ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

سید مرتضی کراماتی
برای نبی دهقانی می نویسم

برای نبی دهقانی می نویسم
برای دوست رفیق و شفیقم نبی دهقانی و محض قدرشناسی همه ی بوشهری هایی که در مرکز کشور و استان مایه ی افتخارند.

سید مرتضی کراماتی

حضور آدمها در ذهن و روح و زندگی، گاهی گذرا و گاهی ماناست و این آمدن و رفتن هم می تواند درس باشد و هم عبرت. در زندگی خیلی‌هامان «یک نفر» هست که همیشه هست یک نفر که همه با «او» مقایسه می‌شوند که تصویرِ هر تازه‌واردی ناخودآگاه می‌رود می‌نشیند کنار تصویر «او»
یک نفر که معیار است، یک نفر که مهم نیست بیست سال از آخرین دیدارش گذشته یا یک روز. نمیشود مبتلای بعضی آدمها نشد و در وقتهای خلوت بهشان فکر نکرد. این بودنشان کنارت بی آنکه جایت را تنگ کرده باشند تو را هدایت می کند به سمتی برتر و بهتر و‌ بر پیشانی اش حک شده انسان متعالی، انسان متعالی انسانی است که حضورش به آدم انرژى می دهد، بیشتر از اینکه انتقادگر باشد، مشوق است بیشتر از اینکه منفى باشد، مثبت است. بیشتر از اینکه متکبر باشد متواضع، بیشتر از اینکه بخواهد خودنمایى کند مایل است در یک فضاى اشتراکى، دیگران را ببیند. انسان متعالی زیبایی ها را می بیند و معتقد است والله جمیل و یحب الجمال.
انسان متعالی ظاهر و باطنش یکی است، فی البداهه است، در بیان مطلب و تصمیم گیری خلاقیت دارد، برخوردش محترمانه است، حرمت شما حفظ می شود، می توان به او‌اعتماد کرد. بعضی ها چهره شان خیلی جذاب و قلبشان اقیانوس محبت است. بعضی ها تُن صدایشان گیراست چه شاهنامه بخوانند چه رایزنی کنند برای جذب اعتباری و چه توجیه کنند مدیر بالادستی برای تایید موضوعی. بعضی ها خیلی معمولی هستند اما همین معمولی بودنشان از آنها جذابیتی منحصر به فرد می سازد و فراموش کردنشان محال است. بعضی ها آرامش مطلقند، لبخندشان، و صدای آرامشان که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه‌ات تزریق می کند. قدر داشته هایمان تا هستیم و هستند بدانیم.
نبی دهقانی که در جایگاه مشاور ارشد و سرتیم مشاوران و همراهان سرکار خانم الماسی نماینده مردم شریف شهرستانهای دیر، کنگان، جم و عسلویه در مجلس دهم بود هنوزا هنوز دوستش دارم نه به این خاطر که جای برادرم هست که هست نه به این خاطر که یار و یاورم هست که هست نه به این خاطر که ازش یاد گرفتم که گرفتم وجودش در کنارمان چه در دفتر خانم دکتر الماسی در میدان انقلاب و چه روزهایی که به مجلس می آمد، درس بود و تلاش و‌جدیت. در آغاز کارمان خاطرات خوبی با دوستانم کرامت صبوری و هاشم کرمی و بعدها احمد بی باک‌ و عبدالحسن صفرپور و‌دیگر دوستان و تیم همراه خانم دکتر الماسی چه در تهران و چه در دفاتر شهرستانها با وی داشتیم پختگی در کلام و عمل نمادی از کوشش و دلسوزی و‌ درایت برای برون رفت منطقه از اوضاعی که باب طبع هیچکس نبود حتا مردمی که در کنار صنعت گاز و‌نفت و‌پتروشیمی در مناطق پارس جنوبی و شمالی و نعمتهای خداوندی همانند دریا و‌ کشاورزی، در ابتدایی ترین حقوق خود درمانده بودند و از این همه ثروت فقط آلودگی ها و‌خطراتش دارا بودند و‌ اگر پکیچ ۶۰۰ میلیاردی بعنوان شاخص ترین اقدام و کارکرد در دوران نمایندگی خانم دکتر الماسی از محل اعتبارات نفت بویژه مسئولیتهای اجتماعی به دست آمد و‌تحول شگرفی در منطقه با اولویت توجه به روستاهای جنوب صورت گرفت، یک‌گوشه ی کار همراهی و بینش نبی دهقانی بود که پا به پای نماینده از وزارت نفت تا دفتر مجمع تشخیص مصلحت تا سازمان برنامه و‌بودجه تا مجموعه ی استانداری و نشست با فرمانداران، بخشداران، شوراها، شهرداران و‌دهیاران و هم اندیشی با کار کشته هایی همانند جناب آقای اکسیر و بدخشان و مدیران استانی بعنوان کارنامه ای درخشان به یادگار ماند و‌ پروژهایی که به بهره برداری رسیده و یا در حال انجام است ثمره ی همین تلاشهاست. جدای از تلاش برای حضور وزیران و معاونین و‌ روسای سازمانها در منطقه که تا قبل از این این حضورها یا نبود و یا خیلی اتفاقی حاصل می شد و دهها مورد دیگر که به عینه دیدم که نبی دهقانی در جایگاه مشاور نماینده چگونه برای جنوب استان و حتا استان قدم و‌ قلم می زند. به زعم برخی از اهالی رسانه استان نبی شایسته تقدیر است و وصف صفات انسانی و شخصیت دوست داشتنی اش همواره مد نظر است. وی بسیاری از شاخصه های یک مدیر توانمند ویک انسان فروتن و یک سخنور کار آزموده و یک مشاور صادق را داراست. گاهی مکمل این کارها وجود هم استانی های شاغل یا ساکن در تهران همانند مهندس تبادار، دکتر محمد جواد حق شناس، مجید حسینی کنگانی، قیصر صالحی، دکتر عسکر جلالیان، یونس خسروانی، مسعود شکوهی، عمادی، عادل دهدشتی، مازیار هوشمند یا همراهی مهندس ستوده و مدیران کل استان یا مدیران منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس همانند مهندس مهدی یوسفی یا مدیران دیگر در حوزه انرژی یا اهالی رسانه همانند علی احمدی و حمید موذنی و خضر خلیلی بودند که باز درایت نبی دهقانی در اتصال این زنجیره ی انسانی بود و آیا وی نمی تواند در قامت استاندار باشد، شهردار ابوشهر باشد. وکیل استان باشد. والله هیچ عیبی ندارد در تمامی عرصه ها حرف برای گفتن دارد، خوب می فهمد، خوب می خواند، خوب می اندیشد و خوب عمل می کند. خوش قول است قرار را می فهمد فرزند زمان است. ساعت را بلد است. مگر ما برای پیشرفت و‌توسعه چه می خواهیم. یاتکلیف خودمان با جامعه و مردم خودمان مشخص نمائیم که هر آنچه می گوییم و‌ می نویسیم برای خالی نبودن عریضه است. رو راستی با مردم این است که اگر از چاه می گوئیم و ناله بر می آوریم از راه هم بگوئیم. در این عمری که از خدا گرفته ایم با گذری بر احوال نوشته ها و‌جریده های مکتوب یا فضای مجازی و بقول جلال آل احمد از رنجی که می بریم، آنچه از ‌بوشهر و بوشهری ها مدام خودخوری می کنیم یاد گرفته ایم که همدیگر را له کنیم. با کوبیدن طرف، برای چند صباحی پله ی صعود خود شویم و نخوانده ایم که:
نردبان این جهان ما و‌منیست
عاقبت این نردبان افتادنی است

