ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حکایت شورای شهر …

سرویس اجتماعی جامعه، ستاره تناور: کارزار تبلیغاتی شورای شهر و روستای مرکز استان بوشهر مدت هاست که  آغاز شده است ، بدون آنکه بیلبورد یا بنری بالا رود یا بر حسب ظاهر تبلیغات آشکاری داشته باشیم…

تبلیغات در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی آغاز شده و پیش بینی می شود که روزهای آینده نیز بیشتر خواهد شد. از پیامهای صبح گاهی، که چه روز خوبی ست تا شرکت در جلسات متعدد عمومی و خصوصی.

فضای نقادی حاکم است، افراد به تناسب مسائل شان نقد می کنند و باب گفت و گو و گاه جدل را باز می کنند و در این میان به کرات، عملکرد مسوولین را هم مورد نقد و ارزیابی قرار می دهند. این پرسشگری و مطالبه خواهی به نظر بسیار خوب و امیدوار کننده است. هرچند که این فضا بخاطر انتخابات در پیش رو بوجود آمده باشد یا آگاه شدن فرد و خارج شدن از لاک بی تفاوتی.

این فضا را می توان تقویت کرد، شکل و جهت داد تا به ورطه پوپولیسم و بازی های زرد نیافتد. با آموزش و یادگیری مفاهیمی چون حقوق شهروندی، مسوولیت اجتماعی، شهروند بودن ، مطالبه گری و…

اما حکایت دیگری از این فضا…

 

کم کم افرادی که میخواهند در میدان انتخاباتی ورود کنند، اعلام حضور می کنند، ابتدا با لبخند و تکذیب کردن و سپس مرحله تایید و سر را به علامت مثبت تکان دادن.

این افراد اغلب نامزد شدن خود را اعلام کرده و فعالیت های محسوس و نامحسوس را هم شروع نموده اند.

به جز افراد مستقل، زمزمه هایی از تشکیل لیست های متعدد شنیده می شود . برای مثال لیست های پایین برخی از مواردی است که یا فعالند و یا در حال شکل گیری هستند

اعضای شورای شهر کنونی/ لیست ائتلاف امید/ لیست فعالین مدنی / لیست فعالین احتماعی/ لیست تنگستانی ها / لیست استانداری/ لیست شهرداری / لیست دشتستانی ها /لیست دشتی / لیست ترک ها/ لیست کردها/ لیست لرها/ لیست خدری/ لیست سعادت/ لیست هنرمندان/ لیست وکلا/ لیست پیمانکاران ساختمانی/ لیست بازرگانان/ لیست حزب ندا و… هم در راهند یا با افراد مورد نظر خود به توافق رسیده اند.

در بازار داغ کاندیداتوری شورای شهر، هر حرکتی برچسب تبلیغاتی میخورد مگر اینکه فرد پیشینه قابل قبولی داشته باشد یا در مقابل این بر چسب ها، تاکتیک موثری اتخاذ نماید.

برخی از  این برچسب زنی ها از سوی نمایندگان کنونی شورای شهر به افراد دیگر زده می شود، چرا که نوک پیکان نقادی ها خود این افراد و عملکرد شورای چهارم است. آنان با تقلیل دادن نقدها به اینکه افراد سودای نمایندگی در سر دادن اکثر مسائل مطرح شده را کم اثر یا بی رنگ می کنند و فضا و زمانی برای تحرکات خود می خرند. اما واقعیت این است که دیگر زمانی باقی نمانده است.

شورای چهام در سرازیری قرار گرفته و با تمام حاشیه هایی که داشت رو به اتمام است. در این دوره فضای باز برای نقد مسایل شهری و عمرانی یکی از نقاط قوت شورای چهارم بود. هر چند گاهگاهی برخی از نمایندگان خط و نشان هایی هم برای عموم می کشیدند اما در کل این فضا تا کنون باقی مانده است.

نکته دیگر ؛ به  پاسخگو بودن از تعدادی نمایندگان پارلمان محلی به پرسش ها و مطالبات مردم در فضای مجازی هم می توان اشاره کرد. این مشارکت در گفت و گو ها و دادن توضیحاتی در خصوص مسایل مطرح شده را هم باید حَسن این شورا در نظر گرفت.

شورای چهارم علارغم شعار همیشگی خود یعنی دوری از سیاست، در عمل خلاف این مدعا را انجام داده است. انتخاب شهردار، انتخاب رییس سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری(کنونی)، دو نمونه از سیاست زدگی شورای شهر بوشهر است که منافع فردی و جناحی بهمنافع مردم ترجیح داده شد.

سیمای شبکه های اجتماعی این روزها حکایت از فعالیت های افراد زیادی دارد که تا قبل از این زیاد فعالیتی نداشته یا فعالیتهایشان سمت و سوی خاصی نداشته است. با بررسی این رویداد می توان چنین تحلیل کرد که چه کسانی از مدتها پیش تصمیم بر شرکت در انتخابات داشته و چه افرادی به تازگی وارد این وادی شده اند.

مسائل خرد و کلانی که این روزها در گروه های تلگرامی و واتس اپی توسط این افراد مطرح می شود، نشان از انتخاباتی پرشور می دهد. صفحات اینستاگرام افراد مورد نظر هم بنا به تصمیم آنها رنگ و روی تازه ای گرفته است. تصاویری که اعضای شورای شهر در صفحه اینستاگرام خود می گذارند بیشتر از آنکه شخصی و خانوادگی باشد دادن گزارش عملکرد به مردم و قانع کردن آنها به جهت موثر بودن شورای چهارم است.

اما تصاویر و روایت های افراد دیگر، چیز دیگریست. آنها اکثرا معضلات شهری را به تصویر کشیده و در کسوت یک شهروند فعال به پرسش گری میپردازند. هر چند در نگاه اول کسب آرای بیشتر به ذهن متبادر شود اما نمی توان تنها به همین بسنده کرد.

حضور افرادی که از مدتها قبل برنامه داشته و بطور جدی پیگیر مطالبات اقشار مختلف بوده اند، نیز در بین آنها مشهود است.

هرچند هنوز هم بر سر آمدن یا نیامدن برخی گمانه زنی های فراوان می شود اما بیشتر گزینه ها بطور صد در صد آمدنشان مسجل شده و فعالیت های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند.

شورای شهر به لحاظ ارتباط تنگاتنگی که با مردم دارد، یک نهاد ویژه است که می تواند از ظرفیت های افراد در جهات مختلف استفاده نماید. کمیسیون های خود را فعال نموده و به یک نهاد تاثیر گذار و نه صرفا فرمایشی و سفارشی تبدیل شود. اینک در این برهه زمانی شورای چهارم کارنامه نه چندان قابل قبولی را از خود بر جای گذاشته است. کسانی که عزم خود را برای ورود به شورا جزم نموده اند باید بدانند که مسوولیت بسی سخت و سنگین است و پاسخگوی اعتماد مردم یک شهر باید باشند.

شورای اسلامی هر شهر به مثابه چشم مردم است که با فرستادن نمایندگانی از بین خود، نظارت مستقیمی بر مردمی ترین نهاد موجود یعنی شهرداری خواهند داشت.  اعضای شورای شهر به پشتوانه اعتماد مردم قدم در مسیر مسوولیت گذاشته و فقط تعهد و دلسوزی این اعضا می تواند این مسیر سخت را روشن نگه دارد. روشنایی که با آن افراد جامعه رویکرد و عملکرد هر عضو را دیده و خود به قضاوت بنشینند.

شورای چهارم با شروع به کار خود و در ادامه گرفتار حواشی بسیاری شد که هنوز هم درگیر همان حواشی ست. عدم انسجام و همچنین تمایل به جناح بازی و تقسیم شدن به خودی و غیر خودی را می توان به وضوح در این شورا دید. دسته های بزرگ و کوچک و گاهی تک نفره از اثرات این نوع رویکرد است. شورایی که می بایست به شکل مدرن و تشکیلاتی با پایبندی به قوانین و مناسک یک محیط اداری پیش می رفت، بیشتر بصورت محفلی و دورهمی جلسات و نشست های خود را تشکیل داد.

یکی از تصمیمات محفلی این شورا، انتخاب شهردار بود که رکورد سریعترین انتخاب را زد. چارکی صبح آن روز سرپرست شهرداری اعلام شد و تا بعداز ظهر سرپرستی وی با اعلام میگلی نژاد بعنوان شهردار پایان یافت. اثرات انتخاب هم بعدها بروز پیدا نمود. در بی اعتنایی شهردار به جامعه مدنی و اقدامات غیر اصولی در سرتا سر شهر. هر چند خود اعضای شورا و شهرداری این نظر را ندارند و به قول خودشان اقداماتشان سازنده بوده، اما این ساخت و سازها، بیشتر شوی سازندگی ست تا ساختن اصولی و درست چیزی. نمایشی از حضور قدرتمند شهرداری. در رقابتی مزاح گونه با استانداری. چرا که آنها فکر می کنند افکار عمومی به شن و ماسه و پیاده رو سازی علاقمند هستند و بعدها از آنها به نیکی یاد خواهند کرد. اما بعدها خود می تواند نشان دهنده کارهای غیراصولی این دونهاد باشد.

برای افرادی که قصد ورود به شورای شهر دارند کار بسی سخت است، چرا که مردم نسبت به چهار سال قبل تا حدودی آگاه تر و پرسشگر شده اند. با هزینه کردن و جمع آوری رای شاید بتوان به شورا راه پیدا کرد اما بعد از ورود این عملکرد هر عضو است که می تواند اورا ماندگار کند.

تبلیغات و نمایش های انتخاباتی این روزها بازار داغی دارد. بطوری که اغلب شهروندان را وسوسه کرده که پا به این میدان گذاشته و کاندیدا شوند. نوع تبلیغات این افراد هم جالب است. پیام های فورواردی که صبح و شام را اطلاع داده و آروزی نیک بختی و سعادت می کنند، نشر یادداشت های و مقالات و شرح وضعیت کوچه ها و خیابان ها و محلات و…، گرفتن عکس سلفی و پر رنگ و لعاب با ورزشکاران، بازیگران، افراد خوشنام، سالمندان و کودکان و… همه اینها جزیی جدا نشدنی از این عرصه است. اما صداقت در دادن وعده ها و قول های انتخاباتی نکته ارزشمندیست که باید به آن اشاره کنم.

بندر بوشهر علارغم تمامی ظرفیت هایی که دارد، هنوز به آن جایگاهی که باید نرسیده، مردم بوشهر از خیلی چیزها محرومند و  چشم امید به نمایندگان خود بسته بودند که بتوانند در رفاه بیشتری زندگی کنند، اما متاسفانه نمایندگان بیشتر به حاشیه ها پرداختند تا به متن. این دوران پر تب و تاب نیز تمام می شود، مسئله مهم فردای روز اعلام نتایج است که شخص نماینده با چه برنامه و با چه پشتوانه ای از دانش و تخصص و با چه نیتی وارد شورا شده است. آن زمان است که فقط کار و پیگیری و نظارت  مداوم می تواند میزان سنجش عملکرد شورای پنجم باشد.

 

1632424

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
آرشیو