ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه

آتنا مرکزی: برای شهروند فعال بودن نسبت به خشونت علیه زنان نیاز نیست که مدام با افراد درگیر شوید مثلا همین که وقتی در وسیله نقلیه عمومی شاهد خشونت هستید به جای گرفتن نگاهتان از این امر نگاهی سرزنش امیز بیندازید

 

آتنا مرکزی: دانشجوی دکترای حقوق/ فعال حقوق زنان

 

‎تفاوتی نمی کند که مرد باشید یا زن، حتما بارها شاهد خشونت در انحای مختلف ان علیه زنان بوده اید. واکنش شما چیست؟ مثلا اگر در خیابان با خشونت کلامی علیه زنان مواجه شوید چه می کنید؟ یا حتی اگر صدای خشونت شدید از خانه همسایه تان به گوش برسد؟ اگر در محیط کار متوجه شوید که همکار شما با نوعی خشونت جنسیتی روبروست چطور؟ مشکل را گردن قربانی خشونت می اندازید و مثلا با زیر سوال بردن نوع پوشش یا رفتار، منجر به تشدید الام وی می گردید و خشونت دیده را مجبور به کتمان سازی و خود خوری می کنید؟ یا این اعمال به نظرتان عادی و طبیعی به نظر می رسد و انقدر گرفتار هستید که کاری به کار دیگران نداشته باشید؟ شاید هم از دسته سوم هستید که نسبت به مسائل مبتلابه جامعه احساس مسئولیت کرده و واکنش نشان می دهد؟ به نظر شما چند در صد افراد جامعه در دسته سوم قرار می گیرند و چند درصد در دو دسته اول و دوم؟

‎همه این سوال ها را بگذارید کنار این سوال که میزان خشونت در جامعه ما در ابعاد و سطوح مختلف و فارغ از جنسیت چقدر است؟ مثلا اتفاقات یک روز خود را مجسم کنید از لحظه ای که از درب منزل خارج می شوید، از وضعیت خیابان ها و رانندگی، از برخورد با شهروندان در کسوت های مختلف، احساسی که در پایان روز به شما دست می دهد چیست؟ حس یک ادم کامیاب ،موفق و پرامید، یا فردی سرخورده و مایوس؟

‎واقعیت این است که چرخه بازتولید خشونت در جامعه از خانواده آغاز می شود جایی که اگر رابطه اولیه زوجین با یکدیگر بر اساس تعادل و تعامل شکل نگیرد ارتباطات ناموزون گسترده ای را در جامعه موجب می شود و بنیانهای فرهنگ خشونت و نابرابری نهاده خواهد شد،بار اصلی گفتمان خشونت نیز مانند هر گفتمان دیگری بر عهده زنان است که به عنوان حاملان و ناقلان فرهنگ و اولین و موثرترین عامل جامعه پذیری افراد عمل می نمایند. چراکه بر طبق وظیفه سنتی مادران نقش تربیت و به عبارتی انتقال ارزش ها و هنجارها را بر عهده دارند. حال به این سوال بیاندیشید نگرش و تجربه فرد خشونت دیده نسبت به محیط پیرامونی و افراد چگونه است؟ یا اساسا فردی که قربانی خشونت واقع شده از لحاظ روانی چگونه می تواند صلاحیت پرورش نسل سالم و پویایی را داشته باشد؟

بابد به ابن امر توجه داشت که دامنه این نوع خشونت فقط بر روابط بین دو جنس محدود نمی ماند و به روابط بین هم جنسان نیز سرایت می کند و رد پای این نوع ارتباطات ناسالم و خشونت زا را می توان در تک تک روابط و در تک تک نقش های افراد جامعه دید. امروزه توسعه یافتگی با مفاهیمی چون حقوق شهروندی پیوند خورده است حقوقی که نه فقط در رابطه دولت و شهروند که در ارتباط با شهروندان با یکدیگر تجلی می یابد.بنابراین تا زمانی که نسبت به سایر شهروندان حس مسئولیت نداشته و بی تفاوت باشیم نمیتوانیم مدعی حقوق شهروندی به معنای کامل بوده و به سمت توسعه پیش برویم.

‎شاید بی تفاوت بودن نسبت به خشونت علیه زنان در جامعه ای که از ‎دیرباز شهروندان ان در مقام تماشاچی خشونت چه در شکل سنتی و قدیمی آن با دیدن مجازات ها در ملا عام مثل اعدام و چه به شکل مدرن با دیدن و ارسال کردن تصاویر خشونت های اجتماعی ظاهر می شوند امری طبیعی به نظر برسد، درواقع در جامعه ای که روابط تبعیض آمیز و خشونت آمیز خانوادگی در سطح جامعه گسترده می شود منجر به تهی شدن آن ‎از روابط معنادار بین اعضای خود خواهد شد و روابط صوری موجود منجر به ایجاد انسانهایی تنها می گردد.

افرادی که چنانچه خود در چرخه بازتولید خشونت مشارکت ننمایند تنها نظاره گر خشونت خواهند شد. به علاوه طبیعی شدن روابط مبتنی بر سلطه و نابرابری منجر به ایجاد نوعی حس همزادپنداری در ناظران خشونت و بی تفاوتی در آنها می گردد. به طور مثال دیدن نزاع های خانوادگی در فضاهای عمومی به دلیل عادی تلقی شدن در روابط زوجین، حمایت و همراهی شاهدان را به همراه نخواهد داشت و مهم تر از همه بی تفاوتی شهروندان نسبت به خشونت دیدگان ناشی از مرگ یا فقر سرمایه های اجتماعی است . جامعه ای که در آن روابط مبتنی بر صمیمیت، اعتماد و مشارکت وجود نداشته باشد ‎ظرف مساعدی برای تولید خشونت خواهد بود.

‎بنابراین اگر خواهان تغییر شرایط اجتماعی و یا حتی فردی خویش هستید باید در نقش شهروند فعال ظاهر شوید. اگر چه خشونت سیاسی و قانونی علیه زنان بحث مهم و غیر قابل اغماضی است به واسطه اینکه ابزارهای اجتماعی و سیاسی و قانونی که در دست نهاد دولت وجود دارد از حیث گستردگی و اثرگذاری قابل مقایسه با نهاد دیگری نیست؛ اما بهترین نقطه برای شروع تغییر فرد و جامعه است.به علاوه مثلا جرم انگاری انواع خشونت علیه زنان اگرچه امرمطلوبی است اما چنانچه در جامعه حساسیت های لازم نسبت به آن وجود نداشته باشد قانون را به قانونی متروک مبدل می سازد. ضمن اینکه در هر صورت راه حل های قضایی معمولا به عنوان اخرین راه حل ها مورد استفاده قرار می گیرند.

از طرفی برای شهروند فعال بودن نسبت به خشونت علیه زنان نیاز نیست که مدام با افراد درگیر شوید مثلا همین که وقتی در وسیله نقلیه عمومی شاهد خشونت هستید به جای گرفتن نگاهتان از این امر نگاهی سرزنش امیز بیندازید تا خشونت ورز نتواند به راحتی و با احساس امنیت به عمل خشونت آمیز خود ادامه دهد کافی است.

اگرچه ممکن است نسبت به خشونت موجود در خانواده ها همزاد پنداری کرده و قدرت مردانه خود را در معرض آسیب ببینید اما قطعا به عنوان برادر یا پدر چنانچه خشونتی بر خواهر یا فرزند شما روا شود تحمل نخواهید کرد.

‎ورای این نوع خشونت های مستقیم نسبت به نزدیکان خود اگر نسبت به شرایط زیست فردی و جمعی خود احساس مثبت و مطلوبی ندارید (به شکل غیرمستقیم قربانی خشونت هستید) از همین لحظه شروع کنید و نسبت به خشونت های موجود در جامعه کنشگر باشید. چرا که خشونت علیه زنان خشونت علیه جامعه است.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آرشیو