ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

زهرا رضایی طرهانی
نگاهی به کتاب «طعم نهنگ» اثر محمود بدیه


هر زمان‌ که‌ تصمیم به خواندن کتاب گرفته و آن را در دست می‌گیرم، ابتدا به جلد کتاب و طرح آن، سپس پشت جلد کتاب و چکیده‌ای که به انتخاب نویسنده، پشت جلد چاپ شده، نگاه می‌اندازم. نویسنده ممکن است آشنا و یا با من کیلومترها فاصله داشته باشد. کتاب را باز و شناسۀ کتاب را می‌خوانم که با ناشر، طراح جلد و ویراستار آشنا شوم و بعد خواندن کتاب را شروع می‌کنم.

کتابی که در دست گرفته‌ام «طعم نهنگ» نام دارد و نویسنده‌اش آقای محمود بدیه است که از ایشان به نیکی شنیده‌ام و تصویرشان را در فضای مجازی دیدم و به یاد نمی‌آورم که در محافل ادبی با ایشان دیداری داشتم.
طرح جلد با زمینه‌ای که گویا نقش سفره است و بشقابی که در سمتی از آن تصویر یک زن و در سمت دیگر آن تصویر یک مرد قرار دارد و طرح وسط بشقاب دو نهنگ بر گرفته از طرح تکامل است، مشاهده می‌کنم. قاشق روی صورت زن، چنگال روی صورت مرد، تاریکی صورت مرد و روشنی صورت زن، ناخودآگاه مرا به فکر خشونت علیه زنان می‌اندازد و به طرح می‌اندیشم که البته برداشتی کاملاً شخصی از طرف من است و بشقابی که در سمتی از آن تصویر یک زن و در سمت دیگر آن تصویر یک مرد قرار دارد و طرح وسط بشقاب دو نهنگ بر گرفته از طرح تکامل است، مشاهده می‌کنم. عنوان کتاب را در ابتدا به طعم نهنگ خواندم به دلیل نوع نوشتاری که غلط انداز بود که با کمی دقت و سؤال از دوستی، متوجه شدم طعم نهنگ عنوان کتاب است.

به سراغ داستان می‌روم، تل عاشقون، که از قوی‌ترین داستان‌های کتاب است، و فکر می‌کنم که اگر سال‌ها در بوشهر نبودم کلمۀ تل را بدون گذاشتن ضمه چگونه می‌خواندم و اگر مخاطب در جایی دور از بوشهر سکونت داشته باشد این کلمه را با سه حرکت ضمه، فتحه و کسره می‌خواند که هر کدام معنای خاص خودشان را دارند و به پی نوشت فکر کردم که در این کتاب جایش خالی است. هر چه در داستان پیش می‌روم لزوم پی نوشت را بیشتر احساس می‌کنم.
پی نوشت که با علامت اختصاری پ.ن شناخته می‌شود در پایان پیکرۀ اصلی یک نوشتار و یا نامه می‌آید. گاهی در زیر صفحه و گاه در پایان کتاب، پی نوشت را می‌توانی بخوانی که خواننده را با اصطلاحات و کلمات و حتی تاریخ بیشتر آشنا می‌کند و شما با خواندن آن متن را بهتر درک می‌کنی و با داستان پیش می‌روی. گاهی در برخی از کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌ام، پی نوشت بیشتر از متن اصلی است.

در کتاب طعم نهنگ جا داشت برای کلماتی چون تل عاشقون، رش موج، مری، تخصیر و کلماتی که بومی بودند، پی نوشتی، نوشته می‌شد.

کتاب مختص یک شهر یا افراد خاص نیست و مخاطب عام دارد و حتی در تهران به چاپ رسیده و لزوم پی نوشت عیان است.

رد پای داستان زنده‌یاد صادق چوبک با داستان «چرا دریا طوفانی شد؟» کاملاً مشهود است و به نظر می‌آید در مورد نویسنده یعنی صادق چوبک، بی‌مهری شده چون حداقل در پی نوشت بایستی از ایشان یاد می‌شد.

دیالوگ‌های زاغی و مری ضعیف و تکراری بود و آنچنان به شخصیت پردازیشان توجه نشده و توصیف بیشتری از مری و زاغی می‌شد بر روی صخره انجام داد.
رد پای باد، تاریکی و سایه هم گام به گام در صفحات مشاهده می‌شد.

نویسنده در داستان، گاه زمان را فراموش می‌کند در ابتدای داستان مری و زاغی از موبایل حرف می‌زنند و در زمان ازدواج از افتتاح بیست سالۀ رادیو سخن به میان می‌آید، رادیویی که در زمان نوجوانی مری و زاغی از مرز هشتاد سالگی گذشته است.
جا داشت به شخصیت زاغی و مری بیشتر پرداخته می‌شد و ما در چند صفحه شاهد نوجوانی و وصل به ازدواج و بچه‌دار شدن ایشان نمی‌شدیم.
در داستان طعم نهنگ دیالوگ‌های پروین و تهرانی بسیار تکراری است. فضا بوی خون، بوی گند و بوی رنج می‌دهد که در اینجا بایستی باز هم بیشتر پرداخته می‌شد. با توجه به کشاندن آن‌ها به فرهنگ و جامعه و روشنفکر، پایان داستان یک سؤال پیش می‌آید که چه شد؟

در داستان‌ها از هملت، اپیکور، هملت هاینر مولر سخن به میان آمد که در پی نوشت نیاز به توضیح بود.

در یکی از داستان‌ها از شعری استفاده شده که شاعرش معلوم نیست؟ آیا نویسنده شعر را سراییده است؟

غلط‌های املایی هم مشهود بود که نیاز به اصلاحات دارد مانند لوت که لوط صحیح است و کلمۀ خورد بایستی خرد نوشته می‌شد که نیاز به بازبینی دارد.
و سخن پایان، سپاس از آقای بدیه که می‌نویسد. هر کس قلم به دست دارد گرانقدر است.

خوشحالم این کتاب را خواندم و به نوشتن وادار شدم.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو