ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

ترس احمدی نژاد از شبیخون رفیق سابق

احمدی نژاد درست می گوید ،صورت معادلات انتخاباتی تغییر کرده ؛ اکنون خیلی از مولفه ها دیگر مانند چند ماه پیش ؛ یعنی زمانی که او برای ورود به انتخابات با چراغ قرمز مواجه شد ، نیست. همین هم شده که او دیگر تاب نیاورده و صریح و روشن می گوید :« میخواستند چند نفر را به نام ما در انتخابات پیش رو غالب کنند اما بنده از طراحیشان مطلع بودم»

عجب حکایتی شده ؛ محمود احمدی نژاد و سعید جلیلی جنگ سنگینی بر سر بدنه اجتماعی را از همین حالا آغاز کرده اند . آنچه رخ داده این است : یک طرف پروژه «این همانی» (یعنی جلیلی همان احمدی نژاد ۸۴ است) را کلید زده و آن طرف دیگر این «با هم بودگی» (یعنی شباهت با احمدی نژاد) را کذب محض می‌خواند.

احمدی نژاد درست می گوید ،صورت معادلات انتخاباتی تغییر کرده ؛ اکنون خیلی از مولفه ها دیگر مانند چند ماه پیش ؛ یعنی زمانی که او برای ورود به انتخابات با چراغ قرمز مواجه شد ، نیست. همین هم شده که او دیگر تاب نیاورده و صریح و روشن می گوید :« میخواستند چند نفر را به نام ما در انتخابات پیش رو غالب کنند اما بنده از طراحیشان مطلع بودم». این سوتر سعید جلیلی ایستاده که از جلیلی ۹۲ عبور کرده و به احمدی نژاد ۸۴ رسیده است و در یک شیفت کاراکتری در حالی که همه انتظار دارند رخ به رخ روحانی فریاد « برجام و ما ادراک ما البرجام» برآورد به یکباره به یاد «معیشت و زندگی» مردم افتاده است . در چنین وانفسایی است که این دو ، هوادارانشان را به یک دوئل سنگین فرستاده اند و عیان تر از همیشه نبرد می کنند .

روایت یک قرابت ، داستان یک رقابت

اجازه بدهید به سال ۹۲ بازگردیم .محمود احمدی نژاد فرصتش تمام شده بود باید می رفت این را خودش هم فهمیده بود . بهتر از هر کسی می دانست که تز «پوتین و مدودف» اش قابلیت اجرا ندارد . حواریون او یک به یک راهی ساختمان وزارت کشور شدند . همه را نهی کرد، با مشایی آمد تا کسی نتواند بدنه اش را تصاحب کند . همه آنهایی که می توانستند مارک احمدی نژاد داشته باشند در صحنه غایب شدند جز یک نفر که آمد و در ابتدا تصور شد که کار محمود احمدی نژاد خراب شده است . جلیلی برای رقابت با هاشمی رفسنجانی آمده بود اما در صحنه ماند تا بعد از رد صلاحیت هاشمی با بدیل اش یعنی حسن روحانی رقابت کند . همان زمان بود که پروژه «این همانی» کلید زده شد . احمدی نژاد ترجیح داد سکوت کند آنگاه که رسانه های نزدیک به جریان او غم غربت گرفته و سعید جلیلی را آلترناتیو او تصویر می کردند . این چنین بود که سایت «رایحه ظهور» که از سوی سازندگان مستند جنجالی «ظهور بسیار نزدیک است» اداره می‌شد با انتشار یادداشت و تصاویری از سعید جلیلی، از وی به عنوان «گزینه نهایی» احمدی‌نژاد در انتخابات نام برده و جلیلی را مردی از تبار «جهاد» و «شهادت» لقب داد که قرار است راه دولت احمدی‌نژاد را ادامه دهد و ادامه داد: «کسانی که فکر می‌کنند احمدی‌نژاد سیاس و زیرک به راحتی در حال محو شدن از آسمان سیاسی کشور است، سخت در اشتباه هستند. …دوست و دشمن آن روزی به عمق سیاست و کیاست احمدی‌نژاد پی خواهند برد که ببینند وی چگونه با درایت و زیرکی به همراه خود معبری نورانی به سوی آینده باز کرد.»

