ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی پیش رونده یا تدریجی

محمد رضا فولادی:
بعد از طرح بحث های هم گرایانه ملی توسط رهبران جریان اصلاحات، تعداد زیادی از نیروهای سیاسی در پی این پیشنهادات به موجی از ایده های همبسته محور/ محافظه کارانه دامن زدند؛ و البته این عملکرد معقول و پذیرفتنی بود و می توانست راهگشای افق های جدیدی باشد (در صورت پیوند آن با ظرفیت های خفته جریان اصلاح طلبی). اما مقادیر عمده ای از معضلات داخلی در اردوگاه اصلاح طلبی وجود دارد که سرنوشت رد/ پذیرش این طرح های پیشنهادی از سوی نهادهای حاکمیتی، در واکاوی آن معضلات بسیار بازنمایاننده است.
بسیاری از کنش های نیروهای موسوم به اصلاح طلب از ابتدای طرح بحث اصلاحات در کشور تا به امروز، فاقد انرژی لازم برای پیش برد امر اصلاح طلبی بوده است. بخش مهمی از نیروهای سیاسی به دنبال یک سوخت و ساز دست اول، از بالا به پایین و بی دردسر هستند تا در کنار تثبیت جایگاهشان و علاوه بر حل شدن مشکلات کشور، امور فارغ از “منازعات کلان در صفحات قدرت، از حکومت تا جامعه” پیش رود. البته این سبک و سیاق در تئوری مذموم نیست، بلکه می تواند با حذف و اضافه هایی در روش ها مورد اقبال عمومی هم قرار گیرد؛ اما وقتی در زمینه رخدادهای دو دهه اخیر کشور جانمایی و فهم شود، بسیار بی ربط، پر اشکال، انتزاعی و تخیلی به حساب خواهد آمد.
نگاه از بالا به پایین سیاستمداران، مدیران و بوروکرات های ایرانی (حتی آن ها که در اردوگاه اصلاح طلبی قرار دارند)، حکایت از تثبیت یک سری رویه ها، الگوهای رفتاری و شاخص های عملکردی در فضای سیاسی و مدیریتی کشور دارد؛ که کمترین همخوانی را با شاخصه های امر اصلاحی دارد و در عمل با پتانسیل، توان و استراتژی برخاسته از این سبک کنش گری (که در الگوهای تنگ نظرانه نهادینه رسمی رشد کرده و شکل گرفته است) نمی توان به اصلاحات در کشور دامن زد. همین کمبودهاست که باعث می شود تا نیروهای سیاسی مطرح دائما درجا بزنند و راهبردهای یک جریان بیست ساله را بر پایه های نامستحکم بنا کنند.
قابل درک است که طرح بحث های هم گرایی ملی منطقی مبین دارد، اما بنای راهبرد کل جریان اصلاحات بر هم کنش همگرایانه سایر جریانات سیاسی نیز استراتژی اطمینان بخشی نبوده و علاوه بر ایجاد سستی، در شرایط هیجانی به نفرت و دوری و انشقاق بیشتر در کشور می انجامد. گفته می شود که راه ها همه بسته است و عقلانیت سیاسی در حصر خواسته ها و کاهش سطح عملکرد اصلاحی می باشد؛ و این راهی طولانی و تدریجی است و البته که تنها راه است. واقعیت این است که مقدمات و نتایج این جمع بندی به خوبی مورد پرسش قرار نگرفته است؛ کدام عقلانیت؟ کدام عملکرد محدود؟ و کدام راه تدریجی؟ پایه های راهبرد مبهم اصلاحی سرشار از ناگفته های جست و جو نشده و واکاوی نشده است.

به راستی پیش برد برخی تحولات در زیر پوست جامعه و دولت و حاکمیت در دو دهه اخیر با چه ابزار و روش هایی عملی شده است؟ تحمیل سبک زندگی متفاوت از منظرهای ایدئولوژیک در جامعه، ظهور جنبش های خرد ملی و قومی که علیرغم فشارها همچنان به شکل اصولی خواسته های خود را مطرح می کنند، تغییرات محسوس در فضای اجتماعی، حضور غیر قابل انکار بخش های نادیده گرفته شده جامعه چون زنان و بسیاری از تحولات غیر حاکمیتی در کشور، حاصل کدام روش و جریان و موج پیش رونده بوده اند؟ و در مقابل ناکامی ها حاصل کدام روش و جریان و موج پس رونده بوده اند؟
به نظر می رسد در درون جریان اصلاح طلبی بحث های باز نشده و تضارب آرا ضروری و گفتمان های محدود شده با اهمیتی وجود دارد که بدون بها دادن به آن ها، نمی توان از گردنه دشوار مشکلات عبور کرد. همواره گفته شده است (البته در زمانه کارزارهای انتخاباتی) که توجه به جریانات اجتماعی و عمل در صحنه جامعه و برساختن جدی جامعه مدنی یک پایه اساسی پیشبرد جریان اصلاحات است؛ و اما حضور در قدرت و پیروزی در صندوق رای و چانه زنی با جریان های قدرتمندِ رقیب هم پایه ای اساسی است و نمی توان آن را نادیده گرفت. اما در صحنه واقعی، جریان اصلاحات از کدام پایه موفقیت به دست آورده و از کدام هزیمت یافته است؟ به کدام پایه بها داده و کدام نادیده گرفته شده است؟ جریان اصلاحات در برقراری تعادل حیاتی میان پایه های توان افزاییش چگونه عمل کرده است؟
نادیده گرفته شدن انتظارات رهبران جریان اصلاحات ازسوی نهادهای حاکمیتی کاملا قابل پیش بینی بود و البته از منطق مشخصی هم برخوردار است. در عین حال نمی توان به صرف این نادیده انگاشته شدن ها صحنه سیاسی و اجتماعی را ترک گفت. اما می توان در راهبرد و عملکرد، به صورت بنیادی و اصولی نقاط تمرکز جریان اصلاح طلبی را تغییر داد. جریان اصلاحات سر ستیز ندارد، اما می بایست اصول و شاخص های استوار و محکم و غیر قابل عدولی داشته باشد. حرکت تدریجی و دائمی و زمان بر، فقط زمانی پیش رونده است که بر اصول مستحکمی بنا نهاده شده باشدو منفعت طلبی ها، خمودگی ها، ناتوانی ها و کژ کارکردی ها در درون جریان اصلاحات پالایش شوند. جریان اصلاحات غیر قابل نادیده گرفتن است و فقط اگر نیروهای اثرگذار جریان اصلاحی به همراه نیروهای میانی بر خواسته های منطقی خود جهت اصلاحات جدی (در هر موقعیت و فرصتی) پافشاری مکرر نمایند و اسیر تقلیل گرایی نشوند و ظرفیت های اجتماعی خود را تقویت نمایند؛ می توان افقی از یک راه تدریجی، پیوسته و البته پیش رونده (به معنای واقعی کلمه) را بازگشایی نمود. و این نیز با ذوق زدگی از پیشنهاد های هم گرایانه ملی و دل سردی و بی علاقگی به امر سیاسی ناشی از نادیده انگاشتن این پیشنهاد ها، همخوانی ندارد.

 

نظرات

تیتردو

جنوب استانها ؛
۱۲۰میلیارد دلار درامد چهارساله، قطب اقتصادی ایران و تنها یک صندلی سبز در بهارستان !!! ثروتی که پایه و اساس قدرت نیست. محمود منصوری خبرنگار و فعال سیاسی امروز حرف اول را در حوزه های مهم اقتصادی، استراتژیک ، پتانسیل ها و حتی نظامی حوزه ی جنوبی استان بوشهر که شامل شهرستان های جم، دیر، […]
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
حامد داراب
چرا داریوش آشوری روشنفکر است؟
محمدمهدی اردبیلی
غذا و وسوسه‌های شیطان
اسلاوی ژیژک
وقتی گزینه‌هایِ پیش‌ِ رو یکی از یکی بدترند
میشل فوکو
قدرتِ مقاومت‌کردن
حسام سلامت
در نقد اسطوره‌ی مردمِ همیشه خوب
حسین باقری
«فرو رفتنِ کلمه در فعلنِ پهلوها»
فرشاد پارسیان
حقوق و اخلاق در آرا بنتام
امیر محقق
۷ کتاب با موضوع «شهر» که باید بخوانیم
سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
آرشیو