ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

حمید موذنی
جهان در گیر ودار یک حرف

 

حمید موذنی:

جهان امروز، در گیر و دارِ بود و نبودِ یک حرف است. بخشی از سردمدران سنت گرا و مردمان هویت گرای این جهان با افزودن  این حرف، خواستار جهانی تقابلی هستند.  یازده سپتامبر۲۰۰۱ عملیاتی شدن آمال آنها  بود. از دیگر سو، بخشی از  نظام های توسعه یافته و شهروندان وطن جهانی و صلح دوست بهتر را جهانی بدون این حرف تصور می کنند. آنها، طالب صلح ، مدارا و ارزش گذاری به تنوع و تفاوت هستند . تفاوت این دو سوژه در یک حرف است:”ر”. حرف” ر” در تروریست و نبودش در توریست.  جهان امروز ، درگیر و دار انکار و یا وجود ” ر ” در این دو سوژه است . سوژه هایی که هر دوی آنها دو رویکرد متفاوت و متضاد را دارند. در این دو موضوع، انسان یا در  حال شناخت تفاوت ها و درک تنوع هاست (توریست) و یا در حال زدودن تنوع و تفاوت هاست و در دفاع از همرنگی و یک هویت به حذف و تقابل با سایر هویت ها اقدام می کند( تروریست) . بر همین اساس میتوان بر اساس بازی های زبانی به تاویل این موضوع پرداخت.  گفتمان کنونی جهان تقابل و جدال بر سر بود و نبود “ر”است.  حرفی  که نبودش ضمانت صلح و دموکراسی و بودش تضمین جنگ و تئوکراسی است . ” ر” ای که همچون مهمیزی سخت و خشن، قصد دارد جهان مدرن را به عقب کشیده و سنت را بران مسلط سازد . “ر” ای که تلاش دارد از سر حضور خود  تقابل سنت و مدرنیته را به جدال ” خیر” و” شر” و نبرد” اجماع” در برابر “فردیت و تفکر انتقادی” تبدیل نماید   . ” ر ” ای که توریست را به تروریست تبدیل می کند و دال و مدلولی نیک را به دال و مدلولی پلشت ، تغییر ماهیت می دهد تا ناشی از این بازی زبانی ، در جدالی واقعی تروریست منتج از آن به جنگی خشن و تمام عیار علیه انسانیت دست یازد .

توریسم ، در ذات خود پلورالیسم(تکثر) ، تفاوت و تنوع ، پذیرش ودرک حضور دیگری و مدارا ارج می نهد و انسان محلی را به ملی و شهروند ملی را به جهان وطنی تبدیل می کند تا عشق را جایگزین ناسیونالیسم سازد و گفتمان ” بنی آدم اعضای یکدیگرند ” را تقویت سازد . توریسم ، مروج صلح است و تعصب می زداید ، ارتباطات انسانی را گسترش داده ، ” دیگری ” (به رغم لویناس ) در آن ارزشمند شمرده می شود و دموکراسی را ترویج داده و تقویت می سازد .

از سوی دیگر تروریست ؛ در ذات خود ، نفرت باز تولید می کند و نفرت ناشی از آن ، ” دیگری ” را دشمن و خصم پنداشته و در نتیجه ی آن ، خشونتی مستمر علیه انسان شکل می گیرد . گفتمان تروریسم ، مبتنی بر تعصب ، خشونت و نفرت است و بر این اساس دگماتیسم ، تقویت می شود و ” من برتر سیاسی ”  ( پیشوا ) ( super ego ) و هرچه متعلق به این ” من برتر ” است ارزشمند شده تا آنجا که من ها و ماهای دیگر فدایی و قربانی متعلقات یک ” من برتر ” می شود. مایی پیرو ، که مریدان ما زوخیستی یک پیشوای سادیستی و خشن ( من برتر ) هستند، که از او جز نفرت و خشونت علیه دیگری برای اثبات خود ، تراوش  نمی شود و رهروان نیز همه در کسوت تروریست در خدمت اویند .

  • نفت و تروریسم ، مالیات و توریسم

کشورهای استخراجی بویژه کشورهایی که از استخراج نفت ، چرخ اقتصاد خود را می چرخانند اکثراً دارای نظام های سیاسی استبدادی هستند . این حاکمیت های سیراب شده از نفت ، متأثر از درآمد نفت ، خود را نیازمند جامعه و مردم نمی پندارند و به جای پاسخگویی و احترام مردمان خویش به تقویت پلیس و ارتش خود بیش از سایر موارد توجه می کنند . نفت ، تنها یک ماده جهت تولید انرژی نیست ، در تأویلی تاریخی و اجتماعی از این ماده ی سیاه ، میتوان سیاهی آن را در تیره بختی روزگار مردمان آن دیار مشاهده نمود . نفت ، مایعی سیاه رنگ است که ریشه در استبداد و استعمار دارد . مردمان سرزمین های نفت خیز یا نیاکانی          داشته اند که تجربه ی استعمار داشته اند و یا اینکه خود و فرزندانشان خاطرات استبداد و توتالیتاریسم را در ذهن خویش واگویه  می کنند . استعمارگران اگر در سرزمین های آمریکا به دنبال طلای سخت و جامد بودند و سرخ پوستان را به شهروندان درجه ۲ و ۳ تبدیل نمودند پس از مدتی راهی سرزمین هایی شدند که طلای آن مایعی سیاه رنگ بود که اگر سختی و انجماد طلا را نداشت اما به جای آن جامعه و نظام سیاسی استبدادی سخت و محکمی داشتند . نفت ، سیاه است و سیاهی آن تیره بختی مردمان آن دیار را منعکس می کند . نفت به مثابه آب نیست که خود را بتوان در آن دید که که دیدن را به ندیدن مبدل می سازد و دیده را به سیاهی رهنمون می سازد .

با اینکه به ظاهر نفت ها ، ملی شده و عصر استعمار بسرآمده اما نفت ، همچنان تیره بختی مردمان مالک خود را رقم می زند . مردمان کشورهای نفتی ، کمتر تجربه ی دموکراسی و رهایی را دارند و تنها استعمار ، جای خویش را به استبداد داده و چکمه های نفت رنگ ، خیابان های آزادی را به اشغال خود در آورده است .

نفت ، خصلتی دیکتاتور منشانه و دشمن پرورانه دارد. این خصلت را از آغاز کشف خود بر مردمان مالک بخشیده است تا فروشندگان مالک آن استبداد را تجربه کنند و خریداران دموکراسی را .

نفت ، در ذات خود خشونت و تاریکی دارد و اگر نوری نیز افکند ، آن نور از انفجار و آتش سوزی است .

نفت ، دیکتاتور پرور است . نفت به مثابه ملیجک سلطان ها  ، بادمجان دور قاب چین است و توهم دیکتاتور را در استمرار استبداد دامن می زند . نفت ، با سرمایه سازی مدام خود در جیب حاکمیت استبدادی ، توهم عدم نیاز به مردم را به مستبد متبادر می کند تا مالیات که کارکردی پاسخگو کننده برای حاکمیت ها داشته باشد محلی از اعراب نیابد و در عوض ، نفت با تقویت گفتمان پلیسی و امنیتی  ، شهروندان را در فضای رعیتی نگاه دارد . در کشورهای نفتی بواسطه خصلت اقتصاد تک محصولی نفت ، سیاست نیز تکروانه است و تکثر سیاسی وجود ندارد . تک حزبی ، تک روزنامه ای و تک عقیده ای منبعث از اقتصاد تک محصولی نفت است و پلورالیسم و مدارا ، سرکوب شده و کلیه اقلیت ها در آن منزوی و مهجور هستند .

نفت ، در ادامه مسیر خود از استعمار به استبداد به بسط خشونت در خارج از مرزها نیز رسیده ، با یک بررسی تبارشناسنامه می توان تشخیص داد که در هزاره ی سوم و جهان پسا ۱۱سپتامبر ، چگونه کشورهای نفتی بنیادگرا تروریسم را در خارج از مرزهای خود تقویت کردند و به جای گسیل توریست به دیگر کشورها ، تروریست صادر کردند . ” معمر قذافی ” ، ” صدام حسین ”   “بشار اسد ” بن لادن ” و . . . پیشروان این بسط خشونت و تروریست ناشی از قدرت نفتی در خارج از مرزهای خود بودند .

در جوامع وابسته به نفت ، همه چیز در گرو یک خواست فردی است و تفاوتی نمی کند که خواست اقلیت یا اکثریت باشد آن خواست ، خواستی است که با خشونت ، حاکمیت می کند و به دیگری نفرت دارد و بر اساس این نفرت به جهان تروریست صادر می کند و . . .

جامعه باز ، جامعه پلورالیستی و بده بستان و تعامل گرایانه است . در این جوامع ، دولت وابسته به نفت نیست که وابسته به مالیات است و به همین دلیل دولت پاسخگوست و جامعه مدنی ، قدرتی افزون تر از حاکمیت رسمی دارد . در اصل کنش دولت ، بستگی به واکنش جامعه و کسب رضایت عموم دارد و منافع ملی در منافع جهانی تعریف شده و ارزشمند شمرده شده است و شهروندان آن توریست هایی عاشق میهن و جهان وطنی هستند .

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
غزال ساکی /روزنامه‌نگار “عظمت یک ملت و پیشرفت اخلاقیش را می‌توان از روی رفتارش با حیوانات قضاوت کرد.” این جمله گاندی درباره رفتار با حیوانات و اشاره‌اش به عظمت وجودی انسان، ما را وامی‌دارد تا به جامعه و محیطی که در آن زیست می‌کنیم، نگاه ویژه‌ای داشته باشیم؛ چرا که طبق این تعریف میزان مدنیت […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
آرشیو