ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

درحوزه داستان چندسالی است به خواب رفتیم

پریا مویدی : ما در زمانی که هنوز هم معاصر محسوب می شود صادق چوبک را داشتیم، محمدرضا صفدری و منیرو روانی پور را داریم ولی با این حال شاید ادامه این روند متوقف شد و یا شاید ما در حوزه داستان چند سالی است به خواب رفتیم اگرچه این حالت تنها شامل داستان نمی شود

سرویس فرهنگ و هنر جامعه : پریا مویدی داستان نویس بوشهری به تازگی رمان اول از سه گانه ی خود را به پایان برده و به ناشر سپرده است. به همین بهانه با او در باب ادبیات داستانی بوشهر پرسش هایی را مطرح کرده ایم


ادبیات داستانی بوشهرنسبت به دهه ها ی گذشته و ادبیات داستانی ایران در چه وضعیتی است؟

در پاسخ به این سوال باید اینطور بگویم که ما با دو نوع نویسنده در بوشهر مواجهه هستیم دسته اول نویسنده ای که بوشهری است و بوشهری می نویسد و دسته دوم نویسنده ای که تنها بوشهری است اما پا را از حدود مرزی بوشهری نویسی و یا بهتر بگویم ادبیات استانی فراتر می گذارد که از این دست نویسندگان در بوشهر کم داریم. دسته نخست یعنی نویسنده ای که بوشهری است و قلمش را هم پیرو همین بوشهری بودن کرده است باید بگویم تا حدودی این نویسندگان تکرار یکدیگرند یعنی برای دهه هاست که ما پا پیش تر از ادبیات منیرو و چوبک نگذاشته ایم برای این نظر مثالی دارم محمود دولت آبادی مرد شماره یک داستان روستایی است رمان جای خالی سلوچ وی تا کنون چندین بار به زبان آلمانی ترجمه شده است و موفق هم بوده باید این حقیقت را دریابیم که زمانی که نویسنده بوشهری داستانی به جامعه ایرانی ارائه داده است بلافاصله با رمان های دولت آبادی مقایسه شده است و از نظر من جواب می تواند تکرار از آب دربیاید چراکه کار رمان و داستان بومی بسیار کار مشکلی است و همانطور که میدانید می بایست اطلاعات خوبی از نظر منابع کلامی و حتی از دید جغرافیایی و تاریخ منطقه داشت بنابراین کار بسیار مشکلی است که روح جوان و نوگرایی به آن داد و در عین حال یا تجربه زیادی داشت و یا با تحقیق پیش رفت من گمانم بر این است که در حوزه داستان بومی کار بوشهری ها در حال حاضر سخت است چراکه در حال حاضر خوانندگان داستان های ایرانی رو به خواندن رمان ها داستان های خارجی آورده اند ولی ما کارنامه خوبی در این سبک از نوشتار داریم تاریخ ادبیات این مطلب را ثابت کرده است.

ادبیات داستانی بوشهر دارای چه شاخص ها و معیارهایی است؟

من فکر میکنم نه فقط داستان بومی بوشهر بلکه داستان بومی در سراسر ایران شاخصه های مشترکی دارد یکی از این شاخصه ها سادگی در بیان و عبارات کاربردی بومی است که چه از نظر نوع بیان و چه از نظر مضمون بی آلایشی را پیشه کرده اند شاخصه دوم رازگونه بودن ادبیات داستانی بوشهر است که این نکته را من باز هم در ادبیات داستانی مناطق دیگر دیده ام و دیگر اینکه داستان نویسان بوشهری به نوشتن عبارات و جمله های کوتاه علاقه بسیاری دارند چنان که رویکردشان بیش از رمان به داستان کوتاه است.

داستان نویسان برجسته ی نسل نو ادبیات داستانی بوشهر چه کسانی هستند و چه ویژگی های ادبی برجسته ای دارند؟

خب در این زمینه معتقد هستم یک نویسنده تا زمانی که خودش را به روز نگه دارد با وجود کبر سن هم می تواند جز نسل نو شناخته شود چراکه این اثر نویسنده است که روح جوانی و یا پیری به نوشته می دهد و نه سن و سال او، ولی من در حال حاضر نویسنده برجسته ای در نسل جوان بوشهری نمی شناسم چه برسد به ویژگی آثار آنها.

چرا ادبیات داستانی بوشهر در حوزه ملی نمود و بروزی تاثیر گذار ندارد؟

ما در زمانی که هنوز هم معاصر محسوب می شود صادق چوبک را داشتیم، محمدرضا صفدری و منیرو روانی پور را داریم ولی با این حال شاید ادامه این روند متوقف شد و یا شاید ما در حوزه داستان چند سالی است به خواب رفتیم اگرچه این حالت تنها شامل داستان نمی شود ما در شعر هم شاهد این روند هستیم و خب من فکر میکنم به این دلیل بود که زیاد خودمان را به مطرح شدن در حوزه بوشهر قانع کردیم و یا شاید هم در این سال ها کسانی را به عنوان نویسنده در استان مطرح کردیم که پشتیبانی بجز سلام و علیک با دوستان نداشتند در صورتی که بوشهر و یا بگذارید پا را فراتر بگذارم ایران نیاز به نویسنده ها و شاعرهایی دارد که پشتیبانشان تعداد و کیفیت کتاب ها و مقالاتی است که خوانده اند و نه تعداد دوستان سرشناسی که دارند. صراحتا می گویم مشهور شدن بلاخص در ایران کار راحتی است اما دوام شهرت به کیفیت است چیزی که ما در ادبیات بیش از طرح جلد خوب و تبلیغات پوچ به آن نیازمندیم.

وضعیت کارکاههای ادبی و انجمن های ادبی استان بوشهر در حوزه ادبیات داستانی چگونه است؟

حقیقت امر این است که با هیچ انجمنی در ارتباط نیستم اما در سالهای گذشته در جریان محفل های ادبی بودم. شخصا فکر نمی کنم کارگر باشند چون در این چند سال حداقل شاهد بدنیا آمدن نویسنده ها و شاعرهای ماندگار از درون این محفل ها نبوده ام. البته نظر شخصی ام را گفتم و قصد جسارت نداشتم.

کدام ادارات و سازمان های فرهنگی توجه بهتر و بیشنری به ادبیات در بوشهر دارند و کدام ها توجهی به ادبیات ندارند؟

خب سوال بسیار خوبی مطرح شد باید این سوال شما را با سوال دیگری پاسخ بدهم و آن اینکه توجه از دید من با توجه از دید دیگری چه تفاوت هایی دارد؟ باید عنوان کنم که توجه از دید من یعنی شما با ذهن باز و بدور از پیش زمینه مطلبی را در قالب شعر و یا داستان می نویسید و به فلان جا مراجعه میکنید تا از شما حمایت شود اما توجه از دید دیگری شاید این باشد که یک نویسنده سفارش بگیرد که در باب فلان موضوع چیزی بنویسد تا فلان ارگان دولتی یا نوشته را از ایشان خریداری کند و یا اینکه از ایشان حمایت کند. خب فکر می کنم تفاوتش را خوب مطرح کرده باشم و می توانم بگویم با این اوصاف هیچ اداره و یا سازمانی را چه فرهنگی و چه غیر از آن برای حمایت از یک نویسنده مستقل در امر نوشتن نمی شناسم ولی برای سفارش نویس ها بله همه ارگان ها حمایتگرند.

مهم ترین اثار ادبیات داستانی معاصر بوشهر کدامتد؟

اعتقاد به بهترین بودن هیچ اثر داستانی بوشهری ندارم
از نظرم هنوز بهترین آنها نوشته نشده.

راه حل پیشنهادی شما برای ارتقا کیفی ادبیات داستانی بوشهر چیست؟

راه حل بسیار است ولی عمل به آنها سخت است راه حل معمولا چیزی است که صادقانه، اصولی و روشن مطرح می شود و باید بگویم عمل به آن برای کسانی که همیشه از میانبر استفاده می کنند کار سختی است. مطالعه با کیفیت و هدفمند اولین رکن ارتقای سطح دانش در هر زمینه ای است ولیکن اگر نشست های ادبی، دیدن دوستان شاعر و نویسنده، استفاده از روابط ، می تواند کسی را نویسنده کند! می تواند راهی بازکند که شما کتاب چاپ کنید! خب پس به دنبال راه حل نباید رفت.ما ابتدا باید خوب مفهوم هر واژه را بدانیم نویسندگی از دید هر کس نباید معنای متفاوتی داشته باشد به فرض در دایره لغت کسی معنای شخصی که کپی می کند پول خرج می کند و چاپ می کند و… باشد ولی در دایره لغت دیگری چیز دیگری باشد حقیقت این است که از دید من نویسنده شخصی است که سخت تلاش میکند کتاب می خواند فیلم می بیند تحقیق می کند با آگاهی پیش می رود به مخاطبش اهمیت می دهد وقت می گذارد به همکارانش از طریق کپی نکردن و سرقت ادبی احترام میگذارد در دوره ای بنا به قاعده و عرف جامعه که نویسندگی را شغل نمی داند یک دوره فشار مالی و حتی فشارهای اجتماعی را تحمل می کند و به سختی و بعد از چانه زدن با ناشرها کتابش را بعد از عبور از هفت خان رستم چاپ میکند. این معنای نویسندگی است جوان ها و حتی پا به سن گذاشته هایی که متاسفانه عمری است خود را نویسنده می دانند در صورتی که تنها کسانی هستند که حضور همیشگی شان در محافل به اصطلاح ادبی آنها را نویسنده کرده است باید معنای نویسنده بودن را بدانند تا روزی را شاهد باشیم که نه تنها ادبیات داستانی بوشهر در ایران شناخته شود بلکه ادبیات داستانی ایران ارزشش را داشته باشد که به دنیا معرفی شود.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
سایه دوم تو
نادر هوشمند
اصلان آفریقایی و واپسین صورتک او
نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
آرشیو