ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حسام سلامت
مرگ‌سیاست و ارزش زندگی


آیا در اوضاع و احوال ناشی از کووید- ۱۹ در سراسر جهان، جنبش «زندگی سیاهان ارزش دارد» (Black Lives Matter) در آمریکا و خودکشی عمران روشنی‌مقدم در میدان نفتی هویزه در خوزستان چیزی هست که آنها را به رغم تفاوت‌شان به هم وصل کند؟ آیا میان این رویدادهای از اساس متفاوت وجه مشترکی در کار است؟ به نظرم می‌رسد آنچه می‌توان «مرگ‌سیاست و رویه‌های ارزش‌زدایی از زندگی آسیب‌پذیران» نامید این سه رویداد را به هم پیوند می‌دهد. در هر سه‌ی اینها با مسئله‌شدنِ خودِ «زندگی» در مقام «حیات صِرف» طرفیم. ما ظاهراً زمانه‌ای را تجربه می‌کنیم که زندگی را بیش از همه‌ی دیگر دوران‌ها تکریم می‌کند و «حق حیات» را بیش از همیشه به رسمیت می‌شناسد. اساساً اینکه چیزی چون «مرگ‌سیاست» (necropolitics) آفتابی شده و به چشم می‌آید از آن‌روست که سالهاست زندگی و واقعیت ساده‌ی زنده‌ماندن به یک اصل بنیادی و یک حق پایه‌ای بدل شده و پیرامون ارزشمندی فی‌نفسه‌ی آن («هر انسانی حق دارد زنده بماند») انبوهی گفتار مؤثر تولید شده است که به زبان حقوق بشر، اخلاق زیستی، متافیزیک حیات، فلسفه‌ی سیاسی و تکنولوژی‌های پزشکی از این می‌گویند که «زندگی ارزش دارد» (lives matter). هنوز هم نخستین وظیفه‌ی دولت – فارغ از اینکه تا چه حد از پس‌اش برآید – آن است که از زندگی افراد محافظت کند و آن را به میانجی اقدامات زیست‌سیاسی ارتقا دهد. همینکه «امید به زندگی» (متوسط طول عمر یک جمعیت) در سده‌ی اخیر پیوسته افزایش یافته است خود بارزترین نشانه‌ی نقش‌آفرینی دولت‌ها و دیگر نهادهای عمومی در ارتقای کمی و کیفی زندگی از مجرای سازوکارهای زیست‌سیاسی است. به واسطه‌ی تکریم زندگی است که مرگ بیش از همیشه به تعویق افتاده است. با اینهمه موقعیتی به غایت پاردوکسیکال در کار است: درست به موازات ارتقای زندگی به میانجی کثرتی از سازوکارهای بهداشتی، درمانی، مراقبتی و امنیتی که سایه‌ی مرگ را از سر زندگی دور کرده‌اند با تنوعی از سیاست‌ها، رویه‌ها و کردوکارهایی طرفیم که از مجرای توزیع نابرابر مخاطرات، انتشار نامتوازن تهدیدها و اشاعه‌ی ناهمسان آسیب‌ها پیش‌آمد مرگ را نه به مثابه‌ی سرنوشتی طبیعی که همچون رویدادی اجتماعی پیش می‌اندازند یا احتمال‌پذیرتر می‌کنند. آنچه مرگ‌سیاست می‌‌نامیم در واقع چیزی نیست مگر رویه‌های دستکاری احتمالات حیات که تعیین می‌کند کدام زندگی‌ها می‌باید زنده بمانند و کدام زندگی‌ها را می‌توان به کام مرگ فرستاد، به تعبیر دیگر، کدام زندگی‌ها ارزش زیستن دارند و کدام زندگی‌ها آنقدر
ها ارزش ندارند یا اصلاً ارزش ندارند که زنده بمانند و بنابراین می‌توان آنها را به مرگ سپرد یا در برابر مخاطرات و تهدیدها به حال خود رها کرد.

آنجایی که پای مرگ‌سیاست در میان است مسئله، بیش از هر چیز، بر سر پیش‌انداختن، سرعت‌بخشیدن، آسان‌سازی و احتمال‌پذیری فزاینده‌ی مرگ است به واسطه‌ی درپیش‌‌گرفتن سیاست‌ها، فراهم‌سازی یا فراهم‌نساختن موقعیت‌ها و تولید شرایط خطرخیزی که مرگ را از آنچه به حُکم طبیعت یا بخت به هر حال از راه خواهد رسید به بدن‌های بی‌دفاع و آسیب‌پذیر نزدیک‌تر می‌سازد. به بیان ساده‌تر، کار زیست‌‌مرگ به‌خطرانداختن زندگی است، به ویژه – نه صرفاً – زندگی آنهایی که به واسطه‌ی آسیب‌پذیری‌شان در نتیجه‌ی بی‌ثبات‌زیستی‌ و فرودستی‌ در سلسله‌مراتب تقسیم اجتماعی کار و توزیع سیاسی اعتبار (این دو عموماً همبسته‌اند اما همیشه یکی نیستند)، به سختی می‌توانند از زندگی خود مراقبت کنند. با این وصف، مرگ‌سیاست تنها در صورتی می‌تواند عمل کند که زندگی افراد، گروه‌ها و اجتماعاتی پیشاپیش بی‌ارزش، بی‌اهمیت یا بی‌صدا شده باشد. این زندگی‌های آسیب‌پذیر پیوسته در معرض خطرند و به سادگی می‌توانند به دست سازوکارهای مرگ‌زا بلعیده شوند. آنچه «ارزش زندگی» یا «حق حیات» می‌‌نامیم برابرانه توزیع نشده و از همان آغاز، بسته به جایگاه مادی و نمادینی که هر زندگی در نظم سیاسی-اقتصادی پولیس اِشغال می‌کند ، از این زندگی تا آن زندگی متفاوت است. به تعبیر دقیق‌تر، پای چیزی چون «آسیب‌پذیری افتراقی زندگی‌ها» (differential vulnerability of lives) در میان است که گویای نابرابریِ احتمال زندگی و مرگ افراد و گروه‌ها در سامان سلسله‌مراتبی هر جامعه است. مشاغلِ عمدتاً فرودستی که در زمانه‌ی فرمان دولت به قرنطینه‌ی خانگی ناگزیر بوده‌اند به رغم سرایت‌پذیری مخاطره‌آمیز ویروس کار کنند، سیاهان آمریکا که به گونه‌ای سیستماتیک در معرض تبعیض دستگاه پلیسی و نظام کیفری‌اند، و کارگر بی‌ثبات‌کاری که معاش روزمره‌اش در گرو دستمزدی است که مدام به تعویق می‌افتد، جملگی زندگی‌های آسیب‌پذیری‌اند که سرنوشت‌شان به دست ویروس، پلیس و کارفرما به گروگان گرفته شده است. اینکه مرگ می‌تواند خود را به این زندگی‌ها چنین نزدیک کند (چه در کسوت بیماری ویروسی، چه در هیأت شلیک مستقیم پلیس، چه به شکل خودکشی) تنها می‌توانسته است به میانجی ارزش‌زدایی نسبی از خودِ این زندگی‌ها ممکن شود. فاصله‌ی مرگ با زندگی‌ها یک تولید اجتماعی است.
به این اعتبار، شعار اینک فراگیرِ جنبش «زندگی سیاهان ارزش دارد»، فارغ از موضوعیت تاریخی‌اش در قبال آمریکا، از حیث پیکار سیاسی‌اش بر سر استیفای «ارزشِ زندگیِ» سیاهان – و نه فقط سیاهان، که ارزشِ زندگی همه‌ی «آسیب‌پذیران» – خودِ مرگ‌سیاست را نشانه گرفته است. مسئله بر سر دفاع فعالانه‌ از برابری زندگی‌ها از مجرای نقد ریشه‌ای همه‌ی آن سازوکارهایی است که این یا آن زندگی را در معرض مرگ قرار می‌دهند یا خطر/احتمال مرگ را به میانجی فرآیند‌های بی‌ارزش‌سازی برخی زندگی‌ها یا فرودست‌سازی آنها به واسطه‌ی رویه‌های طرد، تبعیض و ستم پیش می‌اندازند.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
ویروس کرونا بیش از همه‌ی اعضای بدن، به سراغ دست‌ها‌یمان رفته است. بیش از هرچیز رعایت روش‌های بهداشتی و علی‌الخصوص شستن‌دست‌ها ضرورت پیدا کرده است. حتی پیام‌های تبلیغاتی مربوط به دست هاست: «دست ها را بیست ثانیه و به صورتی دقیق بشوئید» فروید ظاهرن به دلیل انتقال ویروس از دست هااست که ترس ما بیش‌تر […]
آرشیو

مقالات

اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
آرشیو