ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت

عشق، جنگ و مرگ درونمایه های دوری ناپذیر زندگی ارنست همینگوی است؛ همانهایی که شورانگیزترین آثارش را رقم زد. اما شاید زیباتر و ماجراجویانه تر از آثارش، افت و خیزهای زندگی همینگوی باشد. همینگوی انگار قرار بوده یک قمارباز زاده شود نه یک آدم عادی که صبح ها پی معاش بدود و شبها پای شومینه لم بدهد

 

کاترین: بیا موضوع جنگ را بگذاریم کنار.

هنری: خیلی مشکله ، دیگه هیچ کناری نمونده که جنگ رو اونجا بگذاریم.

 

عشق، جنگ و مرگ درونمایه های دوری ناپذیر زندگی ارنست همینگوی است؛ همانهایی که شورانگیزترین آثارش را رقم زد. اما شاید زیباتر و ماجراجویانه تر از آثارش، افت و خیزهای زندگی همینگوی باشد. همینگوی انگار قرار بوده یک قمارباز زاده شود نه یک آدم عادی که صبح ها پی معاش بدود و شبها پای شومینه لم بدهد و روزنامه بخواند. گاهی احساس می کنم این آدم تعمدا و همیشه می خواسته مرگ را در یک قدمی اش نگه دارد که مبادا قلبش از تلاطم و تموج بازایستد. گویی هربار که از مخمصه جان به در می برده است، هوسی جز یک قمار دیگر برایش باقی نمی مانده و آن، هوس یک قمار دیگر یعنی گلاویز شدن با مرگ بوده. سالها حضور همینگوی در تنوره جنگ های ویرانگر قرن گذشته، روایت از روح سرکش و ناآرام او دارد به گونه ای که در خلال جنگ داخلی ایتالیا بر اثر برخورد یک خمپاره به سنگرش با دویست قطعه ترکش مجروح شد و آنگونه که خود می گوید احساس کرده یک لحظه مثل درآوردن یک دستمال ابریشم از جیب، جانش درآمده و دوباره بگونه ای معجزه آسا به جای اولش برگشته.

به نظر می آید آغاز این ناآرامی، از اولین هدیه پدر شروع شده، درست آنجایی که برای تولد ارنست نوجوان، پدر برایش یک اسلحه می خرد، و این شاید خود از طنزهای زمانه است که پزشک به فرزندش سلاح شکار هدیه می دهد. جنگ از نگاه ارنست از همان ابتدا به نظر می رسد یک واقعیت زشت، اما اجتناب ناپذیر زندگی و بقا انسان است. این پیکار در رشته داستانهای او همیشه پررنگ و پردامنه حضور دارد، اما نه به عنوان افتخاری تقدیس شده مثل شرح حماسه های قهرمانان بی پروا و سربازان میهن پرست و شهادت خواه که نقد رایج بازار ادبی قرون اخیر بوده است. فهم همینگوی از جنگ، یک حقیقت یا ضرورت تلخ بی رحم اما گریز ناپذیر. نه، به هیچ وجه. اساسا گفتن و نوشتن از جنگ برای همینگوی یک ابزار خرید و فروش رویاهای اسطوره ای نیست. زبان همینگوی هم، زبان رجز و حماسه و هیجان نیست. بلکه از نگاه او بقا عشق و تپش زندگی در گرو همین نزاع و رقابت میان ابنای بشر است.

همینگوی به درستی دریافته بود که دست و پا زدن میان تناقض های ریز و درشت را آدمها، زندگی نامیده اند. به همین دلیل است که هنری، قهرمان رمان وداع با اسلحه از دریافت دو نشان شجاعت از سوی ارتش به وجد نمی آید و از آن استقبال نمی کند. شخصیت هنری در داستان وداع با اسلحه به خوبی بیانگر واکنش همینگوی به مقوله جنگ است. هنری خود، آمیخته تضادها و تناقض هاست. از یک سو عاشق پیشه ایست که میان زبانه های عشق ملتهب می سوزد و از آبشار انبوه موهای معشوقه اش، کاترین دل و دین را می بازد و از سوی دیگر در مهلکه جنگ، گروهبان همرزمش را که قصد فرار از میدان جنگ دارد به ضرب گلوله از پا در می آورد. انسانِ ساخته همینگوی موجودیست حاصل همجوشی رمانس و خشونت؛ این نگاه اوست که آدم ها را حاصل در هم آمیختگی عشق و بی رحمی یا جنون و خونسردی می بیند.

وداع با اسلحه در واقع یک تصویر پانورامیک از زندگی خود همینگوی است؛ تصویری از یک رخداد رقت بار اما واقعی زندگی انسان. آنجا که همینگوی پس از جراحت شدید در جنگ در یک بیمارستان دل به پرستار خود می بازد. او درست در میان دست و پا زدن در مرز زندگی و نیستی، پا به میدان عشق، این عنصر اشتهاآور زندگی می گذارد اما این میل سرکش و آن وهم پنداریش از جنگ، مانع از غریزه جنگ طلبی او نمی شود. همینگوی و برخی قهرمانان داستانهایش مثل رابرت در نمایشنامه ستون پنجم در میان این کشمکش های بی پایان شکل گرفته اند. درست مثل آنتونیوسِ ویلیام شکسپیر که در بحبوحه شهوت به معشوقه شرقی اش، کلئوپاترا و جنگ با سزار آفریده شده و سرانجام میان این دو تباه می شود. برای همینگوی هم مثل شکسپیر انگار همیشه پای یک زن در میان است. انگار ژان لوک گُدار، فیلمساز فرانسوی راست می گفت که برای خلق یک داستان، شما یه یک زن نیاز دارید و یک هفت تیر.

در قیاس با داستان کمپ سرخپوستان که غروب زندگی پدر، با وق وق زندگی بخش فرزند تازه متولد همراه است و سیکل زندگی دوباره وارد چرخه ای نو می شود این بار کاترین و نوزادش هر دو هنری را در یک غم جانکاه تنها می گذارند.

با آنچه از زندگی همینگوی می دانیم نگارش این داستان بیشتر به تصمیم برای یک خودکشی در اوج، شبیه است برای این روح بی قرار، بدرود گفتن با تفنگ به معنای یک پایان تراژیک است. از همین روست که همینگوی با اسلحه اش تا لحظه مرگ وداع نمی کند و سرانجام به کمک آن، یک تیتراژ دراماتیک را برای فیلم زندگی اش برمی گزیند.

 

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفتگو با علی برزگر، مسئول جمعیت امام علی بوشهر
نام جمعیت امام علی را همۂ ما حداقل یک بار شنیده ایم. دیدن هر روزۂ کودکان کار بر سر چهار راه ها یا در پارک ها باعث شده کمابیش با نام این تشکل مردم نهاد و فعالیت هایش آشنایی نسبی داشته باشیم. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی پیش رونده یا تدریجی
علی آتشی
آوار اندیشه های شریعتی برای ما
داوید لوبروتون
انسان شناسی رنج ودرد
حمید موذنی
جهان در گیر ودار یک حرف
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی در عصر پسا هاشمی
شهلا اعزازی
شکل نوین خانواده
مصطفی مهرآیین
تاملی بر فساد
مهتا بذرافکن
خشونت علیه زنان در محیط کار
آرشیو