفاقی بیافتد آیا مرم در این شبهه جزیره راه فرار دارند و یا کاری که اکنون شهرداری در مرکز شهر انجام می دهد و باعث قفل شدن مرکز شهر شده است اگر فرد اتفاقی بیافتد چه کسی پاسخگوست اینجا که شهر کوچکی حا شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل در کلان شهرها

۵. متاسفانه در بوشهر برنامه مدون و تعریف شده ای که با نظر کارشناسان خبره اعمال شود وجود ندارد امروز در شهر بوشهر شهردار دیکتاتور مآبانه عمل می کنددر خیلی از موارد شاهد بوده ام که کارشناسانی به نوع رفتار و عملکرد شهردار نقد داشته اند اما ایشان کار خودشان را انجام می دهند گویا آنجا جزیره ای منفرد از حاکمیت است .سازمان ها و مسئولین مربوطه باید قدرت این را داشته باشند که اگر خطایی می بینند قاطعانه برخورد کنند شورا هم که نماینده مردم هستند متاسفانه تحت امر شهردار شده اند و به علت ضعف خودشان شهر را دچار چالش کرده اند اعضای شورایی که خلاف قانون اقارب و نزدیکان را به استخدام شهردار در می آورند در واقع باج گرفته اند تا همرا شوند و یا مطابق شنیده ها پروژه هایی را برای اقارب گرفتن و قص علی هذا پس تا زمانی که قانون به واقع حاکم نشود و شهروندان ببینند نقدهایشان گویا میخ آهنین در سنگ خاراست کاری نمی شود کرد

۶. این سوال را باید ازشهردار پرسید من از نظر تخصصی در این زمینه نمی توانم نظر قاطعی بدهم اما وقتی می بینم پایتخت در این زمینه مشکل دارد مطمئنا ما هم دچار مشکلیم و حادثه آتش گرفتن ساختمان منطقه ویژه که جای بسیار مهمی هم بود شاهد این مدعاست که ضعف داریم

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو