ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
کرونا ، دموکراتیک نیست


یک جامعه‎شناس و نویسنده جنوبی معتقد است که اگر به‌خاطر کرونا نمی‌توانیم روابط حضوری قبل را داشته باشیم اما با وسایل ارتباط جمعی همدیگر را رها نکنیم. د‌وران سخت می‌گذرد، کرونا تمام می‌شود، تاریکی‌ها می‌روند و خورشید دوباره می‌درخشد.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بوشهر – الهام بهروزی: «کرونا» مهمان ناخوانده این روزهای سرزمین‌مان است و تنها استان بوشهر است که بر اساس اعلام رسمی، کرونا تا این لحظه به آن راه نیافته است.

 

۱. کرونا ویروسی است که از چین برخاسته و به طاعون عصر حاضر بدل شده است و به تبع کشور ما هم درگیر این ویروس شده است، شرایط امروز کشور را چقدر با داستان کتاب طاعون آلبرکامو نزدیک می‌دونید؟
۱. یکی از ویژگی‌های کتاب خواندن و به ویژه مطالعه ی رمان، همین مواجهه‌ی ما با سرگذشت انسان ها و دیگر جوامع در گذشته و یا حال است. خواندن رمان ها بدون یک سفر فیزیکی ما را به سفری ذهنی برده و تجربیات گذشته و حالِ دیگر انسان ها را برای ما به یک تجربه زیسته- نزیسته‌ی واقعی تبدیل می‌سازند. حالِ درون و وضعیت بُرون ما در این رمان‌ها تشریح، تحلیل و پیش‌روی‌مان گذاشته می شود و سرنوشت قهرمان یا ضد قهرمان برای ما به یک موضوع تامل برانگیز و پند آموز مبدل می شود. این روزها که ویروس کرونا به یک وحشت و ترس عمومی تبدیل شده، می توانیم بازخورد افراد و جامعه در خصوص این وضعیت را با تجربه های مطالعاتی مان بررسی کنیم و ببینیم انسان و یا یک جامعه چگونه در برابر این رخدادها از خود واکنش بروز می دهد.
طاعون اثر برجسته ی آلبرکامو یکی از آثار مهم ادبیات است که وضعیت مشابه کرونا در ایران را تداعی می کند. اگر رٌمان طاعون را خوانده باشیم ؛ واکنش خودمان، روشن‌فکران سکولار، روحانیون عالی‌رتبه، دین‌داران ، مسئولان حکومتی و مردم در برابر فاجعه‌ی کرونا را می توانیم با وضعیت برخورد کشیش، مردم شهر آران، دکتر و سایر شخصبت های رمان طاعون، تطبیق دهیم.
نکته‌ی جالب رمان طاعون، این است که «آران» نام شهر طاعون زده‌ی رمان است که نام این شهر شبیه ایران است. پدر پایولوی کشیش طاعون، همانند مذهبی‌ها و سردمداران دینی ماست که سریعا مشکل طاعون را به گناه ارتباط می دهد اما خودش پس از مدتی طاعون گرفته و می‌میرد. ناکارآمدی و سستی مسئولان شهر آران در برخورد با طاعون هم شبیه مدیران و مسیولان حکومتی ایران است که مردم را بیش از پیش نگران می‌سازد. نکته ی حائز اهمیت هم این است که طاعون همان کاری با شهر آران می کند که کرونا با ایرانیان می کند. روابط اجتماعی ازهم گسیخته بیش از پیش از بین می‌رود و انسان‌ها در وضع طبیعی هابزی گرگ یکدیگر می‌شوند.
یا به زعم سعدی :«چنان قحط سالی شد اَندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق و…»
این شباهت‌های رُمان طاعون و واقعیت کرونا و نتیجه گیری کامو از این وضعیت اجتماعی و برخورد انسان‌ها با این بلایا، گویا سرنوشت انسان آزمند و زندگی تهی از معنای آن را که استمرار می‌یابد نشان می‌دهد.

۲. وضعیت روانی جامعه را در رویارویی این ویروس چگونه ارزیابی می‌کنید؟
۲. محمد فاضلی، یکی از جامعه‌شناسان ایرانی، در یاداشت تحلیلی خود در مورد کرونا گفته بود که کرونا، دموکراتیک است. فقیر و غنی نمی شناسد، اصلاح طلب و اصول گرا نمی کند، مردم و مسئول را جدا نمی کند و همه را شامل می شود. نظر من بر عکس این جامعه شناس است.
اول، برچسب یک امر منفی به یک ارزش مثبت در واقع آن ارزش را تخریب می‌کند.. زبان خیلی موضوع مهمی است به ویژه در عصر و زمانه ای که به کرات به زبان و کلمات شریفی مثل امید، اصلاح، دموکراسی، برابری، آزادی و … تجاوز می شود. این نام گذاری هم به نظرم ذیل تجاوز به زبان جا می گیرد. از نظر من کرونا، توتالیتر است. وقتی به واکنش‌های جامعه و مسئولان در برابر موضوع کرونا دقت کنیم، متوجه می شویم که کرونا، گفتمان دروغ و به مسلخ بردن حقیقت به نفع مصالح گفتمان رسمی را تداعی می کند. این مسئله شبیه فاجعه‌ی چرنوبیل است که کتمان حقیقت و دروغ به مردم سرنوشت هولناکی را رقم زد. از سوی دیگر کرونا به اتمیزاسیون و ذره ای کردن جامعه یاری می‌رساند. ذره ای کردن یکی از ویژگی های نظام های توتالیتر است. توتالیتاریسم تلاش می کند که فردیت را از بین برده و روابط انسان ها را مخدوش سازد و در پی آن مسئولیت اجتماعی از ذهن شهروندان رخت برمی‌بندد. کرونا هم وقتی به بازخوردهای آن در این مدت کوتاه نگاه می کنیم متوجه می شویم که احتکار و فراموش کردن دیگری چگونه از سوی جامعه رخ داده و می دهد. همچنین ترس مدام و هراس افکنی هم ویژگی دیگری توتالیتاریسم است که کرونا در کوتاه ترین زمان ممکن آن را به سرانجام رسانیده است. این موارد را عرض کردم که بدانیم کرونای توتالیتر شرایط منفی اجتماعی را چگونه رقم زده و یا شدت بخشیده است.

۳. جامعه امروز متاسفانه آنگونه که باید در زمینه خودمراقبتی کمتر احساس مسوولیت می‌کند و متاسفانه حاکمیت سلامت کشور هم نتوانست در کنترل این ویروس تاکنون کاراند ظاهر شود، آیا میان کتاب کوری و جامعه درگیر کرونای امروز ایران وجه اشتراکی می‌بینید؟
۳. کوری ساراماگو هم شباهت زیادی به وضعیت جامعه ما دارد. اما نه وضعیت متاثر از کرونا، بلکه کرونا شاید آن را عیان تر کرده و یا شدت بخشیده است. کوری ساراماگو، آینه‌ی تمام‌نمای جامعه‌ی ماست. در وضعیتی که هر کس به فکر خویش است و فراموش کردن دیگری، به یک گفتمان غالب تبدیل شده نشان می دهد که ما در وضعیت تمامیت خواهانه هستیم و این موارد خصیصه‌ های توتالیتر ی است که بیماری ها ، مصائب طبیعی و فقر هم ذیل این وضعیت جای می گیرند. ما اکنون مدت‌هاست نقش‌آفرین رمان کوری هستیم. در جایی از کوری می خوانیم که: «تمام پله های تحقیر را یکی یکی طی کردیم تا رسیدیم به خفت محض»
این وضعیت جامعه‌ی ماست. ما در یک ارتفاع پستیم. به کف هرم مازلو رسیده‌ایم و با اینکه بیناییم اما کوریم. شرایط در رمان کوری هم همین گونه است. مردمان کور از وضعیت نابینایی خود به انواع بزه روی می آورند و ارزش های انسانی کمرنگ می شود. بعد که یک زن بینا آنها را راهنمایی کرده و به بیرون آسایشگاه می برد آنها به کلیسا پناه می آورند. زمانی که متوجه می شوند که کشیش ها و اهل دین هم نابینا هستند، وحشتشان، دو چندان شده است و ادامه ماجرا. در وضعیت کرونایی شدن ایران هم مردم از ترس می خواهند به سراغ درمان های کلاسیک و سنتی روحی پناه ببرند اما نقطه ای که کرونا از ان شیوع پیدا کرده همچون کلیسا در کوری است و… همچنین در رمان کوری هم یک زن است که بینا است و تلاش دارد مردم را راهنمایی کند و در ایران هم این زنان هستند که پیشرو در تغییر و تحولات هستند. به نظرم، رمان کوری در این وضعیت، کتاب خوبی برای مطالعه و تامل است.

۴. نویسندگان در این روزها چگونه مب‌توانند نقش آفرین ظاهر شوند؟
۴. نویسندگان و روشنفکران در وضعیت حاضر بایست مدافع حقیقت باشند. از همراهی با گفتمان‌ِ دروغ بپرهیزند و به روشنگری جامعه، کمک کنند. جامعه‌ی مستاصل و نومید نیاز به تحقیر ندارد. عزت نفس از دست رفته اش را بایست بازگرداند. همچنین در کنار شعور بخشی، جامعه شاید نیازمند شور باشد. چون، شور زندگی کمرنگ شده است. انگیزه های مثبت و ارزش های انسانی تضعیف شده‌اند و درستی و راستی کمر خم کرده‌اند. به واڗه‌ها مثل حقوق مردم، تجاوز شده است. در این وضعیت کار روشنفکر ، بر ملا کردن نخبه‌گان و قهرمانان کاذب و دروغین، حقیقت گرایی و حقیقت جویی، و شتافتن برای کمک به افزایش غریزه ی زندگی و کاستن از غریزه ی مرگ است.

۵. وضعیت کتابفروشی‌های بوشهر را در این روزها چگونه می‌بینید؟
۵. وضعیت کتابفروشی‌های بوشهر همچون سایر نقاط کشور، نحیف است. کتاب هراسی و و‌دانش ترسی در طول تاریخ ایران بخشی از گفتمان رسمی بوده است. گرانی کتاب از سویی و عدم روحیه و انگیزه در مردم از سویی دیگر، مثل دو لبه‌ی قیچی در حال از بین بردن مطالعه و تامل است. تامل شاید بیشتر از کتاب نیاز باشد اما کتاب ابزار تامل است و باید کتاب های خوب را بخوانیم و معرفی کنیم، به خصوص در این وضعیت شیوع کرونا که بیشتر باید در خانه بمانیم و وقت بیشتری برای کتاب‌خواندن داریم.

۶. سخن پایانی
۶. من پیشنهاد می کنم در وضعیتی که کرونا ایجاد کرده و حوزه عمومی خلوت و نحیف شده و حوزه خصوصی و خانه مامن این روزها شده و ما اوقات بیشتری در خانه هستیم؛ کتاب هایی بخوانیم و فیلم هایی ببینیم که کمک کنند به تامل ما در خصوص وضعیت حاضر و همچنین مسیولیت اجتماعی را از نو درون ما، احیا سازند. کتاب «امید علیه امید» از «نادشتا ماندلشتام» کتاب بسیار خوبی برای مطالعه این روزهای ماست. تجربه زیسته ی ماندلشتام و اوسیپ در شرایط توتالیتاریستیِ دوران مخوف استالین و دقت نظر این خانم در جزییات زندگی روزانه ی آن دوران، ما را با وضعیتی آشنا، می سازد که برای ما غریب نیست. از این روی، کتاب می تواند نور امید در دلمان و شور مقاومت در وجودمان را برای مقاومت بر سر انسانیت ایجاد می سازد. کتاب «روح پراگ »از «ایوان کلیما »هم کتاب قابل تاملی است. کتاب یک همذات پنداری شدید ایجاد می کند چنان که می توانیم بگوییم نام کتاب می تواند روح ایران یا روح تهران باشد. آثار «میلان کوندرا» نویسنده چک تبار ساکن پاریس، همگی تجربیات ما را شامل می شود. مصایب پسا بهار پراگ در رمان های کوندرا مصایب مشترک با ما هستند و همگی تامل برانگیزند. آثار «هانا آرنت» به ویژه کتاب « توتالیتاریسم» و « انقلاب مجارستان» کتاب های تامل برانگیز و خوبی برای مطالعه در این روزها هستند. « طاعون» آلبرکامو و « کوری» ساراماگو هم که قبلن در موردشان صحبت کردیم.
این روزها فرصتی است که بخونیم و البته تامل کنیم و اگر بابت کرونا نمی توانیم روابط حضوری قبل را داشته باشیم اما با وسایل ارتباط جمعی همدیگر را رها نکنیم. با هم باشیم. دل هامان کنار هم باشد. بالاخره ، همه ی درد ها تمام می شود. د‌وران سخت می گذرد، کرونا تمام می شود، تاریکی ها می روند و خورشید دوباره می درخشد. تنها مهم این است که ما در شرایط سخت ، همرنگ جماعت نشویم در پلیدی ها ، روح خود را نفروشیم، مقاومت کنیم. مقاومت، آفرینش است.

۷. جوک و طنز یکی از راههای مبارزه مسالمت آمیز مردمانی است که در وضعیت سخت توتالیتری قرار دارند. مردم در این شرایط با توجه باینکه همه راههای اعتراض مدنی و قانونی بسته شده و رسانه ها نیز مدام تحدید و تهدید می شوند برای کاستن از مصائب و ارسال پیام اعتراضی خود از طنز و شوخی و مطایبه استفاده می کنند. مردم شوروی در دوران استالین از طنز بسیار استفاده کرده اند. مردم اروپای شرقی در دوران جنگ سرد نیز متاثر از این وضعیت به طور مکرر از طنز برای التیام و ارامش و ارسال اعتراض خود استفاده کرده اند. در آلمان نازی و با به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۳ هم از زبان طنز برای اعتراض استفاده می شده است. حتا به جز طنز یک زن سی ساله ی برلینی به نام «شالوته براد» پس از دیدن چند خواب به سراغ افراد متعددی مراجعه کرد و خواب های آنان را نوشت. این خواب ها سه دهه بعد در کتابی با عنوان « رایش سوم رویاها» منتشر شد و اکنون یک سند برای تحقیق در مورد زندگی مردمان در دوران توتالیتاریسم است. مردم با ساختن جوک و طنز واقعیت تفاوت گفتمان خود با گفتمان رسمی یعنی حکومت را مشخص می سازند. در ضمن شوخ طبعی یکی از مکانیسم های دفاعی انسان برای تحمل شرایط استبدادی و مصایب اجتماعی است. مردم با خود می گویند: باید با طنز به خودمان روحیه بدهیم و گرنه افسرده می شویم و یا چگونه در این طوفان خودمان را به ساحل آرامش و در نهایت رهایی بخشی برسانیم . از سوی دیگر مردم با جوک و شوخی اعتبار نظام سیاسی را با چالش روبرو ساخته و آن را بی اعتبار می سازند. در واقع به جز موارد و‌تاویل و تحلیل های دیگر؛ جوک و طنز در شرایط سخت نوعی چالش بین مقاومت و سرکوب هم هست. در ایران که جدا از شرایط حال، مردم یک تجربه تاریخی از استبداد دارند و زندگی شان همیشه در نا امنی و فشار بوده. اگر به ضرب المثل ها، اشعار و نوشته ها و اسناد بجا مانده و آنهایی که سینه به سینه منتقل شده اند کمی تامل کنیم متوجه می شویم که طنز و به استهزا کشیدن شرایط سخت ، جزیی از منش ایرانی است و هر گاه که شرایط حال بر خوداگاه سخت شود، ناخوداگاه جمعی یانگ و آرکی تایپها هم به کمک ما می آیند تا منش قدیم و جدید با یکدیگر علیه سرکوب با ابزار طنز و شوخی مقاومت پیشه سازند. البته یک نکته هم اضافه کنم که طنز و شوخی گاه کارکرد برعکس دارد و نظام های سیاسی با به طنز کشیدن شرایط به ویژه از سوی هنرمندان وابسته، تلاش می کند که عنصر رهایی بخشی و مقاومت مدنی را به استهزا بکشند و مردم را برای تحمل شرایط آماده سازند.

منبع : ایبنا

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آرشیو