احمدی نژاد همه آن روزها را سکوت کرد چرا که زمان به نفع او پیش رفت . همان چیزی رخ داد که او در بدترین روزهای سیاست ورزی اش‌انتظارش‌را‌داشت.

حالا او در دو سطح از وقایع پیش رویش لذت می برد :

اول اینکه اصولگرایان انتخابات را باختند . طعنه می زد که با حذف جریان من ،قدرت رسمی در اختیار رقیب افتاد. سطح دوم که البته برای او بسیار پراهمیت بود ، نوع ظهور سیاسی سعید جلیلی نبود . در کمال ناباوری ، جلیلی ، نخواست یا نتوانست احمدی نژاد ۸۴ شود. آفتاب سیاست ورزی او از نقطه ای دیگر طلوع کرده بود ؛ از سیاست خارجی .

اجازه بدهید به همین سال ۹۵ باز گردیم.

سعید جلیلی جدی تر از همیشه برای انتخابات فعالیت می کند؛ از ماه ها پیش ، درست مثل احمدی نژاد که از ماه ها پیش چمدان به دست شهر به شهر می گشت و حرف می زد . این یکی سرخوش از بی سامانی اصولگرایان خود را تافته جدابافته دانسته و خارج از هر ائتلاف و پیمانی با سرعتی باور نکردنی به سمت ۲۹ اردیبهشت حرکت می کند و آن یکی اما که چند ماهی است نهی شده طاقتش طاق شده و بی مهابا به صحنه بازگشته و می گوید :«سفرهای استانی را آغاز خواهم کرد».

حالا ما با یک پدیده مهم مواجه هستیم :

سعید جلیلی دنبال تبدیل صحنه رقابت اردیبهشت ۹۶ به تیرماه ۸۴ است؛ یعنی شیفت از سعید جلیلی به محمود احمدی نژاد؛ در واقع «جلیلی عدالت خواه». می خواهد که او را با این سخنان بشناسیم : «حل مشکل اجاره نشینی یعنی کمک به تامین آرامش خانواده ها….می توان به طرح های قبل ایراد داشت مشروط به آنکه طرح بهتری جانشین شود ولی نمی توان کشوری را که سالانه یک میلیون مسکن جدید نیاز دارد در خلائ و بدون طرح رها کرد….صاحبان حقوق های نجومی احساس کدخدایی دارند و صریحا خود را محق می دانند. این فرهنگ کدخدا پذیری است…. صاحبان حقوقهای نجومی مدیران آرزومند زندگی اشرافی، بهره مندان رانت و انحصار و کاسبان فساد و تبعیض، نه تنها از حقوق ملت در برابر سرکشان جهانی دفاع نمی کنند، که جاده صاف کن آنها هم خواهند بود.»

از جانبی دیگر احمدی نژاد در هراس از شبیخون به سرمایه اجتماعی اش و مصادره آن ، با هر آنچه داشته به میدان آمده است . بر تن اسفندیار رحیم مشایی لباس سبز رنگ پوشانده ، بقایی را هم قبای کاندایداتوری پوشانده و خودش هم کنار آن دو ایستاده و سه نفری از هم فیلم می گیرند و حرف های آنچنانی می زنند .

