ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

خوش‌خیالی را بگذارید کنار!


قریب به ۴ ماه از شروع بحران جهانی کرونا می‌گذرد. بد نیست در ابتدا وضعیت جامعه بشری را در مواجهه با این بحران به شکلی خلاصه صورتبندی کنیم:

کماکان ویروس را به طور کامل نمی‌شناسیم، پژوهشگران دانشگاه کمبریج اعلام کرده‌اند که حداقل دو نوع از این ویروس در نقاط مختلفی از جهان ایجاد اپیدمی کرده است.

پیشتر نیز محققان چینی نوع کروناویروس ووهان چین ( نوع B ) را دارای ۲ واریته S و L دانستند. اخیرا با مطالعه خفاش‌ها در آسیای جنوب شرقی دست کم ۶ نوع دیگر از این ویروس شناخته شده‌است، آیا این ویروس‌ها نیز هم‌اکنون در انسان بیماری ایجاد می‌کنند؟آیا در جهشی ژنتیکی به هم تبدیل شده‌اند؟ آیا همچنان جهش می‌کنند؟

رفتار بالینی ویروس نیز به همان اندازه در ابهام است. میزان کشندگی آن تطابق کاملی با پیش‌بینی‌ها ندارد. کووید-۱۹ تعداد معناداری از افراد کم خطر (جوان، میانسال و افراد فاقد بیماری‌های زمینه‌ای) را به کام مرگ کشانده است؛ به گونه‌ای که فرضیه‌های مهم بودن حجم ویروس در آلودگی یا ژنوم‌های آسیب‌پذیر و …. در توضیح این پدیده‌ها مطرح شده‌اند، تعداد معناداری از بیماران به دلایل غیرتنفسی (و به طور ویژه قلبی) فوت می‌کنند، همچنین آثار آن بر سیستم عصبی و مغز انسان به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است.

برخورد بشر با ویروس نیز چه در مورد درمان و چه در کنترل هنوز در زمره سعی و خطاست، در واقع ما در درمان و کنترل بیماری به شدت از میراث برخورد با آنفلوآنزا کمک گرفته‌ایم.

کنترل: همه کشورهای آلوده هر یک در زمان و شدتی قرنطینه را به کار گرفته‌اند، همه با یک هدف: خرید زمان و تقویت قوای دفاعی و درمانی کشور، و همگی در پی یافتن راهی برای نجات اقتصاد با کمترین تلفات ناشی از بیماری هستند.

درمان: همه امکانات بشر برای یافتن داروهای حمایتی موثر به منظور کاهش مرگ ومیر، دستگاه‌های حمایتی تنفسی به منظور کمک و احیای ریه، داروی ضدویروس، واکسن بیماری، تست‌های قابل اتکا و اقلام تشخیصی، ماسک، دستکش و پوشش‌های حفاظتی، مواد ضدعفونی کننده بدن، اجسام، آب، خاک و هوا بسیج شده است؛ اما چشم‌انداز کوتاه مدتی برای به بار نشستن این تلاش‌ها متصور نیست.

همان طور که ذکر شد چارچوب‌های ادراکی بشر برای کنترل بیماری، کاملا مبتنی بر تجربه‌اش به ویژه در مورد آنفلوانزا است، در این میان برخی به ویژه آلمانی‌ها پلن B را هم در نظر گرفته‌اند، که اگر با ویروسی کاملا جدید که متضمن بدترین سناریوهای ممکن است، مواجه باشیم چه باید کرد؟ آنها تیمی مجرب از پژوهشگران چندین رشته را به یکی از مناطق آلوده آلمان فرستاده‌اند تا اگر بشر با چیزی کاملا متفاوت و جدید روبرو بود، زمان شناسایی، ارزیابی و طراحی را از دست نداده باشند.

وضعیت ایران

ما نیز مانند برخی دیگر از کشورها در مدیریت بحران همیشه تاخیر داریم، موضوعی که خود در جای دیگر بحث دیگری می‌طلبد. بهتر است مروری بر تصویر کلی وضعیت بیماری در کشور هم داشته باشیم:

هم اکنون طبق الگوهای آماری دنیا (با پیش‌فرض مشابهت ویروس‌ها، الگوهای فوق‌الذکر خود مبتنی بر موارد مثبت آزمایشگاهی است) احتمالا بیش از دو میلیون ایرانی به این ویروس مبتلا شده‌اند، البته با توجه به تحقیقات اخیر صورت گرفته در آلمان و نیویورک، احتمالا رقم واقعی مبتلایان ما بیشتر از این تعداد خواهدبود.

بیماری در سراسر ایران پراکنده شده و شدت آن در بخش‌های مرکزی بیشتر و فعلا در حواشی کشور کمتر است.

ظاهرا به دلیل مشکلات اقتصادی و ناتوانی حکومت، قوانین کنترلی تسهیل و تجمع‌های ضروری برای حیات اقتصادی و حمل ونقل عمومی برقرار خواهد شد.

برنامه‌ای برای تست و رصد یا تمدید فاصله‌گذاری اجتماعی وجود ندارد. به بیان ساده‌تر در سطح کنترل بیماری به آگاهی‌رسانی عمومی و تعطیلی تجمعات کم‌هزینه (دانشگاه‌ها، مدارس، اماکن ورزشی، اماکن فرهنگی و …) اکتفا می‌کنیم

برنامه‌ای برای تست و رصد یا تمدید فاصله‌گذاری اجتماعی وجود ندارد. به بیان ساده‌تر در سطح کنترل بیماری به آگاهی‌رسانی عمومی و تعطیلی تجمعات کم‌هزینه (دانشگاه‌ها، مدارس، اماکن ورزشی، اماکن فرهنگی و …) اکتفا می‌کنیم و در عوض سامانه درمانی خود را بهتر و آماده‌ برخورد با امواج پیش رو می‌سازیم. ارزیابی تصمیم‌گیران این است که با مشاهده امواج بلند، مجددا می‌توانیم تعطیلی، قوانین منع تردد و … را جاری سازیم تا این امواج سازمان درمان را با سیل مبتلایان غرق نکند. این گونه زمان را مدیریت می‌کنیم تا فصل گرما فرا برسد و تلاش برای اکتشافات علمی (دارو، واکسن، تست‌های سریع، ارزان و فراوان و …) به نتیجه برسد.

از یک سو باید گفت که حتی اگر بخواهیم رویکرد اتخاذی دولت را بپذیریم و به اجرای آن اکتفا کنیم، اقدامات باید بسیار فراتر از چیزی باشد که شاهد آنیم. اگر بنا باشد به انتظار اوج‌های مجدد بیماری‌ای هم‌ارز آنفلوآنزا بنشینیم، باید در این بازه زمانی تمهیداتی بیندیشیم:

در گام اول به طراحی یک سیستم هشدار جغرافیایی در سراسر کشور نیاز خواهیم داشت که به ما نشان دهد هر استان در امواج پیش رو چه وضعیت احتمالی را تجربه خواهد کرد، و آمادگی ما در هر استان باید چه مختصات و شدتی داشته باشد. برای این سیستم احتیاج به شاخص هشدار، و برای استخراج این شاخص نیاز به آمار صحیح، دقیق و شفاف داریم.

در گام دوم باید بخش درمان را به سرعت به لحاظ کمی و کیفی تقویت کنیم: نظام درمان با نیروهای محدود، و در وضعیتی که تعداد نامعلومی پیک بیماری را در پیش رو خواهیم داشت، دچار فرسودگی و استهلاک بالایی خواهد شد، پس باید از فرصت آرامش نسبی به دست آمده، برای تجهیز پرسنل و نیروی انسانی تازه نفس، تجهیزات بیمارستانی مانند دستگاه های تنفسی، ونتیلاتورها، تخت ICU و تامین داروهای مورد نیاز بهره بجوییم. به‌علاوه باید به‌طور ویژه به شیوع همزمان آنفلوانزا و کووید-۱۹ در پاییز و زمستان توجه کنیم و برای مدیریت چنین شرایطی هم برنامه‌ریزی و نقشه راه داشته باشیم.

گام سوم طراحی سیستمی برای دفاع از ایرانیان پرخطردر مقابل این بیماری است، ۱۵میلیون افراد بالای ۶۰ سال و بیماران زمینه‌ای کشور احتیاج به برنامه حفاظتی- مراقبتی دارند. باید تدبیری برای محافظت از این گروه در برابر بیماری اندیشیده شود.

نمی‌توان بدون انجام این مقدمات انتظار داشت که در امواج بعدی بیماری غافل‌گیر نشویم و توان مقابله با بیماری را داشته باشیم. از سوی دیگر نمی‌توان از این واقعیت چشم‌پوشی کردکه حتی در فرض تحقق همه این اقدامات ما همه ماجرا را ندیده‌ایم و در آن سو، فرضیه دیگری دور از چشم ما به قوت خود باقی‌ست:

الف- رویکرد مذکور بسیار ساده‌انگارانه بر دو پیش فرض آنفلوآنزایی مبتنی است: رفتار ویروس (میزان کشندگی ویروس و امواج ابتلای پیش رو) مانند آنفلوآنز است و امکانات درمانی ما در برابر آنفلوآنزا هم کفایت می‌کند. این رویکرد پاسخی به فرضیه احتمالی دیگر ندارد و راه چاره‌اش این است که «هر جا احساس کردیم سررشته کار دارد از دستمان خارج می‌شود، کلید تعطیلی را می‌زنیم»؛ از آن بدتر، آن که تصوری از «از دست رفتن» و «تعطیلی متعاقب آن» ندارد.

ب- ایران قطعا در سراسر سال ۹۹ درگیر کرونا خواهد بود، جامعه کوتاه‌مدت، مدیران کوتاه‌مدت و اقدامات کوتاه‌مدت ممکن است در پاییز و زمستان ۹۹ فاجعه بیافریند. موضوعی که تصمیم‌گیران، موضوعیتش را هم به رسمیت نمی‌شناسند.

ج- متاسفانه هر چه جزئیات بیشتری از اهمیت و رفتار ویروس درمی‌یابیم، آن فرضیه دوم که تصمیم‌گیران ما به سادگی کنار گذاشته و به بخش آرام ذهن‌شان گریخته‌اند، جدی‌تر و محتمل‌تر از پیش می‌شود: اگر میزان کشندگی ویروس بیش از ۲٪ باشد ( که شواهدی هم دال بر آن موجود است)، می‌توان گفت جامعه ایرانی با فاجعه مواجه خواهد بود. در این احتمال ویروس با امواج پی در پی سازمان درمان را فرسوده می‌کند، آسیب‌دیدگان را عاصی و دیگران را بی‌حوصله و کلافه خواهد کرد، بخش گسترده‌ای از مردم از آسیب‌های اقتصادی و روانی ناشی از سوگ عزیزان و ناتوانی‌شان از تامین معاش به تنگ خواهند آمد و آن گاه در سرمای ۹۹، امواج بیماری با امواج شورش‌های اجتماعی همزمان خواهد شد و…. اینک آخرالزمان!

د- واقعیت آن است که اکثر سیستم‌های سلامت در کشورهای درگیر برای فرضیه دوم یعنی نیمه‌ی دشوار ماجرا آماده نیستند، اما ظاهرا فقط ما به امید مکفی بودن نظام درمان‌مان در مواجهه با گردباد حوادث، بی‌خیال و آسوده خاطر هستیم. حتی سیستم‌های متمرکزی مانند چین که امکان کنترل مرکزی و محوری جامعه و شهروندان را به مراتب بیش از ما داراست، و یا سیستم‌هایی با امکانات و سازمان درمانی به مراتب پیشرفته‌تر ، بهره‌وری بالاتر و توان کنترلی قدرتمندتر از ما، مثل آلمان، به چنین وضعیت آخرالزمانی می‌اندیشند. وضعیتی که سازمان فعلی سلامت امکان مقابله با بیماری را در تمام کشور نخواهد داشت و تنها می‌تواند نقش رگولاتوری، پشتیبانی و عملیات ویژه (ICU) را برعهده گیرد، وضعیتی که سازمان رفاه کشور تنها می‌تواند به محرومان و آسیب‌دیگانی از پیش شناسایی شده ، آن هم به تعدادی ناکافی رسیدگی کند و ….

ه- در چنان وضعیتی چاره‌ای جز مشارکت و بازیگری نهادها و اقدامات محلی و داوطلبانه نیست، پژوهشگران آلمانی در هانسبورگ در گزارش اخیر خود می‌گویند: «در صورتی که پیش‌بینی‌های ما ار زمان، شدت و گسترش بیماری درست نباشد، تنها با دولت‌های محلی می‌توان بشر را نجات داد.»

پیشنهاد

ما در موقعیتی ایستاده‌ایم که بنابر شواهد صریح علمی، نمی‌توانیم احتمال وضعیت بغرنج و پیش‌بینی نشده را در نظر نگیریم و شوربختانه آن وضعیت را آن گونه که مدیران این بحران می‌اندیشند، با کلید تعطیلی و … نمی-توان مدیریت کرد. چنان وضعیتی نیاز مبرم به بستر نهادی و عملیاتی محلی دارد. ما حکومت را برای حفظ جان و مال خود می‌خواهیم و برای چنین روزی، او وظیفه دارد به این وضعیت بیندیشد و تمهیدات لازم را انجام دهد و اساسا مگر حکومت‌ها برای هدفی جز این تشکیل شده‌اند که از جوامع در مقابل تهدیدهای بزرگ حراست کنند. برای همین رویکرد ابتدا باید اعتماد مخدوش شده را بازیابی کنیم و ارزیابی‌مان از وضعیت و برنامه‌مان برای سناریوهای ممکن را با مردم درمیان بگذاریم. گفتگوی شفاف و صریح با مردم، عفو عمومی و هر اقدامی که امکان حفظ سلامت مردم و گذار امن جامعه ایرانی از این بحران را فراهم کند، امروز از هر روزی واجب‌تر است. در سایه چنین درکی آن گاه می‌توان عملیات سازمان‌دهی و آموزش نهادهای محلی را طراحی و اجرا کرد.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آرشیو