ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

دومین جلسه جایزه ادبی بوشهر

دومین جلسه جایزه ادبی بوشهر
دومین جلسه جایزه ادبی بوشهر با موضوع اقتباس ادبی در سینما با حضور امیر پوریا در آمفی تئاتر سالن فرهنگیان برگزار شد. امیر پوریا نامی آشنا برای اهالی سینماست، منتقدی برجسته که ارائه دقیق مطالبش در طول جلسه حاکی از تسلط عمیق وی بر ادبیات و سینما بود.

پوریا بحث خود را با سابقه تاریخی اقتباس از آثار ادبی در ایران آغاز کرد. در ایران علی رغم وجود آثار ادبی غنی، اقتباس های کمی را شاهد بوده ایم. مشهورترین اقتباس های ما مربوط به سینمای پیش از انقلاب است. اقتباس هایی از آثار صادق هدایت و غلامحسین ساعدی. به زعم پوریا قسمتی از مشکل را می‌توان در ذهنیت ایرانیان نسبت به امر «اقتباس کردن» دید. ایرانی ها اقتباس را نوعی کپی کردن می بینند. و به تبع ارزش خاصی برای آن قائل نیستند. نزد ایرانیان خلاقیت زمانی معنا می‌دهد که حتما چیزی را تغییر داده باشیم نه این که صرفا روایت یا بازسازی کرده باشیم.
کارگاه پوریا بیش از آن که به ارائه مباحث تئوریک بپردازد، با ارائه مثال های مشخص در ادبیات و تاریخ سینما، مطالب را برای مخاطب عینی می‌کرد. همین نکته باعث می شد شنونده ای مانند من که هیچ مطالعه خاصی در حوزه سینما ندارد، متوجه بحث شود و نکته ای برای یادگیری پیدا کند. مثلا اغلب ما سکانس مرگ دون کورلئونه را در فیلم «Godfather» دیده ایم اما بعید می‌دانم به نکات ظریفی در جریان فیلم برداری و روایت داستان توجه کرده باشیم. پوریا با خواندن متن رمان و بررسی تفاوتش با فیلم نامه با ظرافت نشان داد که چگونه متن ادبی را برای تبدیل کردن به فیلم نامه تغییر می دهند.
پوریا در ارائه مباحثش چندین نمونه از آثار بزرگان سینما را آورد تا به واسطه آن ها نقشه راهی دست و پا شکسته برای علاقه مندان ترسیم کند.
۱.اقتباس کردن از آثار ادبی کمتر شناخته شده
امیر پوریا آلفرد هیچکاک را مثال زد که هیچگاه به دنبال آثار داستایوفسکی و امثالهم نرفت؛ بلکه فیلم هایش را از آثار داستانی کمتر شناخته شده اقتباس کرد. آثاری که به سختی به تعداد تیراژش خوانده شده است. مزیت این کار در این است که بیننده نمی تواند فیلم را با اثر ادبی مقایسه کند. و این با ذهنیت ما ایرانی ها که به تعبیر عباس کیارستمی: همواره چیز هایی که در گذشته داشته ایم را ارزشمند تر می پنداریم، سازگار تر است. هیچکاک معروف ترین فیلمش-سرگیجه- را بر اثر چنین داستانی اقتباس کرد. و نکته مهم تر از انتخاب این اثر، تغییر دادن محوریت اصلی داستان است. بزرگنمایی نکاتی در فیلم که در رمان اصلی در حاشیه قرار میگیرند. این کار را کوروساوا، کارگردان ژاپنی در فیلمِ «آشوب» انجام می دهد. آشوب که اقتباسی از شاه لیرِ شکسپیر است در دستان کوروساوا تغییر می کند.

۲.شعرا همواره می‌گویند شعر را نمی توان از زبان اصلی به زبان مادری ترجمه کرد، یا به عبارت بهتر نمی‌توان دقیق ترجمه کرد. تصور کنید کسی اشعار حافظ را به انگلیسی ترجمه کند. چگونه میخواهد استعاره ها و تشبیهات حافظ را با آن واژگان قرن هشتمی به مخاطب بریتانیایی برساند؟ دقیقا در همین قالب می توان گفت ادبیات را هم نمی توان به سینما ترجمه کرد. بلکه باید به نحوی آن را تغییر داد و در سینما بازتولید کرد. لازم است بعضی عناصرِ تجسمیِ داستان را عینیت ببخشیم و در چارچوب عناصر سینمایی درآوریم. به عنوان مثال در داستان «داش آکل» اثر صادق هدایت یک طوطی حرف می زند و ماجرای مرگ عاشقانه را در لو می دهد. حال تصور کنید بخواهیم در سالن سینما مهم ترین قسمت فیلم را با صدای خنده دار یک طوطی بازگو کنیم. طبیعی است صحنه ای که باید تاثیرگذار باشد، تبدیل به مضحکه می شود. پس باید فیلم نامه را به گونه ای دیگر بنویسیم. تا تجسم خواننده ها هنگام رمان خواندن با توصیفات ما بر پرده سینما یک حس مشترک را القا کند. این تغییرات را در فیلم «گاو» هم می توانیم مشاهده کنیم که ساعدی خودش به عنوان فیلم نامه نویس داستانش را کمی تغییر می دهد.

پوریا در پایان به بحث مصرف گرایی در سینما و فیلم های پرفروش هالیوودی پرداخت که بعضا این توهم را برای مخاطب ایجاد می کنند که مشغول نوعی فعالیت فرهنگی هستند! در صورتی که آن ها صرفا کالای تولید شده را مصرف می کنند.

در مجموع کارگاه امیر پوریا برای هر علاقه مند به ادبیات و سینما جذاب بود و علاوه بر آن رابطه عمیق میان ادبیات و سینما را برجسته می کرد. چیزی که این روزها در آثار سینمایی ایران کمتر شاهدش هستیم.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
آرشیو