ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت


شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی اثر هانا آرنت که پس از مدت ها تجدید چاپ شده است :

چه می شود که یک فرد معمولی در یک نظام سیاسی به ناگاه چنان اعمال وحشتناکی را انجام می دهد که از فرد ضعیفی چون او انتظار نمی رود؟ بدی و شر اصلا چه هستند و این مفهوم چه نسبتی با اندیشیدن دارد ؟ این بحثی است که هانا آرنت در این کتاب تلاش می کند به آن پاسخ دهد. آنچه توجه آرنت را در مورد افسر آلمان کاری یعنی آدولف آیشمن که مامور کشتن یهودیان بود جلب کرده بود ” فکر نکردن” و یا ” فقدان اندیشیدن” آیشمن بود. آرنت برای اینکه پاسخ دهد که چرا لازم است تا همه ما بیاندیشیم در ابتدا چند مقدمه فلسفی را مطرح می کند. در درجه اول آرنت می گوید بین دانایی و اندیشیدن فرق است. به باور او تمام انسان هایی که سلامت عقلی دارند می توانند بیاندیشند و خوب و بد را از هم تشخیص دهند پس اندیشیدن ربطی به اینکه مثلا ما دانشمند باشیم ندارد به عبارت دیگر اندیشیدن با شناخت که کار دانشمندان است متفاوت است و برای همین همه آدم ها می توانند فکر کنند. بنابراین دلیل اینکه انسان ها کار اشتباهی مرتیکه می شوند چیزی به نام ” بدی ” نیست بلکه در اکثر اوقات انسان ها چون فکر نمی کنند است که مرتکب شر می شوند. بنابراین از نظر آرنت و تاثیر از کانت ما به فلسفه نیاز داریم تا توانایی اندیشیدن را به دست آوریم. در اندیشیدن ما به دنبال جستجوی معناها هستیم یک عمل غیر طبیعی که هیچ جای پای محکمی برای ما فراهم نمی کند درست مثل قالیبافی که هر روز فرشی را می بافد اما شب دوباره نخ های آن را از هم باز می کند.

پس آرنت سه استدلال دارد : اول اینکه همه آدم ها می توانند بیاندیشند، دوم اینکه اندیشیدن به ما نشان می دهد که قاعده متقن و همیشگی نداریم و سوم اینکه اندیشیدن با امور ناپیدا و بیرون از نظم روزمره زندگی سر و کار دارد. پس این اندیشیدن که هیچ نتیجه مشخصی ندارد به چه درد می خورد؟ آرنت توضیح میدهد که نفس عمل اندیشیدن چنان پیچیده است که بیشتر از اینکه در نظریه ها خلاصه و نوشته شود باید زندگی و تجربه شود و الگوی راستین این نوع از زندگی نیز سقراط است. او به ما می گوید که بین تامل و تفکر فرق است. در تامل ما دنبال نتیجه خاصی نیستیم همچون سقراط که در بحث با دیگران میخواست بدین نتیجه برسد که هیچ کس هیچ چیز نمی داند. سقراط در حقیقت همچون یک خرمگس بود که مدام به روی مردمی که نمی اندیشیدند می نشست و آن ها را نیش میزد تا تفکر کنند. از نظر آرنت اندیشیدن همچون یک طوفان است چیزی که همه چیز را از جا بلند می کند و مظاهر پیش از خودش را از بین می برد. او توضیح می دهد که اندیشیدن به هر چیز خطرناک است اما نمی توان کلا نیندیشیدند.

چرا که نیاندیشیدن از نظر سیاسی موجب می شود تا مردم عادت کنند که هیچ وقت تصمیم نگیرند. آرنت مثل سقراط اندیشیدن را شبیه به عشق می داند. اندیشیدن یک نیاز است، معشوق دنبال چیزی است که آن را ندارد و چون انسان ها عاشق حکمت اند( همانطور که عاشق یار هستند ) برای فهمیدن تلاش می کنند پس از نظر سقراط و آرنت همانطور که آدم ها عاشق زیبایی اند و برای زیبا شدن تلاش می کنند چون عاشق دانستن هم هستند برای حکیم شدن نیز به فلسفه نیاز دارند.

ادامه: بنابراین استدلال آرنت این است که موضوع اندیشه چیزهای خوب است مثل زیبایی، حکمت و دانایی و دادگری و اساسا بدی نمی تواند موضوع اندیشه باشد چرا که بدی جوهر و اصالتی ندارد.
آرنت می گوید بخش بزرگی از بدی ها را اتفاقا کسانی مرتکب می شوند که فکر نمی کنند و تصمیم نمی گیرند که باید بد یا خوب باشند. پس مشکل از نظر او ناتوانی یا خودداری از اندیشیدن است.

او توضیح میدهد که مسئولیت شهروندی ما ایجاب می کند که از عمل ناعادلانه جلوگیری کنیم . آرنت بین جرم معمولی و جنایت بشری تفاوت قائل است. در جرم معمولی شما می تواند به عنوان شاکی خصوصی رضایت دهید یا متهم با تعهد دادن از مجازات رها می گردد اما از نظر آرنت در جرایمی که نظم جامعه مورد تجاوز قرار می گیرد باید تعقیب قانونی صورت بگیرد.

از نظر آرنت یک موضوع مهم دیگر اندیشیدن ما با خودمان است. چیزی که او تنهایی یا عزلت خود خود خواسته نام می نهد در حقیقت آدم ها باید با خودشان گفتگو کنند و آنها که چنین نمی کنند هر چیزی برایشان عادی است و به هر عملی دست می زنند. پس در نهایت آنکه اندیشیدن یک استعداد همگانی است اما ناتوانی در اندیشیدن امری است که ممکن است برای هر کس حتی یک پزشک، یک شاعر یا یک فیلسوف نیز رخ بدهد. آرنت اساسا با گناهان بزرگ یا انسان های کینه جو کار ندارد بلکه می خواهد به تک تک ما هشدار بدهد که بزرگترین جنایات را عموما شهروندان عادی جامعه مرتکب می شوند که نه شرور هستند و نه انگیزه خاصی دارند. در این موقع است که اندیشیدن که به ظاهر امری در حاشیه و به درد نخور است به کار می آید و به اصل تبدیل می شود چون در هنگامی که همه انسان ها شبیه به هم فکر می کنند آن که به واقع می اندیشید از اطاعت کردن سر باز می زند و کار عملی می کند و همینجاست که آرنت این کار را به کار سقراط همچون یک ماما تشبیه می کند که اندیشه های نیک و بد را از هم می پالاید و تمیز می دهد و این عمیقا کاری سیاسی است چون آنها که فکر می کنند راهی به رهایی برای دیگر انسان ها باز خواهند کرد

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علیرضا شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
آرشیو