ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حسن محدثی
قوم گرایی در ایران

نظریه ای اجتماعی درباره ی قوم گرایی در ایران
حسن محدثی

دو سویه ی قوم گرایی / قومیت متغیری اجتماعی- زیستی (biosocial) است و در جوامع مرکب از اقوام گوناگون، متغیر تأثیرگذاری است. وجود عنصر قومیت مقوم پدیده ی قوم گرایی نیز هست. قوم گرایی نیز یک پدیده ی اجتماعی چندبعدی است که هم می تواند آثار اجتماعی مثبت و هم آثار اجتماعی منفی داشته باشد. احساس تعلق به قوم فی نفسه امری منفی نیست بل که چه بسا آثار بسیار مثبتی نیز دارد. قوم گرایی در معنای تعلق مثبت به قوم با عام گرایی (universalism) منافاتی ندارد. با این حال، قوم گرایی وجهی منفی نیز دارد و آن گرایشی خاص گرایانه است که در آن هر چه به قوم خودی تعلق دارد مثبت و با ارزش است و هر چه به گروهی دیگر از مردمان تعلق داشته باشد، منفی و نامطلوب و زشت و بی ارزش و یا کم ارزش است. این پدیده را می توان قوم مداری (ethnocentrism) نامید. در ایران نیز می بایست بین تعلق به قوم و قوم مداری تمایز قایل شد. مردمان متعلق به هر قوم حقوقی دارند و می بایست این حقوق از طرف همه گان به رسمیت شناخته شود.

تکلم به زبان قوم و تدریس زبان قومی و پاس داری از فرهنگ قومی و اموری از این قبیل همه گی جزو حقوق مسلم هر یک از اقوام است و هر حکومتی که این حقوق را نادیده بگیرد، می بایست مورد نقد قرار گیرد. تبعیض های قومی در ایران معاصر متأسفانه دردی کهنه و غم انگیز است که سبب بیگانه گی هر چه بیش تر اقوام ایرانی از ایران عزیز می شود. بنابراین، همه ی ما موظّف ایم هر نوع تبعیض علیه بخشی از جمعیت کشور از جمله اقوام عزیز ایران را مورد نقد و افشاگری قرار دهیم و این قدر این موضوع را برجسته کنیم و مورد بحث قرار دهیم تا دفاع از حقوق یکایک اقوام ایرانی به گفتاری همه گانی و عمومی بدل شود.

ایران چندقومی، چنددینی، و چندفرهنگی ایرانی سرمایه دارتر و ارزش مندتر است. ایران رنگارنگ از اقوام و ادیان و مذاهب همانند چهره ی زیبای فرش ایرانی زیبا و خواستنی است. ایران مرکب از ترک و بلوچ و کرد و عرب و گیلک و فارس و لر و ترکمن و گرجی و غیره و ایران متشکل از شیعه و سنی و مسیحی و یهودی و زردشتی و صابئی و اهل حق و اسماعیلی و بهایی و بی دین ایرانی خواستنی تر است. ایرانی که مردمان اش هر یک در انتخاب مسیر خویش آزاد باشند و هر یک میراث قومی و فرهنگی خود را پاس بدارند و در درون چتری فراگیر در کنار هم قرار بگیرند و به داد و ستد فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی بپردازند، ایرانی غنی تر است. با این همه، یادمان باشد که جریانات قوم مدارانه (نظیر پان ترکیسم، پان کردیسم، پان فارسیسم، و دیگر اشکال قوم مداری) همه گی ضدایران هستند و مردمانی که دل به آبادی وطن و شادی ایرانیان و تأمین امنیت و آزادی و پاس داری از حقوق یکایک ایرانیان بسته اند و سودای کشوری بالنده و رشدیابنده را در سر دارند، می بایست با تمام اَشکال قوم مداری مبارزه کنند.

این که حکومت در ایران معاصر با اِعمال انواعی از تبعیض به بیگانه گی اقوام ایرانی از مام وطن دامن زده اند، شکی نیست. همه ی ما موظف ایم در حد توان مان با این اشکال تبعیض مقابله کنیم. اما این که تمامی مشکلات را متوجه حکومت بکنیم، قابل قبول نیست. بخشی از مشکل متوجه کسانی است که اندیشه ها و گرایش های قوم مدارانه را در ایران ترویج می کنند و به تقویت چنین اندیشه ها و گرایش هایی دامن می زنند. لذا قوم مداری هایی نظیر پان ترکیسم در ایران به هیچ وجه با ارجاع به تبعیض های حکومت در ایران توجیه پذیر نمی شود. پان ترکیست هایی که تقابلی تصنعی بین ترک و فارس را برساخت می کنند، فراموش نکنند که اهل نظر می دانند که کردهای آذربایجان غربی چه گزارش های مبسوطی از انواع تبعیض های ترک ها ارایه می کنند. من شخصاً پای سخن برخی از این کردهای هم وطن نشسته ام و گزارش هایی از این تبعیض ها ر ا شنیده ام. همان قدر که تبعیض فارس علیه ترک زشت و کثیف و غیرانسانی است، تبعیض ترک علیه کرد نیز زشت و کثیف و غیرانسانی است. راه حل مطلوب آن است که چشمان مان را بگشاییم و به هر گونه تبعیض در سراسر این کشور ملامت گرانه خیره شویم و همه ی اشکال تبعیض را افشا کنیم و زشتی اش را برملا نماییم. معتقداَم اگرچه اقدامات نامناسب حکومت و دست اندازی های گه گاهی ِ نا به جا و در بسیاری موارد نیز اقدامات تبعیض آمیز آن سبب تحریک و تقویت اَشکالی از مقاومت قوم مدارانه شده است، با این حال نمی توان شکل گیری و رشد قوم مداری در ایران را تماماً با توجه به عمل کرد حکومت تبیین کرد و توضیح داد. چنین نگرشی به این مسأله، نگرشی تقلیل گرایانه است.
به همین ترتیب، راه حل قوم مداری و بیگانه گی ملی اقوام را نیز نباید تنها در اقدامات و عمل کرد حکومت جست و جو کرد. اگرچه نقش حکومت بسیار جدّی است، اما نمی بایست به اصلاح عمل کرد آن در کوتاه مدت دل بست بل که به نظر من در این مورد نیز می بایست نگاه مان معطوف به عمل کرد مثبت و تأثیرگذار جامعه ی مدنی و روشن فکران ملی و نخبه گان قومی باشد و به کمک نیروهای فعّال در جامعه ی مدنی، نوعی آگاهی ملّی و بسیج مردمی علیه تمامی اَشکال قوم مداری در ایران شکل بگیرد تا بر اثر آن، پتانسیل قوم مداری هر چه بیش تر تضعیف گردد. علاوه بر این، می بایست حرکتی اموزشی نیز شکل بگیرد تا به کودکان مان به عنوان سازنده گان ایران فردا بیاموزیم که تفاوت، طبیعی و ارزش مند؛ تبعیض، اجتماعی و غیرقابل قبول و اجتناب پذیر؛ و حذف دیگری، جنایت علیه بشریت است. به عبارت دیگر، می بایست پروژه ای آموزشی و فرهنگیِ دو وجهی در جامعه ی مدنی لهِ اقوام و حقوق قومی و علیه قو م مداری شکل بگیرد. این نظریه ی اجتماعی مختاراَم در باب قوم گرایی است. پیش از این نوشته ای درباره ی عمل کرد مسأله دار صدا و سیما درباره ی اقوام ایرانی منتشر کرده ام که پس از دست یافتن بدان مجدداً در این جا منتشر اش خواهم کرد. باری، نوشته ی زیر سبب شد برای نخستین بار خلاصه ای از دیدگاه ام را در باره ی قوم گرایی بنویسم. نوشته ی زیر یاداشتی است که مخاطبی گرامی برای انتشار در این جا ارسال کرده است. به پاس اهمیت این موضوع و به پاس احترام به این نویسنده ی گرامی، سخنان وی را منعکس می نماییم؛ اگرچه همان طور که در بالا گفته شد، در برخی از موارد جزئی با وی هم نظر نیستم.

حسن محدثی ۲۴ آذر ۱۳۹۵

اخبار مرتبط
نظرات

سلام.وبسایتتون خیلی خوب و مفیده.به کارتون ادامه
بدین

بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

تیتردو

جنوب استانها ؛
۱۲۰میلیارد دلار درامد چهارساله، قطب اقتصادی ایران و تنها یک صندلی سبز در بهارستان !!! ثروتی که پایه و اساس قدرت نیست. محمود منصوری خبرنگار و فعال سیاسی امروز حرف اول را در حوزه های مهم اقتصادی، استراتژیک ، پتانسیل ها و حتی نظامی حوزه ی جنوبی استان بوشهر که شامل شهرستان های جم، دیر، […]
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
آرشیو