ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

سیاست های غلط عامل اصلی ایجاد فقر

نام جمعیت امام علی را همۂ ما حداقل یک بار شنیده ایم. دیدن هر روزۂ کودکان کار بر سر چهار راه ها یا در پارک ها باعث شده کمابیش با نام این تشکل مردم نهاد و فعالیت هایش آشنایی نسبی داشته باشیم.

جمعیت امام علی در اواخر دهه هفتاد در دانشگاه صنعتی شریف شروع به کار کرد و پنج سالی می شود که مهمان شهر ما شده است. جمعیت امام علی در زمینه امور خیریه، کمک به نیازمندان و تلاش برای احقاق حقوق آن ها فعالیت می کند.
ارتباط تنگاتنگ این نهادِ مردمی با دیگر اقشار مردم به ویژه دانشجویان باعثِ ایجادِ اعتماد عمومی چشمگیری نسبت به آن شده است. و این اعتماد در زمانه ای که هیچ نهاد دولتی از گزند فساد و اختلاس مبرا نیست؛ سرمایه اجتماعی عظیمی است که می بایست قدر آن را دانست.
از جمله برنامه های زیبای جمعیت امام علی در ماه مبارک رمضان آیین کوچه گردان عاشق است. اعضای جمعیت هر ساله با فرا رسیدن شب های قدر بسته های غذایی-بهداشتی را در بین محله های محروم شهر خود توزیع می کنند. اما نکته ای که امسال افکار عمومی را متعجب کرد، کارشکنی و دخالت برخی نیروهای امنیتی در برگزاری آیین کوچه گردان عاشق بود که منجر به واکنش و صدور بیانیه از سوی جمعیت امام علی شد.
برای گفتگو در این مورد و دیگر برنامه ها و دغدغه های جمعیت امام علی بوشهر به سراغ علی برزگر رفتیم. دانشجوی دکترای ۲۶ساله رشته mba که از سال ۱۳۹۳ مسئولیت جمعیت امام علی بوشهر را بر عهده دارد. زمانی که با برزگر تماس گرفتم سوار بر اتوبوس در حال بازگشت به بوشهر بود. قرار ملاقات و مصاحبه را برای ۳۰ام اردیبهشت در دفتر جمعیت گذاشتیم. ساعت شش و نیم عصر منتظر حضورش بودم و به نقاشی های کودکان بر روی دیوار دفتر نگاه میکردم و با خودم می گفتم حتی من نیز نمی توانم این نقاشی های زیبا را بکشم!
هنوز بسته های کنسرو و تن ماهی که مردم برای سیل زدگان فرستاده بودند حیاط دفتر جمعیت را به اشغال خودش درآورده بود. با ده دقیقه تاخیر رسید. جوانی شاد و سرحال، از آن هایی که دلت میخواهد چندین نسخه ازشان تکثیر کنی و به جای مدیرهای کت شلوار پوش اداره ها بگذاری.
باهم سلام علیک گرمی کردیم و بر میز و صندلی های نه چندان راحت دفتر نشستیم و گفتگو رو آغاز کردیم. هر چند که شیرینی گفتگو با برزگر، تلخیِ نشستن بر صندلی ها را از یادم برد.

_بگذارید از خودتان شروع کنیم. چرا علی برزگر به دنبال افتتاح دفتر جمعیت امام علی در استان بوشهر رفت؟ وجه تمایز شخصیت اش نسبت به بقیه جوان های هم سن و سالش چه بود که او را به این سمت سوق داد؟!

سوال سختی است از این جهت که برای پاسخ دادن راحت نیستم، ای کاش این گونه سوال نمی پرسیدید. اما خب باید بگویم ۲۱سالگی این تصمیم را گرفتم. آن زمان دانشجوی ترم۴ دانشگاه خلیج فارس بودم و سابقه حضور در فعالیت های اجتماعی فرهنگی و انجمن های دانشگاهی را داشتم. علاوه بر این در انجمن های خیریه و معمولین هم شرکت می کردم. به واسطه پدرم با کانون اصلاح تربیت نیز ارتباطی داشتم و به نوعی این روحیه در من وجود داشت. اما همه این ها برای من چیزی کم داشت. این انجمن ها نقش فعال و کنش گرانه در عرصه اجتماعی نداشتند. به علاوه اغلب فعالیت خود را به چشم لطف می دیدند نه وظیفه! و همچنین هنگام انجام این فعالیت ها بیشتر به فکر آخرت خودشان بودند. اما در جمعیت امام علی قضیه فرق داشت، کنش گری در این جا از سر وظیفه است نه لطف. یعنی من و بقیه بچه های این جا حضور در عرصه اجتماعی را وظیفه انسانی خودمان می دانیم و علاوه بر این بیش از آن که به فکر آخرت خودمان باشیم به فکر ساختن جهانی بهتر مبتنی بر صلح و عدالت برای بچه ها هستیم. این نکته ای بود که من را به سمت تاسیس جمعیت امام علی در بوشهر سوق داد.

وظیفه ای که از آن حرف می زنید دقیقا چیست؟ یا به تعبیر دیگر جمعیت امام علی بوشهر در چه زمینه هایی فعال است و کمک های مردمی کجا خرج می شوند؟

_ببینید قشر هدف ما مردمانی هستند که هیچ تریبونی برای بازگو کردن مطالبات شان ندارند. هرمی را در نظر بگیرید که مردم در کف آن و نهاد دولت در صدر آن نشسته است. وظیفه ما پر کردن فضای بین این دو است.

پس به نوعی می توان شما را به عنوان بخشی از جامعه مدنی تعریف کرد؟

دقیقا. ما تلاش می کنیم جامعه مدنی نحیف این روز ها را کمی پر رنگ تر کنیم. اما خب دشواری های کار زیاد است. قشر آسیب دیده ما هیچ تریبونی ندارد. در نظر بگیرید وقتی می خواهند درمورد وضعیت زنان صحبت کنند فقط معاون امور زنان رییس جمهور یا اعضا فراکسیون زنان مجلس را دعوت می کنند. اما تا به امروز چند بار شده یکی از زنان سرپرست خانوار را به عنوان نماینده این قشر دعوت کنند؟

به مسئله زنان و کودکان خواهیم پرداخت. در مورد فعالیت هایتان؟

___بله در مورد فعالیت هایمان. ببینید ما یک سری برنامه های ثابت داریم که زیرساخت مشخص نیز دارند. خانه ایرانی که کودکان آسیب دیده را شناسایی می کند و

خدمات درمانی، آموزشی و بهداشتی برایشان فراهم می شود. که در حال حاضر ۵۶ کودک را تحت حمایت داریم. و خانه اشتغال که مکانی برای توانمندسازی زنانِ سرپرست خانوار است. در حال حاضر ۴۰ زن را تحت حمایت داریم که آموزش های بافت گلیم و گبه و خیاطی می بینند. البته صرفا آموزش کار نیست
بلکه آموزش مهارت های زندگی و آموزش بهداشت را نیز مدنظر قرار داده ایم.
یک سری برنامه های دیگرمان نیز برگزاری آیین های ملی و مذهبی است مثل نوروز و کوچه گردان عاشق و غیره.

___یعنی تلاش دارید کودکان را از این طریق به میان مردم ببرید تا به نوعی روح جمعی را حس کنند و خود را بیگانه نسبت به جامعه نیابند؟

_دقیقا و علاوه بر آن چیزی که گفتید می خواهیم مردم را نیز بین این کودکان ببریم و از طریق ادغام این دو قشر در یکدیگر، ارتباط بهتری ایجاد کنیم.
مثال بارز این حرف من آیینِ کعبه کریمان است. هرسال با فرا رسیدن ایام اعتکاف به مسجد ها می رویم و آرزوهای بچه ها را که بر روی کاغذ نوشته شده به افراد معتکف نشان می دهیم. به نوعی تلاش داریم به قشر مذهبی جامعه یادآوری کنیم از بُعد اجتماعی عبادت غافل نشوند. اما خب متاسفانه با تنگ نظری هایی هم مواجه بوده ایم.

_جناب برزگر پیش از تماسم با شما، در ستایش عملکرد شفاف جمعیت مطالبی نوشته ام و از سرمایه اجتماعی عظیمی که به واسطه اعتماد عمومی ایجاد شده است بسیار شنیده ام. رمز موفقیت شما در فاسد نبودن چیست؟ چه درسی برای نهادهای دولتی دارید؟

_ ببینید در فضای امروز جامعه ما مردم بیش از پیش به یکدیگر نیاز دارند. وقتی یک نهاد از مردم دعوت به کمک و فعالیت می کند و اطراف خودش اتاق های شیشه ای می گذارد، پس تحت نظارت همه جانبه و مستقیم از سوی مردم است. همه مردم می توانند اینجا حضور پیدا کنند و فعالیت های ما را روزانه رصد کنند. گزارشات مالی مان را در فضای مجازی منتشر می کنیم و همچنین هر سال از طرف بازرس های دفتر مرکزی تهران رصد می شویم.