این فقط در یک سطح است . در سطح دیگری از ماجرا جنگی عجیب در میان بدنه در گرفته است. کانال نزدیک به احمدی نژاد در مطلبی در توصیف سعید جلیلی نوشته است :« ضعفهای نامبرده علاوه بر آنکه موجد دوقطبی کاذب مقاومت-سازش در جریان انتخابات گردید؛ تصویری ناهموار و معوج از یک رجل انقلابی و مقاوم را به نمایش گذاشت که نمی توانست آرای عمومی را به سوی خود جلب کند.» چنین مطالبی البته با این واکنش کانال حامیان سعید جلیلی مواجه می شود :« سال ۸۸ بود که رهبری حکم عزل مشایی را صادر کردند، آن روزها را خوب یادم می آید،سرانجام آن نامه بعد از مقاومت های بسیار عزل مشایی از معاون اولی اما بکارگیری ایشان در ده ها منصب دیگر بود.ظاهر امر شاید قابل توجیه بود و احمدی نژاد،مشایی را در جایگاه دیگری منصوب کرد اما مصلحت رهبری که همان سرخوردگی علاقه مندان بود باز هم ایجاد شد.حال بعد از ۷ سال دوباره رهبری توصیه ایی به ایشان کردند که به مصلحت شما نیست وارد انتخابات شوید،اما…احمدی نژاد این بارم ظاهرا پذیرفت اما میخواهد بدلش را وارد انتخابات بکند بدلی که با همان روحیه توانایی دوقطبی سازی کاذب را خواهد داشت، همان توصیه ایی که رهبری کردند ولی احمدی نژاد گوش نکرد و امروز با پررنگ شدن حضورش عقل هر طفل صغیری را به انتخاباتی بودن فعالیتش جلب میکند.فعالیت احمدی نژاد و احمدی نژادی ها در انتخابات حقشان است اما بدانند زمانی که پرچم ولایت مداری را در جریان خود علم کردیم و مدعی آن شدیم بدانیم عاقبت بخیری ما در تبعیت عمیق نصحیت ایشان است ولو آنکه در مقطعی از حق دنیوی خود بگذریم.»

البته حامیان سعید جلیلی تمام تلاششان را می کنند که مانند سعید جلیلی «این همانی»صورت گرفته ، نمونه برداری کاملی از احمدی نژاد ۸۴ و برائت از احمدی نژاد ۹۲ باشد .این چنین است که در کانال تلگرامی خود می نویسند : «حالا چون قیافه و استایل ایشون شبیه به کسی هست دال بر این نیست که قراره همان مسیر پیشین طی بشه که اگر کسی کمی با دقت این دو شخصیت رو بررسی کنه، متوجه تفاوت های فاحشی بینشون میشه؛ به عنوان مثال میشه به رعایت اخلاق در مناظرات انتخاباتی، منطق در مباحثه و مناظره، عدم ایجاد حاشیه، عدم تغییر شخصیت، عدم تعلق به برخی اطرافیان و… نام برد. به همین منظوره که هر کس رو باید با خودش سنجید و از قیاس های بی مورد جلوگیری کرد. باید بدانیم که “جلیلی، جلیلی است و نه هیچ کس دیگه”»

نکته طلایی این است که اگر سعید جلیلی ، سعید جلیلی است ، احمدی نژاد هم احمدی نژاد است و همین هم موجب می شود که این نبرد سنگین ،جذاب و دیدنی باشد . عجب حکایتی شده است !

منبع : انتخاب

نظرات

تیتردو

گفت و گو با حمید موذنی ، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از: الهام بهروزی
به مناسبت تولد خیام نیشابوری گفت و‌گو با حمید موذنی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی گفت و گو از الهام بهروزی ۱. در مورد زیست دیرینه مردم بوشهر با اشعار خیام‌خوانی توضیح بدید و اینکه چرا رباعیات خیامی در این منطقه از دیگر سروده‌های شاعران بزرگ پیش گرفته و مردم این منطقه با آن‌ها بیشتر همذات‌پنداری […]
آرشیو

مقالات

نادر هوشمند
سایه دوم تو
نادر هوشمند
اصلان آفریقایی و واپسین صورتک او
نادر هوشمند
آخرین ساعات زندگی یک گربه
نادر هوشمند
از ادعاهای یک دیوانه
نادر هوشمند
بازگشت از مرگی که در بیمارستان بوعلی سینا اتفاق افتاد
غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
آرشیو