ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

بررسی ریشه‌های فرهنگی زو سادیسم در جامعه شهری بوشهر

غزال ساکی /روزنامه‌نگار

“عظمت یک ملت و پیشرفت اخلاقیش را می‌توان از روی رفتارش با حیوانات قضاوت کرد.” این جمله گاندی درباره رفتار با حیوانات و اشاره‌اش به عظمت وجودی انسان، ما را وامی‌دارد تا به جامعه و محیطی که در آن زیست می‌کنیم، نگاه ویژه‌ای داشته باشیم؛ چرا که طبق این تعریف میزان مدنیت یک جامعه در نحوه برخورد افراد آن جامعه با حیوانات مورد سنجش قرار می‌گیرد. رفتار هر جامعه‌ای نشات گرفته از فرهنگ، سنن و قوانین حاکم بر آن جامعه هستند.
زوسادیسم (حیوان‌آزاری) پدیده‌ای است متاثر از اختلالات روانی و جامعه‌ستیزانه که در آن فرد از آزار رساندن به حیوانات لذت می‌برد. رفتار هر فرد معلول عللی است که تا حد زیادی ریشه در شخصیت روانی او دارد. از نشانه‌های بارز در افراد حیوان‌آزار می‌توان به عدم ثبات شخصیتی، احساس حقارت شدید و کمبود اعتماد به نفس اشاره کرد. ضعف توانایی‌هایی همچون همدلی، تفکر منطقی و حل مسئله را در این افراد می‌توان نشان‌دهنده یک حالت خطرناک دانست و چنین فردی به دلیل هوش هیجانی پایین، توانایی درک عواطف دیگران را ندارد.
«آلبرت شوایتزر» انسان‌شناس می‌گوید: “نود درصد جنایتکاران در کودکی از شکنجه دادن حیوانات لذت می‌بردند.” زندگی انسان از زمان تولد تا مرگ در بستر فرهنگ جریان دارد. یعنی فرهنگ از درون زندگی انسان‌ها سر بر می‌آورد و همان طور که بر انسان تاثیر می‌گذارد، از آن نیز تاثیر می‌پذیرد. اگر تحلیل دقیقی روی بازی کودک در خردسالی داشته باشیم، می‌‌توانیم تا حد زیادی شخصت او را در بزرگسالی بیابیم. رفتارهایی همچون خشونت، کمرویی، عصبی بودن، ترس و وحشت و عدم اعتماد به نفس نمونه‌هایی از این دست رفتار را می‌توان در این افراد مشاهده کرد. در بازی کردن، کودک توانایی ارتباط جمعی با دنیای اطراف خود را پیدا کرده، نقش‌های اجتماعی را می‌آموزد، با فرهنگ جامعه خویش آشنا می‌شود و ارزش‌های آن را درونی می‌کند.
• ریشه یابی زوسادیسم (حیوان آزاری) در جامعه شهری بوشهر
نبود قوانین بازدارنده در حمایت از حیوانات از یک سو ، جلوگیری از فعالیت سمن ها و نهادهای مردمی نبود امکانات آموزشی برای اگاهی رسانی افراد جامعه در برخورد با حیوانات ، باعث شده تا روزانه شاهد آمار هولناکی از خشونت های روا شده از سوی افراد نسبت به حیوانات ، چه حیوانات خانگی چه رها شده در خیابان از سوی صاحبانشان و چه حیوانات بی پناه -سگ- در خیابان ها باشیم . در ماه های اخیر شاهد تصاویر حیوان آزاری های بی شماری در شهرهای مختلف از جمله شهر بوشهر بوده ایم. برای بررسی ریشه های فرهنگی و تاریخی حیوان آزاری به طور خاصه “سگ و گربه آزاری” در جامعه شهری بوشهر با “حمید موذنی” جامعه شناس، روزنامه نگار و نویسنده اهل بوشهر گفت و گویی ترتیب داده ام که از نظر می گذرد.
• آیا همه انسان ها و فقط آن ها از جایگاه و حقوق اخلاقی برخوردارند؟

حمید موذنی:مبنای جهان بر نابرابری بوده و هست. این سرشت حیات است. تمدن انسانی هم هر چه تلاش کرده از آن بکاهد، بر افزون کردن آن دامن زده است. انسان از همان آغاز پیدایش بیش از هر موجودی بر نابرابری دامن زده است. تمام ایده های آسمانی پیشا مدرنیته که ذیل گفتمان انسان ، اشرف مخلوقات است تعریف میشد، موجب حیوان آزاری بوده و در دوران مدرن هم که انسان از اسمان به زمین رسید و هر چه سفت و سخت بود را دود کرد و به هوا فرستاد باز انسان بر طبیعت مسلط شد و همان گفتمان قبل اما صنعتی و مکانیزه به حیوان آزاری در صورتی دیگر خود را نمایان ساخت و تنها تغییر وضعیت داد و کشتن را به کشتار مبدل ساخت. تحول بشر گرچه با مهار غریزه به دنبال متمدن شدن بوده اما این اخلاق متمدن همیشه یک دوگانگی هویتی ایجاد کرده که در آن یک سر گزینه ،بهتر و سر دیگر پست تر بوده. یک طرف محق تر و طرف دیگر بدون حق بوده. یکی حق و دیگری باطل بوده. بر این اساس بشر با هویت بخشی ابتدایی به خود هر چه را بهتر و اخلاقی تر شمرد به آن صفت انسانی داد و هر چه را پست تر و غیر اخلاقی دانست به آن صفت حیوانی داد. از این رو زبان انسان در طول تاریخ برای توصیف بدی ها از حیوانات بهره گرفت و ما می بینیم که بیشترین حجم فُحش و ناسزا و جوک سازی از دوران قدیم تا کنون توصیفات منفی «دیگری» به حیوانات است. ضرب المثل ها نیز ذیل چنین گفتمانی شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اندهستند. این حیوان ستیزی و پست بر شمردن حیوانات اولین تقسیم بندی هویتی انسان هاست. بعد از آن نژاد پرستی، میهن پرستی، دین و مذهب خواهی، قوم گرایی، مردسالاری و … سایر تقسیمات زیست بشری شده اند. با تقسیم بندی دوگانه ی هر کدام از این بخش های هویتی ما متوجه می شویم که زبان بعد از حیوانات به سراغ دیگر تقسیمات دوگانه ی هویتی می رود و «دیگری »های انسانی نیز در فُحش هاو ناسزاها، جوک ها، ضرب المثل ها برای تحقیر و ستیز وارد می شوند.

• آیا می توانیم برای حیوانات، هم‌چون انسان ها حقوق اخلاقی سلبی (حق بر این که آسیب نبینند و یا در امورشان دخالت نشود) قائل باشیم؟ این حق را با چه ابزارهایی در جامعه می توانیم عملی کنیم؟

حمید موذنی: بدون شک باید اینگونه باشد. اما جهان بر مدار باید های ما یا بایدهای اخلاقی ما وضع نشده است . قانون نانوشته ای بر تحولات بشری حاکم است که این قوانین بایدهایی مستولی بر ان را قوام و استمرار می بخشد و بیش از هر چیزی از این وجه تاریخ قدیمی تر بهره می برد . انها خیلی بیش از بایدهای اخلاقی مدرن بر روابط و مناسبات جهان غلبه دارند. با اینهمه بایست از فیلسوف دیگری، لویناس وام بگیرم که اگر با طبیعت و دیگری از سر صلح در نیاییم و حقوق دیگری چه حیوانات و چه طبیعت را رعایت نکنیم اینده مان بار مصیبت بار سخت تری نصیبمان می سازد.
به نظرم ما بدون درک دیگری در بازشناسی خود دچار سر درگمی می شویم. من با دیگری کامل می شوم و هویت پیدا می کنم اما این دیگری برای همیشه در تعامل نیست. تاریخ بشر ، تاریخ جدال با دیگری است. بااینکه مدرنیته و اخلاق مدرن تلاش بر خیربودگی دیگری کرده است اما دیگری کماکان برای انسان، شر و دشمن برشمرده می شود. ما با ورود به هر مذهب و ملیت و دسته و گنگی بیش از اینکه هویت خودمان را در همبستگی با هم گروه های خود بدانیم به تفاوت های خود با دیگری و غریبه از گروه هویت خود باز می یابیم و ان هم در برتری خود و گروه خود نسبت به دیگری و این سر اغاز همه قتل ها و کشتارها و جنگ ها و خصومت ها بوده است و مسلسل. در جهان حاضر هم که مرزهای هویتی پررنگ تر شده و مرزها بیش از سابق اغشته به رنگ قرمز هستند. خلاصه اینکه با مهار غریزه متمدن شده ایم اما سادیست و خشونت هویتی کماکان در وضعیت های جدید با ریشه های قدیم حضوردارند. خب وقتی ما با انسان های دیگر این گونه ایم باید بدانیم رعایت حقوق حیوانات چقدر سخت است؟ اما انسان کماکان در این تاریکی به سمت روشنای درک حضور دیگری پیش می رود و این داستان ادامه دارد
• از نظر شما نگاه جامعه به حیوانات فایده گرایانه است؟ با توجه به رفتارهای خشونت آمیزی که اخیرا در بوشهر نسبت به حیوانات- سگ و گربه- شاهد بوده ایم، این حیوانات در شهر بوشهر تهدید به حساب می آیند یا فرصت؟ اگر چنین است (تهدید) چرا؟ دلایل و ریشه های تاریخی آن چیست؟ چه حیواناتی در بوشهر مورد اقبال جامعه هستند و چرا؟ آیا دلایل اقتصادی باعث شده تا این حیوانات به فرصت تبدیل شوند؟
نکته ای در ابتدا عرض کنم که مردم بوشهر بسیار حیوان دوست هستند و مثال های زیادی برای این دوستی و همزیستی مسالمت آمیز سراغ دارم. فقط یک نمونه عرض کنم اگر به کافه لنج ابراهیم تمهید هنرمند بوشهری در بافت تاریخی بوشهر سر بزنید می توانید از حضور و لمیدن. سگ ها و گربه در کنار مراجعان که دو طرف از یکدیگر واهمه ندارند این حس را تجربه کنید یا مادرم تعریف می کند در زمان کودکی در محله سنگی ، همسایه انها برای گربه اش که فوت کرده بوده مراسم ترحیم گرفته بوده و از انها هم برای مجلس سوک دعوت کرده بوده است.
بگذریم ؛
در آلمان دوره ی نازی پیش از به قدرت رسیدن هیتلر تعداد سگ های بی پناه در برلین زیاد شد و این آگهی منتشر شد که هر کس جسد سگی را تحویل دهد این مقدار جایزه می گیرد. المانی ها به صورت حیرت انگیزی به شکار و قتل سگ ها پرداختند و … برخی این رفتار عمومی در برخورد با سگ ها را ذیل همان کم تحملی المان ها نسبت به هموطنان یهود و کمونیست تاویل می کنند و نظرشان این است که این سگ کشی جمعی نشانه ای از امادگی ملی برای حذف دیگری و مهیا بودن بستر برای به قدرت رسیدن هیتلر بوده است. دیدیم هم که با حضور هیتلر چگونه شب کریستال رقم خوردو مردم المان چکونه در یک شب شیشه های مغازه های یهودیان را شکستند و بقیه قضایا و فجایع اشوویتس و …
این را گفتم که بدانیم زمانی که نظام سیاسی مروج خشونت است. بستر اجتماعی هم در نهایت از ان گرته برداری می کند و همه گون «دیگری» ها مورد تعدی و تعرض قرار می گیرند و وجوه بروز خشونت دارای تنوع زیادی می شود. این وضعیت منتج از بده بستان قدرت رسمی و جامعه است که هر دو یکدیگر را مشروعیت می بخشند. در نهایت به جایی می رسد که تمام اکثریت به اقلیتی زیر فشار می رسد و ترس چنان عظمت یافته که کسی را یارای ، تغییر وضعیت نیست.
فشارهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که زیاد شد و از آستانه ی تحمل فراتر رفت؛ ناکامی های اجتماعی و سیاسی که مستمر شد بر جامعه، نومیدی حاد مستولی می شود. در این وضعیت دست هر کسی در جیب دیگری است. همه فکر می کنند که کلاه سرشان رفته و راه حل را در کلاه برداری از دیگری می بینند. در این شرایط، تجاوز گفتمان رسمی به حقوق شهروندان به تجاوز شهروندان به شهروندان تعمیم می یابد. آمار انواع تجاوز چه تجاوزات جنسی و دیگر تجاوزها به حقوق دیگری، مشروعیت می یابد. وجدان ها در این وضعیت ، خاموش می شوند و کلمات ، معنای خود را از دست می دهند. در این وانفسا، جامعه، ذره ای و بی طبقه می شود و هر کس خصم دیگری می شود. حکومت وجود دارد اما برای میانجیگری و دفاع از حقوق مردم که بلعکس کارکردش مردم را به علیه یکدیگر شدن تحریک می کند. در این وضعیت توتالیتاریسم چنان ذهنیتی می بخشد که گویا جامعه در شرایط پیشا لویاتان( دولت) قرار دارد و هر کس، گرگ دیگری است. خب بدون شک در این شرایط حیوانات هم به عنوان یک دیگری همیشه حقیر به وضعیتی اسف ناک تر می رسند و خشونت علیه آنها وجه خشن تر و افزون تر ی می یابد
در واقع در وضعیت توتالیتاریستی تمام ارزش های تمدنی که با مهارغریزه و ایجاد اخلاق شکل گرفته تا رفتارها و گفتارهای منفی و زشت را به عقب برده و وجه ناخوداگاه به انها بدهد. یک مرتبه با شرایطی روبرو‌می شود که رها می شوند و‌ تمام شرارت به عقب رانده شده به جلوی ویترین می ایند. نتیجه ی این وضعیت فاصله گیری اجتماع از رفتارهای متمدنانه و به خوداگاه امدن شرارت های قدیم در وضعیت جدید است.
حیوانات در بوشهر قدیم یا ایران قدیم جایگاه محترمی نداشتند. به جز انان که ذیل اقتصاد خانواده جای می گرفتند و در حمل و نقل اقتصاد عمومی هم جای داشتند بقیه حیوانات جزوی از سرگرمی برای تخلیه سادیست اجتماع بودند.

• فرهنگ عامه -ضرب المثل ها / لالایی…. در بوشهر چقدر بر رفتار جامعه با حیوانات تاثیر گذار بوده است چرا هنوز هم با وجود مدرن شدن جامعه در بازی کودکان با حیوانات به طور خاصه سگ و گربه شاهد رفتارهای خشونت امیز هستیم سرمنشا این چرخه ی خشونت از کجاست؟
حمید موذنی:بازی های کودکان در قدیم به دلیل نبود امکانات تفریحی در زمان خروج از خانه بنا به فصل های مختلف اذیت و ازار حیوانات بود.
زبان هم به عنوان یکی از عناصر گفتمان سا اجتماعی برای حیوانات بیشترین جا را در ناسزاها و تحقیرها داشت. اگر هم در شعر پارسی از حیوانات ذکر می شد ، ذیل گفتمان مردسالاری و توجه به تن و ظاهر زنانه برای مردان بوداگر برای مثال بوشهر را مدنظر قرار دهیم متوجه می شویم که حیوان ازاری جزیی از بازی کودکان نسل های دهه پنجاه و چهل و پیش از ان است. اگر گودکان امروز در خانه سادیست خود را با خردکردن و شکستن اسباب بازی ها و خط کشیدن بر دیوارهای اتاق بروز می دهند در نسل های قبل که اسباب بازی انچنانی وجود نداشت اغلب کودکان تا دوران نوجوانی سادیست خود را با اذیت و ازار حیوانات بروز می دادند. در واقع با توجه به فصول سال و اقلیم نیز تنوع حیواناتی که اذیت می شدند و ازار می دیدند متفاوت بود. بچه گربه هایی که کشته می شدند. سگ هایی که با سنگ به انها حمله می شدند. قورباغه ها در فصل زمستان که برای تنفس بر روی اب می امدند با خیل کودکانی سنگ بدست بر سر برکه مواجه می شدند که انها را سنگسار می کردند. پرندگانی متنوع که با تیر و کمان یا سنگ دست بر شاخه های درختان یا سیم های تیر برق هدف قرار می گرفتند ؛ مارکولک های روی دیوار که با کش مورد هدف قرار می گرفتند. عقرب و مارهایی که زیر سنگ ها پیدا شده و با سنگ به انها زده می شد و … اینها هیچ گونه مخالفتی در میان بزرگسالان را بر نمی انگیخت. زیرا این بازی ها جزوی از فرهنگ انها بود که به صورت میراث نسلی منتقل می شد. تازه برخی بزرگسالان هم که دارای حیوانات مورد علاقه خود بودند ، خصم و دشمن حیواناتی بودند که احتمالن از سر غریزه ، برای حیوانات انها، تهدید به حساب می امدند. مثلن کفتر بازها ، دشمن گربه ها بودند. انها برای همین علاقه ی خود بدترین نمونه ی سلاح ها و ابزارهای شکنجه گربه ها را اختراع کرده بودند. از این رو اغلب گربه ها در محلات دم بریده بودند که دم کنده ی شده ی انها نشانه ی تهدید صاحبان کبوترها بود. مثل قوانین مجازات در ملا عام اکنون ، کفتر بازها هم تصورشان این بود که گربه ی دم بریده یا …مدل های دیگر شکنجه برای دیگر گربه ها، عبرت می شود.
اینها را عرض کردم تا بگویم حیوانات در جامعه ی چند دهه قبل ، اقلیتی مورد ازار بودند که ازار انها مشروعیت مذهبی و عرفی داشت. سگ ها به ویژه در مناطق شهری و نزدیک شهری که پاسبان گله ها نبود تا ارزش اقتصادی داشته باشد بابت باور مذهبی چون نجس هم شمرده می شدند در وضعیت تهدید مدام بودند و اغلب فحش های منجر به دعوا و ایجاد خشونت ، توصیف پدر یا مادر به سگ بود . سگ تنها حیوانی بود که بیش از سایر حیوانات اذیت میشد و اسیب می دید زیرا فرهنگ اسیب رسان به این حیوان مشروعیت توامان مذهبی- اجتماعی داشت. سایر حیوانات حداقل دیگر مشکل مذهبی نداشتند و از این رو کمتر ازار می دیدند.

حیوانات دیگر مثل بز، الاغ، گاو گرچه در زبان مورد تحقیر قرار داشتند اما بابت تاثیر مثبت خود در اقتصاد خانواده و جامعه اسیب کمتری می دیدند زیرا که مالک انها برای حفظ انها تلاش می کرد گرچه کار کشیدن از انها اغلب با شکنجه همراه بود به ویژه حیوانات بار کش.
• “حقوق متضمن عدالت اند نه سخاوت” به این معنا که متضمن انچه حق ماست نه انچه ما می خواهیم. طبق این تعریف از نظر شما چقدر سیاست های یک حکومت می تواند در انچه ما حقوق خود و دیگری می خوانیم دخیل باشد؟ چه تفاوتی میان حکومت های دموکراسی خواه و توتالیتر در تعریف شان از حقوق شهروندی وجود دارد؟ در حکومت های توتالیتر چگونه وضع قوانین می تواند حقوق اولیه را ارزش گذاری کند؟ حیوانات چه سهمی در وضع قوانین توسط دولت ها و حکومت های این چنینی دارند چه جایگاهی برای ان ها در این حکومت ها در نظر گرفته شده است؟
حمید موذنی:اکنون برگردیم به زمان حال تا ببینیم چرا این روزها و شاید این سال ها اخبار حیوان ازاری ازدیاد پیدا کرده است؟

به نظر من کل این رخدادهای تلخ حیوان ازاری ذیل وضعیت توتالیتاریسم معنا دار می شوند. توتالیتاریسم، روح ادم ها را به حراج می گذارد. اکثر افراد در وضعیت توتالیتاریسم، بدون روح می شوند. مقاومت فرد در برابر قدرت یافتن شّر درون و مبارزه ی اجتماع برای تغییر وضعیت موجود به دلیل شکست های پی در پی و ناکامی های متعدد از بین می رود. سقوط جامعه به کف هرم مازلو و ارجحیت بافتن معیشت بر کمالات و ارزش های انسانی و از میان رفتن حرمت انسانی که بر اساس تحقیرات مدام صورت گرفته؛ فرد و جامعه را به پذیرش شرایط و همرنگ شدن با نظام سیاسی توتالیتر می کشاند. نتیجه ی این وضعیت هم تجاوز مشروعیت یافته ی اخذ شده از گفتمان رسمی است که در جامعه نیز رواج می یابد. شرایط توتالیتاریستی فرد را در جامعه همچون قهرمان فیلم« دزد دوچرخه» اثر برجسته ی « ویتوریو دسیکا» فیلمساز سینمای سورریال ایتالیاست. در این فیلم مرد فقیری از سر ناچاری یک دوچرخه را می خرد که با ان بسته های پستی را جابجا کند و بتواند خود و خانواده را از گرسنگی نجات دهد. دوچرخه ی او را اما می دزدند. تنها راهی که برای او باز می ماند این است که او هم دوچرخه ای بدزد و او نیز همین کار را می کند و … در وضعیتی که دزدی و تجاوز به حقوق دیگران از سر ناچاری است و همه به دزد تبدیل می شوند دیگر رعایت حقوق انسانی برای هیچ کس اهمیت ندارد و هر چه ضعیف تر باشی و جزو اقلیت در نتیجه با تجاوز و اسیب بیشتری روبرو می شوی. از این رو در نظام های توتالیتر می بینیم که تجاوز به زنان، اذیت و ازار اقلیت ها، اسیب به کودکان و حیوان ازاری بیش از سایر وضعیت ها رخ می دهد و روز به روز به امار تجاوز و اذیت و ازار دیگری افزوده می شود.
از سوی دیگر در وضعیت فقر و نومیدی، خصلت های روانی و ویژگی های رفتاری شهروندان که تا پیش از این بابت فرهنگ متمدنانه به زیر رفته بود و بابت نگاه منفی عمومی در سطح جامعه کمتر بروز می یافت از پس پشت بیرون امده و دیگر قبح و زشتی قبل را ندارد و‌در نتیجه کم کم گفتمان غالب اجتماعی می شود.
• سهم حیوانات در ادبیات داستانی بوشهر چقدر است؟ چگونه ادبیات بوشهر می تواند نمایانگر رفتار جامعه انسانی بوشهر با حیوانات باشد؟
حمید موذنی:تاریخ حیوانات بر خلاف تاریخ بشر رو به حضیض بوده است. حیوانات در دوران باستان از عظمت برخوردار بودند. انها الهام بخش انسان در اسطوره پردازی بودند و در ایین ها و مناسک جایگاه ویژه ای داشتند و بشر با الهام از حیوانات به قدرت خود واقف میشد. اما با رشد تمدن بشری حیوانات به موضوعی برای پرورش و تکثیر و کشتارگاه تبدیل شدند یا به عنصری برای ازمایشگاه و یا به وضعیتی برای تفریح در سیرک و باغ وحش ها. مذاهب نیز با توصیف نیروهای شر به حیوانات یا مشروعیت دادن به قربانی کردن انها ، حیوانات را به ابژه ی انسان برای کاستن از گناهان مبدل کردند. در ادبیات هم برای حیوانات وجه منفی بخشیدند و اپارتاید حیوانی متاثر از ادبیات شد و پس از ان به سمت سایر هنرها همچون سینما و نمایش و … رفت. در واقع ادبیات بود که گربه سیاه را شوم شمرد، جغد را مظهر مرگ و نماد قبرستان کرد و روباه را مکار کرد، کفتار را بی شخصیت و شرور کرد، گرگ را بی عاطفه کرد، الاغ را نماد خنگی معرفی کرد و … از اینجور توصیفات که در ذهن و زبان ادمی انها دچار وضعیت دوگانه ای شدند. از این رو در ذهن ما دیدن صحنه ی قتل یک کفتار یا گرگ یا کرکس و کلاغ احساس منفی ایجاد نمی کند اما دیدن کشتن اهو یا گوزن یا بلبل بسیار ناراحتمان می کند.
ادبیات ایران نیز ذیل همین گفتمان سیر کرده و اثار ادبی به ویژه اثار ادبیات کودک پر از اموزش این اپارتاید حیوانی است.
ادبیات بوشهر هم ذیل گفتمان ملی است اما منوچهر اتشی، استثنای ادبیات در مخالفت با تبعیض علیه حیوانات است. او شعری دارد که به وضوح برابری طلب است و همچون یک بوتیمار غمخوار حیواناتی است که از انها منفی یاد شده و در این شعر پناه انها می گرددمنوچهر آتشی در این شعر؛ جغد قبرستان، کلاغ بدشگون، حیوانات و دیگر حیوانات منفی جاری در ذهن و زبان ایرانی‌ را مهمانان عزیز خود گرفته و آنها را پناه می دهد: «شعرم سرود پاک مرغان چمن نیست/ تا بشکند چون ساقه‌های سبز و سیراب/ یا چون پر فواره ریزد روی گل‌ها/ خوشخوان شعر من زاغ غریب است/ نفرینی شعر خداوندان گفتار/ فواره گل‌های من مار است و هر صبح/ گل برگ‌ها را می‌کند از زهر سرشار/ من راندگان بارگاه شاعران را/ در کلبه چوبین شعرم می‌پذیرم/ افسانه می‌پردازم از جغد/ این کوتوال قلعه بی برج و بارو/ از کولیان خانه بر دوش کلاغان/ گاهی که طوفان می‌درد پرهایشان را/ از خاک می‌گویم سخن، از خار بدنام/ با نیش‌های طعنه در جانش شکسته/ از زرد می‌گویم سخن این رنگ مطرود/ از گرگ، این آزاده از بند رسته…» . به نظرم این کار اتشی باید به گفتمان ادبیات جهان وارد شود و ادبیات همان طور که علیه استبداد و توتالیتاریسم است و حامی ازادی و برابری است ، ان را از جغرافیای انسانی به حیوانات نیز گسترش دهد و همه دیگری ها را پاس بدارد. صادق چوبک هم در داستان قفس با الهام از وضعیت رقت بار مرغ های در قفس چپانده برای فروش تلاش می کند که فضای رقت انگیز انسانی را به تصویر بکشد. به نظرم این اثر هم در جای خود نگاه مثبتی به حقوق حیوانات دارد گرچه خوانش ان همیشه از سردیگر بوده است. با اینهمه به نظرم تمام نویسندگان، شعرا و هنرمندان که مهم ترین افراد در گفتمان زبان هستند باید به کمک حیوانات بیایند و زبان را از تحقیر، شکنجه و کشتار حیوانات باز دارند. بدون شک زبان تاثیر بازدارنده ی خود در اجحاف به حیوانات را نمایان می سازد.
• تاثیرمراسم دینی و سنتی در بوشهر بر افراد جامعه در برخورد با حیوانات چه میزانی است؟
حمید موذنی:اکثر مراسم سنتی بوشهر به قربانی کردن حیوانات پیوند خورده است: در اکثر انها مرغی، خروسی، بره ای، بزی یا گاوی قربانی می شود تا خون ان جلوی چشم زدن را بگیرد: خرید ماشین و خانه، عروسی، بازگشت از سفر زیارتی، پایان سربازی، رفتن سر کار و خلاصه در همه رخدادهای خوب جان حیوانی گرفته می شود و ان هم در برابر دیدگان کودکان و همین امر باعث عادی شدن خشونت علیه حیوانات می شود.
خشونت علیه حیوانات در اینجا به سنتی تبدیل شده که نسل به نسل منتقل می شود. در وضعیتی هم که فقر در جامعه گسترش پیدا کند با اینکه خرید گوشت و مایحتاج سخت می شود اما همه مردم حتا فقرا این سنت قربانی کردن را بابت ترس از بدتر شدن زندگی بیش از شرایط عادی انجام می دهند. در واقع هر چه طبقه متوسط نحیف تر و ضعیف تر شود خشونت علیه دیگری در سطح جامعه رشد بیشتری پیدا می کند.
• مرد سالاری حاکم بر جوامع چقدر می تواند بر رفتار جامعه در برخورد با حیوانات تاثیر گذار باشد؟ وضعیت مردسالاری در بوشهر از نگاه شما در چه مقیاسی است، ایا ارتباطی میان مقوله مردسالاری با حیوان ازاری می بینید؟
حمید موذنی:در ابتدا لازم می دانم برای پاسخ به این پرسش توضیح دهم که گرچه واکاوی ما در خصوص افزایش حیوان آزاری در اکنون است و برای این کار من به سراغ واکاوی گذشته می روم. اما پیش از هر چیز این وضعیت آزار رسانی به حیوانات و دیگری ، ذیل وضعیت توتالیتری کنونی معنا پذیر است. در اصل همان طور که جیسن استنلی در کتاب « سازوکار فاشیسم» توضیح می دهد به عقیده ی فاشیست ها، قانون برابری، انکار طبیعت است که بخشی از سنت ها بر گرفته از ان است و به قدرتمند جایگاه والاتری می بخشد. قانون طبیعت درظاهر مرد را برتر ازن می داند و اعضای ملت برگزیده ی فاشیست را برتر از دیگر گروه ها در نظر می گیرد. فاشیست ها و نظام سیاسی توتالیتر از این رو به سراغ اسطوره، تاریخ ها و طبیعت می روند و آن سنگ هایی را از این معادن استخراج می کنند که موید سیاست توتالیتاریستی خودشان باشد. در این وضعیت اگر به اکثریت توتالیتاریستی متعلق نباشی مادام شما یک خلافکارید. در نتیجه ی این وضعیت اقلیت های قومی، دینی، زنان و حتا حیواناتی که مورد تایید سیاست توتالیتاریستی نیستند مدام مورد تعرض قرار می گیرند. حالا برگردیم به پاسخ به پرسش بالا: مردسالاری جزیی از گفتمان نابرابری طلب و تبعیض گراست. در نتیجه ذیل برتری طلبی آن ، دیگری اسیب پذیر است و اذیت می شود. به صورت دقیق نمی توان حیوان ازاری را ذیل گفتمان مردسالاری توصیف کرد اما واقعیت این است که سنت های پیشین که در ان زنان، فرودست هستند به همراه خود ایین و مناسک هایی سنتی را حامل است که مردان در ان به حیوانات اسیب رسانده اند. شکار، سیرک، کشتارگاه حیوانات، پرورش حیوانات، باغ وحش و دیگر موارد همه از سنت های مردسالاری در کسب و تسلط مردان بر حوزه عمومی بوده است. حتا همان بازی های سنتی کودکان در قدیم که پیش از این توضیح دادم بیشتر از ان پسربچه ها بود که در کوچه ها و باغ ها ، بازی های خود را با اسیب به حیوانات انجام می دادند و دختران بیشتر در خانه و حوزه خصوصی بودند تا سنت مردسالاری استمرار داشته باشد

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

حمید موذنی
غزال ساکی /روزنامه‌نگار “عظمت یک ملت و پیشرفت اخلاقیش را می‌توان از روی رفتارش با حیوانات قضاوت کرد.” این جمله گاندی درباره رفتار با حیوانات و اشاره‌اش به عظمت وجودی انسان، ما را وامی‌دارد تا به جامعه و محیطی که در آن زیست می‌کنیم، نگاه ویژه‌ای داشته باشیم؛ چرا که طبق این تعریف میزان مدنیت […]
آرشیو

مقالات

غزال ساکی
زنان و مشارکت سیاسی
حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
آرشیو