ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

خاطره هایی که فرو ریخت…

سرویس اجتماعی جامعه، ستاره تناور: موزه مردم‌شناسی بوشهر یا عمارت طاهری که  در خیابان ساحلی بوشهر قرار دارد در هفته اخیر خبرساز شد.

قدمت این بنا به دوره قاجاریه می ‌رسد، این مکان برای نخستین شهردار بوشهر “آقای سیادت”  ساخته و بعدها به “بلدیه” معروف شد و سپس خانواده‌ای به نام “طاهری” آن را تملک کرد و نام خانواده طاهری بر این بنا ماندگار شد و امروز در اختیار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر قرار دارد.

«سبک معماری این بنا همانند ساختمان‌های بافت قدیم بوشهر ساده است و دارای سبکی خاص به نام بیت هیلانی است. در بافت قدیم بوشهر تمامی عمارت‌ها و خانه‌ها از سنگ‌های آهکی مرجانی با ملات گچ ساخته شده است و درها و پنجره‌ها از چوب جنگی درختان ساج و به صورت دولنگه تهیه شده‌اند که بربالای تمامی درب‌ها هلالی با شیشه‌های رنگی کار شده است. پوشش سقف ساختمان‌ها از چوبی معروف به چندل یا صندل هستند در عمارت‌های بوشهر اتاق‌ها را پنج‌دری می‌نامند عمارت طاهری شامل ۱۰ اتاق در دو طبقه و یک نیم‌طبقه است.

موزه مردم‌شناسی بوشهر ده فضا دارد که در این فضاها آداب و رسوم مختلف مردم استان بوشهر در معرض دید علاقه مندان قرار گرفته است. خانه بوشهری، بازار، وسایل کشاورزی، ابزارهای موسیقی، وسایل پخت و پز، روش تامین آب و نحوه برگزاری مراسم ازدواج در این موزه به نمایش در آمده است.»(سایت گردشگری استان بوشهر)

این تاریخچه مختصری ست از بنای موزه مردم شناسی بوشهر، در سایت گردشگری ایران بخش استان بوشهر ذکر شده است. هرچند بدنبال روایت بیشتری از این ساختمان بودم، داستان ها و حکایت هایی که این بنا تا کنون از سر گذرانده است. اما چیز زیادی نیافتم.

برای این منظور سری به ساختمان طاهری یا موزه مردم شناسی زدم. ساختمانی که چند روز قبل نامش بر سرزبانها افتاد. ریزش قسمتی از بنای تاریخی طاهری که ویدئو آن بارها و بارها در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد. و هر بار که می دیدیم، چیزی در دلم فرو می ریخت. ریزش و نابود شدن خاطره ها و یادها….

 

بنایی که قسمتی از هویت تاریخی این شهر را بدوش می کشید. سرافراز و استوار رو به دریا. بنایی که بادهای لیمر زیادی را دیده  و از باران های سیل آسای بسیاری جان سالم بدر برده بود، اکنون بعد از اینهمه سال خسته و پیر و فرسوده بدون رسیدگی و ترمیم اصولی، بعلت سهل انگاری عده ای فرو ریخت. تا بار دیگر مهر تاییدی باشد بر کارهای غیر اصولی و کارشناسی نشده مسوولان و مجریان عملیات های مختلف شهری.

وقتی رسیدم، کارگران مشغول کار بودند و نوار آبی رنگی قسمت جلوی ساختمان را پوشانده بود. داربست ها پیرامون بنا زده شده ، بطوری که قسمت زیادی از کوچه نیز گرفته شده  و عبور و مرور ساکنین محله نسیم ۲۵ نیز با مشکل مواجه کرده است.

مشغول عکاسی  بودم، یکی  از مجموعه پیمانکاری به سمتم آمد و خواستار معرفی شد و اینکه چرا عکس می گیرم. از او پرسیدم چرا مواظب نبودید و موزه ریزش کرد. پاسخش بسیار جالب بود:«تقصیر ما نبود خودش خراب بود!!»

 

باکمی پیاده روی به بنیاد ایران شناسی رسیدم. تا بتوانم در مورد عمارت طاهری گفت و گوی کوتاهی با مشایخ رییس بنیاد داشته باشم. عبدالکریم مشایخ را در اتاقش ملاقات کردم. وی تا نام عمارت طاهری با موزه مردم شناسی را از زبان من شنید، گفت که چرا به اینجا آمده ام؟ پاسخ دادم که: « فقط دنبال تاریخچه بنا هستم نه علت اتفاقات اخیر….»

پاسخ مشایخ نیز در نوع خودش بسیار جالب بود: «به ما ارتباطی ندارد و هیچ نمیدانم شما باید به معاونت میراث مراجعه کنید!!!»

 

رییس بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر اظهار بی اطلاعی از تاریخچه بنای موزه مردم شناسی نمود !!! یا تمایلی برای توضیح نداشت. حتی قبل از اینکه وقت شود و خودم را معرفی کنم…

و بدین ترتیب من رهسپار عمارت گلشن شدم.

عمارت زیبایی که کارگران آنجا نیز مشغول کار بودند. پس از پرس و جوی بسیار و همچنین تعجب یکی از کارمندان معاونت میراث که چرا من به بنیاد ایران شناسی مراجعه نکرده ام و پاسخ و شرح ماوقع، از آنجا نیز نه چندان راضی بیرون آمدم.

معاونت میراث نیز اطلاعات چندانی نداشت یا … .

بهر جهت مسیر رفته را برگشتم. کنار عمارت طاهری مکثی کردم و خیره به کار کارگران… به نظرم بسیار تنها و غریب آمد. هیچ کدام از مسوولان مرتبط آنطور که اعلام برائت کردند، او را نمی شناختند!!

کودکان این شهر کم کم داشته های تاریخی خود را در میان بی توجهی مسوولان از دست خواهندداد. و ما با نسلی که هویت و تارخی ندارد چگونه آینده روشنی را متصور شویم؟

 

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
غزال ساکی /روزنامه‌نگار “عظمت یک ملت و پیشرفت اخلاقیش را می‌توان از روی رفتارش با حیوانات قضاوت کرد.” این جمله گاندی درباره رفتار با حیوانات و اشاره‌اش به عظمت وجودی انسان، ما را وامی‌دارد تا به جامعه و محیطی که در آن زیست می‌کنیم، نگاه ویژه‌ای داشته باشیم؛ چرا که طبق این تعریف میزان مدنیت […]
آرشیو

مقالات

غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
آرشیو