یا به روایتی دیگر:
نردبان خلق این ما و منیست
عاقبت زین نردبان افتادنیست

بهر صورت این‌ره توشه ای از مراودت و همکلامی و‌ همزیستی ۴ ساله با ابر مردی بود که در کنارش بودن برای من که نه درسی خوانده ام و نه دانشگاهی رفته ام و نه ترمی پاس کرده و نه پایان نامه ای را کپی پیس کرده ام، بهتر از دانشگاه و‌کلاس و درس و بحثی بود که دوست دارم آن قدر در توصیفش بگویم تا هم استانی های بزرگوارم در قامت نماینده خبرگان و ائمه جمعه بویژه نماینده رهبری در استان و امام جمعه بوشهر و استاندار و مدیران کل و مجمع نمایندگان و اصحاب رسانه و در یک کلام همه ی آنانی که دل در گروه عزت و سربلندی و‌ترقی این خاک زرخیز دارند، با بهره مندی از نظرات و پیشنهادات سازنده اش در هر مبحثی که نیاز می بینند، با توجه به قدرت چانه زنی و ارتباط کلامی اش با مدیران کشوری چه در بحث جذب اعتبار چه بحث سرمایه گذار و چه ارتقائ نیروی انسانی، همیشه نبی دهقانی را مد نظر داشته باشند و قدرش را بدانند.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
آرشیو