ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت

درس های سریال تاج و تخت
درس های سریال تاج و تخت(١)

اگر متنی از دوران کهن تر به لذت بخشیدن ادامه ندهد با خطر فراموش شدن روبرو خواهد شد. این جمله آنتونی ایستوب رویکرد جوامع سنتی در گرایش به استبداد را توضیح می دهد. در واقع هر چه جامعه یا قومی از قدمت بیشتری برخوردار باشد در برابر تغییر ،سخت جانی افزون تری از خود نشان می دهد. این مقاومت در برابر تغییر ناشی از طعم سنت و گذشته ای است که به انها انگیزه ی مخالفت با تغییر و اصرار به بازتولید گذشته می دهد. آرکی تایپ ها ، اسطوره ها و سنت های قدیم ، درمان گر هستند. مردمان را در برابر ترس ها و بیم ها در امان نگه می دارند. متاثر از وجود انها ، مردمان در مواقع ترس و اضطراب با رجوع و تمسک به انها، به خلسه و ارامش می رسند. گذشته های جمعی برای یک ملت( ناخوداگاه جمعی) هویت سازند. انها را از دیگری متمایز می سازند و حلقه ی اتصال افراد جدا و منفک به یک جمع هستند و ایین ها و مناسک نیز ادویه ی لذت بخشی هستند که هر بار انها را سر دیگ این سنت ، گرد می اورند. همان طور که غذاهای دست پخت مادر هم ناخوداگاه فردی ما را شکل می دهد و ما را به دوران خوش کودکی و اغوش اطمینان بخش مادر متصل می سازد تا طعم غذا افزون و لذیذ تر شود. سنت ها نیز ما رابه صورت جمعی به یک مام بزرگتر وصل می سازند. دموکراسی بر همین اساس در برخی جوامع با مقاومت بیشتری روبرو می شود. زیرا انسان ها را از سنت های جزم، روابط عمودی( ارباب- رعیتی) و نابرابری و قدرت جویانه که سنت و تجربه ی زیسته ی آنهاست بر حذر می سازد. زمانی که ما با دموکراسی روبرو می شویم چون انچه به ما هویت فردی و جمعی می داده دود شده و به هوا رفته در نتیجه ما از ازادی می هراسیم. گریز از ازادی و رجوع ما به سنت که در غرب ستیزی و بازگشت به خویشتن متجلی می شود بخش عظیمی از ان به واسطه ی ماندگاری طعم استبداد و روابط عمودی در ناخوداگاه جمعی ماست. در این قطعه از سریال تاج و تخت به همین موضوع اشاره شده است.

درس های سریال تاج و تخت(٢)
مردم تحت ستم در صورت به قدرت رسیدن، هر چه از جایگاه پایین تری از قدرت و منزلت قرار گرفته باشند به محض رسیدن به قدرت، به بازتولید نظامی اقدام می کنند که از نظام قبلی ستم گر و ناعادلانه تر است. بخشی از این وضعیت به دلیل ویژگی قدرت است و بخش دیگر به دلیل منش این طبقه ی اجتماعی است. رعایای شورشی به علت ترس مدام و فرهنگ مبتنی بر زیست رعیتی و برده وار ،منش و شخصیتی اقتدارگرا یافته اند. اقتدارگرایی رعایا پرورده ی نظام های سیاسی ارباب – رعیتی کلاسیک و نظام های توتالیتر مدرن است. شخصیت اقتدارگرا دو وجهی است. از سویی در برابر قوی تر از خود کرنش کرده، چاپلوسی می کند، سرسپرده گی پیشه می سازد و طبق گفتمان مامور و معذور دست به هر جنایتی می زند که از سر وظیفه انجام داده است و از اطاعت لذت می برد و با دیگر هم صنفان رقابت بر سر اطاعت و سرسپردگی دارد و از سوی دیگر به زیر دستان خود ، ظلم می کند، بد رفتاری می کند و برای آنها هیچ حرمتی قایل نمی شود و کرامت انها را زیر پا می گذارد. رعایا و برده ها در صورت به قدرت رسیدن عزت نفس پایمال شده و به ان خو گرفته ی خود در برابر بالا دستی ها را به همراه ستم به زیر دستان تجمیع کرده و در وضعیت کسب قدرت به تمامی جامعه ظلم و ستم روا می دارند. انها چنان مست از قدرت می شوند که وضعیت نظام ستمکار قبلی برای مردمان به نوستالژی تبدیل می شود. مزه ی قدرت برای انان همچون خون و گوشت شکار – در اینجا انسان- چنان نشئه گی و طعمی دارد که دیگر دست کشیدن از ان محال است. به همین دلیل انقلاب ها در سرتاسر جهان به وضعیتی مطلوب برای مردمان ان جوامع تبدیل نشده و انها در اصل از چاله به چاه می افتند. لوئیس بونویل، فیلمساز سورئال به خوبی وضعیت به قدرت رسیدن طبقات پایین را در فیلم” ویریدیانا”( بانوی داریوش مهرجویی اقتباس ایرانی ویریدیاناست) به تصویر کشیده است. رعیت ها به دلیل فرهنگ و زبان و تجربه زیسته شان به محض به قدرت رسیدن رویکردی تخریبی پیشه می سازند. انها به دلیل عدم شناخت فرهنگ و هنر سر ستیز با ان پیشه می سازند و شرایطی سخت و غیر انسانی را رقم می زنند. انچه انها را به جلو می راند، رانه ی خشونت و تحت تاثیر غریزه ی مرگ است و به همین دلیل سایه ی وحشت بر جامعه حکمفرما می شود. ‌به گفته ی شوپنهاور: بدترین بلایی که ممکن است گریبان یک ملت را بگیرد اینست که فاسد‌ترین قشر و اراذل و اوباشِ جامعه، به حکومت برسند.

