ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت….

خشونت حالتی از رفتاراست و خشم احساسی ست که منجر به بروز این رفتار می شود.در لغت نامه دهخدا این واژه به معنای تندی، خشکی و سختی آمده است. اسلاو ژیژک فلیسوف معاصر در کتاب خشونت:پنج نگاه زیر چشمی به تبیین خشونت از نگاه خود می پردازد. ژیژک معتقد است که «رودرویی مستقیم با خشونت ذاتاً تحیر زاست: بیزاری شدید از اقدامات خشونت بار و همدری با قربانیان، پیوسته همچون کششی دام گونه، ما را از اندیشیدن باز می دارد و برای آن که بتوانیم بی طرفانه به بسط نظریِ گونه شناسی خشونت بپردازیم باید بنا به تعریف، چشم بر تاثیر آسیب زای آن ببندیم.»

بررسی خشونت علیه زنان ایران( بوشهر)…

ستاره تناور- موسس انجمن اندیشه زنان جنوب

در جهان کنونی علارغم پیشرفت های بسیار جوامع بشری در همه عرصه ها، هنوز مسائلی هستند که انسان نتوانسته است برای رفع آنها راه حلی بیابد. از جمله مهار رفتارهای آسیب زایی که دلایل مختلف دارد و در موقعیتهای مختلف بروز می نماید. هرچند راه حل هایی برای مقابله یا پیشگیری از آنها توصیه شده اما در واقعیت ما همچنان شاهد وقایعی هستیم که علت اکثر آنها را در خود انسان باید جستجو کنیم.

خشونت یکی از همین رفتارهای بشری ست که عامل بسیاری از رویدادهای حال حاضر است. در همین لحظه در نقاط مختلف جهان، حوادثی رخ می دهد که با ردیابی دلیل اکثرآنها متوجه خواهیم شد که علت بروز واقعه خشونت است. خشونت یکی از طرفین یا دو طرف حادثه…

خشونت حالتی از رفتاراست  و خشم احساسی ست که منجر به بروز این رفتار می شود.در لغت نامه دهخدا این واژه به معنای تندی، خشکی و سختی آمده است. اسلاو ژیژک فلیسوف معاصر در کتاب خشونت:پنج نگاه زیر چشمی به تبیین خشونت از نگاه خود می پردازد.

ژیژک معتقد است که «رودرویی مستقیم با خشونت ذاتاً تحیر زاست: بیزاری شدید از اقدامات خشونت بار و همدری با قربانیان، پیوسته همچون کششی دام گونه، ما را از اندیشیدن باز می دارد و برای آن که بتوانیم بی طرفانه به بسط نظریِ گونه شناسی خشونت بپردازیم باید بنا به تعریف، چشم بر تاثیر آسیب زای آن ببندیم.» هر چند این کار، یعنی چشم بستن بر تاثیر آسیب زا، برای فهم کامل خشونت سخت به نظر می آید اما به زعم ژیژک برای درک همه ساحت های این مقوله شاید که باید چنین کرد. همچنین وی معتقد به دو نوع خشونت پنهان و عریان است و خشونت پنهان را بسیار تهدیدآمیزتر از خشونت عریان می داند. «خشونت عریان که بر سوژه نمایان می شود خشونت پنهان  راکه مهم تر از خشونت عریان است به نفع دومی مصادره می کند. زمانی که احساسات سوژه به فوریت غلیان پیدا می کند و فوران می شود خود عاملی برای مخفی کردن لبه های تیز «خشونتِ عریان»است.»

خشونت پنهان بعلت ماهیت درونی خود، عینی نیست و همین خود خطری بزرگ برای جامعه است وقتی که افراد از خشم انباشت شوند و به یکباره طی اتفاقی شاید نه چندان مهم همه آن را تخلیه کنند؛ چه چیزی رخ خواهد داد؟ برای فهم علت های بروز چنین خشونتی باید به دنبال مجموعه ای از عوامل بود که هم به فرد و هم به جامعه مرتبط است.

قربانیان خشونت اغلب از قشرهای آسیب پذیرجامعه هستند. به علت گستردگی خشونت و انواع آن در این گزارش به طور خاص به نوعی از خشونت خواهیم پرداخت که قربانی آن زنان هستند.

خشونت علیه زنان…

خشونت علیه زنان یک از آسیب هایی است که جوامع با آن روبرو هستند و قدمتی به طول تاریخ بشر دارد. زندگی انسانها در طول تاریخ دگرگون شده و بهمراه پیشرفت های زیاد،تغییرات نیز آمدند، سبک های قدیمی زندگی تغییر یافته، مناسبات انسانی متحول شد و انسان که جنون فراوانی برای دستیابی به رفاه بیشتر و قدرت داشت روز به روز بر دایره قدرت و علم خود افزود، همراه با این تغییرات مشکلات و معضلات زیادی نیز بوجود آمد، اقشار آسیب پذیر جامعه مانند کودکان و زنان بیشتر در معرض این مشکلات قرار گرفتند. یکی از این معضلات خشونت علیه زنان است، زنانی که قربانی خشونت می شوند؛ توسط مردان(همسر، پدر، برادر یا دیگر مردان جامعه) مورد اذیت و آزار قرار می گیرند.

در تعریف سازمان ملل چنین آمده است: «اصطلا‌ح خشونت علیه زنان به معنی هر نوع عمل خشونت‌آمیزی است که بر اختلا‌ف جنسیت مبتنی باشد و به آسیب یا رنج بدنی، جنسی یا روانی زنان بینجامد، یا احتمال منجرشدن آن به این نوع آسیب‌ها و رنج‌ها وجود داشته باشد. از جمله تهدید به اینگونه اعمال، زورگویی یا محروم‌سازی خودسرانه از آزادی، خواه در ملاء عام روی دهد و خواه در زندگی خصوصی»(قطعنامه ۱۰۴/۴۸ مجمع عمومی ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳)

خشونت علیه زنان انواع مختلف دارد…

*خشونت کلامی: به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری پی در پی، داد و فریاد و…

*روانی: بد اخلاقی و بی احترامی، رفتار تحریک آمیز و دستورهای پی در پی، قهر و صحبت نکردن و…

*خشونت فیزیکی:

الف) شامل: گاز گرفتن، گرفتن و بستن زندانی کردن. چنگ انداختن، کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری، محروم کردن از غذا ….

ب) لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیاء منزل.

*خشونت جنسی: مجبور کردن به دیدن یا عکسهای خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی غیر متعارف، مراعات نکردن بهداشت زناشویی و خودداری از بکارگیری روشهای پیشگیری از بارداری، مجبور کردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم کردن زن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بد دلی.

*خشونت اقتصادی: جلوگیری از استقلال مالی و دخل و تصرف در اموال شخصی آنها و یا ندادن خرجی خانه و پول کافی.

*خشونت حقوقی: امتناع مرد از طلاق بر خلاف اصرار زن به متارکه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن.

*خشونت های فکری و آموزشی: خشونت های مربوط به ممانعت از رشد اجتماعی- ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی- دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصیل، کاریابی و اشتغال و…

در همه خشونت ها آسیب های روحی وجود دارد، همچنین با توجه به اینکه هر کدام از این نوع خشونت ها نیاز به بررسی و پرداختن به همه زوایای آن دارد در اینجا خشونت فیزیکی و روانی را مورد بررسی قرار می دهیم.

پرده اول؛ زن بوشهری در بهزیستی بوشهر به قتل رسید…

طی ماه گذشته خبری در خبرگزاری ها و سایتهای استان بوشهر منتشر شد. «زن بدسرپرست قربانی شوهرش شد…»، این زن که به بهزیستی پناه برده بود، نیمه شب توسط همسرش که توانسته بود وارد مرکز بهزیستی شهید رقیه حیاتی شود با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید. وی طی ماه های قبل بعلت آزار و اذیت های همسرش به این آسایشگاه پناه برده بود، که در کمال ناباوری بدلیل امنیت پایین در مقری دولتی که باید محلی امن برای افراد آسیب دیده باشد به این شکل از پای در آمد.

این خبر خود بهانه ای شد تا به این موضوع بپردازیم. خشونت فیریکی و روانی از رایجترین نوع خشونت ها می باشد. عواقب غیرکشنده آن از لحاظ روانی شامل: (اضطراب، افسردگی، ترس، کاهش اعتماد به نفس، مشکلات جنسی، وسواس، اختلال خوردن، اختلال خواب، سرزنش خود و اختلال در ایجاد ارتباط.افسردگی در ۲ ماه اول پس از خشونت رایج است و اضطراب در یک سال اول.) و عوارض فیزیکی شامل: (شکستگی، آسیب به اندام‌های داخلی، بیماری‌های التهابی، عفونت، آسم و سردرد.خودکشی- دیگر کشی و ایدز از عواقب کشنده خشونت به شمار می‌آید.)خشونت علیه زنان علاوه بر ایجاد مشکلات فردی مشکلات اجتماعی بسیاری به همراه دارد.

اما در بعضی از موارد آسیب ها کشنده است، مانند اتفاق بهزیستی بوشهر که منجر به مرگ شد. اما چه چیز باعث بوجود آمدن چنین وضعیتی برای زنان می شود؟ خوی پرخاشگرانه انسان یا علل های محیطی؟

از دیدگاه فروید پرخاشگری به منزله غریزه در نظر گرفته می شود. افراد به این سبب به پرخاشگری دست میزنند که انسان طبیعتا پرخاشگر است. رفتارشناسان نیز ادعا می کنند که پرخاشگری چه در میان جانوارن و چه میان انسانها نتیجه تمایلات غریزی به انجام دادن رفتار پرخاشگرانه است.روانشناسان دیگر هم بر این باورند که پرخاشگر حاصل رانش یا انگیزه فرا گرفته یا کسب شده برای صدمه زدن به دیگری است.(اعزازی، ۱۳۸۰) در دیدگاه پدر سالاری، به نابرابری ساختاری میان اعضای خانواده اشاره می شود. به نظر کورتیس در پدرسالاری اقتدار مهم است اقتدار به یک نفر حق تصمیم گیری بیشتری نسبت به دیگران می دهد که ممکن است بر تمام اعضای گروه تاثیر بگذارد. این اقتدار و رویکرد سنتی و مرد سالارانه که ریشه تاریخی دارد خود یکی از مهمترین علل بوجود آمدن چنین وضعیتی است.

خشونت های گزارش شده اغلب جزء خشونت های خانگی بوده اند. این خشونت ها بعلت خصوصی محسوب شدن فضای خانه کمتر به مراجع قانونی گزارش شده اند به همین دلیل آمار دقیقی از میزان خشونت علیه زنان در ایران در دست نیست.

خیرالنساء رنجبر مسوول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان بوشهردر پاسخ به این سوال که آیا آماری از زنان مورد خشونت قرار گرفته بوشهری در دست دارید؟ گفت: «آماری در این مورد وجود ندارد چون مراجعین به دادگاه ها تحت عنوان ضرب و جرح مراجعه و شکایت کرده و پیگیر کارهای خود می شوند، بطور خاص به این مورد پرداخته نشده است. همچنین آنها ترجیح می دهند که در بیشتر مواقع بعلت آبروداری از شکایت خود صرفه نظر کنند یا به نهادهای قانونی مراجعه نکنند.»

وی در ادمه با اشاره به تعداد زیاد مراجعین نسبت به ده سال گذشته گفت: «طی ده سالی که مسوول این نهاد بوده ام تعداد مراجعین نسبت به قبل بیشتر شده است آنهم بدلیل آشنایی و آگاهی بیشتر زنان از حقوق خود. البته در این مورد هنوز کار بسیاری باید صورت بگیرد. یکی دیگر از علل این افزایش بهتر شدن روند رسیدگی به این نوع شکایت ها است. درسالهای گذشته زمان زیادی صرف تشکیل پرونده و مراحل رسیدگی می شد که با تغییرات نسبی پیش آمده هم در قوانین و هم در مسیر رسیدگی، زنان امید بیشتری برای رسیدن به حقوق خود دارند.»

اما در مراجعه به دادگاه خانواده و بهزیستی متوجه خواهیم شد که تا چه میزان زنان با این معضل درگیر هستند. اغلب بعلت ناآگاهی از حقوق خود و نداشتن حمایتگر در وضعیت های بدی به سر می برند. قوانین کشور نیز در این مورد به روشنی از زنان حمایت نکرده است. و قوانین ضمانت اجرایی ندارند. در تحلیل و توصیف وضعیت خشونت علیه زنان در جامعه ایران همین قدر کافی است که به گفته سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نهم اشاره کنیم که معتقد است: «در ایران، در زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال میزان مرگ ناشی از خشونت با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است!»(سارا علایی-آفتاب یزد)

در این میان کودکان این خانواده ها نیز تحت تاثیر این وضعیت دچار اختلالات روحی و روانی بسیاری خواهند شد.

پرده دوم؛ دردهایی یک قربانی خشونت…

در گفت و گو با یکی از قربانیان خشونت های خانگی، به تاثیر میزان سواد، فرهنگ و سبک زندگی و ارزش های هر خانواده در بوجود آمدن موقیت های بحرانی پی خواهیم برد. سمیه که اکنون ۲۸ سال دارد در سن ۱۴ سالگی ازدواج می کند.

طی تماس تلفنی از او می خواهم که با هم صحبتی داشته باشیم، قرار گذاشته می شود. محل زندگی سمیه یک خوابگاه خود گردان دانشجویی ست، اتاقی با چندین تخت. علارغم سن کم، چشمانش بی اندازه غم زده و خسته می آید. انگشتانش اغلب در هم گره  خورده، دستانش نشان از کار زیاد می دهد. با لبخند غمگینی می گوید: «از اول بگویم؟» جوابم مثبت است.

سمیه: «در یک خانواده پرجمعیت به دنیا آمدم، ۷ خواهر و برادر، بهمراه پدر و مادرم ساکن بوشهر هستیم. پدرم بخاطر شغلش اغلب خانه نبود، بخاطر تعداد زیاد فرزندان  سهم زیادی از مهر پدر و مادر به من نرسید، اغلب بعلت های مختلف مورد ضرب و شتم پدر و گاهی هم مادر قرار می گرفتم. کتک خوردن چیز عجیبی نبود. تا کلاس پنجم بیشتر نتوانستم درس بخوانم، پدرم مانع از تحصیلم شدو گفت که همین اندازه که بتوانی بخوانی و بنویسی کافی است. ۱۴ ساله بودم که عاشق شدم، دلم میخواست از آن خانه بیرون بروم…»

به اینجا که می رسد لبخند تلخی میزند. بغض دارد اما ادامه می دهد:« عاشق کارگر بنایی شدم که در همسایگی ما ساکن بودند. هیچ کدام از افراد خانواده موافق این ازدواج نبودند. اما اصرار داشتم که حتمن باید با همین مرد ازدواج کنم. آنها می گفتند که این کارگر افغان است با ما هیچ تناسبی ندارد ولی چشمانم کاملا بسته بود. کسی نبود که بدرستی راهنماییم کند. همه با کتک زدن می خواستند مانعم شوند. میخواستم فقط از آن خانه بیرون بزنم، بچه بودم و هیچ نمی دانستم. ازدواج کردم با مردی که خانه اش هیچ وسایلی نداشت. در دوران زندگیم زیاد بی پولی و نداری کشیده ام، اما دلخوش بودم که شاید اوضاع درست شود. »

«پانزده ساله بودم که اولین پسرم به دنیا آمد. طی این مدت بخاطر اختلافاتی که داشتیم بارها کتک خوردم اما هیچ وقت به خانواده ا م نگفتم. هر وقت به دیدار آنها می رفتم نیز روی خوش نشان نمی دادند و با کلامشان آزارم می دادند که چرا زن یک افغان شده ام. هیچ وقت کسی را نداشتم که دلسوزم باشد. بعد از چند سال وضعیت زندگیم بدتر از قبل شد، هیچ تغییر مثبتی روی نداد، شوهرم دل به کار نمی داد به همین خاطر اغلب گرسنه بودیم. با خودم گفت بچه دوم شاید او را تغییر دهد و بیشتر به زندگی مان دلبسته شود…اما نه فرزند دوم و نه فرزند سوم هیچ کدام نتوانست کمی از سختیهای زندگی کم کند.»

در پاسخ به سوالم که چرا دوباره باردار شدی؟ آیا کسی نبود که به تو بگوید که این کار در چنین وضعیتی اشتباه است؟ گفت:« من تنها بودم و سن کمی داشتم هیچ از زندگی نمی دانستم، گفتم شاید این راهی باشد که اوضاع تغییر کند.»

سمیه یازده سال با همسرش زندگی کرده و هم اکنون دو سال از جدایی اش می گذرد. همسر حضانت هر سه فرزند را به عهده گرفته و آنها را بهمراه خود به افغانستان برده است و مانع از دیدار او با فرزندانش شده است. اینجا که می رسد دیگر گریه امانش نمی دهد و به هق هق می افتد. از کتک ها و بی پولی هایش می گوید و اکنون نیز رنج دوری از فرزندانش آزارش می دهد. می گوید که دوسال است که فقط تلفنی با آنها حرف زده است. طی همین تماس ها بارها همسر سابقش به بهانه فرزندان از او تقاضای پول کرده است و او نیز با سختی زیاد تهیه کرده و برای آنها فرستاده است.

سمیه یکی از نمونه های بسیار زیادی از زنان ماست که هر روز مورد آزارهمسر،  پدر و برادران خود قرار می گیرند. بعد از جدایی مشکلی به نام مطلقه بودن به مشکلاتش اضافه شده است. که حتی در خانه نیز نمی توانسته احساس آرامش داشته باشد. به همین دلیل به بهزیستی پناه آورده و بعد از مدتی تصمیم می گیرد تنها زندگی کند. هرچند این تنهایی بسیار برایش سخت و غیرقابل تحمل است.

زنانی که اغلب در این موقعیت های خشونت بار قرار می گیرند بشدت از لحاظ روحی و روانی آسیب می بینند. سمیه خودش را مقصر می داند، و در پاسخ سوالم که از او می پرسم آیا خودت را دوست داری؟ با گریه می گوید: «خودم را دوست ندارم، دلبسته چیزی نیستم و اهمیتی به روحم نمی دهم. درد می کشم. چون نمی توانم بچه هایم را ببینم. گاهی همه ی امیدم را از دست می دهم و فکر می کنم هیچ وقت نتوانم خوب شوم.»

سمیه همه نوع خشونت را تجربه کرده است، فیزیکی و روانی، اقتصادی، آموزشی فرهنگی و حقوقی و… اما بدلیل روح قدرتمندی که دارد در حال تلاش برای خروج از این وضعیت است. با یادگیری و رفتن به کلاس های مختلف…

زنان زیادی هستند که در مواجه با این وضعیت راه دیگری را بر می گزینند، اغلب دست به خودکشی میزنند که در موارد متعدد منجر به مرگ شده است. اعتیاد همسران یکی از مهمترین علتهای وقوع خشونت عیله زنان است.

پرده آخر…

در ماههای اخیر ماجرای آمنه زن خراسانی موجی از تاسف و درد را بهمراه داشت. که بمدت چندین سال مورد آزار و اذیت های فراوان همسرش قرار گرفته و تا سرحد مرگ نیز پیش رفته ولی با دخالت سازمان های مردم نهاد و فعالین مدنی توانست زندگی دوباره ای را تجربه کند.

همچنین یکی دیگر از مصداق های خشونت علیه زنان، اسیدپاشی های زنجیره ای در اصفهان بود، که مدتها باعث رعب و وحشت در جامعه شد. که این خود جای پرداختن بسیار در خصوص عوامل و واکاوی ریشه های بروز چنین خشونت هایی در جامعه دارد.

در ایران بعلت نبود قوانین محکم و حمایتی در صورت بروز خشونت و مراجعه به مراجع قانونی؛ زنان اغلب به کنار آمدن و برگشت توصیه می شوند. در چنین موقعیتی که قوانینی برای پیشگیری از خشونت وجود ندارد، باید هر روز شاهد خبرهایی در خصوص خشونت علیه زنان باشیم.

در این زمینه از تدوین لایحه‌ تامین امنیت زنان در برابر خشونت چند سالی می‌گذرد، اما متاسفانه مورد بررسی قرار نگرفته واجرایی نشده است.

اخیرا معاونت زنان و امور خانواده ریاست جمهوری بسمت به سرانجام رسانیدن لایحه «تامین امنیت زنان در برابر خشونت» قدم برداشته است و از تلاش این معاونت برای بردن این لایحه به صحن مجلس خبر دادهاست. شهیندخت مولاوردی در این باره نیز گفته: «با توجه به ضرورت کاهش خشونت علیه زنان لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت تدوین و تدابیر قانونی برای مقابله با این جرایم در نظر گرفته شده است.گفتنی است این لایحه در پنج فصل کلیات و مفاهیم، جرایم و مجازات‌ها، آیین دادرسی، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیشگیرانه و سایر مقررات تدوین شده است.»

در بوشهر خشونتی که از طرف همسر و پدر یا بردار و دیگر افراد مذکر خانواده در حق زن روا داشته می شود بیشتر بعلت سنت ها و فرهنگ رایج خانواده ها می باشد. این مطلب را رنجبر مسوول کانون حمایت از زنان نیز تایید می کند. وی در ادامه می گوید: «اغلب زنان مراجعه کننده اطلاع درستی از حق و حقوق خود ندارند یا در خانواده با آنها به درستی رفتار نمی شود. در این زمینه اخیرا سازمانهای مردم نهادی مانند جمعیت امام علی توانسته است فعالیت های موثری انجام دهد.»

با وجود قوانین بازدارنده می توان امیدوارتر بود، که خشونت علیه زنان کاهش یابد.  همچنین سازمان های مردم نهاد و فعالین حوزه زنان می توانند با یاری نهاد های مرتبط در این زمینه بسیار موثر و کمک کننده باشند چرا که با بالا رفتن آگاهی و یادگیری مهارت ها و توانمند تر شدن زنان می توان از قربانی شدن و مورد خشونت قرار گرفتن آنان جلوگیری کرد.

منابع:

خشونت علیه زنان/عاطفه شیخ یوسفی /پژوهشگر  حوزه مطالعات زنان

خشونت با زنان در ایران/شهلا‌ اعزازی ‌/ روزنامه اعتماد ملی

*تیتر: مصرعی از شعر زن در ایران/ پروین اعتصامی

 

پیام عسلویه

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو