ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
کتاب نباید یار مهربان باشد؛ باید نهیب‌گر ما باشد


بوشهر به‌عنوان سومین پایتخت کتاب ایران از دیرباز در عرصه کتاب و کتابخوانی نقش‌آفرین بوده است که البته این مهم به‌همت وجود و فعالیت روزنامه‌نگاران و نویسندگان روشنفکر و کنشگران فرهنگی در این خطه میسر شده است. طبع مردم بوشهر همچون طبیعتش گرم و لطیف است و نگرش اغلب ساکنان آن ماخوذ از نگرشی خیامی است؛ در لحظه زندگی می‌کنند اما لحظه‌هاشان از آگاهی و دانایی نشأت می‌گیرد.

با این وجود خلاء کتاب در میان اقشار مختلف این شهر همچنان خودنمایی می‌کند؛ هرچند قشر اندکی هم هستند که تمایل به خواندن و خریدن کتاب در آنها کماکان زنده است؛ یکی از این افراد «حمید موذنی»، نویسنده، جامعه‌پژوه و روزنامه‌نگار باتجربه بوشهری است که در خانه خود یک کتابخانه مجهز شخصی را جای داده است و عمدتا منابع مورد نیاز خود را به‌جای امانت گرفتن، می‌خرد. او ساعات زیادی را در روز به مطالعه و واکاوی جامعه پیرامونش اختصاص می‌دهد.

حمید موذنی متولد ۱۳۴۸ در بندر بوشهر، جامعه‌پژوه، روزنامه‎نگار و نویسنده بوشهری است که در کارنامه کاری خود انتشار کتاب‌هایی چون «بازنگری انتقادی»، «تاریخ سینمای بوشهر»، «سینما در بوشهر»، «تاریخ عکاسی در بوشهر»، «فوتبال و سینما، پاشنه اسفندیار و چشم آشیل مدرن» و «لنگرگاه همیشگی‌ام بوشهر» را ثبت کرده است. او در حال حاضر چند اثر دیگر به نام‌های «تاریخ کاریکاتور بوشهر»، «تاریخ فوتبال بوشهر»، «توتالیتاریسم ایرانی» و… را آماده چاپ دارد. افزون بر این، سردبیری نشریات محلی «آوای بهارستان»، «بیرمی»، «دریای جنوب» و «سلام جنوب»، فصلنامه‌ «هامون» و سایت خبری تحلیلی «ب» از دیگر فعالیت‌هایی است که موذنی در این سال‌ها برعهده داشته است.

موذنی سخت بر این باور است که دوستی با کتاب ما را با گستره بیشتری از دوستان روبه‌رو می‌سازد؛ «برخی نویسندگان و شخصیت‌ها ذهن و روح شما را به خود مشغول می‌سازند. تجربیات آنها و سفرهاشان و ماجراهای آنها می‌شوند سفرها و ماجراهای شما که آنها را تجربه نکرده اما زیسته‌اید. مصائب، مشکلات، سختی‌ها، رنج‌ها و پیروزی و قهرمانی آنها در شما درونی شده و گاه احساس می‌کنید که شما در کنار تجربه زیسته خود، زندگی‌های دیگری هم به موازات آن تجربه کرده و زیسته‌اید. آنها روح شما را بیدار می‌کنند، به شما نهیب می‌زنند، کاری می‌کنند که شما به تامل بیشتر بپردازید و احساس مسئولیت اخلاقی و اجتماعی شما را زنده می‌کنند».

وی در ادامه با تاکید بر اینکه به گمان کافکا، نوشتن بیرون پریدن از صف است، تصریح کرد: ما با نوشتن وجه مدرن شخصیت خود را بروز می‌دهیم. از انسان قبیله‌ای به انسان کهکشان گوتنبرگ می‌رسیم. فردیت خود را بروز می‌دهیم و آزادی و جامعه باز دغدغه ما می‌شود. نوشتن، کنکاش و تلاش برای فهمیدن است. فهمیدنی از سر اینکه من نادانم و بایستی بیشتر تلاش کنم تا مجدداً به همان نقطه‌ای برسم که نمی‌دانم. وقتی به لحظه‌ای رسیدیم که احساس دانایی کردیم یعنی پایان ما؛ یعنی اینکه تلاش ما بیرون پریدن از صف نبوده؛ بلکه خواسته‌ایم در این صف بیشتر دیده شویم و این با عقل انتقادی مدرن، منافات دارد و رویکردش بیشتر بازگشت به سنت قبیله‌ای است.

این جامعه‌پژوه و نویسنده در ادامه در خصوص کتاب‌نخوان بودن مردم بوشهر توضیح داد: نخواندن کتاب و رغبت نداشتن به مطالعه، خصلت یا وضعیت خاص بوشهر نیست؛ یک اپیدمی ملی است. در واقع در این شرایط سخت و صعب اقتصادی که مردم قربانی شرایط سخت هستند، نبایست آنها را مقصر دانست.

وی ادامه داد: شرایط سخت معیشتی در هر جامعه‌ای مردم را از طبقه متوسط به طبقه تهیدست می‌رساند که دغدغه اصلی معیشت است و نه فرهنگ. پس به‌ناچار این وضعیت متاثر از شرایط است، نه مردم. از سوی دیگر ما سنت شفاهی قوی داریم و سنتی کتاب‌گرا و مطالعه‌جو نداریم. بخشی از آن بابت تجربه زیسته مردم‌مان است که تجربه و ریش‌سفیدی را مهم‌تر از دانش دانسته‌اند و می‌دانند که مثلا انتقال این ضرب‌المثل که «من دو پیراهن بیشتر از تو پاره کرده‌ام» نمود و نماد انتقال این گفتمان از دیروز به امروز است. هر سنتی که از دیروز به امروز منتقل شود؛ یعنی همچنان قدرت دارد و مورد استفاده قرار می‌گیرد و هنوز زنگارهای آن زدوده نشده است؛ درنتیجه مردم همچنان از آبشخور آن استفاده می‌کنند.

مولف کتاب «لنگرگاه همیشگی‌ام بوشهر»، افزود: از سوی دیگر دیر رسیدن صنعت چاپ به ایران، فرهنگ مدرن را با یک تاخیر ۴٠٠ ساله روبه‌رو ساخت و ایرانیان هنوز به فرهنگ کتابت و مطالعه و گفت‌و‌گو و فردیت آشنا نشده و آن را تجربه نکرده بودند که رادیو وارد ایران شد و ما دوباره به فرهنگ سنتی شنیدن و منبر بازگشتیم. هر کدام از این مسائل در مطالعه‌گریزی ایرانیان سهم دارند.

موذنی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه دلیل گرایش مردم بوشهر به خواندن رمان چیست، گفت: رمان در کنار سینما و فوتبال و رسانه از ارکان مهم فهم و درک مدرنیته هستند. اتفاقا یکی از ضعف‌های فرهنگی ما در رمان‌نخوانی است. رمان حامل شخصیت سوژه مدرن است. شخصیتی فردیت‌یافته و عصیان‌گر علیه مراودات سنتی و گفتمان جزم‌اندیشی. رمان شورش انسان علیه خویش و جامعه‌ی یکرنگ است. اگر بوشهری‌ها اهل رمان هستند، این یک اتفاق میمون و خوب است.


نویسنده کتاب «فوتبال و سینما، پاشنه اسفندیار و چشم آشیل مدرن» تاکید کرد: کتاب بیدار کننده است. ما را از خواب جمعی بیدار می‌کند و فردیت انسانی را به ما نمایان می‌سازد. بخش‌های جزم ما را نرم می‌کند. تیزی‌های روح‌مان را که علیه دیگری است، برداشته و ما را به درک حضور «دیگری» فرا می‌خواند. سر ما را از آسمان به زمین می‌آورد و به گفته مارکس، هر چه را که در درون ما جزم و سفت و سخت است، دود کرده به آسمان می‌فرستد. روح ما را صیقل می‌دهد. ما را به سوژگانیت مدرن سوق می‌دهد. از ما انسانی نو زاده می‌کند. با خودمان به نبرد واداشته می‌شویم و با جهان سر صلح و البته عصیان ما علیه جامعه یکرنگ بر می‌انگیزد. کتاب خواندن به ما روح و جان تازه می‌بخشد.

موذنی با تاکید بر اینکه متاسفانه جامعه ما جامعه مدرن نیست، گفت: هرگاه که جامعه خواسته مدرن شود، یا سنت‌گرایان مخالفت کرده‌اند و یا نظام سیاسی سد راه شده است؛ اما همچنان مدرن شدن و آزادی و برابری آرمان این ملت است. عوامل بازدارنده مدرن شدن، مقاومت‌های درونی و بیرونی هستند؛ یا ما اجازه مدرن شدن نداده‌ایم یا نگذاشته‌اند، اما مدرن شدن همچنان حضور دارد.

وی در مورد جایگاه کتاب در بوشهر یادآور شد: بوشهر بابت تجربه زیسته، مراودات با دیگری و حضور کنسول‌گری‌ها و تجار و تجارت‌ها و رفت و آمدها و غیره، از جمله شهرهای ایران است که سریع‌تر از دیگر شهرها و مردم ایران با ابزار مدرنیته آشنا شد. همین آشنایی و مراودات موجب دمیدن روح مداراجویی در بوشهر شد و از این رو می‌توان بوشهر را شهر مدارا نامید. یکی از قدیمی‌ترین کتابخانه‌های ایران در بوشهر کشف شده که قدمت چندهزار ساله دارد و به گمان برخی مورخین تاریخ مطبوعات در ایران هم به دلیل این است که اولین بار در سفر به بوشهر با روزنامه آشنا شد. همین دیالوگ فرهنگی و سنت کتابداری و کتابخوانی است که ما در بوشهر دارای تعداد زیادی نویسنده برجسته و توانا در نسل‌های اول و دوم و اکنون نویسندگان ایران هستیم. صادق چوبک، آتشی، روانی‌پور، آرام و…

نویسنده کتاب «بازنگری انتقادی» در پاسخ به این سوال که امروز ما با پدیده رشد فزاینده نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار و خبرنگار روبه‌رو هستیم، دلیل این فزونی چیست و چه تاثیری بر حوزه کتاب خواهد گذاشت؟، بیان کرد: سوال خوبی است. بخشی از آن به همان سنت کتابخوانی و کتابداری برمی‌گردد، بخشی هم درواقع به شرایط امروز ایران مرتبط است؛ یعنی فشارهای روانی بر جامعه زیاد است و مردم به‌جای رشد روح خود به‌ناچار به مسکن و روانگردان‌ها روی می‌آورند. خودشیفتگی اجتماعی و فردی عود می‌کند و از این رو با خیل هنرمند، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار روبه‌رو می‌شویم که بیشتر این رویکرد متاثر از گریز از شرایط و بروز خردشیفتگی است و این موارد ذیل جراحی‌های زیبایی مثل بینی و … جای می‌گیرد.

وی در خصوص انزوای این روزهای خود نیز توضیح داد: تنهایی همیشه بخشی از انتخاب من است. تنهایی گاه کمک می‌کند ما با وضعیتی که انسان‌ها در آن خود را می‌فروشند، فاصله بگیریم. فاصله هم نگیریم، فاصله سرنوشت ما می‌شود. در این تنهایی انسان به تامل پیرامون خود و جامعه می‌پردازد و به‌تبع کتاب هم جزء اصلی آن می‌شود.

موذنی همچنین از آماده شدن دو اثر خود برای چاپ سخن گفت و افزود: کتابی با عنوان «توتالیتاریسم ایرانی» نوشته و تحویل ناشر داده‌ام؛ اما نمی‌دانم مجوز انتشار بگیرد. کتاب در باب خاستگاه‌های تاریخی و خلق و خوی ما ایرانیان در شکل‌گیری یک نظام سیاسی- اجتماعی توتالیتر است. در این کتاب تلاش کرده‌ام با جستارهای مختلف به‌وجوه متعدد توتالیتاریسم در جامعه ایرانی بپردازم. کتاب دیگرم «دیپلماسینما» نام دارد. در این اثر هم به جایگاه سینما در تحولات گفتمانی نظم‌های جدید بین‌الملل پرداخته‌ام. کتاب «تاریخ فوتبال بوشهر» هم که حدود یک دهه است دست ناشر است و امیدوارم تا پایان سال منتشر شود.

وی تاکید کرد: نشر و همه چیز ما به آزادی نیاز دارد. تن نحیف نشر و جیب خالی مخاطب هر دو وضعیت کتاب را به حضیض رسانیده است؛ اما آنچه هر دو را از هم دور کرده، ممیزی مدام و گسترده و پیوسته است.

این نویسنده با بیان اینکه سخت‌ترین کار نویسندگی آینده نداشتن است، گفت: مشخص نیست که ذهنیات مکتوب شما در نهایت از تیغ ممیزی می‌گذرد یا نه؟ و این مهم‌ترین مشکل است وگرنه نویسندگی لذت‌بخش است و حس خوبی به نویسنده منتقل می‌کند. بهای بالای انتشار کتاب هم در واقع همان ممیزی است که به‌جای حذف شما را در انتشار پشیمان می‌سازد.

موذنی در پایان یادآور شد: باید بخوانیم. گفت‌و‌گو کنیم و شور را به بهانه شعور از خویش دور نسازیم.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

در میان گذر این روزهای کرونایی که همه جا صحبت از تب و تردد و سرفه و بیماری و قرنطینه است نشستن پای صحبت آدم هایی که دنیا رو جور دیگری می بینند حال دیگری دارد. آنها که گذشته اند از ناامیدی و ترس و رکود و سکوت و به نقطه زیبای آگاهی و بینش […]
آرشیو

مقالات

سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آرشیو