درس های سریال تاج و تخت(٣)
“مامور و معذور ” ضرب المثل و برساخت زبانی جوامعی است که مشروع بخش توتالیتر(تمامیت خواهی) و زمامداری خودکامگی هستند. مردم و نخبه گان این نوع جوامع با این طرز بیان و بهره وری از زبان تلاش می کنند ،مسیولیت اخلاقی خود در قبال فجایع ناشی از عملکردنظام سیاسی بکاهند. سکوت، مماشات و گاه همراهی یک جامعه در قبال رخدادهای دهشتناک با مخالفین و یا تعرض کشور به سایر کشورها در اصل ناشی از همراهی مشروعیت بخش مردم و نخبه گان بوده اما انها با جمله و گفتمان فردی- اجتماعی” مامور و معذور” سعی می کنند که مسئولیت و سهم خود را از وقوع این جنایات بری سازند. مردم المان هم پس از شکست و سقوط هیتلر به انحا مختلف تلاش کردند که دست خود را از جنایات هراسناک و فاجعه امیز “اشوویتس “و “هولوکاست “برهانند اما این شرم و خجالت از ان زمان تا کنون بر انها سنگینی می کند. در واقع سکوت و مماشات و عدم پرسش انها از دستگاه هیتلری موجب وقوع و افزایش گستره این جنایات گردید. هانا ارنت فیلسوف توتالیتاریسم در این باب اشاره می کند که نخبه گان و روشنفکران هم در این زمینه سهم بسزایی داشته اند:”شکل گیری حکومت های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بین و حقیر ممکن نیست .این گونه روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند.” ارنت به انسان ها متذکر می شود که مسیولیت فردی در راستای مسیولیت اجتماعی است و ما نمی توانیم در برابر رفتارهای خود به عنوان مهره ی یک سیستم و با این تفکر که اگر من نمی کردم کسی دیگر این مسیولیت را انجام می داد از زیر بار مسیولیت اخلاقی شانه خالی کنیم. وقوع هر جنایتی علیه دیگری و سکوت یک جامعه و روشنفکران در قبال ان یعنی انها در ان سهیم هستند و کسی نمی تواند زیر بار ان شانه خالی کند. در سریال تاج و تخت از این نوع پرسشها که در دیالوگ ها مستتر شده مخاطب با ایده ها و نظریات سیاسی اشنا می شود و در اصل سریال ، بیننده را به تامل در باب خود و نظام سیاسی و عملکرد خود و حاکمیت … وا می دارد. دیالوگ برگرفته برای این کپشن هم در واقع گفت و گری دو نخبه در باره ی یک رفتار خشونت امیز ملکه دنریس است . یکی در کسوت ارنت به پرسش می کشد و دیگری نخبه ای است که در حال بهره وری از گفتمان مامور و معذور است.

درس های سریال تاج و تخت(۴)
قدرت در زمانی که توسط جامعه مدنی مهار نشود ، با ایجاد ترس از سر مجازات متخلفین و کسانی که نظم موجود را بر نمی تابند از قوه ی قهریه بهره می برد. دولتها به دلیل بهره وری از خشونت قانونی به خود اجازه ی ابراز هر گونه خشونت و شکنجه ای را می دهند. حتا افراد صالح نیز در زمانی که از قدرت قاهره برخوردار شوند ، صالحیت خود را با صلاحیت دارا بودن حذف مخالفین با نیات خیر از دست می دهند. دنریس در سریال تاج و تخت با یک نیت خیر در پی بدست گرفتن قدرت است اما با هر فتح و پیروزی ای که بدست می اورد به دلیل شرایط خاص قدرت مجبور می شود از قتل و شکنجه مخالفین برای تثبیت قدرت خود بهره ببرد و به همین دلیل ارمان های او که پاره کردن زنجیر و قیود بردگی مردمان است در نهایت به یک قتل و عام خشن تبدیل می شود. کسانی که داعیه ی رساندن مردمان به بهشت و ازادی را دارند در نهایت زندگی مردم را به جهنم تبدیل می سازند. به همین دلیل مردم اگر در اغاز به این فرمانروایان مشروعیت بدون نظارت بدهند در نهایت از سر ترس همه کارهای او را مجبور به تحمل می شوند و سر به کرنش می سپارند .اتش دهان اژدهای قدرت با سوختن و پایمال کردن حقوق مردمان، بهشت وعده شده را جهنمی بیش برای انها نمی سازد. تنها آب نظارت جامعه مدنی توان کنترل اژدهای اعمال خشونت قدرتمندان را توان خاموشی داراست.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو