ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

راضیه اشعثی
انسانیت روح

 

راضیه اشعثی

شاید اصطلاح داشتن روح بزرگ را شنیده باشید ، انسان هایی هستند که در کنار ما و با ما زندگی می کنند و به روش ما زندگی روزمره خویش را می گذرانند، اما ازاین موهبت و برکت بزرگ روحانی برخوردارند، یعنی روح خود را در  در برابر ملایمات و ناملایمات زندگی شخصی و اجتماعی پرورش و صیقل داده اند تا آن چه را شایسته و در خور انسانیتشان است در وجودشان تثبیت و به مرحله عمل رسانیده اند.

شاید روح بزرگ را بتوان همان سعه صدر تعبیر کرد، یعنی نگاه یکسان داشتن به انسان های مجاور خود، این قدر که فکر می کنیم آن ها، نهایت هر صبر، گذشت، چشم پوشی، انعطاف و تحمل هستند.

بسیاری از ما فکر می کنیم که این کلمات ، واژه های زیبایی هستند که فقط  در متن های ادبی دیده   می شوند و در جامعه وقتی پای حداقل سود و زیان به میان می آید رنگ می بازد و زردی می گراید وما انسان ها دست بر چشم می گذاریم و از کنار آن می گذریم. براستی چرا !!!

روح در چه شرایط و جامعه ای و چه مظروفی به بزرگواری می رسد؟ در چه شرایطی  فرهنگ جامعه        می تواند حقیقت بینی ،حق خواهی و عدالت پسندی را که نشانه های بزرگی و عظمت روح انسان است  در افرادش زنده کند و توانایی آن را داشته باشد که آن را زنده نگه دارد و بسط دهد.

برخورداری افراد از یک روح بزرگ، یک مزیت اساسی و پایه محسوب می شود. اگر نگاه  کنیم می بینیم که  فطرت و نهاد هر انسانی عمل به وجدانیات و اخلاقیات را دوست دارد و برای رسیدن به این خواسته در فرصت ها و موقعیت های مختلف به ارضای این حس درون می پردازد ودر فرد به شکل فداکاری ، گذشت ، بخشش ، حق طلبی، نیکی ، خیر خواهی و عدالت خواهی برای همه مردم جهان ، حتی موجودات و گیاهان  به عرصه ظهور می رسد .
روح بزرگ دارای گنجایش و ظرفیت  بالاتری در پذیرش خوشی ها و کامیابی ها و ناخوشی ها و ناکامی ها است. روح بزرگ ظرفیت بالاتری در قبول بدست آوردنی ها و رضایت از دست دادن ها دارد. هر کس چنین روحی دارد، حتی رخدادهای عظیم و بزرگ  هم نمی توانند این روح را متلاطم وخروشان نمایند. مرحله ی کمال دغدغه ها و آمال و آرزوهای چنین روحی بسیار فراتر از منیت و حقارت وجودی یک انسان معمولی است و خیل عظیمی از انسان ها را متاثر می سازد. یعنی به عبارتی بر آنها نیز تاثیر گذاری دارد و فراتر از دایره خویش است. هر کس چنین روحی دارد مانند کشوری است که قدرتش از مرزهای جغرافیایی آن فراتر می رود  وکشورهای مجاور و حتی جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. این میزان بزرگی روح یک امر نسبی است و طبیعتاً بین افراد معمولی ، علما، عرفا، صالحان، اولیاء و انبیاء متفاوت است.
برخورداری از روح بزرگ در کسب موفقیت های دنیوی و ابدی سهم به سزایی دارد و هر فردی می تواند با توجه به این موضوع و اختصاص وقت و اراده ای برای تحقق برخورداری از چنین روحی، آن را کسب نماید. عدم دلبستگی به دنیا و کاهش وابستگی به آن تا حد امکان، احسان و بخشش و رسیدگی به فقرا و نیازمندان، هدیه دادن به کرات از آنچه دوستش داری، دعا کردن به استمرار در حق دیگران و آرزوهای خیر در حق خویشان و همسایگان و دوستان و مردم داشتن، علم آموزی و علم آموختن ، اندیشیدن به وضعیت و مشکلات مردم در پهنه ای فراتر از آنچه ما را در حال حاضر به خود مشغول داشته است حتی گسترده تر از حیث جغرافیایی روحی می باشند. باید توجه داشت که این ظرفیت روحی از ابعاد مختلفی قابلیت ظهور و بروز دارد.

هر چه دل و روح بزرگ تر باشد ، غم های شخصی و خرده مسائل ، نابود می شوند. بنابراین غم و غصه ها و حسادت ها و کینه ها و خشم های ما از آن است که کم داریم و دست و دلمان از معنا تهی است. اهل دل وقتی مشکلات شخصی و روحی دارند، بر خود عیب می نهند که مشکل از ماست که قلبمان به حد کافی بزرگ نیست . خودخواهی ها و مشکلات فردی و شخصیمان از کوچکی دل هایمان است. صاحبان روح های بزرگ افرادی با همت اند . کسانی که در راه رسیدن به اهداف خود زحمت می کشند ، به تن و جان خود سختی می دهند ، ایشان در راه رسیدن به خواسته هایشان از هیچ کاری دریغ نمی کنند .

روح بزرگوار را می توان در انسانی دید که اهداف زندگی خود را بر پایه ی کرامت قرار می دهد و برای رسیدن به آن اهداف و فضایل تلاش می کند . بزرگواری یعنی حس شرافت ، احساس بزرگی در ضمیر و فطرت ، خود را نه برتر از دیگران که برتر از هر خود پسندی و خود پرستی دیدن . چرا که حرص انسان ها در امور دنیوی، چشم وگوششان را بر روی حقایق مسدود کرده و همه به دنبال رونق مادیات محفل و منزل خویش اند و در انتهای نگاه خود هم دیگران را نمی بینند. گاهی نیز در شرایط خاص و یا لحظات دعا و نیایش یادشان می آید  و چند لحظه بعد به فراموشی سپرده می شوند.

در همین راستا باید دانست که در راه بزرگوار کردن روح خود اولا باید تلاش کرد و مرحله دوم قدم نهادن در مسیری است که خداوند برای کرامت انسان به دست صالحان و پیامبران ترسیم نموده است .

در تاریخ می خوانیم که پیامبر در کودکی به دایه اش حلیمه سپرده شد تا درحال و هوای صحرا و همراه با گوسفندان روحش برای راهی که در پیش رو دارد پرورش یابد. هنوز هم ندای روح های  بزرگی چون کورش که پیکره تاریخ  کشورمان را تشکیل می دهد در گوش ما طنین انداز است و عظمتش را بعد از گذشت قرن ها حس می کنیم.

به راستی برخورد با این روح های بزرگ ، انسان های بزرگ را به کمال رسانیده است ، چنانکه شمس مولانا را متحول می کند و افکارگاندی مردم دنیا را .

شریعتی می گوید : تنها نعمتی را که ‏‏، – برای تو – در مسیر این راهی که عمر نام دارد – آرزو    می کنم . تصادف بایک دو روح خارق العاده ، با یکی دو دل بزرگ ، با یکی دو فهم عظیم وخوب وزیباست .

 تصور کنید روزها در مسیر زندگی و در گذر از کوچه وپس کوچه های وجودمان یک ندایی مدام به ما می گوید هر چه بر خود نمی پسندی بر دیگران نیز مپسند. روح خود را مشاهده می کنیم که از فرط حقارت به کنجی خزیده و قرین رذائل شده است  و دست و پا میزند تا راهی برای اوج گرفتن به قله بزرگ منشی و عزت بیابد. چه سخت است این تجربه برای روحی که در ریسمان در هم تنیده رذائل گرفتار آمده باشد.

در مقابل تصور کنید ، انسان هایی هستند که بال برای پرواز دارند و  اوج می گیرند و کمال حقیقی را با عمل به آنچه باید باشد ، تجربه می کنند چنین انسان هایی عشق ، دوست داشتن ،مهربانی  و خواستن خوبی ها را برای همه آرزو می کنند و خودشان در این صعود پیش قدم می شوند.

دربسیاری از جوامع پیشرفته دنیا ، مردم در معادل و مناسبات اجتماعی و زندگی روزمره ، با عمل به حقایق و واقعیت بینی را توسعه و تمدن برای خود و دیگر شهروندان جامعه شان مهیا نموده اند  و مردم با مردم و مردم با دولتشان به تفاهم منطقی رسیده اند. به این امید که دامنه عظمت روح و خواستن برای همه به یک فکرو مسئله ملی و فراتر از آن جهانی  تبدیل شود وهمه ما زمینی ها  شاهد یک آرامش روحی جاودانه در امور دین و دنیایمان باشیم. 

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو