ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

ساره واعظی
مطلوبیت بر پایه جنسیت

مطلوبیت بر پایه جنسیت

ساره واعظی/ دبیر کمیته انسانی و اجرایی انجمن اندیشه زنان جنوب

یکی از مباحث مطرح مدیریت تئوریهای انگیزشیست و پژوهشهای زیادی بر پایه این تئوری ها صورت گرفته است. انگیزش در حقیقت یک فرایندست که شامل انتخاب، جهت دهی و حفظ رفتار انسانی به شکلی مطلوبست و به بیانی دیگر رفتار، اعمال و واکنشهای یک فرد را هدایت می کند. هدف این یادداشت ارائه خلاصه ی یکی از این تئوریهای انگیزشی بنام «سلسله مراتب نیازهای مزلو»  و سپس بحث درباره موضوع تفاوتهای جنسیتی مرتبط با این تئوری انگیزشیست.

ابراهام مزلو مدلی را بر حسب سلسله مراتب نیازها پیشنهاد می دهد. نیاز در حقیقت حالتی درونیست که فرد را به سمت نتیجه خاصی جذی می نماید. این سلسله مراتب مسیری را تعریف میکند که در  آن انواعی از نیازها با سطوح متفاوتی بر حسب اهمیت و اولویت آنها مرتفع میگردند. مزلو نیازها را بر حسب ۵ مرحله ترتیب می دهد.

مرحله اول شامل نیازهای فیزیولوژیک یا حیاتی ترین نیازهای مرتبط با گرسنگی، تشنگی، پناهگاه ، نیازهای جنسی و خواب، رفاه ، تنفس و دیگر فعالیتهای بدنی می باشد. دومین مرحله ایمنی و شامل امنیت و محافظت می شود و در واقع می تواند بعنوان مسیر تامین نیازهای آتی فیزیولوژیک در نظر گرفته شود. مرحله سوم اجتماعی و شامل تاثیرگزاری، تعلق، پذیرش، دوستی و عشق، صمیمیت، خانواده، اجتماع و روابط می شود. مرحله چهارم، عزت نفس می باشد و احترام به خود و شان را در بر میگیرد و این احساس از دسترسی، پرستیژ و شان و استقلال و مسئولیت و در کل از درک دیگران نشات می گیرد. در حالیکه بالاترین و پنجمین سطح خود شکوفاییست که دستیابی به پتانسیلهای فرد  بر اساس اهداف در دسترس را نشان می دهد، و میتواند از صلح، دانش و خودمراقبتی، درک پتانسیل فردی، رشد فردی و اوج گیری تجارب نشات می گیرد.

وجود یک نیاز انگیزه کافی را برای رفتار در جهت رفع آن، بنحوی که بیشترین رضایت را ایجاد نماید، فراهم می سازد. بر اساس این دیدگاه برای پیشروی ازیک سطح از نیاز به سطح بعدی، باید تمام یا قسمتی از نیازهای سطح قبل به حد قابل قبولی مرتفع شده باشند. به بیان دیگر، اگر نیازهای اساسی تر که در سطوح اولیه قرار دارند به حد کافی برآورده نگردند، آنگاه بعید بنظر می رسد که ما به مراحل بعدی نیازها توجهی نشان دهیم یا برای برآوردن آنها تحریک شویم.

 

اما این سوال مطرح می گردد که آیا مشخصه های جنسیتی در ارضای نیازها و خواسته ها تاثیرگزارست؟

جنسیت به مرادنگی و زنانگی اشاره دارد. مردانگی و زنانگی در حقیقت شخصیهایی هستند که ما بر اساس آنها یاد میگیریم آنها را ملاک تشخیص مرد یا زن قرا دهیم. ما جنسیت را در مسیر رشد خود فرا می گیریم. درک ما از زنانگی و مردانگی تحث تاثیر عوامل مختلفی چون والدین، مدرسه، نزدیکان، رسانه و فرهنگ  قرار دارد.

یادگیری جنسیت به ساختارهای جنسیتی اشاره دارد. بطور مثال لباسهای آبی، بازی با ماشین یا بازیهای پرتحرک به پسرها نسبت داده می شود، در حالیکه لباسهای صورتی و بازی با عروسک به دخترها نسبت داده می شود. جنسیت تعریف نقشها و روابط، تصمیم گیری، دسترسی به منابع را در بر میگیرد. پیامی که بر اساس آن معنای مردانگی و زنانگی به ما داده می شود، استانداردها و ارزشهای ما را شکل میدهد. جنسیت همچنین مسیر ارضای خواسته ها و نیازهای  مردها و زنان را تعیین می کند.