_بگذارید کمی از فقر حرف بزنیم. به هرحال چندین سال تجربه شما در این زمینه می تواند نگاه بهتری به ما بدهد. وضعیت فقط در استان ما را چگونه ارزیابی می کنید؟ فقر نسبی خانواده ها از کجا نشأت می گیرد؟ و این که امکانی برای برطرف کردن آن وجود دارد؟

سوال خیلی خوبی مطرح کردید، بگذارید پیش از پرداختن به مسئله «فقر» از مسئله مهم دیگری صحبت کنم: «حاشیه نشینی»
ما میلیون ها حاشیه نشین در سطح کشور داریم و این کانون انواع آسیب هاست. در دل حاشیه نشینی، اعتیاد، فقر و ازدواج کودکان اتفاق می افتد. این توده درهم پیچیده از یکدیگر جدا نمی شود و این سیستم هدف خود را به ثمر می رساند. هدفش نابودی انسان ها و خانواده هاست. و اما قسمت دوم سوال تان که بسیار مهم است. این مسئله از «سیاست های نابخردانه» به همراه «فرهنگ و سنت غلط» ما نشأت می گیرد.

_یعنی می خواهید بگویید این دو بر هم اثر سینرژیک (هم افزایی) دارند؟ و در یک چرخه معیوب به بازتولید هم کمک می کنند؟

__دقیقا همین طور است. بگذارید موردی مثال بزنم. در دهه گذشته تصمیم گرفته شد در منطقه جنوب استان پارس جنوبی و پتروشیمی راه بیفتد و همه خوش حال از این مسئله که توسعه پیدا می کنیم. بدون مطالعه و شناخت افراد بومی آن منطقه با یک دید اقتدارگرا توسعه آن منطقه آغاز شد اما منفعت بومیان آن منطقه در طرح توسعه لحاظ نشد.
پس از چند سال ما با مردان روستایی مواجهیم که به دنبال کار می روند. کار پیدا نمی کنند و حاشیه نشین می شوند. بعد اعتیاد پیدا می کنند و خانواده شان را هم نابود می کنند و نتیجه همه این ها می شود فقر. این مورد به تعداد بسیار زیادی در جنوب استان وجود دارد. در سه سالی که ما فعال بوده ایم با پدیده حاشیه نشینی صنعتی مواجه شده ایم. یعنی رشد صنعت مردم بومی منطقه را فقیر کرده. حالا بیماری های تنفسی و سرطان بماند!
مثال بارز این صحبت من روستای «میان لو» است که حتی یک مدرسه هم ندارند. یعنی این کودکان به اندازه یک مدرسه در طرح توسعه طلبانه منطقه شان سهم نداشته اند که می بایست در یک کانکس درس بخوانند؟
به نوعی این افراد قربانی توسعه شده اند.
ببینید یک مثال دیگر از سیاست های غلط مهاجرت اجباری است. مثلا کولی های بوشهر را برده اند دویره. در عرض چند ماه آن منطقه پر شد از ساقی های مواد مخدر. پدر خانواده معتاد می شود و فرزند کودک خود را رسما می فروشد. این جا نقش سنت غلط را هم می توانیم ببینیم که به واسطه نگاه کالایی به دختران آن ها را در سنین کم تشویق به ازدواج می کنند.تحقیق ما می گوید در سال ۹۶ حدود ۳۶۰ازدواج کودک در استان بوشهر داشته ایم. این آمار فاجعه است که متاسفانه ما سال ها بر آن سرپوش گذاشته ایم.

_آقای برزگر نهاد هایی که متولی این امور هستند از شما دعوت به همکاری کرده اند؟ چقدر در این راه به شما کمک کرده اند؟ به عنوان مثال شورای شهر یا شهرداری.

_(می خندد) ما تلاش کردیم فعالانه تر حضور داشته باشیم

تا صدای مان را بهتر به گوش مسئولین برسانیم اما متاسفانه برخی نهاد ها خود به بازتولید چرخه فقر کمک می کنند.

می توانید مثالی بزنید

_بله حتما، به عنوان مثال شهرداری می رود یک جایی مثل تنگک را ایجاد می کند. ببینید آن جا زمین ارزان است و هرکس توان مالی کمی دارد آن جا ساکن می شود. در صورتی که هیچ زیرساخت فرهنگی-اجتماعی برای مردم آنجا در نظر گرفته نمی شود. حتی یک آتش نشانی آن جا ساخته نمی شود!
در گام بعد شهرداری چکار می کند؟ تصمیم می گیرد مسئله تفکیک زباله را سامان دهد، با یک شرکت پیمانکاری قرارداد می بندد و آن شرکت بدون هیچ نظارتی می رود از کودکان کار تنگک برای تفکیک زباله استفاده می کند.

پس عملا شهرداری با سیاست های غلط به بازتولید چرخه فقر و ایجاد کودک کار دامن می زند؟

_دقیقا، با اعمال سیاست های غلط کار ما را سخت تر می کنند. اگر ما امکان مشاوره دادن به نهاد ها را داشتیم بدون شک چنین اتفاقی نمی افتاد. شهرداری پروژه هایی تعریف می کند و آن را به چند ngo فرمایشی می دهد که همه می دانیم دلسوز نیستند و کاری از پیش نمی برند.

_ آقای برزگر چندوقت پیش آقای شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان در مقاله ای با عنوان «مسئولان خواب زده و دشمنان بیدار» جمعیت امام علی را نقد کرد. علاوه بر این برای آیین کوچه گردان عاشقِ امسال دچار مشکل شدید. بیشتر توضیح می دهید؟

_حقیقت امر ما خودمان هم نمی فهمیم چرا این رفتار را با ما کرده اند. مورد های دیگری هم بوده است که ngo ها را تحت فشار بگذارند ولی برای خودمان هم جای سوال دارد که چرا؟ و مسئله دیگر این که این برخورد ها سلیقه ایست. به عنوان مثال ngo در فلان استان به کارش ادامه می دهد ولی در استان دیگری دچار مشکل می شود!
آیا ما باید تعهد بدهیم که کار خیر نکنیم؟ با فقر مبارزه نکنیم؟ فعالیت ما اصلا سیاسی نیست. ما صرفا می خواهیم زندگی بهتری برای کودکان آسیب دیده بسازیم.

_از مشکلات جمعیت و سیاست های غلط برخی نهاد ها گفتیم. کمک از جانب مسئولان چطور؟ به قول حافظ: عیبِ می جمله بگفتی هنرش نیز بگو! مسئولان هنرمندی در کنار خود دارید؟

____بگذارید اول نکته ای را مشخص کنیم. هر مسئولی که به ما کمک کند در اصل دارد به اجتماع خودش کمک می کند نه جمعیت امام علی و اعضای جمعیت.
دوست دارم از دو نفر نام ببرم. خانم رنجبر رییس دفتر امور بانوان دادگستری که واقعا صدای ما را به سیستم قضایی رساند. توانست ما را وارد کانون اصلاح تربیت کند. خودتان که از پیچیدگی های سیستم قضایی آگاه هستید. و نفر دوم خانم آذرشب رییس دفتر امور بانوان استانداری که حقیقتا من ایشان را بیش از آن که یک مسئول دولتی ببینم؛ یک ngo ای اصیل می بینم. به طور کلی دفتر امور اجتماعی و امور بانوان استانداری خیلی به ما کمک کردند.

ببینید ما به همکاری تنگاتنگی با آموزش و پرورش و بهزیستی نیازمندیم، اما این دو نهاد حتی با فشار استانداری به ما کمک نمی کنند. آموزش و پرورش واقعا این چند مدت ما را عذاب داد. حاضر به جذب کودکان آسیب دیده نبود و حتی برای امضا یک سند مشترک ماه هاست ما را معطل کرده است. درکل اهمیتی نمی دهند. انگار در دلشان می گویند چرا به خودمان زحمت بدهیم و کودک بدون شناسنامه را جذب کنیم؟

_و به عنوان آخرین پرسش، بهترین خاطره تان از این چند سال فعالیت در جمعیت امام علی بگویید؟

_(لبخند کوچکی گوشه لبش نقش می بندد و انگار کمی احساساتی شده)
بهترین خاطره…. م ع نوجوان ۱۶ساله ای که به جرم قتل در زندان بود. برای دفاع از مادرش مرتکب قتل شده بود و ۴سال زندانی بود. تا مرز اعدام هم رفت ولی با کمک جمعیت آبان ماه سال گذشته از زندان آزاد شد. لحظه آزادی اش از زندان آنجا بودم. بهترین لحظه فعالیت ام همان موقع بود. این روز ها برایم عکس کتاب های کنکورش را می فرستد. خیلی از این بابت خوشحالم.

نظرات

تیتردو

گفتگو با علی برزگر، مسئول جمعیت امام علی بوشهر
نام جمعیت امام علی را همۂ ما حداقل یک بار شنیده ایم. دیدن هر روزۂ کودکان کار بر سر چهار راه ها یا در پارک ها باعث شده کمابیش با نام این تشکل مردم نهاد و فعالیت هایش آشنایی نسبی داشته باشیم. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی پیش رونده یا تدریجی
علی آتشی
آوار اندیشه های شریعتی برای ما
داوید لوبروتون
انسان شناسی رنج ودرد
حمید موذنی
جهان در گیر ودار یک حرف
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی در عصر پسا هاشمی
شهلا اعزازی
شکل نوین خانواده
مصطفی مهرآیین
تاملی بر فساد
مهتا بذرافکن
خشونت علیه زنان در محیط کار
آرشیو