ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

در سراپای وجودت هنری نیست که نیست

جلسه امروز شورا طبق معمول همیشه با تاخیر و تعدادی غایب شروع شد. راستش بعید می‌دانم روزی برسد که هر ۹عضو شورا رأس ساعت۱۷ حضور داشته باشند.

در هر صورت ۱۷۴امین جلسه شورا با حضور ۵عضو رسمیت یافت و یک ساعت بعد تعدادش به ۷عضو افزایش یافت!
اگر نطق اعضا و تصویب لوایح را فاکتور بگیریم؛ مهم ترین بخش جلسه امروز سخنان آقای زالی، شورایار منطقه تنگک اول بود. زالی که برخلاف اعضای شورا چندان خوش تیپ و اتوکشیده نبود و به گفتۂ خودش تحصیلات آکادمیک هم نداشت، سخنانش صریح و نافذ بود. در بیست دقیقه صحبتش با ایراد مثال هایی عینی، از فرآیندهای فَشَل شهرداری و سیکل های معیوب شورای شهر چهره برداشت. زالی با مستندات دقیق نشان می‌داد که چگونه عدم هماهنگی میان شهرداری و شورای شهر و دیگر ارگان ها از جمله فرمانداری باعث عدم پیشبرد پروژه ها می شود؟ چگونه نظارت ضعیف شهرداری بر پیمانکاران طرف قراردادش باعث می شود پروژه ها با کیفیت مناسب اجرا نشوند؟ زالی همچنین نشان داد چگونه اولویت بندی شهرداری در اجرای پروژه ها دچار اشکال است و نبود زمان بندی دقیق در مورد پروژه های عمرانی باعث می شود که حتی شهرداری خود نتواند زمانِ پایان پروژه ها را مشخص کند! چنان چه در جلسه شاهد بودیم هیچ یک از معاونان شهردار نتوانستند تاریخی برای پایان یافتن برخی مشکلات منطقه تنگک اعلام کنند. راستش را بخواهی دلم میخواست چندین نسخه از زالی تکثیر کنم و جای برخی از مسئولین بنشانم. که البته این تصمیم برآمده از احساس هم کار اشتباهی است، چرا که زالی را برای شورایاری ساخته اند نه شوراداری.
زالی در ادامه صحبت هایش قصه ای تعریف کرد که خلاصه آن چنین بود: فردی که ابتدا با تحصیلات کم در رده های پایین سیستم فعالیت میکرد، تصمیم گرفت ادامه تحصیل دهد، دکتری گرفت و رییس سیستم شد. زیردستی هایش هربار به رییس جدید مشکلات سیستم را گوشزد می کردند اما همکار دیروز که رییس امروز شده بود تواضع را فراموش کرده بود و ادعا میکرد کارمندانش قدرش را نمی دانند. از قضا روزی که انتقادات اوج گرفته بود؛ جناب رییس تصمیم گرفت به دیوان حافظ رجوع کند و در حضور کارمندان فال بگیرد تا برهمگان مشخص شود حق با کیست؟ حافظ را گشودند و این بیت آمد: «غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است/در سراپای وجودت هنری نیست که نیست»
زالی تلویحا به اعضا شورا اشاره میکرد و میگفت: اشکالات سیستم را تصحیح کنید. زمان بندی دقیقی برای پروژه هایتان طلب کنید و در اولویت بندی پروژه ها با مردم مشورت کنید. سخنان زالی از آن جنس سخنانِ خنثی نبود، تاثیر می‌گذاشتند و عمل می‌کردند و عمق شکاف ها را گسترده تر از پیش نمایان می کردند. سخنانش بیش از چندین مقاله و همایش آسیب شناسی، پرده از سیستم بوروکراسی فَشَل حاکم بر شهر ما برداشت. حقانیت صحبت هایش را از آنجا میشد فهمید که تقریبا هیچ یک از معاونان شهردار و اعضای شورا پاسخ قانع کننده ای نداشتند. تنها پس از رفتن زالی چند تن از اعضا همچون دولابی و برزگرزاده درباره مشکلات ساختاری سیستم صحبت کردند.
دولابی اشاره کرد که ما نباید برای کوچک ترین پروژه های عمرانی مثل آسفالت کردن یک کوچه در صحن شورا بحث کنیم. این ها وظیفه شهرداری است و ما صرفا باید نقش نظارتی داشته باشیم. برزگرزاده نیز با تایید نظرات دولابی ایراد کار را در پرسش های زیاد و عدم اعتمادِ شورا نسبت به شهرداری می دید.
در کل این چنین نقد شورا به شهرداری منطقی نیست، چرا که همگان می دانیم شهردار و معاونانش را اعضای شورا انتخاب می کنند. پس اگر نقصی در کار شهرداری است یک طرف ماجرا نیز انتخاب های غلطِ اعضای شورا است. در کش و قوس نقد اعضا به سیستم شهرداری به یادِ یادداشت هفته قبلم افتادم. در یادداشت هفته گذشته که شرحی بر ۱۷۲امین جلسه شورا بود ارسطو را مهمان شورای شهر کردم و از زبانش نکاتی گفتم. امروز همانطور که صندلی خالی کنار دستم خیره شده بودم دوست داشتم توماس هابز را مهمان جلسه شورا کنم. هابز، فیلسوف برجسته دوران رنسانس، طرفدار سلطنت مطلقه بود و معتقد بود که اختیار لِوْیاتان(دولت) تنها باید در دستان پادشاه باشد. هابز برخلاف متجددین زمانش مخالف سلطنت مشروطه بود، چرا که فکر میکرد با تقسیم قدرت، لِویاتان(دولت) ضعیف می شود و مردم ضرر می‌کنند. به گمانم اگر توماس هابز امروز مهمان شورای شهر بود نگاهی به من می انداخت و
می‌گفت: حالا دیدی سلطنت مطلقه من کارآمد تر از سلطنت مشروطه تو و دیگران است؟
و احتمالا من از جواب باز می‌ماندم!

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

در حوزه دشتي و تنگستان
سرویس خبر جامعه آنلاین: عصر امروز محمدحسین بکمی در گفتگو با جامعه آنلاین خبر اعلام نامزدی اش برای انتخابات مجلس را تایید کرد. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
آرشیو