ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

نوید کلهرودی
در‌کجا ایستاده ایم؟


تاملی در مورد وضع کنونی مان

اول.‌ مانوئل کاستلز در کتاب ” شبکه های خشم و امید” توضیح می دهد که چرا تظاهرات خیابانی مهم است. کاستلز می گوید مهم ترین پیامد تظاهرات خیابانی این است که عرصه عمومی از دست حکومت خارج میشود و امور طبیعی ناگهان حالتی غیر طبیعی به خود می گیرند. دولت به تعبیر وبر نماد انحصار زور مشروع در جامعه است اما وقتی مردم پای به خیابان می گذارند و نهادهای عمومی را تصرف یا کارکرد آنها را مختل می کنند عمیقا به چالش با این زور مشروع برخاسته اند. تظاهرات خیابانی عنصر ترس را نیز از بین مردمی که از چنین امری می هراسیدند از بین می برد و هر چه چنین اتفاقی بیشتر شود هراس مردم از حکومت کمتر می گردد و طبیعی است که زیست هر روزه مردم با یگان های ویژه حاضر در میدان ها باعث می شود کم کم دیگر ترسی از آنها وجود نداشته باشد.

دوم. مجموعه ای از محققان در کتاب ” از انعطاف پذیری تا شورش” نشان می دهند که حکومت های اقتدارگرا تا حدی انعطاف دارند و کار خود را با سیاست چماق و هویج پیش می برند مثلا تا حدی سرکوب می کنند ولی همزمان یارانه و تسهیلات هم به مردم می دهند یا اینکه جامعه مدنی ئی مصنوعی و کنترل شده و از بالا می سازند. نویسندگان نشان می دهند که این سیاست در کشورهای عربی تا زمانی جواب می دهد چرا که گسترده شدن فساد میان مسئولان و خانوادگی شدن اداره ی کشور باعث میشود جایی مردم دیگر تحمل نکنند و قیام کنند.

سوم.فرانسیس فوکویاما در کتاب ” نظم و زوال سیاسی” توضیح میدهد که دولت ناکارآمد مدام ویژه پروری می کند و طبقه ای از حامیان را شکل میدهد که قدرت را کامل قبضه می کنند اما چون نهادهای سیاسی نمی توانند خود را با خواسته های مردم به روز کنند در نهایت فرو می پاشند.

چهارم. حکومت های اقتدارگرا اسیر مفهوم ایدئولوژی هستند. در این جهان بینی هیچ ایرادی معنا ندارد، همه چیز صحیح است و همه به طرف خیر مطلقِ از پیش وعده داده شده حرکت میکنند بنابراین اشتباه و نقد اساسا جایی ندارد. هیتلر در ماه های منتهی به سقوطش نمونه ای از این نگاه بود. با آنکه آلمان در جبهه ها در حال شکست خوردن بود اما هیتلر از هزینه های گزاف مالی برای ساختن ساختمان ها و پروژه هایی که عظمت رایش سوم را نشان دهند دست نکشید و هشدار مشاورانش برای عدم حمله به روسیه را هم جدی نگرفت چون مردم در نازیسم قربانیان هدف بزرگ تری بودند و بی اهمیت. در این نظام ها دروغ های بزرگِ رهبران توسط خودشان نیز پذیرفته میشود و دستگاه تبلیغاتی عظیمی وظیفه ارضا فکری مخاطبان را دارد. تله اینجاست که اگر رهبران بخواهند هم به دنیای واقعی بازگردند عملا نمی توانند چرا که با چالش بزرگ رویارویی با هواداران تندرو و دو آتشه خود روبرو می شوند بنابراین هر چه بیشتر سقوط می کنند.

پنجم. هانا آرنت و الکسی دو توکویل در آثار خود نشان می دهند که اگر در جریان یک انقلاب به جای آزادی مفهوم فقر جایگزین شود آن انقلاب قربانی نان خواهد شد و مفهوم اصیل آزادی را از دست خواهد داد. همین نکته را سالها قبل حسین بشیریه برای تز دکتری خود و در توضیح چرایی سقوط دولت بازرگان و افتادن کشور به دست چپ ها و تندروها به کار گرفت.

ششم. شورویزه کردن یکی از راهبردهای آمریکایی است. در این نگاه شما قدرت نظامی را تنها قدرت دانسته و مسابقه تسلیحاتی راه می اندازید. در حالی که از حکمرانی خوب و اداره امور روزانه کشور ناتوان هستید. شهر موشکی زمانی مولفه قدرت به حساب می آید که ناکارآمدی در دیگر ارکان اداره کشور این چنین آشکار نباشد.

هفتم. هر حکومتی که تلاش کرده است ریشه ها و سنت های مللی کهن چون ایران را نادیده بگیرد خودش توسط این مفهوم دور زده شده است. دو قطبی ساختن جامعه در گزاره هایی همچون ایرانی و غیر ایرانی و تعیین تکلیف کردن برای اینکه چه کسی ایرانی است و دیگری نیست روشی شکست خورده است که نمونه ای از آن الگوی ناسیونالیسم ایدئولوژیک پهلوی دوم بود که منجر به روی کار آمدن نوعی اسلام گرایی رادیکال گردید.

هشتم. همه چیز به جنگ نمادها بدل شده است، یکی از روی پرچم رد نمی شود، آن یکی از تیم ورزشی استعفا می دهد و غیره. رویکرد ایدئولوژیک هم باعث میشود امیدی به اصلاح و تغییر نباشد. اما حاکمان می خواهند حکومت کنند بنابراین نرمشی نشان خواهند داد اما زمان این نرمش کی باشد و در این مدت چه ضربه های مهلک دیگری به ته مانده های زیر ساخت های این سرزمین بخورد تنها خدا داند. ما در حال سقوط به ته دره ایم اما سقوطمان سریع نیست. آرام آرام به ته دره می رویم و حتی در نهایت وقتی به ته دره برسیم خونی در جسممان باقی نمانده است./ نوید کلهرودی

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

در میان گذر این روزهای کرونایی که همه جا صحبت از تب و تردد و سرفه و بیماری و قرنطینه است نشستن پای صحبت آدم هایی که دنیا رو جور دیگری می بینند حال دیگری دارد. آنها که گذشته اند از ناامیدی و ترس و رکود و سکوت و به نقطه زیبای آگاهی و بینش […]
آرشیو

مقالات

سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آرشیو