ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

ترقه ممنوع…. !!

سرویس اجتماعی جامعه، ستاره تناور: اسفند که می آید، بوشهر پذیرای شکوفه های نارنج و پرتقال می شود، عطر بهار نارنج و بوی باران در کوچه ها می پیچد. بوی زندگی و زیستن و رستاخیز طبیعت. اینجا بهار زودتر طلوع می کند.

اسنفد که می آید نوروز هم در ذهن ها تداعی می شود، اسفند که می آید چهارشنبه سوری، سفره عید، سبزه ، سمنو و… نیز با خود به همراه دارد.

خانه و حیاط پدربزرگ جایی بود برای آتش روشن کردن و هلهله ما کودکان از شادی و آمدن بهار. صدای ترقه یا بمب دست سازی نبود که آرامش و شادی کودکانه ی ما بر هم بخورد. شادی را می آفریدیم خودمان، با هر چیزی که در دسترس مان بود. اینک در روزگاری زیست می کنیم که شادی و هیجان را برای ما می سازند. شادی که منشاء بیرونی دارد و نه درونی به همان سرعتی که آمده هم خواهد رفت. کودکانمان با صدای بلند و نورافشانی ترقه ها و فشفشه ها به وجد می آیند در چشمانشان برق گذرایی دیده می شود و بعد…هیچ.

کودکان ما خسته اند، هیجاناتشان عمر کوتاهی دارد. چهار دیواری ها، سنگ و آجر و سیمان آنها را محاصره کرده اند. آنها تجسمی از حیات واقعی ندارند.

تصوری از زایش و برانگیختگی در طبیعت ندارند. کمتر پیش می آید که بتوانند خاک بازی کنند و با دستهایشان خانه های گلی بسازند. به آنها کمتر فرصتی برای تجربه بغل کردن حیوانی را می دهیم. آنها در اضطراب دائمی که ما از درونمان خواسته و ناخواسته به آنها منتقل می کنیم با ترسی همیشگی از پدیدها گذران عمر می کنند و نتیجه اینکه چیزی شبیه خودمان و نه بیشتر تحویل دنیا می دهیم.

اما آیا همین است؟ زیستن و حضور ما تحویل دادن چیزی شبیه خودمان به دنیا ست یا فراتر از آن است؟

وقتی طبیعت را از زندگی مان حذف کردیم، کم کم سنگ شدیم، شور و اشتیاق درونی مان به تظاهری بیرونی تیدیل شد. بیشتر وانمود به خوشی می کنیم تا اینکه این خوشی ها عمق داشته و معنای واقعی بدهند.

برای خوشی های ناپایدارمان سنت های خوب را کنار گذاشتیم. چهارشنبه های آخر سالمان را تبدیل به میدان کارزار کردیم بلکه برای لحظه ای بار سنگین و تحمل ناپذیر هستی را کمی سبک کنیم، اما نشد.

شاید بتوانیم این روند را تغییر دهیم. امسال بیاییم متفاوتر باشیم هنوز وقت به اندازه کافی تا پایان سال باقی ست. تصمیم بگیریم شادی های مان را درونی کنیم. سنت های خوب گذشته گانمان را احیا کنیم. رسم ها و آیین هایی که بر اساس صلح و دوستی پایدار بودند نیاز امروز ماست. مایی که در غم و اضطراب دائم دست و پا می زنیم، با روی آوردن به شادی ها دنیا را زیباتر کنیم اگر چه زشتی های آن انکار ناپذیر است.

چیزی که بهانه نوشتن این یادداشت شد دیدن پست اینستاگرامی پرویز پرستویی بازیگر توانمند سینما بود که سال گذشته در روزهای منتهی به چهارشنبه سوری آن را در صفحه شخصی خود به اشتراک گذاشته و در آن خواستار حذف ترقه از چهارشنبه سوری شده بود. این بهانه ای شد برای یادآوری از آنچه که می توانیم بسازیم خودمان برای خودمان…

امسال متفاوت باشیم…با شادی هایی درونی که ما را به حرکت و پویایی دائم وا دارد.

یادداشت پرستویی:

کمپین تحریم چهارشنبه سوزی
خطاب به (چینی ها ) :
دیگر پولمان را حرام ترقه ها و جنس های گوناگون شما نمی کنیم
چهارشنبه سوری جشن ماست.

از امسال آتش درست می کنیم از روی آن می پریم و شادی می کنیم. از امسال قاشق زنی می کنیم و به هم شیرینی می دهیم .
از امسال جشنی واقعی می گیریم. از امسال در آستانه سال نو خیابان ها را رنگارنگ می کنیم . به هم عشق می ورزیم.
از امسال چهارشنبه سوری را ایرانی برگزار می کنیم.
از امسال به کودکانمان خواهیم آموخت که چهارشنبه سوری جشن شادی است جشن سپاس از خدای یگانه است نه ترس و وحشت.
چهارشنبه سوری جشن ماست.
تک تک ما حتی در برابر جشن های سرزمینمان مسئولیم چون بخشی از تاریخ و فرهنگ ماست.

از دوستان جدید و قدیم تقاضا میکنم این مطلب رو آنقدر به اشتراک بگذارید تا سراسر ایران بدانند که راه و رسم چهارشنبه سوری،کور شدن کودکان،لرزیدن دل پیرمردها و پیرزنان،زهره ترک شدن زنان باردار و … نیست

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
آرشیو