ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد

حمید موذنی: ایران پسا هاشمی به دلیل زمان رخداد آن در دوران ترامپ، ایرانی سخت تر و پیچیده تر است. با رفتن هاشمی و روی کار آمدن رسمی ترامپ یاد شعر فروغ فرخزاد افتادم که سروده بود: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

 

نگرخواهی سایت جامعه؛ وجوه مختلف آیت الله(۱۱)

 

ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد

حمید موذنی
وجوه برجسته شخصیت ایت الله هاشمی رفسنجانی از نظر شما چیست؟

١. هاشمی ، شبیه من و مای ایرانی نبود. شمایل متفاوتی از من ایرانی داشت. من و مای ایرانی ؛قضاوت کننده، عجول، احساسی، تندرو و در ادامه انتقام گیر و یا قهرمان پرورهستیم . اما هاشمی اینطور نبود و این خصایص را به خوبی می شناخت . به همین دلیل در اذهان عمومی؛ در ابتدا؛ سیاه، سپس خاکستری و در ادامه سفید شد و در گفتمان رسمی در اغاز سفید بود و سپس به خاکستری و در نهایت ، سیاه شد. اما او خاکستری بود و به همین دلیل یا سیاه دیده میشد یا سفید تصور می گشت. در تشییع او هم همه بودند چه سیاه بین ها و چه سپید بین ها و این یعنی کار هاشمی در سیاست. هاشمی ، مثل اکثر هم نسلان کلاسیک خود، گذشته ای انقلابی و تندروانه داشت. گفتمان جامعه که عوض شد و اصلاحات گفتمان غالب شد ؛ هاشمی ، زیر فشارگفتمان اجتماعی در ابتدا ، تحمل کرد و سپس همراه جماعت شد. مردم هم گذشته ی او را مانند گذشته ی خود، لاک گرفتند و شد قهرمان مردم. مردم با قهرمان کردن او ، خود احساس قهرمانی می کردند و همحنین احساس ترس و اضطراب را با تکیه بر او کاستند. به همین دلیل با اعلام خبر مرگ او در کنار غم ، ترس هم بر دلها حاکم شد.
مثالی بزنم شاید بد نباشد. کودکی را تصور کنیم که شب هنگام پدرش از خانه خارج شده و کودک ، بهانه ی پدرش را گرفته است و در ادامه برق هم رفت و خانه تاریک شده. کودک در کنار غم دوری پدر، ترسیده و احساس نا امنی می کند. هاشمی اینگونه پدری بود این اواخر و جامعه چنین کودکی بود در این لحظات. هاشمی ، سیاستمدار هوشمندی بود. گفتمان های غالب بر جامعه و سیاست را درک و آنالیز می کرد و بر اساس همین هوشمندی ، کردار و گفتار خود را تنظیم می کرد. هاشمی آن زمان که فهمید قهرمان حداکثری یعنی حذف شدن مثل همیشه سیاست پیشه ساخت. سیاستی که هم حذف نشود و در قدرت بماند و هم محبوب اذهان عمومی شود. کار او در اینجا، ظرافت خاص می خواست. . ظرافتی که تنها از هاشمی ساخته بود تا هم مثل خاتمی باشد اما نه ممنوع التصویر. و هم رییس محمع تشخیص مصلحت باشد اما نه با قدرت شورای نگهبان . این تلورانس سیاسی و تعادل بخشی هاشمی در فضای دو قطبی یک کشور که هم حوزه عمومی و هم گفتمان رسمی به روبروی خود نگاه مشکوک و پارانوییدی دارند و همه کس و همه چیز دو قطبی و سیاه و سفید است خیلی کار سخت و پیچیده ای بود اما هاشمی ، به دلیل هاشمی بودن، توانست هر دو را در یک وضعیت بینابینی خفظ نماید و این یعنی اوج سیاست ورزی در یک حامعه توده ای و نظام سیاسی متاثر از ان.
٢. هاشمی مهم بود. زیرا وزنه سنگینی در گفتمان رسمی بود که حوزه عمومی هم به او اعتماد داشت. اعتماد، مهم ترین چسب اجتماعی است که از شکاف دولت- ملت می کاهد و مشروعیت کفتمان سیاسی ، متاثر از آن برساخته می شود. هاشمی توان برساختن این اعتماد را داشت و در گفتمان رسمی هم تلاش داشت با سیاست ورزی خود، سیاست را نرم سازد و به نفع هر دو طرف، چسب اجتماعی را چسبناک تر سازد گر چه هاشمی با این رویکرد، چسب خود در قدرت را کم تر و ضعیف تر می ساخت ، اما تعادل را برقرار می ساخت. هاشمی مهم است زیرا نماد بخشش مردم ایران است. نماد بزرگتر شدن مردم و فربه تر شدن اندیشه جامعه ایرانی است که دیگر اهل انتقام و انقلاب نیست و اهل اصلاح و اعتدال است. مردمی که می بخشد گر چه فراموش نمی کند. حتا فراتر رفته از مخالف دیروز قهرمان می سازد. جامعه ایران با قهرمان کردن هاشمی نشان داد که واگرا نیست و پذیرا است.
هاشمی و مرگ هاشمی همچنین نشان داد ما کماکان پیش نرفته ایم و روح و میراث گذشته کماکان در ما جاریست. لقب بخشی به افراد کنونی انهم در زمان مرگ ان فرد که با مرگش خود جزو گذشته می شود نشان می دهد ما، کماکان گذشته رجوعیم وگذشته ساز و همچنین ، نشان از قدرت فزون یافته ی گذشته در درون حال ماست.

٣. در جهان پست مدرن و عصر شبکه ای دیمر نمی توان به تحلیل رخدادهای درون ، بدون تغییر و تحولات بیرون اقدام نمود. جهان کنونی، شبکه ای در هم تنیده از منافع و مصالح نیروهای هم سو و همچنین متخالف است. اقتدارها و فروریزی ها بیش از اینکه وابسته به قدرت داخلی باشد متاثر از عوامل خارجی و عملکرد رسانه هاست. وانموده ها هستند که اذهان جهان را تغذیه می کنند و واقعیت به پس پشت رانده شد. در چنین وضعیت پیچیده ای بر اساس اثر پروانه ای ، انتخاباتی در ان سوی جهان ، انتخاب های نقطه ای دیگر در جهان را تعیین می کند. بر هنین اساس، ایران پسا هاشمی به دلیل زمان رخداد آن در دوران ترامپ، ایرانی سخت تر و پیچیده تر است. با رفتن هاشمی و روی کار آمدن رسمی ترامپ ، شعر فروغ فرخزاد تازگی پیدا می کند که: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

۴. اصلاحات و اعتدال در وضعیت پسا هاشمی در صورت تایید صلاحیت روحانی می تواند از فضای تاثیر روانی مثبت درگذشت هاشمی در پیروزی انتخابات بهره ببرد.
اما کار اعتدال و اصلاح در وضعیت کنونی، سخت تر می شود گر چه با حضور ترامپ، در بود هاشمی هم سختی حاکم می شد اما مرگ هاشمی، اصطراب ان را زنده کرد و قوی تر ساخت
منوچهر اتشی شعری سروده بود که شاید وضعیت کنونی را توصیف نماید:
در فصل بادهای تب آور
در خواب های خالی
و آب های راکد بی ماه و موج
ای دل چگونه گل خواهی کرد؟

۵. میراث هاشمی ، ارزش یافتن سیاست ورزی و میانه روی است. میراث هاشمی همچنین بخشش اجتماعی است. هاشمی برای ما نشان داد که سیاست مهم است و ارزشمند و سیاست ورزی مهم تر از ناسیاست ورزی تاریخی ماست. هاشمی جدای این موارد ، نشان داد از مواجهه با افکار عمومی نبایست هراس داشت. او در انتخابات هایی با نه مردم روبرو شد و در انتخابات هایی پیش و پس از نه ها با آری روبرو شد. در تشییع جنازه اش هم که آخرین انتخاباتش بود با اری نهایی روبرو شد.

نظرات

تیتردو

حمید موذنی
گفت و گو از: سودابه زیارتی مردم بوشهر، مردمی مظلوم و آرام هستند. به‌نظر شما آیا این یک ویژگی مثبت و افتخارآمیز برای بوشهری‌هاست؟ این خصوصیت تا چه اندازه باعث آسیب این مردم شده؟ شما فکر نمی‌کنید این مظلومیت تا حد زیادی مردم را از همدلیِ عملی نسبت به یکدیگر دور کرده است؟(باتوجه به این‌که […]
آرشیو

مقالات

حمید موذنی
شجریران
غزال ساکی
روزنامه‌نگار حوزه‌ی جامعه و زنان
محمود بدیه
کلیسای گریگوری
حمید موذنی
توسعه بدون مطبوعات آزاد رخ نمی‌دهد
اسلاوی ژیژک
به برهوتِ ویروسی (وایرال) خوش آمدید
محمد غمخوار
رفتار دوگانه کرونا در بوشهر
علی شیخ زاده
استندآپ کمدی و طنز در دنیای مدرن
احمدزیدآبادی
مجلس یازدهم؛ پدیده‌ای نوظهور؟
پدرام باقری
دو نکته درباره قتل رومینا
راضیه اشعثی
ما بر مخروبه ای از بنیان های زیستی نشسته ایم!!!
ایرن واعظ‌زاده
کامو و مفهوم عدالت
مبین کرباسی
هزارمیلیارد تومان کجاست؟
یاشار تاج‌محمدی
در سوگِ خویش‌کاران (تاملاتی در پروژه‌یِ فکریِ شاهرخِ مسکوب)
هانا موسوی
“جهان مد و کالا شدگی زنان “
مرتضی رضایی
به وقت تتلو… به وقت شجریان… به وقت گوگوش
اسلاوی ژیژک
پاندمیک؛ کرونا جهان را تکان می‌دهد
غزال ساکی
نقد فمینیستی شاهنامه
سید مسعود حسینی
نگاهی به “بیمار در بیمارستان”
آلن بدیو
در مورد وضعیتِ اپیدمی
اسلاوی ژیژک
ما گونه‌ای هستیم که به حساب نمی‌آید
نعمت الله فاضلی
به خانه برمی‌گردیم اما به کدام خانه؟
جواد کاشی
مرگ دورِهَم عروسی است
حمید موذنی
جهان و کرونا: امروز و فردا
روزبه آقاجری
میراث زنده یک مبارز سوسیالیست
امیر ارسلان ادیب
چه‌کسی در خانه نمی‌ماند؟
امین بزرگیان
بوردیو و خرید در مواقع اضطراری
مهسا اسدالله‌نژاد
نیروی چشم‌های خیره مردم
پدرام باقری
ما در وضعیتِ بی‌دولتی قرار گرفته‌ایم
امیر ادیب
دختران خیابان انقلاب و رهاسازی نیروی «امتناع»
جان ام بری
چگونه آنفلوآنزای دهشتناکِ ۱۹۱۸ در سراسر آمریکا شیوع یافت؟
پدرام باقری
دو نکته درباره پرسش و پاسخ در سنای آمریکا
سید مسعود حسینی
کورونا و کورا – مرگ و پروا
مهسا اسدالله‌نژاد
کرونا و دو مسئله‌ی «غیرطبیعیِ» آن
امیر ارسلان ادیب
آپارتاید کارگری
مصطفی مهرآیین
نابود کردن فرآیندها،نابود کردن زندگی و تولید خشونت
نوید کلهرودی
شرحی بر کتاب اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی از هانا آرنت
سعید ربیعی
انقلاب لهستان: لخ‌والسا و اتحادیه‌ی کارگری
حمید موذنی
عشق در سالهای وبا
حمید موذنی
درس های سریال تاج و تخت
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
آرشیو