ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”


بستری‌شدن در بیمارستان علی‌الاصول و عموما تجربه‌ای نامطبوع است. از یک سو، هراس از مرگ، از فقدان خویشتن، از ابهام پس از مرگ، و، از سوی دیگر، تنزل از مرتبه‌ی انسان اهل عمل به انسانی فاقد عمل و کنش. آگاهی بیمار بیش از همه از دوری از جهان خویش رنج می‌کشد، از غم غربت، زیرا بیمار در حسرت بازگشت به شبکه‌ی نسبت‌هایی است که با کار و عمل خویش، در حول و حوش هستی خویش، تنیده است. اضطراب بیمار بستری‌شده ناشی از این است که در این مقام از آنچه مایه‌ی فخر انسان است (روحانیت و فهم و عمل) به تکه‌ای گوشت کمابیش بی‌مصرف تنزل کرده، گوشت بی‌مصرفی که خوب کار نمی‌کند و انسانیت بیمار را به پس پرده می‌راند و حیوانیت او را در مقام تمامیت او وانمود می‌کند، به‌ویژه که نگاه پزشک نیز سراپا به همین عنصر حیوانی است، و بیمار در هم می‌شکند زمانی که پزشک بدن‌اش را چنان معاینه می‌کند که گویی تمامیت او به این عنصر جسمانی فروکاسته شده است. آگاهی بیمار درگیر نوستالژی بازگشت است، اما این بازگشت صرفا بازگشت به سلامتی جسم و تن نیست‌، بلکه بازگشت به حیث روحانی انسانیت و لذا اثبات مجدد تمامیت خویش در مقام موجودی فراتر از ارگانیسم زنده است. بازگشت به جهان خویش در عین حال رهایی از ابژه‌بودن و رستاخیز در مقام سوژه است. از این رو، نگاه پزشک به آگاهی بیمار، یا به انسان آگاه در مقام ارگانیسمی که خوب کار نمی‌کند، نگاهی ذاتا تقلیل‌گرانه و توهین‌آمیز و به همین دلیل مضطرب‌کننده و برآشوبنده است، تا جایی که چه بسا بیمار حتی در لحظه‌ی اوج لگدمال شدن روحانیت‌اش به دست پزشک، قید درمان را بزند و مجددا خواستار خودایستایی در مقام انسان روحانی شود، انسان روحانی‌ای که در برابر تقلیل یافتن به ارگانیسمی بیمار می‌شورد و لذا جان دادن در مقام انسان روحانی را صد بار بر جان یافتن در هیئت ارگانیسم زنده‌ی شفایافته ترجیح می‌دهد.
انسان بیمار، آگاهی دوشقه است: آگاهی از شکنندگی جسمانیت‌اش و آگاهی از اینکه وجودش را هرگز نمی‌توان به جسمانیت‌اش فروکاست. اما بدبختانه، جسم بیمار، روح را گویی کمرنگ و ضعیف می‌کند، یا لااقل اضطراب ترک جهان به موجب زوال تن، نیروی اندیشه را تحلیل می‌برد. این موجود شکننده‌ی مضطرب دوشقه، زیر نگاه سرد و بی‌تفاوت و ابژه‌ساز و فارغ‌از‌علقه‌ی پزشک، شقه‌شقه می‌شود. از این رو، بستری‌شدن در بیمارستان رقت‌انگیزترین و لذا ترحم‌برانگیزترین وضعیتی است که انسان ممکن است دچار آن شود. بیمار، از یک سو، از شُکوه و تنوع جهان خویش به عزلت و انتزاعی‌بودن اتاق بستری تبعید شده و تا پیش از دستور پزشک حق ترک این محبس را ندارد، مگر به بهای جان خویش. از سوی دیگر، بدن‌اش همچون خائنی که مدت‌ها پشت پرده مشغول دسیسه‌چینی علیه وی بوده باشد، به تمامیت وی ضربه‌ای مهلک وارد می‌کند و تناهی‌ جسمانی‌اش را علی‌رغم نامتناهی‌بودن روحانیتش با پتک بر سرش می‌کوبد. از سوی دیگر، ورطه‌ای عظیم میان او و خود وی دهان می‌گشاید، ورطه‌ای میان شکنندگی جسمانیت‌اش و جاه‌طلبی روحانیت‌اش. و از سوی دیگر، نگاه فارغ‌ازعلقه و علمی و سرد پزشک بر پیکره‌ی نیمه‌جان‌اش، ضربه‌ای مهلک به حیثیت‌اش در مقام انسان روحانی وارد می‌آورد.
بیمارستان البته همان جایی است که ما همه زمانی در آن‌جا به لطف همین پزشک شفا یافته‌ایم. اما ترخیص از بیمارستان، افزون بر شادی بازیابی سلامتی و درواقع شادی تحقق نوستالژی بازگشت به جهان خویش، انگ ابژه‌شدن و تنزل و سقوط را در خاطره‌مان ثبت می‌کند.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آرشیو