ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

سو سوی امید درقطره ها ی بازمانده از ما

راضیه اشعثی: شاید نوشتن ازآلام محیط زیست زندگی مان در آغاز بهار طبیعت کار منحصر به فردی نباشد. ما درجایی زندگی می کنیم که اقلیمی خشک بر آن حاکم است، رودخانه هایمان کم آب و خاکمان شور، آب های زیرزمینی شور در نزدیک سطح زمین  و کشاورزیمان محدود اما ارزشمند، محیط مان حساس و شکننده اما بسیار هم بخشنده. ما در مکانی زندگی می کنیم که انبار منابع نفت و گاز  در عمق ۱۰ متری آب های سرزمینی مان قرار دارد…

 

 

راضیه اشعثی/مدرس، نایب رییس هیات مدیره انجمن اقلیم پاک بوشهر

                                                                                                   

**شاید نوشتن ازآلام محیط زیست زندگی مان در آغاز بهار طبیعت کار منحصر به فردی نباشد. ما درجایی زندگی می کنیم که اقلیمی خشک بر آن حاکم است، رودخانه هایمان کم آب و خاکمان شور، آب های زیرزمینی شور در نزدیک سطح زمین  و کشاورزیمان محدود اما ارزشمند، محیط مان حساس و شکننده اما بسیار هم بخشنده. ما در مکانی زندگی می کنیم که انبار منابع نفت و گاز  در عمق ۱۰ متری آب های سرزمینی مان قرار دارد وآهک های آسماری آن منابع انرژی را در دل خود جای داده است، ما در سینه کش  چین های منظم و رقصان زاگرس که بودن را تفسیر می کند آرام بر لبه شمالی خلیج فارس مسکن خود را گسترده ایم تا قدر دان شرایط ژئوپولتیک خود باشیم .

 

** شاید قلم به دست گرفتن و نوشتن دغدغه های زیست بوم خود  بر صفحه جراید کاری بس سهل باشد ، وقتی قابلیت ، تنگناها ، ظرفیت ها و فرصت های محیط زندگی خود را می جویی و می شناسی ، نمی توانی سکوت را برگزینی، نا چار به قلم رو می زنی و همه را برای رسیدن به زیست پایدار با خودت هم صدا می کنی تا مرهمی بر پیکره محیط زیست همه زیستمندان گستره جغرافیای سرزمینت باشی، وقتی به یاد می آوری که چگونه پدرانت  با درختان انسی دیرینه داشته و به اندازه نیازشان از طبیعت برداشت می کردند  وهمواره قدر شناس بخشندگی بی دریغ آن بوده اند، تو هم می خواهی میراث دارخوبی برای اجداد خود باشی.

 

** شاید باید باور نمود که می توانی بر زمین، باورها رامتجلی سازی. وقتی می بینی تنها درختان بابل، کهور و انجیر معابد در برابر شرایط  خشن قدعلم می کنند، امید به زندگی در دلت زنده می شود.  وقتی می بینی در انتهای مسیر رودخانه های زیست بومت، جایی که شیب به حداقل می رسد و رودخانه به سطح اساس خود نزدیک می شود تعدد شاخه ها سبب شکل گیری تالاب هایی می شود تا مامن امن برای حیات وحشی شود که بر اثر توسعه نامتوازن کشاورزی به این نقطه رانده شده اند ، اما اسقبال ها چندان هم گرم نبوده و همواره با فعالیت های نابخردانه، حقوق حیات وحش را نادیده گرفته  و عرصه را بر آنان تنگ نموده ایم .

 

**ما در جایی زندگی می کنیم که سرشار از منابع انرژی ، پتانسیل ها و توانمندی ها طبیعی و انسانی، اما با استاندارهای استفاده از آن، فاصله ی مان بی نهایت است. آلودگی هوا، خاک و دریای مان کم نیست، به حریم ساحل بیکران خلیج مان تجاوز کرده ایم، ریزگردهای طبیعی و شیمیایی تا عمق ریه هایمان نفوذ می کند و همراه با رطوبت بالای ۸۵ درصد بر قلب مان فشار می آورد و امید به زندگی به مراتب پایین می آید، چه باید کرد وقتی دست روی دست گذاشته ایم در حالی که روز به روز بر وسعت کانون های ریز گرد داخلی افزوده می شود و آسمان را تا ارتفاع های متفاوت می پوشاند. دست روی دست گذاشته تا کانون های ریز گرد فرا ملی ما را نابود کند !!! ؟

در حالی که فکر می کنیم به توسعه اقتصادی و انسانی پایدار و هم سو می اندیشیم.

 

** شاید نوشتن کم ترین کار ممکن باشد. اما  باید با انتقال دغدغه ها و دلشوره محیط زیستی، روحیه مطالبه گری و زیست مسالمت آمیز را تا حد توانمان تقویت نماییم. خوشبین باشیم  که می توانیم تغییر ایجاد کنیم و در این راه با قلم و حضور مستقیم و همگام شدن با جوامع محلی و بومی قدم برداریم تا احیاگر حیات نیمه جان خود و محیط مان باشیم.

**روز جهانی تالاب هادر سال گذشته را در سکوت زیست محیطی سازمان های مسئول گذرانیم تا واقعیت نبودشان را باور کنیم و باورمان شود که دیگر نیستند !!! کجایند آن تالاب  های ساحلی و…، اکنون به دلیل نبود نگاه نو به آب از زاویه دیگر به دنبال رد پای آب هستیم اما چه می شود  که رد پای آب سرابی بیش نیست !!!

** دامنه های لخت و عریان رشته زاگرس را می بینیم که در لرزش سرمای زمستان نتوانستند کانون آبگیر دائمی برای رودهای خود باشند و جاری نمایند جریان رودهای خروشان افسانه ای را. مسیر ایل راه ها را. ما می دانیم که جغرافیای سرزمین ما خاص است. یادمان باشد که دامنه های زاگرس را لخت و عریان کردیم و ریشه های قوی بلوط را قطع نمودیم و سیلاب ها از حریم رودخانه بیرون آمدند چرا که خانه رود را از آن خود دانستیم . حوضه های آبریز داخلی چشم به امید رودخانه ها ماندند، درختان این سکان های حیات با فعالیت های نسنجیده ما در پیچ و خم طاق دیس ها و ناودیس های آن زدوده شد تا شاهد شستشوی خاک غنی آن باشیم. بلوط این مظهر استقامت و بردباری نتوانست تاب بیاورد چرا که ما جامعه ای تاب آور نبودیم تا معنای عمیق بودن ریشه این درخت را به دنبال  جستجوی آب در سال های خشکسالی درک نماییم.

**روز جهانی تالاب ها را در سکوت زیست محیطی گذرانیم تا هر روز بیشتر از دیروز شاهد گردو غبار بر فراز آسمان استان های جنوبی کشورمان باشیم. استقبال ما از پرندگان مهاجر و کوچ رو هیچ وقت گرم نبود  و همواره با  شکارهای تفریحی و بی حد، سایه پروازشان را بر آسمان کشورمان محو نمودیم. زمین های تالابی به زیر کشت رفت. سد سازی های متعدد تداوم پیدا کرد. بدون اینکه تقسیم عادلانه ای از آب پشت آن داشته باشیم.  حقوق حیات وحش را نادیده گرفته  و عرصه را بر آنان تنگ نمودیم. چه باید کرد !!!؟ تا حیات طبیعی رونقی دوباره گیرد و راه سازگاری را برای تداوم حیات همدیگر در پیش گیریم.

** ما در جایی زندگی می کنیم که سرشار از منابع انرژی ، پتانسیل ها و توانمندی ها طبیعی و انسانی، اما با استاندارهای استفاده از آن، فاصله هایمان بی نهایت است. آلودگی هوا، خاک و دریای مان کم نیست، ریزگردهای طبیعی و شیمیایی تا عمق ریه هایمان نفوذ می کند و همراه با رطوبت بالای ۸۵ درصد بر قلبمان فشار می آورد  و امید به زندگی به مراتب پایین می آید  چه باید کرد!!! ؟ تا توسعه اقتصادی و توسعه انسانی پایدار و هم سویی داشته باشیم .

**شاید عصر عمل  و روی آوردن به طرح های کاربردی در مقیاس محلی به روش مشارکتی جوابگوی رفتار گذشته و امروز ما باشد تا جوامع محلی همجوار زندگی خود را با خودت همراه سازی و آغازگر تغییر نگرش نسبت به ارزش ها و کارکردهای محیطی باشی که هنوز  به آن احساس تعلق ودلبستگی داری. بازی های کودکان ات در میان بوته های سالیکورنیا که امروز خشکیده و  زمین تفیده آن را مشاهده می کنی به مراتب این احساس را در تو تقویت می نماید که گام هایت را برای مشارکت بهینه محکم تر برداری.

** شاید باید تغییر نگرشی را که چندین دهه پیش آغاز می شد تا محیط جغرافیایی با قابلیت ها ، توان ها و محدویت های آن درک شود، امروز تنها گزینه برای احیای مجدد و راه سازگاری بهینه برای حیات نیمه جان محیط و بستر زندگی مان در مسیر شناخت تاب آوری محیط باشد.

 

عکس: تالاب حله سال ۹۵/ عکاس: ستاره تناور/ تور تالاب گردی زنان روستای کره بند

 

 

نظرات

تیتردو

گفتگو با علی برزگر، مسئول جمعیت امام علی بوشهر
نام جمعیت امام علی را همۂ ما حداقل یک بار شنیده ایم. دیدن هر روزۂ کودکان کار بر سر چهار راه ها یا در پارک ها باعث شده کمابیش با نام این تشکل مردم نهاد و فعالیت هایش آشنایی نسبی داشته باشیم. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی پیش رونده یا تدریجی
علی آتشی
آوار اندیشه های شریعتی برای ما
داوید لوبروتون
انسان شناسی رنج ودرد
حمید موذنی
جهان در گیر ودار یک حرف
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی در عصر پسا هاشمی
شهلا اعزازی
شکل نوین خانواده
مصطفی مهرآیین
تاملی بر فساد
مهتا بذرافکن
خشونت علیه زنان در محیط کار
آکا صفوی
خیام خوانی
آرشیو