ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

دلاوری:پنهان‌کاری میل و میل به پنهان‌کاری

باید تکرار کرد که فیلم در نمایش حفره‌ای عمیق و پرناشدنی در دل جامعه‌‌ای که میل به پنهان‌کاری «میل» را با تشدید فراوان با خود حمل می‌کند، موفق است…فروشنده امکانات بسیاری دارد که فرهادی دست‌به‌عصا و ترس‌خورده و شاید هم بی‌توجه، نادیده‌ی‌شان می‌گیرد و از ساختن لحظات درخشان در وضعیت‌های پیشا و پسابحرانی جا می‌زند.

 

 

سرویس هنری جامعه: فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی در جشنواره فیلم اسکار شد. بر اساس این رخداد مهم فرهنگی – هنری ، سایت جامعه از برخی سینماگران و منتقدان فیلم بوشهری در این خصوص به طرح چند پرسش پرداخته است.

 

پنهان‌کاری میل و میل به پنهان‌کاری

انوش دلاوری/ روزنامه نگار (دبیر بخش فیلم مجله‌ی دانوش)

«فروشنده» و این پرسش که چرا فروشنده فیلم خوبی‌ست و نه بیشتر؟! و این بیشتر اهمیت سترگی دارد چون گزاره‌ی «خوب‌بودن» این توان را دارد که به سرعت در ورطه‌ی تقلیل‌گری فروغلتد. انگار ناچارن باید به سراغ خود فیلم رفت.

فروشنده امکانات بسیاری دارد که فرهادی دست‌به‌عصا و ترس‌خورده و شاید هم بی‌توجه، نادیده‌ی‌شان می‌گیرد و از ساختن لحظات درخشان در وضعیت‌های پیشا و پسابحرانی جا می‌زند.

هم پیش از حادثه‌ی در حمام و هم پس از آن(که به عکس بسیاری از شبه‌نقدها و تحلیل‌ها، نمایش یا عدم نمایش آن و یا دوآلیته‌ی انجام شدن یا نشدن تجاوز هیچ اهمیتی ندارد)، فیلم مستعد آن است که لحظات درخشان بسیاری در آن شکل بگیرند، چیزی درون بافت قصه نمود پیدا کند و غیاب‌ها تبدیل به نقاط قوت شوند؛ ورود به بیمارستان، گفتگو با همسایه‌ها، فردا در خانه و هنگامه‌ی مواجهه با جوراب و پول و کاندوم و سوویچ و موبایل و وانت و البته بیشتر از همه زن روسپی ندیده‌ی فیلم. ولی فرهادی با اصرار عجیبش در نمایش بی‌ظرافت نسبیت اخلاقی، به جای اینکه بیرون ایستاده و افسار را به دست حقیقت میان برخورد آدم‌هایش بسپارد، خودش جا به ‌جا، کوتاه و بلند و کم و زیاد، به درون شخصیت‌هایش می‌رود و چیزهایی را به صورت ما می‌کوبد که باورش نمی‌کنیم.

حتا تلاش‌های مستأصل‌اش هم مثل مورد پیرمرد همسایه و خشم باسمه‌ای‌اش کافی نیست و درنهایت نه نسبیت فیلم ریشه می‌دواند و نه آن رایحه‌ی خوشی که باید از پس فهم شرایط آن زن روسپی به مشام برسد. درست است که فیلم پنهان‌کاری ساختاری یک جامعه‌ی در بحران تمامیت‌یافته‌ی جنسی را نشانه می‌رود و حتا در لحظه‌ای عجیب و درخشان که بعدتر به آن می‌رسیم، سربلند بیرون می‌آید، ولی خب این تمام ماجرا نیست! فیلم همواره زن روسپی را پنهان می‌کند، هیچ از او نداریم جز مقداری وسایل خانه، تعدادی آدم که در دور ایستاده‌اند و از او می‌گویند و البته چند صدا روی پیغام‌گیر تلفن. این پنهان‌ کردن، فرستادن به بیرون از قاب در افراطی‌ترین حالتش به جایی می‌رسد که ما حتا توان دیدن غیاب او را هم نداریم و این چیزی‌ست که خود فیلم خودش را از آن محروم می‌کند و درمی‌ماند.

آن هم درحالی‌که فیلم برای نمایش این غیاب در بیرون از قاب خودش امکانات بالقوه‌ی بسیاری دارد؛ پیش از حادثه‌ی محوری در هنگام تمرین تئاتر، زنی به ظاهر از حمام بیرون می‌آید، پوشیده است و براساس متن از برهنگی‌اش می‌گوید، لوندی و حرافی گستاخانه‌ای می‌کند، امکانی بی‌نظیر و آماده برای پیوند عنصر غایب، با طعنه‌ی پوشیدگی و برهنگی(چیزی که متن می‌خواهد و چیزی که واقعن هست و چیزی که باید به نمایش درآید) ولی فیلمساز ما با علم کردن ماجرایی پادرهوا از رابطه‌ی زن بازیگر آن نقش با بازیگر روبرویش، به ناگهان آن بازی را به‌هم می‌زند و در این به‌هم زدن آن‌قدر اصرار می‌کند که دیگر هیچ‌گاه به آن بازنمی‌گردد و تمام ارجاعات تئاتری‌اش خلاصه می‌شود در شرح عجز و ناتوانی شخصیت اصلی نمایش و رعنای آسیب‌دیده از حادثه و ناتوان در اجرای نقش، که در نهایت به عجز و ناتوانی خود «فروشنده» منتهی می‌شود و نه چیز دیگری!

اما آن لحظه‌ی درخشان و شدت‌مند؛ پیرمرد مسبب حادثه‌ی محوری و آن شکل راه رفتنش با آن لبخند بی‌نظیر و ویرانگر نهایی‌اش؛ این همان چیزی‌ست که فیلم به آن نیاز داشته و دارد و پیش از این هم می‌توانست لحظاتی با چنین کارکرد حسی/ اندیشگانی‌‌ای داشته باشد.

این لحظه چنان درخشان است که می‌شود به خاطرش از فیلم دفاع کرد و «فروشنده» را نجات داد و نویدبخش فرهادی‌ای بود که از پس این در انتظارمان است. و آیا این به تنهایی کافی‌ست؟ باید تکرار کرد که فیلم در نمایش حفره‌ای عمیق و پرناشدنی در دل جامعه‌‌ای که میل به پنهان‌کاری «میل» را با تشدید فراوان با خود حمل می‌کند، موفق است.

از همان زن بازیگر پوشیده‌ی برهنه، از زنی که در تاکسی اظهار تلویحی به آزاردیدن می‌کند، چشم‌های تماشاگری که رعنا را آزار می‌دهد، تجسس عماد در موبایل دانش‌آموزش و درنهایت همان نقطه‌ی عطف، لبخند پایانی پیرمرد! همه‌ی این‌ها مفری هستند برای دفاع از فیلم، اما جایی که فیلم از آن جلوتر نمی‌رود پیوند استتیکی این‌ها(به جز صحنه‌ی پیرمرد)، با سینماست. فیلم در اینجاست که لنگ می‌زند، در همان پیله‌ی خودتنیده‌ی فیلمساز که حفره‌ی گفته شده، حفره‌ای نقب‌زده به درون خود فیلم نمی‌شود و فیلم در نهایت همانی می‌شود که رفیق ظریفی گفت: فیلمی متوسط که دوست دارم از آن دفاع کنم!

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو