ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

خدیجه آبزن
با من بیا….

با من بیا…

خدیجه آبزن
بیا همان زن پر اضطراب اسفندماه باشیم با یک عالمه کار مانده روی دوشمان. بیا تا اینبار تقویم را از آخر باز کنیم و باز دست توی سرمان از داور چهارم این بازی نفسگیر روزگار ،وقت اضافه ی بیشتر طلب کنیم. هنوز یکعالمه کار انجام نشده داریم. یک دفتر لبخند شکفته نشده را باید از ب بسم الله تا نون پایان بخوانیم. یک کوی و محله، مهربانی هنوز مانده که باید قدم بزنیم و در خانه هایشان را بکوبیم و حلالیت بطلبیم. وای باز دفتر اسفند این ماه عجول ،بسته میشود تا ما بمانیم و هزاران کار نکرده و راه نرفته و افسوسهای به جا مانده.

بیا همان زن پر اضطراب اسفندماه باشیم. اما بیخیال کارهای مانده و خانه تکانی های معمول؛ این بار بیا فرق موهایمان را از وسط باز کنیم و با روغن گلی که پدر بزرگ از آخرین سفر قطرش آورده چرب و صاف کنیم و آن لچک دستدوز مادربزرگمان را روی آن بگذاریم با همان گلدوزیها و نوار دوزیهای ساده اش. آنگاه مینار نازک و مشکی نیاکانمان را با وسواس دور گردی صورت بپیچانیم و آن گوشه با آن سنجاق قفلی یادگاری ،ثابت کنیم تا انتهای مینار جنوبیمان پشت سر رها شود. رهاشود با همان خاطرات تلخ و شیرین گذشته و در باد “قوس” و “بررو” و “شمال” برای خودش برقصد. اسفند است و بیم هیچ باد لچیزب و لهیمری نیست تا مینار نیاکانمان را از سر باز کند و پریشانمان نماید.و تو میمانی و بهاری که تازه از راه رسیده. بی اضطراب های کشنده ی اسفند ماه در پی عطر مرمرشکهای دشتهای دشتی و دشتستان خواهی دوید از میان گندمزارهای مشوش فروردینی نیز باید بگذری؛ گاهی گل اسبی بچینی و گاهی تن نرم و مخملین کرمهای نوروزی توله زارهای کنار چاهابهای مزارع تنباکو را با همان ترس زنانه ات لمس کنی.

از کوچه های تاریخ تنگستان که بگذری، نخلستانهای در ستیز با آسمان را هم باید پشت سر بگذاری و شاید گاهی برای شیرینی کام تلخت از نود و پنج پر اندوه ،مجبور شوی کله ای کبکاب دشتستان بر دهان گذاری. خالوهای قهرمانت صدایت میزنند و تا دشتی باید یک نفس بروی ولی یادت باشد برای خواندن دوبیتیهای فایز نفسی بماند. برای سر دادن شروه های جنوبی امان نیز. میگویند با دیدن جای خالی آن عزیزی که امسال با تو به فروردین نیامد، تنهای داروی کشف شده بر زخم و داغ دل هنین نوای دب انگیز شروه است و بس!
گناوه و دیلم را یادت باشد با پاهای برهنه بدوی. تا لمس ماسه های ساحلی اش را اینبار ویژه و به سبک فروردینهای شلوغ این سالهایش بر کف پایت جاودانه کنی بدون وسوسه ی خرید های عیدانه خواهش میکنم تاریخ و طبیعت این دیار را به حرمت “سینیز” و “مهروبان” و قهرمانهای دشت لیراوی مهربان تر قدم بزن.
بیا با فروردین جنوبی امان مهربانتر باشیم. به مهربانی همان خط ساحلی دور و دراز. بر فراز همان کلوتهای ساحلی تا بردخون برویم. پا به پای غیرت جنوبی امان در کوچه های نجیرم تند تند راه برویم تا سر از آن بندر مهربان درآوریم. از دیر تا مهربانی فقط یک لبخند فروردینی راه مانده. کنگان و سیراف و عسلویه را در کنار شعله های دمیده بر ارتفاعاتش گرمتر نظاره کنیم. و دلنان برای نفسهای پاک زنین که تنگ شد تا حراهای شگفت انگیز ساحل هم رمقی بماند. مبادا فروردینت را بدون عطر بهارنارنجهای جم و انارستان تمام کنی.
که درمان همه ی خستگیها و اضطرابهای اسفندی را به آنان سپرده اند…
جنوب است عطر خاطره بازی های شرجی و دریا! همان جنوبی که چکیده ی یکسال زندگیت را در یک جزر و مد ساده و پر تلاطم خلاصه میکند. گاهی با طعم شیرین خرمای خاصه و گاهی با طعم گس جمبو ها و لوزهای تابستانی. و گاهی به تلخی دمنوشهای معجزه گر بی بی.
بیا اینبار با هم از کوچه های فروردین بگذریم. با همان مینار نازک مشکی و دنباله اش را در بادهای این دیار ساحلی رها کنیم!
شاید درمان همه ی دردهای جنوبی مان که خود چند جلد مثنوی بی پایان شده در کنار همین با هم بودن و همقدم شدن در کوچه پس کوچه های تاریخ و فرهنگ و … دوا شود.
بهار جنوبی تان مبارک

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
آرشیو