بصورت سنتی مردها نقشهایی مرتبط با تامین خانواده را ایفا می کنند. این نقش با عباراتی همچون «نان آور خانواده» و «سایه بالای سر» درآمیخته ست. زنان بطور سنتی خانه دار و پرورش دهنده هستند. نقش آنها پخت و پز، نظافت و نگهداری از خانه ست. از دیرباز محافظت فیزیکی و پرورش فرزند را ضرورتا بر حسب توان زایش و شیردهی از وظایف زن میدانسته اند. زنان و مردان هردو  نیازهای فردی و خانوادگی را برآورده می ساخته اند اما هر یک به شیوه ی متفاوتی که جنسیت تعیین می کند عمل می نمایند.

هر فرد بر اساس آموزش بیش از پیش بر چگونگی تاثیر انتظارات بر محدودیت دسترسی به اهداف فردی و درنتیجه رضایت از نیازها و خواسته ها، آگاهی می یابد. این مساله همچنین بازتابی بر بررسی سیاستهای آموزشی پیش دبستانی و مدارس و بر پایه آموزش غیر جنسیتی بر اساس فعالیتها و بازیها داشته است. استفاده تاثیرگزار از ابزار قدرت و منابعی که میتواند انگیزش را در فرد ایجاد نماید تنها بر اساس مهارتها و آموزشها تاثیرات خود را می گذارد.

بر اساس نظریه های درک انگیزش انسانی مزلو، اهمیت نیازها بین افراد مختلف متفاوت و تحت تاثیر عوامل مختلفی هستند. آنچه مسلم تر بنظر میرسد ترتیب و اولویت با نیازهای فیزیولوژیک می باشد. قیاس لیست نیازهایی که هر فرد می تواند داشته باشد.

همانطور که اشاره کردیم طبق نظریه مزلو رفتارها برانگیخته از نیازهایی ست که باید برآورده شوند و مطلوبیت ایجاد نمایند. تمامی حالات موجود زنده از چیزی برانگیخته شده ست یا اینکه خود بر انگیزاننده ست. نیازها از ترتیب خاصی برخوردارند و باید این سلسله و روال بر حسب ضرورت آنها برای بقا سیر منطقی را طی کنند. افراد برای تامین نیازهای آتی فیزیولوژیک خود و همچنین برای مرتفع کردن نیاز به احساس امنیت، تعلق و احترام به گروه های مختلفی از جمله خانواده، گروه های دوستی و کاری وراد می شوند.

در اکثر جوامع رفتارهایی که در جهت برآوردن نیازها در پایین ترین سطوح سلسله مراتب مزلو تعیین کننده نقشهای جنسیتی ست و همه را بر سر این نقشها به رقابت می کشاند. با اینکه این رقابت بر اساس تغییرات در اولویتهای افراد بر اساس عوامل مالی، فیزیولوژیکی و اجتماعی متفاوتست؛ با توجه به اینکه زنان از دیرباز به منابع و قدرت کمتری دسترسی داشته اند، برای رفع نیازهای فیزیولوژیک به فردی وابسته تر نسبت به مردان مبدل می سازد. حتی اگر وضعیت زنان و مردان را از این منظر برابر با هم در نظر بگیریم باز هم میبینیم که ساختارهای درآمدی حاکم بر جوامع بگونه ایست که زنانی در فرایند مادر شدن تحت تاثیر این وابستگی قرار می گیرند. به بیانی دیگر نقش زایش زنها و همراه شدن این نقش با پرورش در دوره شیردهی بر روند شخصیتی و جامعه پذیری زنان تاثیرگزارست، در این دوران زنان هم از پرداختهای کم یا نداشتن درآمد رنج میبرند و از آنطرف نقش مجری کارهای خانه از او انتظار می رود؛ در حالیکه در این نقشها بابت هزینه فرصت از دست رفته به او پرداختی صورت نمیگیرد و همچنین بعنوان شغلی باید درآمدی به آن تعلق بگیرد در نظر گرفته نمی شود. این رفتارهای پرورشی شریان حیاتیست که افراد و جامعه در آن رشد مییابند اما خود آن بی ارزش تلقی می گردد. در نتیجه رفتارهای پرورش دهندگی زنان را در برخورد با مردان درجه دوم نشان می دهد.

وضعیت تابع بودن زنان در جامعه به سمت تقویت درک این ایده تمایل دارد که زنان در وضعیت ارزشی نابرابری هستند. کلیشه های جنسیتی بازتابیست از آنچه افراد در زندگی روزمره میبینند و سپس آنرا درست برداشت میکنند. بطور مثال اگر زنان دائم در حال نگهداری کودکان باشند اینچنین درک می شود که واجد شرایط لازم برای پرورش کودکان هستند که به نوبه خود منجر به این درک میشود که  پرورش دهندگی از صفات زنان می باشد. بنابراین نقش اجتماعی زنان بعنوان یک مادر پرورش دهنده یک کلیشه می شود. با ایجاد ملاحظات بیشتری در نتیجه نقشهای اجتماعی که زنان و مردان بازی می کنند، مردم دریافته اند که مردان بیشتر عامل (مدعی، ماهر) و زنان مشارکتی (از خود گذشته و دلسوز) هستند. این چرخه نرمهای جنسیتی را برای گروه ها و جوامع بازتولید می کند.

افراد تحت تاثیر نیازها و سبک زندگی، انتخابهای خود را انجام میدهند. ورود و روند رشد زنان و مردان در فضاهایی که بر حسب تفاوتهای جنسیتی گروه های ساختاری آنها تنظیم شده اند مهمترین تاثیر را بر دیدگاه آنها خواهد گذاشت. تحقیقات نشان داده ست که ساختارهای مدیریتی هم از این قضیه مستثنا نبوده ست. این تعلق و ورود علاوه بر اینکه برای بقا و برآوردن سایر نیازها ضرورت دارد، بر روند رشد فرد بر اساس تفاوتهای جنسیتی دامن می زند. افراد برای پذیرش و مقبولیت در گروه ها یا جوامعی که اکثریت مالکان یا افراد آنها را بواسطه دسترسی بیشتر به قدرت و منابع مالی و قانونی مردان تشکیل میدهند، نرمهای گروه را که اغلب به نفع مردانست پذیرفته و رفتارهای خود را طبق آن تنظیم می کنند. این جوامع می تواند شامل خانواده ای باشد که در اکثر جوامع ولی قانونی و تمام امتیازات قانونی پدر یا همسرست و تا محل کار یا سازمانهایی ادامه یابد که طبق روالهای موجود مردان فرصت ورود بیشتری به آن داشته و طبیعتا احتمال رهبری و مدیریت آنها هم بطور نسبی بیشتر خواهد شد.

در حقیقت  اغلب زنان که تمام انرژی، مهارت و زمان خود را برای رفع نیازهای سطوح پایین سلسله مراتب نیازهای مزلو صرف میکنند؛ از طرفی با پذیرش و تاثیر از ساختارهای جنسیتی به فردی وابسته و مشارکتی مبدل شده اند که نیاز به خودشکوفایی را در پذیرش این نقشها گم کرده اند و از طرفی دیگر توان و زمان کافی را برای رفتن به مراحل عالی سطح نیازها ندارند چرا که درگیر تامین و رضایت از نیازهایی هستند در سطوح پایین برای خود تعریف کرده و آنرا بسط داده اند.

مسلم ست که استانداردها و ارزشهایی که این جنسیت را تعیین می کنند و افراد را در جریان سلسله مراتب نیازها با آن مواجه ساخته و خودآگاه یا ناخودآگاه افراد را تحت تاثیر قرار می دهد، تنها حاصل یک فرایند معمول نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله والدین، مدرسه، نزدیکان، رسانه، فرهنگ، قانون و… قرار دارد. لذا برای تغییر این سبکها نیاز به زمان و بازنگری،  بررسی و نتیجتا ایجاد تغییرات آگاهانه در تمامی گروه ها و جوامع از طریق ابزارهای رسانه ای، قانونی، فرهنگی و… می باشد بگونه ای که در افراد جامعه نگرشی آگاهانه را ایجاد نماید که بتوانند مفاهیم جنسیتی را تحلیل نمایند.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو